دستهای من از روشنی جهان پر بود
و تو در سايه روشن روح خود ايستاده بودی
گاه پرندهوار، شگفتزده به جای خود میماندی نازی
تو از آب بهتری
تو از سیب بهتری
تو از ابر بهتری
تو به سپيده دم خواهی رسيد
مبادا بلغزی
من دوست توام و دست تو را میگيرم
روان باش، که پرندگان چنيناند و گياهان چنيناند
چون به درخت رسيدی، به تماشا بمان
تماشا تو را به آسمان خواهد برد
در زمانهی ما نگاه کردن نياموختهاند و درخت
جز آرايش خانه نيست و هيچکس گلهای حياط همسايه را باور ندارد
پيوندها گسسته
کسی در مهتاب راه نمیرود و از پرواز کلاغی هشيار نمیشود
و خدا را کنار نردهی ايوان نمیبيند
و ابديت را در جام آبخوری نمیيابد
در چشمها شاخه نيست
در رگها آسمان نيست
در اين زمانه، درختها از مردمان خرّمترند
کوهها از آرزوها بلندترند
نیها از انديشهها راستترند
برفها از دلها سپيدترند
میان این روز ابری، من تو را صدا زدم
من تو را میان جهان صدا خواهم کرد
و چشم به راه صدایت خواهم بود
و در این درّهی تنهایی، تو آب روان باش و زمزمه کن، من خواهم شنید...
#سهراب_سپهری
𖣦 ⃘⃔⃟ٜٖٜٖ༺🍃⭐️🔖⭐️🍃༻⃘⃕⃟ٜٖٜٖ 𖣦჻ᭂ࿐l
https://t.me/+v73ebLNWQOZjNjFk
و تو در سايه روشن روح خود ايستاده بودی
گاه پرندهوار، شگفتزده به جای خود میماندی نازی
تو از آب بهتری
تو از سیب بهتری
تو از ابر بهتری
تو به سپيده دم خواهی رسيد
مبادا بلغزی
من دوست توام و دست تو را میگيرم
روان باش، که پرندگان چنيناند و گياهان چنيناند
چون به درخت رسيدی، به تماشا بمان
تماشا تو را به آسمان خواهد برد
در زمانهی ما نگاه کردن نياموختهاند و درخت
جز آرايش خانه نيست و هيچکس گلهای حياط همسايه را باور ندارد
پيوندها گسسته
کسی در مهتاب راه نمیرود و از پرواز کلاغی هشيار نمیشود
و خدا را کنار نردهی ايوان نمیبيند
و ابديت را در جام آبخوری نمیيابد
در چشمها شاخه نيست
در رگها آسمان نيست
در اين زمانه، درختها از مردمان خرّمترند
کوهها از آرزوها بلندترند
نیها از انديشهها راستترند
برفها از دلها سپيدترند
میان این روز ابری، من تو را صدا زدم
من تو را میان جهان صدا خواهم کرد
و چشم به راه صدایت خواهم بود
و در این درّهی تنهایی، تو آب روان باش و زمزمه کن، من خواهم شنید...
#سهراب_سپهری
𖣦 ⃘⃔⃟ٜٖٜٖ༺🍃⭐️🔖⭐️🍃༻⃘⃕⃟ٜٖٜٖ 𖣦჻ᭂ࿐l
https://t.me/+v73ebLNWQOZjNjFk
در بندها بس بندیان، انسان به انسان دیدهام
از حُکمبر تا حُکمران، حیوان به حیوان دیدهام
در مَکرِ او در فکرِ این، در شُکرِ او در ذکرِ این
از حاجیان تا ناجیان، شیطان به شیطان دیدهام
دیدی اگر بیخانمان، از هر تباری صد جوان
من پیرهایِ ناتوان، دربان به دربان دیدهام
آن کس که شد خصمِ سِتم، نوبت بر او زد چون رَقَم
تیغِ زبانَش خون چکان، فرمان به فرمان دیدهام
در مُفتیان مستی ببین، صد چشمه تردستی ببین
من بازیِ این قاضیان، میدان به میدان دیدهام
در وا مکُن بر این و آن، هر کس نباشد همزبان
من خصمِ جانِ میزبان، مهمان به مهمان دیدهام
در آرزویِ یک نَفَس، از کف مَده کُنجِ قفس
من اُجرتِ آزادگان، زندان به زندان دیدهام
ای روزگارِ دلشکن، هر دَم مرا سنگی مَزن
