#غزل_17
چه کند بنده که گردن ننهد فرمان را
چه کند گوی که عاجز نشود چوگان را
سروبالایِ کمانابرو اگر تیر زند
عاشق آنست که بر دیده نهد پیکان را
دست من گیر که بیچارگی از حد بگذشت
سر من دار که در پای تو ریزم جان را
کاشکی پرده برافتادی از آن منظر حسن
تا همه خلق ببینند نگارستان را
همه را دیده در اوصاف تو حیران ماندی
تا دگر عیب نگویند من حیران را
لیکن آن نقش که در روی تو من میبینم
همه را دیده نباشد که ببینند آن را
چشم گریان مرا حال بگفتم به طبیب
گفت یک بار ببوس آن دهن خندان را
گفتم آیا که در این درد بخواهم مردن
که محالست که حاصل کنم این درمان را
پنجه با ساعدِ سیمین نَه به عقل افکندم
غایت جهل بود مشت زدن سندان را
سعدی از سرزنش خلق نترسد هیهات
غرقه در نیل چه اندیشه کند باران را
سر بنه گر سر میدان ارادت داری
ناگزیرست که گویی بود این میدان را
#حضرت_سعدی_شیرین_سخن
❤️🩹❤️🔥💔
چه کند بنده که گردن ننهد فرمان را
چه کند گوی که عاجز نشود چوگان را
سروبالایِ کمانابرو اگر تیر زند
عاشق آنست که بر دیده نهد پیکان را
دست من گیر که بیچارگی از حد بگذشت
سر من دار که در پای تو ریزم جان را
کاشکی پرده برافتادی از آن منظر حسن
تا همه خلق ببینند نگارستان را
همه را دیده در اوصاف تو حیران ماندی
تا دگر عیب نگویند من حیران را
لیکن آن نقش که در روی تو من میبینم
همه را دیده نباشد که ببینند آن را
چشم گریان مرا حال بگفتم به طبیب
گفت یک بار ببوس آن دهن خندان را
گفتم آیا که در این درد بخواهم مردن
که محالست که حاصل کنم این درمان را
پنجه با ساعدِ سیمین نَه به عقل افکندم
غایت جهل بود مشت زدن سندان را
سعدی از سرزنش خلق نترسد هیهات
غرقه در نیل چه اندیشه کند باران را
سر بنه گر سر میدان ارادت داری
ناگزیرست که گویی بود این میدان را
#حضرت_سعدی_شیرین_سخن
❤️🩹❤️🔥💔
انــقَـــدر غــم دیــده ام از روزگـــارِ نـابــکـار
مُـردَنــم شـد آرزو ، نـفریـن بر ایــن روزگـــار
از غــم ایــام خـود آتــش به دل دارم هنـــوز
سـوخــتم چــون شمــعی و در انـزوا وُ آشــکار
طـعم زَهـری میدهـد این زنـدگـانی کـام مـن
بس که در خلوت سرایم مانده ام چشم انتظار
نا به سامان آن همه عمرم در این گیتی گذشـت
بی قـراری شــد نصـیـبم ، نـالـم از این کِردگار
دیگر این پشتم خَمید از دردِ بی درمان خویش
آه در دل دارم و ،،، افـسوس هـای بـی شُــمار
در رهِ یارِ عــزیـزی خــورده ام غَـــم ها ولی
کـو عزیـزی کـه شَوّد در لحـظه هایـم غم گُسار
مـن کـه دامی را نــهادم بــهر صــیدی ، نـاگـهان
خـود شُدم صـید و فتادم دام و گـردیدم شکار
در مـیان لالـه هـا بـودم پـیِ محـبوب خــود
