Madar Shohar ~ Music-Fa.Com
3 Baradar Khodaverdi ~ Music-Fa.Com
تقدیم به مادرشوهرقشنگم..
❤️🩹❤️🔥💔
❤️🩹❤️🔥💔
Che Konam
Reza Bahram
در نهایت، شبی برای آخرین بار به تو فکر میکنم… و تمام میشوم..
❤️🩹❤️🔥💔
❤️🩹❤️🔥💔
Roozaye Sakht
Masoud Sadeghloo
تقدیم به رفیق های ابدی..
❤️🩹❤️🔥💔
❤️🩹❤️🔥💔
دوستی به این نیست که همیشه کنار هم باشید، به اینه که وقتی از هم دورید، بدونید هیچ چیزی تغییر نمیکنه..
❤️🩹❤️🔥💔
❤️🩹❤️🔥💔
🎶℘ آٍوٰٰٖاًّـےٍٕ نـےٖٖ ℘🎶
Reza Bahram – Che Konam
ای مرا جان و جهان
بی تو جهان رو چه کنم
تو برایم همه ای
من همگان را چه کنم
بی تو دلم را چه کنم صبر کم م را چه کنم
ای ناخدا در دل من دریای غم را چه کنم
درود بر شما دوستان گرامی
شب آدینه تون به دور از غبار تنهایی دلتون شاد و بی غم..
❤️🩹❤️🔥💔
بی تو جهان رو چه کنم
تو برایم همه ای
من همگان را چه کنم
بی تو دلم را چه کنم صبر کم م را چه کنم
ای ناخدا در دل من دریای غم را چه کنم
درود بر شما دوستان گرامی
شب آدینه تون به دور از غبار تنهایی دلتون شاد و بی غم..
❤️🩹❤️🔥💔
@JanJiyarlr
من توقلب تو اسیرم
تقدیم کن به عشقت
من تو قلب تو اسیرم♥️
❤️🩹❤️🔥💔
من تو قلب تو اسیرم♥️
❤️🩹❤️🔥💔
سهم من از تو دوريه
<unknown>
تقدیم به کسایی ک کنارمون نیستن
اما جاشون تاابد تو قلبمونه💔😔
❤️🩹❤️🔥💔
اما جاشون تاابد تو قلبمونه💔😔
❤️🩹❤️🔥💔
کائنات وجودی واحد است. همه چیز و همه کس با نخی نامرئی به هم بستهاند. مبادا آه کسی را برآوری؛ مبادا دیگری را، به خصوص اگر از تو ضعیف تر باشد، بیازاری. فراموش نکن اندوه آدمی تنها در آن سوی دنیا ممکن است همه انسانها را اندوهگین کند. و شادمانی یک نفر ممکن است همه را شادمان کند.
#الیف_شافاک
❤️🩹❤️🔥💔
#الیف_شافاک
❤️🩹❤️🔥💔
#اصلاحیه
سلام از من به شبهایی که بی تو یار من گشتند
سلام از من به تب هایی ، که شبها دار من گشتند
#سلام از من بر آنانی که دردم را ندانستند
ولی مرهم به زخم دل ، بر این شبکار من گشتند
#درود من بر آن گلها که شب ها غنچه می کردند
سحر در بزم گلرویان ، گل از گلزار من گشتند
#رفیق بی کلک مادر اگرچه بود و می باشد
مرا بهتر ز هر مادر چنان دلدار من گشتند
قسم بر #شب که با #چادر رخ از معشوقه می پوشد
همان شب های تاریکی که چون زنار من گشتند
در این شطرنج بی حاصل ، به شاهان کی جفا می شد
که سربازان خوش باور ، فقط غمخوار من گشتند
الا ای دهر دون پرور که کردی سفله را سرور
مپرس از شعله هایی که در این نیزار من گشتند
سلامم را تو پاسخ گو که کس جز خس نمی بینم
خدایا بیقراران را نگر دلدار من گشتند
رضارضایی « بیقرار »
❤️🩹❤️🔥💔
سلام از من به شبهایی که بی تو یار من گشتند
سلام از من به تب هایی ، که شبها دار من گشتند
#سلام از من بر آنانی که دردم را ندانستند
ولی مرهم به زخم دل ، بر این شبکار من گشتند
#درود من بر آن گلها که شب ها غنچه می کردند
سحر در بزم گلرویان ، گل از گلزار من گشتند
#رفیق بی کلک مادر اگرچه بود و می باشد
مرا بهتر ز هر مادر چنان دلدار من گشتند
قسم بر #شب که با #چادر رخ از معشوقه می پوشد
همان شب های تاریکی که چون زنار من گشتند
در این شطرنج بی حاصل ، به شاهان کی جفا می شد