من سنگها در لُقمه نان، دندان به دندان دیدهام
از خود رَجَزخوانی مَکُن، تصویرگردانی مَکُن
من گردنِ گردنکَشان، رِسمان به رِسمان دیدهام
در مَروه گر جویی صفا، از کاروانها شو جُدا
من مستیِ این اُشتُران، کوهان به کوهان دیدهام
بر زُهدِ آن ایمان مَده، بر کُفرِ این میدان مَده
من سودِ این سوداگران، خُسران به خُسران دیدهام
چون از تو برگردد زمان، وای از نگاهِ دوستان
من صیقلِ این ناصحان، سوهان به سوهان دیدهام
شرحِ ستم بس خواندهام، آتش به آتش ماندهام
من اشکِ چَشمِ کودکان، دامان به دامان دیدهام
ای شوخ چَشمِ تُندخو، با من ز غمّازی مگو
من غمزههایِ اختران، کیهان به کیهان دیدهام
گر از یَزید افسانهای، با یک سَرِ فرزانهای
من چوبزن بر مُردگان، سَلمان به سَلمان دیدهام
چون پایِ موج آید میان، دریا مرو با وِردخوان
من پوچی این بادبان، طوفان به طوفان دیدهام
تکفیرکُن تکبیرگو، تزویرکُن تعزیرجو
من اَمر و نَهیِ این و آن، بُهتان به بُهتان دیدهام
از این کُله تا آن کُله، فرقی ندارد شیخ و شَه
من پاسدار و پاسبان، ایران به ایران دیدهام
چَکُش به مغزِ من مَزن، ای صبرِ فولادینِ من
من ضربتِ پُتکِ زمان، سِندان به سِندان دیدهام
این نیز ای غم بُگذرد، تاریک شب هم بُگذرد
من روزِ وصلِ دوستان، هجران به هجران دیدهام
از پُرس و جو زایَد خطر، شو در مباحث کور و کَر
من نَفی و اثباتِ جهان، بُرهان به بُرهان دیدهام
ظالمِ به ظالم میپَرَد، چون رو به غارت میبَرَد
من اشکِ غارت گَشتگان، مُژگان به مُژگان دیدهام
خاقانیا بردار سَر، ایرانِ ویران را نگَر
من صد مداین این زمان، ایوان به ایوان دیدهام
با حافظِ شیرین سُخن، گُفتم که ای اُستادِ من
من هم متاعِ واعظان، دُکّان به دُکّان دیدهام
ماتم چه گویم از وطن، , کز برگ برگِ این چمن
من خونِ چَشمِ شاعران، دیوان به دیوان دیدهام
#معینی_کرمانشاهی
𖣦 ⃘⃔⃟ٜٖٜٖ༺🍃⭐️🔖⭐️🍃༻⃘⃕⃟ٜٖٜٖ 𖣦჻ᭂ࿐l
https://t.me/+v73ebLNWQOZjNjFk
از حُکمبر تا حُکمران، حیوان به حیوان دیدهام
در مَکرِ او در فکرِ این، در شُکرِ او در ذکرِ این
از حاجیان تا ناجیان، شیطان به شیطان دیدهام
دیدی اگر بیخانمان، از هر تباری صد جوان
من پیرهایِ ناتوان، دربان به دربان دیدهام
آن کس که شد خصمِ سِتم، نوبت بر او زد چون رَقَم
تیغِ زبانَش خون چکان، فرمان به فرمان دیدهام
در مُفتیان مستی ببین، صد چشمه تردستی ببین
من بازیِ این قاضیان، میدان به میدان دیدهام
در وا مکُن بر این و آن، هر کس نباشد همزبان
من خصمِ جانِ میزبان، مهمان به مهمان دیدهام
در آرزویِ یک نَفَس، از کف مَده کُنجِ قفس
من اُجرتِ آزادگان، زندان به زندان دیدهام
ای روزگارِ دلشکن، هر دَم مرا سنگی مَزن
من سنگها در لُقمه نان، دندان به دندان دیدهام
از خود رَجَزخوانی مَکُن، تصویرگردانی مَکُن
من گردنِ گردنکَشان، رِسمان به رِسمان دیدهام
در مَروه گر جویی صفا، از کاروانها شو جُدا
من مستیِ این اُشتُران، کوهان به کوهان دیدهام
بر زُهدِ آن ایمان مَده، بر کُفرِ این میدان مَده
من سودِ این سوداگران، خُسران به خُسران دیدهام