غـافل از آنـکه خُودِ محـبوب بوده لالـه زار
یـار اگـر نـامـهربـانی کـرد و پنــهانی گــذشـت
راسخم در عـزم خود شعری سُرایم وصف یار
گـر چه دیـگر نا امـیدم از جـهان هسـتی ام
آرزو دارم بــه پـایـان آیـد ایـن شـبهای تـار
#یوسف_رحمانی🖋
❤️🩹❤️🔥💔
مُـردَنــم شـد آرزو ، نـفریـن بر ایــن روزگـــار
از غــم ایــام خـود آتــش به دل دارم هنـــوز
سـوخــتم چــون شمــعی و در انـزوا وُ آشــکار
طـعم زَهـری میدهـد این زنـدگـانی کـام مـن
بس که در خلوت سرایم مانده ام چشم انتظار
نا به سامان آن همه عمرم در این گیتی گذشـت
بی قـراری شــد نصـیـبم ، نـالـم از این کِردگار
دیگر این پشتم خَمید از دردِ بی درمان خویش
آه در دل دارم و ،،، افـسوس هـای بـی شُــمار
در رهِ یارِ عــزیـزی خــورده ام غَـــم ها ولی
کـو عزیـزی کـه شَوّد در لحـظه هایـم غم گُسار
مـن کـه دامی را نــهادم بــهر صــیدی ، نـاگـهان
خـود شُدم صـید و فتادم دام و گـردیدم شکار
در مـیان لالـه هـا بـودم پـیِ محـبوب خــود
غـافل از آنـکه خُودِ محـبوب بوده لالـه زار
یـار اگـر نـامـهربـانی کـرد و پنــهانی گــذشـت
راسخم در عـزم خود شعری سُرایم وصف یار
گـر چه دیـگر نا امـیدم از جـهان هسـتی ام
آرزو دارم بــه پـایـان آیـد ایـن شـبهای تـار
#یوسف_رحمانی🖋
❤️🩹❤️🔥💔
♡🪴♡
وقتی غم بر
استخوان هایم
تازیانه میزند،
اشک بر
پشتِ پلکهایم سنگینی
به تو فکر می کنم
وقتی درد
قلبم را مچاله
دلتنگی
گیسوانم را
پریشان می کند
به تو فکر می کنم
افسوس
میانِ من و تو
هزاران فرسخ فاصله است
و برف و سرما و جاده
صدای سوت
در سرم می پیچد
قطار در پیچ و خم کوه ها
گم می شود.
من می مانم و
جای خالی تو.....
#مینو_پناهپور ..
❤️🩹❤️🔥💔
وقتی غم بر
استخوان هایم
تازیانه میزند،
اشک بر
پشتِ پلکهایم سنگینی
به تو فکر می کنم
وقتی درد
قلبم را مچاله
دلتنگی
گیسوانم را
پریشان می کند
به تو فکر می کنم
افسوس
میانِ من و تو
هزاران فرسخ فاصله است
و برف و سرما و جاده
صدای سوت
در سرم می پیچد
قطار در پیچ و خم کوه ها
گم می شود.
من می مانم و
جای خالی تو.....
#مینو_پناهپور ..
❤️🩹❤️🔥💔
حرفدل
وقتی "تو"
آرزو و تمنایِ من از تمامِ هستی، شدی
دریافتم که
بعضی آرزوها بسیار دورند ......
اما!!!!!!
وقتی تمامِ جانِ من شدی،
با تک تکِ ذراتِ وجودم درک کردم که چقدررررررررررر به روح و جانم نزدیکی.....
همین است که میگویند ؛: "دور اما نزدیک"
#یگانه
#نساءقنبری
❤️🩹❤️🔥💔
وقتی "تو"
آرزو و تمنایِ من از تمامِ هستی، شدی
دریافتم که
بعضی آرزوها بسیار دورند ......
اما!!!!!!
وقتی تمامِ جانِ من شدی،
با تک تکِ ذراتِ وجودم درک کردم که چقدررررررررررر به روح و جانم نزدیکی.....