که سربازان خوش باور ، فقط غمخوار من گشتند
الا ای دهر دون پرور که کردی سفله را سرور
مپرس از شعله هایی که در این نیزار من گشتند
سلامم را تو پاسخ گو که کس جز خس نمی بینم
خدایا بیقراران را نگر دلدار من گشتند
رضارضایی « بیقرار »
❤️🩹❤️🔥💔
به شب سلام که بی تو رفیق راه من است
به شب درود که هم پشت و هم پناه من است
به چادر سیهِ شب ، خیال یار و رفیق
به آن شبی که نشینم کنار یار شفیق
که آمیزند پر و کاشانه میکند به دلم
و میبرد ز خیالم هر آنچه غصه و غم
پناه میدهدم در حصار سینه ی خویش
که میکند همه فارغ تن من از کم و بیش
رها نمی کند آغوش درد بی تو مرا
به خواب میبردم گور سرد بی تو مرا
❤️🩹❤️🔥💔
به شب درود که هم پشت و هم پناه من است
به چادر سیهِ شب ، خیال یار و رفیق
به آن شبی که نشینم کنار یار شفیق
که آمیزند پر و کاشانه میکند به دلم
و میبرد ز خیالم هر آنچه غصه و غم
پناه میدهدم در حصار سینه ی خویش
که میکند همه فارغ تن من از کم و بیش
رها نمی کند آغوش درد بی تو مرا
به خواب میبردم گور سرد بی تو مرا
❤️🩹❤️🔥💔
#دکلمه
سلام بُغض ِ مَریضم! سلام شُربِ مُدامم!
سلام رَنجِ عزیزم! سلام ماهِ حَرامم!
چقدر حیف نخواندی که من کُدام پَیامَم
چقدر حیف ندیدی که من چقدر سلامَم!
غم است تلخی ِ کامم غم است شوری ِ آشم
غم است شاعری ِ تو... غَم است کُلِّ تلاشم
که تو غزل بنویسی و هیچ جاش نباشم!
که تو ترانهسُرایی و مَن، مُخاطب ِ عامَم
چگونه کشف کنم با کدام جمع نشستی؟!
پیام هم نفرستم در این فِضاحت و مَستی:
«چرا هنوز دلم را عمیقتر نشکستی!؟
ببین چه آینهام من! ببین چه سنگ ِ تمامم!»
چگونه با تو بگویم از انتظار ِ نگاهم!؟
"لبت کجاست عزیزم که خاک ِ چَشم به راهم"
تو را چقدر بخواهم که از تو هیچ نخواهم!؟
که زخم کرده دلم را غم ِ نمک به حرامم!
همین که مُحتملی از میان این همه هرگز!
عبور میکنم از هر چه خطّ ِ مُمتد ِ قرمز!
چقدر فال بگیرم!؟ بگو به حضرتِ حافظ
که مُرده است دِل من! جریده است دَوامم!
نه تو مُمِدِّ حیاتی نه من مُفرّحِ ذاتم!!
ولی اگر تو بخواهی خزانهی برکاتم
سقوط کن که ببینی چقدر چترِ نجاتم!
شروع کن که ببینی چقدر حُسنِ ختامم!
بُکُش مرا دو برابر! که تو دو بار عزیزی!
وَ میرسند به تو عشقم... که خون ِ خلق بریزی
اگرچه باز نفهمی که من کدام پیامم
اگرچه از طرف من نمیرسد به تو چیزی:
سلام رنج ِ عزیزم... سلام ماه ِ حرامم...
یاسر قنبرلو
❤️🩹❤️🔥💔
سلام بُغض ِ مَریضم! سلام شُربِ مُدامم!
سلام رَنجِ عزیزم! سلام ماهِ حَرامم!
چقدر حیف نخواندی که من کُدام پَیامَم
چقدر حیف ندیدی که من چقدر سلامَم!
غم است تلخی ِ کامم غم است شوری ِ آشم
غم است شاعری ِ تو... غَم است کُلِّ تلاشم
که تو غزل بنویسی و هیچ جاش نباشم!
که تو ترانهسُرایی و مَن، مُخاطب ِ عامَم
چگونه کشف کنم با کدام جمع نشستی؟!
پیام هم نفرستم در این فِضاحت و مَستی:
«چرا هنوز دلم را عمیقتر نشکستی!؟
ببین چه آینهام من! ببین چه سنگ ِ تمامم!»
چگونه با تو بگویم از انتظار ِ نگاهم!؟
"لبت کجاست عزیزم که خاک ِ چَشم به راهم"
تو را چقدر بخواهم که از تو هیچ نخواهم!؟
که زخم کرده دلم را غم ِ نمک به حرامم!