چون از تو برگردد زمان، وای از نگاهِ دوستان
من صیقلِ این ناصحان، سوهان به سوهان دیدهام
شرحِ ستم بس خواندهام، آتش به آتش ماندهام
من اشکِ چَشمِ کودکان، دامان به دامان دیدهام
ای شوخ چَشمِ تُندخو، با من ز غمّازی مگو
من غمزههایِ اختران، کیهان به کیهان دیدهام
گر از یَزید افسانهای، با یک سَرِ فرزانهای
من چوبزن بر مُردگان، سَلمان به سَلمان دیدهام
چون پایِ موج آید میان، دریا مرو با وِردخوان
من پوچی این بادبان، طوفان به طوفان دیدهام
تکفیرکُن تکبیرگو، تزویرکُن تعزیرجو
من اَمر و نَهیِ این و آن، بُهتان به بُهتان دیدهام
از این کُله تا آن کُله، فرقی ندارد شیخ و شَه
من پاسدار و پاسبان، ایران به ایران دیدهام
چَکُش به مغزِ من مَزن، ای صبرِ فولادینِ من
من ضربتِ پُتکِ زمان، سِندان به سِندان دیدهام
این نیز ای غم بُگذرد، تاریک شب هم بُگذرد
من روزِ وصلِ دوستان، هجران به هجران دیدهام
از پُرس و جو زایَد خطر، شو در مباحث کور و کَر
من نَفی و اثباتِ جهان، بُرهان به بُرهان دیدهام
ظالمِ به ظالم میپَرَد، چون رو به غارت میبَرَد
من اشکِ غارت گَشتگان، مُژگان به مُژگان دیدهام
خاقانیا بردار سَر، ایرانِ ویران را نگَر
من صد مداین این زمان، ایوان به ایوان دیدهام
با حافظِ شیرین سُخن، گُفتم که ای اُستادِ من
من هم متاعِ واعظان، دُکّان به دُکّان دیدهام
ماتم چه گویم از وطن، , کز برگ برگِ این چمن
من خونِ چَشمِ شاعران، دیوان به دیوان دیدهام
#معینی_کرمانشاهی
𖣦 ⃘⃔⃟ٜٖٜٖ༺🍃⭐️🔖⭐️🍃༻⃘⃕⃟ٜٖٜٖ 𖣦჻ᭂ࿐l
https://t.me/+v73ebLNWQOZjNjFk
جان را بلند دار که این است بَرتری
پَستی نه از زمین و بلندی نه از سماست
#پروین_اعتصامی
https://t.me/+v73ebLNWQOZjNjFk
پَستی نه از زمین و بلندی نه از سماست
#پروین_اعتصامی
https://t.me/+v73ebLNWQOZjNjFk
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🎶℘ آٍوٰٰٖاًّـےٍٕ نـےٖٖ ℘🎶 pinned «دوستان جان خوش اومدین 🥰✨ https://t.me/+v73ebLNWQOZjNjFk»
مردها
هم
نیاز
دارند
در
خلوت
خود
ببارند
تا
کمی
خالی
شوند
از
بار
درد
و
رنجی
که
هیچ
وقت
نمی خواهند
به
رخِ
زمانه
بکشند
تصویرِ
اندوهش را
به
راستی
مردها
در
برابرِ
این
همه
رنج
مرد
هستند
#افسانه_احمدی_پونه
─┅─═ঊঈ🍃🌸🍃ঊঈ═─┅─
روز مرد بر مردان خستگی ناپذیر مباک
🌈🌈🌈🌈🌈
https://t.me/+v73ebLNWQOZjNjFk
هم
نیاز
دارند
در
خلوت
خود
ببارند
تا
کمی
خالی
شوند
از
بار
درد
و
رنجی
که
هیچ
وقت
نمی خواهند
به
رخِ
زمانه
بکشند
تصویرِ
اندوهش را
به
راستی
مردها
در
برابرِ
این
همه
رنج
مرد
هستند
#افسانه_احمدی_پونه
─┅─═ঊঈ🍃🌸🍃ঊঈ═─┅─
روز مرد بر مردان خستگی ناپذیر مباک
🌈🌈🌈🌈🌈
https://t.me/+v73ebLNWQOZjNjFk
قصهی فرهاد دنیا را گرفت ای پادشاه
دل به دست آوردن از کشورگشایی بهتر است
#فاضل_نظری🌱
https://t.me/+v73ebLNWQOZjNjFk
دل به دست آوردن از کشورگشایی بهتر است
#فاضل_نظری🌱
https://t.me/+v73ebLNWQOZjNjFk
زندگی بهشت است، برای آنانی
که عاشقانه عشق می ورزند!
بی پروا محبت می کنند
و کمتر از دیگران انتظار دارند...
https://t.me/+v73ebLNWQOZjNjFk
که عاشقانه عشق می ورزند!