همین است که میگویند ؛: "دور اما نزدیک"
#یگانه
#نساءقنبری
❤️🩹❤️🔥💔
حالا کـه در دنیـای من ، داری خدایی میکنی
هـم رنـگ مهتـابـی مـرا ، داری هوایی میکنی
دل بردهای از منکه من دلبند و پابندت شوم
هر سو که رفتی آمـدم، چون دلربایی میکنی
آهنـگ مـانـدن می زنی، در این هـوای رفتنی
پا در رکابت می شوم، چون ناخدایی میکنی
اینـک تـو هستی نـازنیـن ، آرامشم در زندگی
ای درد بـی درمـان مـرا ، غـرق رهایی میکنی
همرنگو همدل گشتهای حالا که لیلایم شدی
مجنـونترین عاشق منم، عاشق ثنایی میکنی
جان را فـدایـت می کـنم، ای جانِ جانانم بیا
من عـاشقـم جانِ مرا، بر خود فدایی میکنی
هرلحظه میبینم ترا از خود کهبیخودمیشوم
شیرینترین شیرین من، رخ ماورایی میکنی
بر درد من درمان تویی درمانگری افسونگری
بر دل تسلا میدهی ، با جان صفایی میکنی
#ناشناس؟؟؟
❤️🩹❤️🔥💔
هـم رنـگ مهتـابـی مـرا ، داری هوایی میکنی
دل بردهای از منکه من دلبند و پابندت شوم
هر سو که رفتی آمـدم، چون دلربایی میکنی
آهنـگ مـانـدن می زنی، در این هـوای رفتنی
پا در رکابت می شوم، چون ناخدایی میکنی
اینـک تـو هستی نـازنیـن ، آرامشم در زندگی
ای درد بـی درمـان مـرا ، غـرق رهایی میکنی
همرنگو همدل گشتهای حالا که لیلایم شدی
مجنـونترین عاشق منم، عاشق ثنایی میکنی
جان را فـدایـت می کـنم، ای جانِ جانانم بیا
من عـاشقـم جانِ مرا، بر خود فدایی میکنی
هرلحظه میبینم ترا از خود کهبیخودمیشوم
شیرینترین شیرین من، رخ ماورایی میکنی
بر درد من درمان تویی درمانگری افسونگری
بر دل تسلا میدهی ، با جان صفایی میکنی
#ناشناس؟؟؟
❤️🩹❤️🔥💔
تب شبنم
وقت صبح سحر است و دل من غم دارد
قلب من یک نفس عشق فقط کم دارد
تا فقط دل به هوای شب من بسپارد
مثل ابری نشود که تب شبنم دارد
خیسی باغچه ام مثل کویری تشنه
ریشه و ساقه و برگم غم مرهم دارد
تاکجا فاصله بین درختان سرد است؟
ای زمستان بخدا طاقت من کم دارد
روز می گرید ازین تلخی لبخندم شب
شرم در معرفتی هست که مَحرم دارد
آفت دوست ز دشمن چقدر سمّی تر
نقش یک بهمن سختی ست که پرچم دارد
هرچه از عشق چشیدم به مزاقم خوش بود
چشم من را تو ندیدی که چه ماتم دارد؟
همایون مهرگان...
❤️🩹❤️🔥💔
وقت صبح سحر است و دل من غم دارد
قلب من یک نفس عشق فقط کم دارد
تا فقط دل به هوای شب من بسپارد
مثل ابری نشود که تب شبنم دارد
خیسی باغچه ام مثل کویری تشنه
ریشه و ساقه و برگم غم مرهم دارد
تاکجا فاصله بین درختان سرد است؟
ای زمستان بخدا طاقت من کم دارد
روز می گرید ازین تلخی لبخندم شب
شرم در معرفتی هست که مَحرم دارد
آفت دوست ز دشمن چقدر سمّی تر
نقش یک بهمن سختی ست که پرچم دارد
هرچه از عشق چشیدم به مزاقم خوش بود
چشم من را تو ندیدی که چه ماتم دارد؟
همایون مهرگان...
❤️🩹❤️🔥💔
هر چند که دلتنگتر از تنگ بلورم
با کوه غمت سنگتر از سنگ صبورم
اندوه من انبوهتر از دامن الوند
بشکوهتر از کوه دماوند، غرورم
يک عمر پريشاني دل بسته به موییست
تنها سر مويی ز سر موی تو دورم
ای عشق به شوق تو گذر میکنم از خويش
تو قاف قرار من و من عين عبورم
بگذار به بالاي بلند تو ببالم
کز تيرهی نيلوفرم و تشنهی نورم
#قیصر_امین_پور
یادش گرامی...