همین که مُحتملی از میان این همه هرگز!
عبور میکنم از هر چه خطّ ِ مُمتد ِ قرمز!
چقدر فال بگیرم!؟ بگو به حضرتِ حافظ
که مُرده است دِل من! جریده است دَوامم!
نه تو مُمِدِّ حیاتی نه من مُفرّحِ ذاتم!!
ولی اگر تو بخواهی خزانهی برکاتم
سقوط کن که ببینی چقدر چترِ نجاتم!
شروع کن که ببینی چقدر حُسنِ ختامم!
بُکُش مرا دو برابر! که تو دو بار عزیزی!
وَ میرسند به تو عشقم... که خون ِ خلق بریزی
اگرچه باز نفهمی که من کدام پیامم
اگرچه از طرف من نمیرسد به تو چیزی:
سلام رنج ِ عزیزم... سلام ماه ِ حرامم...
یاسر قنبرلو
❤️🩹❤️🔥💔
نامه ای به روح بزرگم
سلام به تو که از همه به من نزدیک تری
و مرا از تو غفلتی بود دائمی
اما فهمیده ام جز تو ندارم
و باید تو را به آغوش بگیرم
میان تمام روزهایی که سخت دلگیر میشوی و جز سکوت تو را راهی نیست،
آرام باش که آبادت میکنم
در هرچه بود و هست شریکت میکنم،
روزهای خوب را سهم خود میکنیم،
در شکوهی ازلی قدم میزنیم و هر آنچه خوبی ست برای خود ابدی،
بمان و دوام بیاور که جز تو مرا یاری نیست و تو را جز من همراهی...
در سکوتی تو را نوایت میدهم که چه با ابهت در من غوغا میکنی و مرا جز دوست داشتنت گفته ای نیست.... ❤️
❤️🩹❤️🔥💔
سلام به تو که از همه به من نزدیک تری
و مرا از تو غفلتی بود دائمی
اما فهمیده ام جز تو ندارم
و باید تو را به آغوش بگیرم
میان تمام روزهایی که سخت دلگیر میشوی و جز سکوت تو را راهی نیست،
آرام باش که آبادت میکنم
در هرچه بود و هست شریکت میکنم،
روزهای خوب را سهم خود میکنیم،
در شکوهی ازلی قدم میزنیم و هر آنچه خوبی ست برای خود ابدی،
بمان و دوام بیاور که جز تو مرا یاری نیست و تو را جز من همراهی...
در سکوتی تو را نوایت میدهم که چه با ابهت در من غوغا میکنی و مرا جز دوست داشتنت گفته ای نیست.... ❤️
❤️🩹❤️🔥💔
" خدا حافظ "
شما ای خاطرات کهنه وآشفته ودرهم
شما ای قصه های رفته از خاطر
شما ای رفته های تلخ و درد آور
زمن امشب چه می خواهید ؟
در این غربت که گردیده سخن اندر گلو خاموش
در این ظلمت که یخ بسته به لبها خنده وشادی
در این خفّت که می میرم به کنجی یکه وتنها
نمی خواهم شما از مردنم کس را خبر سازید
نمی خواهم که مادر تلخی جان کندنم بیند
نمی خواهم پدر بر هم نهد چشمان بازم را
نمی خواهم به چشم دلبرم اشکی پدید آید از این مردن
نمی خواهم ...........
دگر ای خاطرات کهنه و درهم ... خدا حافظ
دگر ای رفته های تلخ و درد آور خدا حافظ
دگر ای قصه های رفته از خاطر خدا حافظ
خدا حافظ عزیزانم ........
و اما نامه ای کوچک که لَختی پیش بنوشتم
اگر افتد به دست مادرم خواندن نمی داند
اگر افتد به دست خواهرم اشکش فرو ریزد
اگر افتد به دست دلبرم از دل کشد فریاد
شما ای خاطرات کهنه و آشفته و درهم
به خاطر خوب بسپارید .......
هم اکنون نامه ام را زبر لب آهسته می خوانم :
سلام آخرین مادر ،،
دگر نام مرا در دفتر شعری نخواهی دید
دگر در ظلمت شب در به رویم وا نخواهی کرد
دگر در آستان در زچشمانت نمی خوانم :
چرا دیر آمدی منزل ؟ در این سرما کجا بودی ؟
ویا در زیر لب آهسته و محزون نخواهی گفت :
بمیرد مادرت ، مُردی زعشق دختری گمراه ؟
پیام آخرین مادر :
اگر روزی رفیقی مهربان آید به دیدارم ،
ویا در کوچه و برزن کسی پرسد فلانی کو ؟
بگو در بستر ناکامی و حسرت شبی جان داد .