بی پروا محبت می کنند
و کمتر از دیگران انتظار دارند...
https://t.me/+v73ebLNWQOZjNjFk
بر سر راه تو ، هر بار نشستن تا کی
از تو از یاد تو، یک عمر گذشتن تا کی
با دلم بد نشو ، بدجور دلم می گیرد
شیشه ی نازک دل را بشکستن تا کی
دل گرفتار شما شد شب و روز و هر آن
بر ضـریح دلتان صد گـره بستن تا کی
خسته از دربدری خسته ام از غربت و غم
دل در اندیشه ی ، رویای تو رفتن تا کی
سمت چشمان تو می آیم از این تنهایی
این چنین بند دل از سینه گسستن تا کی
باورم را به تو می بازم و افسـوس از من
پای دل میکِشی این خاطره شُستن تا کی
منتظر ماندنم اینجا نکند تأثیری؛
گله ای نیست ولی راز نگفتن تا کی
من به دنبال نگاهِ تو و تو بار سفر؛
بستن و بی من از این غمکده رفتن تا کی
می روی خانه ات آباد ، دلت خوش باشد
من ولی در غم تو ، باز نوشتن تا کی؟!
قهرِ گل"پونه" و حالِ بد من هم رویَش
هر شب از حسرت دیدار ، نخفتن تا کی؟
#افسانه_احمدی_پونه
https://t.me/+v73ebLNWQOZjNjFk
از تو از یاد تو، یک عمر گذشتن تا کی
با دلم بد نشو ، بدجور دلم می گیرد
شیشه ی نازک دل را بشکستن تا کی
دل گرفتار شما شد شب و روز و هر آن
بر ضـریح دلتان صد گـره بستن تا کی
خسته از دربدری خسته ام از غربت و غم
دل در اندیشه ی ، رویای تو رفتن تا کی
سمت چشمان تو می آیم از این تنهایی
این چنین بند دل از سینه گسستن تا کی
باورم را به تو می بازم و افسـوس از من
پای دل میکِشی این خاطره شُستن تا کی
منتظر ماندنم اینجا نکند تأثیری؛
گله ای نیست ولی راز نگفتن تا کی
من به دنبال نگاهِ تو و تو بار سفر؛
بستن و بی من از این غمکده رفتن تا کی
می روی خانه ات آباد ، دلت خوش باشد
من ولی در غم تو ، باز نوشتن تا کی؟!
قهرِ گل"پونه" و حالِ بد من هم رویَش
هر شب از حسرت دیدار ، نخفتن تا کی؟
#افسانه_احمدی_پونه
https://t.me/+v73ebLNWQOZjNjFk
در وفاداری ندیدم هیچکس را مثل تو
ای غم، از حالِ دلم یک لحظه غافل نیستی...
#فاضل_نظری🌱
https://t.me/+v73ebLNWQOZjNjFk
ای غم، از حالِ دلم یک لحظه غافل نیستی...
#فاضل_نظری🌱
https://t.me/+v73ebLNWQOZjNjFk
#یادبگیریم ☘🛍
https://t.me/+v73ebLNWQOZjNjFk
مواردی که میتونه به هر رابطهای آسیب بزنه:
۱. گمانهزنی کردن
۲. داشتن انتظارات واهی
۳. برطرف نکردن سوءتفاهما و حرف نزدن
۴. رد کردن خط قرمزهای هم دیگه
۵. وقت نذاشتن برای ارتباط و گفتگو
۶. واکنش نشون دادن به جای پاسخگو بودن
۷. روراست نبودن
۸. انتقاد کردن به جای اشتراک نظر
۸. نادیده گرفتن ارتباطی که باید با خودت داشته باشی
۹. مقاومت در مقابل معذرت خواهی
۱۰. به احساسات منفی پروبال دادن
۱۱. از زیر بحث در رفتنhttps://t.me/+v73ebLNWQOZjNjFk
تنهایی بهتر از بودن با کسانیست
که بودنشان دروغ محض است.
دلشان که هیچ....
حواسشان هم به تو نیست
و فقط زمانی با تو هستند که
کسی را ندارند...!
که بودنشان دروغ محض است.
دلشان که هیچ....
حواسشان هم به تو نیست
و فقط زمانی با تو هستند که
کسی را ندارند...!
وقتی
دری بسته می شود
در دیگری باز می شود
ولی آنقدر با تاسف
به درهای بسته نگاه می کنیم
که از درهای بازشده غافل می مانیم !
دری بسته می شود
در دیگری باز می شود
ولی آنقدر با تاسف
به درهای بسته نگاه می کنیم
که از درهای بازشده غافل می مانیم !