❤️🩹❤️🔥💔
با کوه غمت سنگتر از سنگ صبورم
اندوه من انبوهتر از دامن الوند
بشکوهتر از کوه دماوند، غرورم
يک عمر پريشاني دل بسته به موییست
تنها سر مويی ز سر موی تو دورم
ای عشق به شوق تو گذر میکنم از خويش
تو قاف قرار من و من عين عبورم
بگذار به بالاي بلند تو ببالم
کز تيرهی نيلوفرم و تشنهی نورم
#قیصر_امین_پور
یادش گرامی...
❤️🩹❤️🔥💔
آخرین شعر از زنده یاد #قیصر_امین_پور
که هیچ وقت چاپ نشد .
بر تیر نگاه تو دلم سینه سپر کرد
تیر آمد و از این سپر و سینه گذر کرد
چشم تو به زیبایی خود شیفتهتر شد
همچون گل نرگس که در آیینه نظر کرد
با عشق بگو سر به سر دل نگذارد
طفلی دلکم را غم تو دست به سر کرد
گفتیم دمی با غم تو راز نهانی
عالم همه را شور و شر اشک خبر کرد
سوز جگرم سوخته دامان دلم را
آهی که کشیدیم در آیینه اثر کرد
یک لحظه شدم از دل خود غافل و ناگاه
چون رود به دریا زد و چون موج خطر کرد
بیصبر و شکیبم که همه صبر و شکیبم
همراه عزیزان سفر کرده، سفر کرد
باید به میانجی گری یک سر مویت
فکری به پریشانی احوال بشر کرد
انگار حباب را تماشا کردیم
یا رقص سراب را تماشا کردیم
در پرده نه طرحی و نه تصویری بود
تنها خود ِ قاب را تماشا کردیم
#قیصر امین پور...
❤️🩹❤️🔥💔
که هیچ وقت چاپ نشد .
بر تیر نگاه تو دلم سینه سپر کرد
تیر آمد و از این سپر و سینه گذر کرد
چشم تو به زیبایی خود شیفتهتر شد
همچون گل نرگس که در آیینه نظر کرد
با عشق بگو سر به سر دل نگذارد
طفلی دلکم را غم تو دست به سر کرد
گفتیم دمی با غم تو راز نهانی
عالم همه را شور و شر اشک خبر کرد
سوز جگرم سوخته دامان دلم را
آهی که کشیدیم در آیینه اثر کرد
یک لحظه شدم از دل خود غافل و ناگاه
چون رود به دریا زد و چون موج خطر کرد
بیصبر و شکیبم که همه صبر و شکیبم
همراه عزیزان سفر کرده، سفر کرد
باید به میانجی گری یک سر مویت
فکری به پریشانی احوال بشر کرد
انگار حباب را تماشا کردیم
یا رقص سراب را تماشا کردیم
در پرده نه طرحی و نه تصویری بود
تنها خود ِ قاب را تماشا کردیم
#قیصر امین پور...
❤️🩹❤️🔥💔
رفاقت حرمت داره
رفاقت تاوان داره
رفاقت مرام میخوااد
رقافت معرفت میخواااد
رفاقت چشم و رو میخواااد.
رفاقت گذشت میخوااد
یک کلام
رفاقت مــــــــــــــــــرد میخوااد.!!!
❤️🩹❤️🔥💔
رفاقت تاوان داره
رفاقت مرام میخوااد
رقافت معرفت میخواااد
رفاقت چشم و رو میخواااد.
رفاقت گذشت میخوااد
یک کلام
رفاقت مــــــــــــــــــرد میخوااد.!!!
❤️🩹❤️🔥💔
.