... واما تا دم آخر به سختی این سخن می گفت :
" خدا باشد نگهدارش "
ایا ای دوستان رفتم خدا حافظ .....
خدا حافظ عزیزانم .........
خدا حافظ ....
#غفارحسین نژاد
❤️🩹❤️🔥💔
شما ای خاطرات کهنه وآشفته ودرهم
شما ای قصه های رفته از خاطر
شما ای رفته های تلخ و درد آور
زمن امشب چه می خواهید ؟
در این غربت که گردیده سخن اندر گلو خاموش
در این ظلمت که یخ بسته به لبها خنده وشادی
در این خفّت که می میرم به کنجی یکه وتنها
نمی خواهم شما از مردنم کس را خبر سازید
نمی خواهم که مادر تلخی جان کندنم بیند
نمی خواهم پدر بر هم نهد چشمان بازم را
نمی خواهم به چشم دلبرم اشکی پدید آید از این مردن
نمی خواهم ...........
دگر ای خاطرات کهنه و درهم ... خدا حافظ
دگر ای رفته های تلخ و درد آور خدا حافظ
دگر ای قصه های رفته از خاطر خدا حافظ
خدا حافظ عزیزانم ........
و اما نامه ای کوچک که لَختی پیش بنوشتم
اگر افتد به دست مادرم خواندن نمی داند
اگر افتد به دست خواهرم اشکش فرو ریزد
اگر افتد به دست دلبرم از دل کشد فریاد
شما ای خاطرات کهنه و آشفته و درهم
به خاطر خوب بسپارید .......
هم اکنون نامه ام را زبر لب آهسته می خوانم :
سلام آخرین مادر ،،
دگر نام مرا در دفتر شعری نخواهی دید
دگر در ظلمت شب در به رویم وا نخواهی کرد
دگر در آستان در زچشمانت نمی خوانم :
چرا دیر آمدی منزل ؟ در این سرما کجا بودی ؟
ویا در زیر لب آهسته و محزون نخواهی گفت :
بمیرد مادرت ، مُردی زعشق دختری گمراه ؟
پیام آخرین مادر :
اگر روزی رفیقی مهربان آید به دیدارم ،
ویا در کوچه و برزن کسی پرسد فلانی کو ؟
بگو در بستر ناکامی و حسرت شبی جان داد .
... واما تا دم آخر به سختی این سخن می گفت :
" خدا باشد نگهدارش "
ایا ای دوستان رفتم خدا حافظ .....
خدا حافظ عزیزانم .........
خدا حافظ ....
#غفارحسین نژاد
❤️🩹❤️🔥💔
آن که پیشت بند میآید زبانش، لال نیست
حرف دل را باید از چشمان عاشق بشنوی
#حمیدرضا_ایلانلو🍂
❤️🩹❤️🔥💔
آن که پیشت بند میآید زبانش، لال نیست
حرف دل را باید از چشمان عاشق بشنوی
#حمیدرضا_ایلانلو🍂
❤️🩹❤️🔥💔
اگر شما میخواهيد رابطهای را بهبود دهيد، قبل از هرچيز بايد رابطهای را که با خودتان داريد بهبود ببخشيد. اگر شما دلتان نمیخواهد با خودتان باشيد، چرا ديگران بايد دلشان بخواهد که با شما باشند؟ وقتی شما از بودن با خودتان شاد هستيد، آنوقت همه روابط ديگرتان هم بهبود پيدا میکنند. يک انسان شاد ديگران را بهسوی خود جلب میکند. اگر شما بهدنبال عشق بيشتر هستيد، پس بايد خودتان را بيشتر دوست بداريد. مسئله به همين سادگی است.
اين يعنی نبايد هيچ انتقاد، گله، شکايت، سرزنش و آه و نالهای وجود داشته باشد و ما هرگز نبايد احساس تنهابودن را انتخاب کنيم. يعنی اينکه در لحظه حال از خودتان کاملاً راضی باشيد و انتخاب نماييد به چيزهايی فکر کنيد که همين حالا شما را خيلی خوشحال میکنند.
❤️🩹❤️🔥💔
اين يعنی نبايد هيچ انتقاد، گله، شکايت، سرزنش و آه و نالهای وجود داشته باشد و ما هرگز نبايد احساس تنهابودن را انتخاب کنيم. يعنی اينکه در لحظه حال از خودتان کاملاً راضی باشيد و انتخاب نماييد به چيزهايی فکر کنيد که همين حالا شما را خيلی خوشحال میکنند.
❤️🩹❤️🔥💔