رهایم کن اگر هستم دلیلِ درد و تبهایت
پشیمانی و میدانم شدم کابوس شبهایت
برای دل بریدن از تو قلبم میخورد سوگند
به فریاد سکوتی که نشسته روی لبهایت
نخور غصّه همین امشب رهایت میکنم، برگرد
که دانم عشق ناچیزم چه بر روز دلت آورد
نشو غمگین که نگذارم بسوزد آتشم جانت
برای این منِ سرشارِ از غم واژه های درد
مرا بگذار و بگذر دیگر از بندِ من آزادی
تو که مجنونترین بیدی، نمیلرزی به هر بادی
نمان دیگر که میدانم کنار این منِ تنها
هزاران بغض نوشیدی و حسرت را فرو دادی
نبوده قابلت آری دل غمگین و افسرده
شرابی نیست در این جام محزونِ ترک خورده
بپر تا اوج خوشبختی و نامم را ببر از یاد
نیاور نوشدارویی که سهرابت دگر مرده
به دست خویش پرپر شد نهال آرزوهایم
که عمری با غم دوری هم آغوش و هم آوایم
کفن پوشیده ام بی تو به دل قصد سفر دارم
به تشییعم نیا بگذار تا راحت بیاسایم
حامد_بیدل...
❤️🩹❤️🔥💔
رهایم کن اگر هستم دلیلِ درد و تبهایت
پشیمانی و میدانم شدم کابوس شبهایت
برای دل بریدن از تو قلبم میخورد سوگند
به فریاد سکوتی که نشسته روی لبهایت
نخور غصّه همین امشب رهایت میکنم، برگرد
که دانم عشق ناچیزم چه بر روز دلت آورد
نشو غمگین که نگذارم بسوزد آتشم جانت
برای این منِ سرشارِ از غم واژه های درد
مرا بگذار و بگذر دیگر از بندِ من آزادی
تو که مجنونترین بیدی، نمیلرزی به هر بادی
نمان دیگر که میدانم کنار این منِ تنها
هزاران بغض نوشیدی و حسرت را فرو دادی
نبوده قابلت آری دل غمگین و افسرده
شرابی نیست در این جام محزونِ ترک خورده
بپر تا اوج خوشبختی و نامم را ببر از یاد
نیاور نوشدارویی که سهرابت دگر مرده
به دست خویش پرپر شد نهال آرزوهایم
که عمری با غم دوری هم آغوش و هم آوایم
کفن پوشیده ام بی تو به دل قصد سفر دارم
به تشییعم نیا بگذار تا راحت بیاسایم
حامد_بیدل...
❤️🩹❤️🔥💔
َ
عشق، عشق میآفریند♥️
عشق، زندگی میبخشد
زندگی، رنج به همراه دارد
رنج، دلشوره میآفریند🌺🍃
دلشوره، جرات میبخشد
جرات، اعتماد به همراه دارد
اعتماد، امید میآفریند
امید، زندگی میبخشد
زندگی، عشق میآفریند
عشق، عشق میآفریند!🌺🍃
مارگوت_بیگل
روزتون سرشار از عشق دوستان همراهان همیشگی☺️🙏🪻 😍
❤️🩹❤️🔥💔
عشق، عشق میآفریند♥️
عشق، زندگی میبخشد
زندگی، رنج به همراه دارد
رنج، دلشوره میآفریند🌺🍃
دلشوره، جرات میبخشد
جرات، اعتماد به همراه دارد
اعتماد، امید میآفریند
امید، زندگی میبخشد
زندگی، عشق میآفریند
عشق، عشق میآفریند!🌺🍃
مارگوت_بیگل
روزتون سرشار از عشق دوستان همراهان همیشگی☺️🙏🪻 😍
❤️🩹❤️🔥💔
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زیباترین چشم انداز تندیس نگاه توست
و قشنگترین لحظه لحظه روییدن توست
۵ اردیبهشت ، تولدت مبارک
فراموش نشدنی من ♥️🎉
❤️🩹❤️🔥💔
و قشنگترین لحظه لحظه روییدن توست
۵ اردیبهشت ، تولدت مبارک
فراموش نشدنی من ♥️🎉
❤️🩹❤️🔥💔
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیشاپیش روزدختر بر همه ماه رویان سرزمینم مبارک باد ❤️😍✋🌺
دختران کانال و گروه ها
دختران امروز و دختران دیروز
همتون عشقید
فرشتهها زیبای زمینی
هزاران بار روزتون مبارک باد ..
❤️🩹❤️🔥💔
دختران کانال و گروه ها
دختران امروز و دختران دیروز
همتون عشقید
فرشتهها زیبای زمینی
هزاران بار روزتون مبارک باد ..
❤️🩹❤️🔥💔
مادر که گریه کند
انگار دنیا را دار زده اند؛
انگار پوست جسم و احساست را زنده زنده می کَنند.
مادر که اشک بریزد
تمام وجودت غرق در ماتم می شود.
مادر که ناله کند
حاضر می شوی تمام دنیا و شادیهایت را برای یک لبخندش هدیه کنی؛
درد مادر را که ببینی
ناله اش را که بشنوی؛
غصه هایش که جای لبخندش را بگیرند؛
تمام لبخندهای تو نیز رنگ می بازند
و
خیلی آرام سرت را برمیگردانی
تا
چشمان پاک مادرت اشکهای دردناکت را نبیند.
مادر همیشه مادر است.
#منصور_نادری..
#خوانش_پروا
❤️🩹❤️🔥💔
انگار دنیا را دار زده اند؛
انگار پوست جسم و احساست را زنده زنده می کَنند.
مادر که اشک بریزد
تمام وجودت غرق در ماتم می شود.
مادر که ناله کند
حاضر می شوی تمام دنیا و شادیهایت را برای یک لبخندش هدیه کنی؛
درد مادر را که ببینی
ناله اش را که بشنوی؛
غصه هایش که جای لبخندش را بگیرند؛
تمام لبخندهای تو نیز رنگ می بازند
و
خیلی آرام سرت را برمیگردانی
تا
چشمان پاک مادرت اشکهای دردناکت را نبیند.
مادر همیشه مادر است.
#منصور_نادری..
#خوانش_پروا
❤️🩹❤️🔥💔
خوب است که هر بار بگوییم از دل
هر آن چه چه بخواهیم بجوییم از دل
از صبح که چشمی به جهان بگشودیم
باید که غم و غصه بشوییم از دل
#پديده_احمدي
#سلام_صبح_بخیر
هر آن چه چه بخواهیم بجوییم از دل
از صبح که چشمی به جهان بگشودیم
باید که غم و غصه بشوییم از دل
#پديده_احمدي
#سلام_صبح_بخیر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ای زیبا ترین ترانه ی هستی ، بدان که شب میلادت
برایم ارمغان خوبی ها و زیبایی هاست
۶ اردیبهشت ، تولدت مبارک🎉
❤️🩹❤️🔥💔
برایم ارمغان خوبی ها و زیبایی هاست
۶ اردیبهشت ، تولدت مبارک🎉
❤️🩹❤️🔥💔
می روم از بینتان ، روزی که خیلی دیر نیست
این دلم غیر از خودش از هیچکس دلگیر نیست
هر چه آمد بر سرم ، دست دلم بوده دخیل
این چنین کرده مرا در چشم خود خوار و ذلیل
آرزوهای پریشان دلم را باد برد
او که می مُردم برایش هم مرا از یاد برد
رهگذر بود و موظف تا بگیرد جان من
مثل افیون اولش جاری میان روح و تن
مدتی را در کنارم حال خود را خوب دید
وقت رفتن خنجرش را ناگزیر از رو کشید
دل سپردن را بلد بودم ، بدی را نابلد
سر شکستم تا دلی از آه قلبم نشکند
راه را بر دیگران هموار کردن کار من
این محبت ها فقط شد باعث آزار من
زندگی روی خوشش را میگرفت از روی من
شانه هم چنگی نزد آشفتگیِ موی من
پای لنگم را دلم بر گُرده ی زخمی کشید
چشم من دست تمنّای دلم را هم برید
میزدم پرسه تمام کوچه های بیکسی
می گذشتم از حریم سایه های وارسی
شانه های انتظارم تکیه بر دیوار و در
زیرِ سنگینیِ چشمانِ ترحّم ، در گذر
می شنیدم بیخِ گوشم پچ پچِ همسایه ها
وردهای زیر لب با فوت و عود و آیه ها.
من که دارم می روم با پای خود جادو چرا
این همه ایما اشاره گوشه ی پستو چرا ؟
قصه ای پیچیده دارم لای قاب سینه ام
بد شکست از نارفیقی ها دلِ آیینه ام
دیگرم در فکر بندِ شیشه ی دل نیستم
یا بدانم بعد از این ، حالا دقیقا کیستم!
تکه های زخمی اش از صحبت درمان گذشت
زندگی بی هیچ ذوقی از دلِ دوران گذشت
آنچه مانده یک کتاب کهنه از تنهایی است
خط به خطش اشکهای سردِ نابینایی است
شاهدم خودکار و سوسوی چراغ و دفتر است
دردهای بی دوا و بغض های پرپر است
خون چکید از چشم هایم تا کشیدم درد را
تا چشیدم ، زهرِ تلخِ واژه ی نامرد را
انقضای این نفس هم سر رسید و باطل است
خانه های جدول عمرم کماکان کامل است
بگذریم این نیز خواهد رفت و روزی میرسد
هر کسی اندازه ی ظرفیتش غم می کشد
لمس "پونه" تا همیشه می دهد آرامشم
برگ برگش می شود یک بستر از آسایشم
افسانه_احمدی_پونه
❤️🩹❤️🔥💔
این دلم غیر از خودش از هیچکس دلگیر نیست
هر چه آمد بر سرم ، دست دلم بوده دخیل
این چنین کرده مرا در چشم خود خوار و ذلیل
آرزوهای پریشان دلم را باد برد
او که می مُردم برایش هم مرا از یاد برد
رهگذر بود و موظف تا بگیرد جان من
مثل افیون اولش جاری میان روح و تن
مدتی را در کنارم حال خود را خوب دید
وقت رفتن خنجرش را ناگزیر از رو کشید
دل سپردن را بلد بودم ، بدی را نابلد
سر شکستم تا دلی از آه قلبم نشکند
راه را بر دیگران هموار کردن کار من
این محبت ها فقط شد باعث آزار من
زندگی روی خوشش را میگرفت از روی من
شانه هم چنگی نزد آشفتگیِ موی من
پای لنگم را دلم بر گُرده ی زخمی کشید
چشم من دست تمنّای دلم را هم برید
میزدم پرسه تمام کوچه های بیکسی
می گذشتم از حریم سایه های وارسی
شانه های انتظارم تکیه بر دیوار و در
زیرِ سنگینیِ چشمانِ ترحّم ، در گذر
می شنیدم بیخِ گوشم پچ پچِ همسایه ها
وردهای زیر لب با فوت و عود و آیه ها.
من که دارم می روم با پای خود جادو چرا
این همه ایما اشاره گوشه ی پستو چرا ؟
قصه ای پیچیده دارم لای قاب سینه ام
بد شکست از نارفیقی ها دلِ آیینه ام
دیگرم در فکر بندِ شیشه ی دل نیستم
یا بدانم بعد از این ، حالا دقیقا کیستم!
تکه های زخمی اش از صحبت درمان گذشت
زندگی بی هیچ ذوقی از دلِ دوران گذشت
آنچه مانده یک کتاب کهنه از تنهایی است
خط به خطش اشکهای سردِ نابینایی است
شاهدم خودکار و سوسوی چراغ و دفتر است
دردهای بی دوا و بغض های پرپر است
خون چکید از چشم هایم تا کشیدم درد را
تا چشیدم ، زهرِ تلخِ واژه ی نامرد را
انقضای این نفس هم سر رسید و باطل است
خانه های جدول عمرم کماکان کامل است
بگذریم این نیز خواهد رفت و روزی میرسد
هر کسی اندازه ی ظرفیتش غم می کشد
لمس "پونه" تا همیشه می دهد آرامشم
برگ برگش می شود یک بستر از آسایشم
افسانه_احمدی_پونه
❤️🩹❤️🔥💔
غم انگیز ترین عکسی که تو حادثه بندرعباس توسط امدادگرا گرفته شد تلفنی مربوط به یکی از کارگران فوت شده بود که دختر کوچیکش بهش زنگ زده بود...
ایرانم تسلیت 🖤🖤
دختر ش..
بابا دیگه نیست ک روزش رو تبریک بگه😢🥺😢
❤️🩹❤️🔥💔
ایرانم تسلیت 🖤🖤
دختر ش..
بابا دیگه نیست ک روزش رو تبریک بگه😢🥺😢
❤️🩹❤️🔥💔
من دوره گردی خسته از شبهای پر دردم !
با کوله بار غصه ها در شهر می گردم !
دلگیرم از دست تو و این نامرادی ها
از فاصله هایی که کرد از زندگی سردم !
اینجا بدون تو دلم پاییزی و ابریست
مثل گلی پژمرده روی شاخه ای زردم !
دنیا ندارد جا برای مردنم حتی
با اینکه قلبم را برایت هدیه آوردم !
دیگر ندارم حسرت عشق تو را در دل
وقتی که میدانم که میخواهی کنی طردم !
رفتی و تنهایی شده همصحبتم تا صبح
بی تو چه شبهایی که با غم ها به سر کردم !
خیره به عکست می شوم گاهی که دلتنگم
در چشمهای روشنت دنبال یک مردم !
وقتی که تنها می شود آغوش سردم باز
ای کاش می شد تا به آغوش تو برگردم !
#آنجلا_راد
❤️🩹❤️🔥💔
با کوله بار غصه ها در شهر می گردم !
دلگیرم از دست تو و این نامرادی ها
از فاصله هایی که کرد از زندگی سردم !
اینجا بدون تو دلم پاییزی و ابریست
مثل گلی پژمرده روی شاخه ای زردم !
دنیا ندارد جا برای مردنم حتی
با اینکه قلبم را برایت هدیه آوردم !
دیگر ندارم حسرت عشق تو را در دل
وقتی که میدانم که میخواهی کنی طردم !
رفتی و تنهایی شده همصحبتم تا صبح
بی تو چه شبهایی که با غم ها به سر کردم !
خیره به عکست می شوم گاهی که دلتنگم
در چشمهای روشنت دنبال یک مردم !
وقتی که تنها می شود آغوش سردم باز
ای کاش می شد تا به آغوش تو برگردم !
#آنجلا_راد
❤️🩹❤️🔥💔
برايت مینویسم
از حجم مرگ آورِ
نبودنت ڪنارم
از اینڪہ تو عزیز جان
من شدے و
دلم پیش توست.
امشب بیشتر
از همیشه
دلم میخواهد
بهترین داشتہ هایم را
بدهم تا بتوانم تو را
با تمام غم و اندوه
با شادے و
لبخندهایم ببوسم
بیشتر از هر چیز
دلم میخواهد
امشب میتوانستم
تمام عشق را
در چشمانم بریزم و
تا لحظہ ے فرا رسیدن
مرگم تو را عبادتڪنم.....
میخواهم بنویسم
از تنهایے خودم
براے دل خودم
از حديث تلخ بغض
و عاشقانہ هایمان
تا ابد
از قناعت بہ خاطرات
خوب اندڪمان
از صبورے هاے من
و جاے خالے تو...
#مینوپناهپور
#اموبند
#میرسهروزیڪهدلتنگمبشی
عـٓ ـْٓٓ ـٓشـ ـق تـ ٓلـٓ ـٓ ٓـخ..
❤️🩹❤️🔥💔
برايت مینویسم
از حجم مرگ آورِ
نبودنت ڪنارم
از اینڪہ تو عزیز جان
من شدے و
دلم پیش توست.
امشب بیشتر
از همیشه
دلم میخواهد
بهترین داشتہ هایم را
بدهم تا بتوانم تو را
با تمام غم و اندوه
با شادے و
لبخندهایم ببوسم
بیشتر از هر چیز
دلم میخواهد
امشب میتوانستم
تمام عشق را
در چشمانم بریزم و
تا لحظہ ے فرا رسیدن
مرگم تو را عبادتڪنم.....
میخواهم بنویسم
از تنهایے خودم
براے دل خودم
از حديث تلخ بغض
و عاشقانہ هایمان
تا ابد
از قناعت بہ خاطرات
خوب اندڪمان
از صبورے هاے من
و جاے خالے تو...
#مینوپناهپور
#اموبند
#میرسهروزیڪهدلتنگمبشی
عـٓ ـْٓٓ ـٓشـ ـق تـ ٓلـٓ ـٓ ٓـخ..
❤️🩹❤️🔥💔