«محبت»
مکملی دارد
به نام «احترام»
محبت و احترام در
کنار هم
معجونیست که
هر کدام اثر دیگری را
«ضمانت»
خواهد کرد...
..✍🌹🍃✨
مکملی دارد
به نام «احترام»
محبت و احترام در
کنار هم
معجونیست که
هر کدام اثر دیگری را
«ضمانت»
خواهد کرد...
..✍🌹🍃✨
👏2❤1👍1🔥1
پاییز هم به خانه سوم رسید ...
انگار همین دیروز بود که تابستان رفت ...
هنوز میوه ها روی شانه های درخت بود
که روز وداع بانوی شهریور،
قطره اشکی از چشم فرشته چکید
خدا شاعر شد و
از آمیزش شعر و رنگ
آفرینش پاییز آغاز شد ...
مهر رفت و
آبان نیز ...
اینک بر درگاه ماه آذر،
چشم براه قاصدکی ایستاده ایم که با یک سبد لبخند،
آخرین ماه پاییز را تا یلدایی دیگر بدرقه کند ...
#فریده_یوسف
♡ ㅤ
انگار همین دیروز بود که تابستان رفت ...
هنوز میوه ها روی شانه های درخت بود
که روز وداع بانوی شهریور،
قطره اشکی از چشم فرشته چکید
خدا شاعر شد و
از آمیزش شعر و رنگ
آفرینش پاییز آغاز شد ...
مهر رفت و
آبان نیز ...
اینک بر درگاه ماه آذر،
چشم براه قاصدکی ایستاده ایم که با یک سبد لبخند،
آخرین ماه پاییز را تا یلدایی دیگر بدرقه کند ...
#فریده_یوسف
♡ ㅤ
👌1
...
بیچاره جمعه
دلم برایش مــےسوزد
هـــــر چه گناه دلتنگیست
ریختن بر ســــڔ جمعه ے بیچاره
چـــــــــرا ؟؟!!
جمعه هم خورشید دارد
آسمان دارد
نور دارد و مهتاب
ماه دارد و ستاره
پس چرا به بدنامۍ دلتنگــے محڪوم است ؟!
وقتـــــــے تو نباشــے
همه روزهـــــــــا جمعه اند
دیـــــــــدے ؟!
علت این همه دلتنگــے تویــے
پشټ دیواڔ جمعه قایم شدے تا او را سنگـــــــر سازے !!
جمعـــــه جان
خــــــــــدا صبرت دهد !!
بیچاره جمعه
دلم برایش مــےسوزد
هـــــر چه گناه دلتنگیست
ریختن بر ســــڔ جمعه ے بیچاره
چـــــــــرا ؟؟!!
جمعه هم خورشید دارد
آسمان دارد
نور دارد و مهتاب
ماه دارد و ستاره
پس چرا به بدنامۍ دلتنگــے محڪوم است ؟!
وقتـــــــے تو نباشــے
همه روزهـــــــــا جمعه اند
دیـــــــــدے ؟!
علت این همه دلتنگــے تویــے
پشټ دیواڔ جمعه قایم شدے تا او را سنگـــــــر سازے !!
جمعـــــه جان
خــــــــــدا صبرت دهد !!
❤🔥1
هزارتا رویا کشته میشه تا یاد بگیری زندگی رویایی نیست.
👍1
دلتنگی درد نیست،
جراحتی ست در سینه
ریشه دوانده به روح و روان
یک رعشه ی دائمی، سرگردان
در تک تک سلولهای بدن
وهمی بی انتها که روز و
شب ندارد
همیشه هست...
جراحتی ست در سینه
ریشه دوانده به روح و روان
یک رعشه ی دائمی، سرگردان
در تک تک سلولهای بدن
وهمی بی انتها که روز و
شب ندارد
همیشه هست...
👏2👍1
Forwarded from Deleted Account
گاهی اوقات دلم میخواهد
در تاریکی گم بشوم از خودم می گریزم
از خودم که همیشه
مایه ی آزار خودم بوده ام
از خودم که نمی دانم چه می کنم و
چه می خواهم...
❤️🩹❤️🔥💔
در تاریکی گم بشوم از خودم می گریزم
از خودم که همیشه
مایه ی آزار خودم بوده ام
از خودم که نمی دانم چه می کنم و
چه می خواهم...
❤️🩹❤️🔥💔
🔥1
Forwarded from عاشقانـہ (🍁،بی توتنهاترینم،🍁)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تولد تکرار امیدواری خداوندی است
یادآوری این تکرار گرامی باد❤️
دهم آذری ماهی جان تولدت مبارک💝🎉
❤️🩹❤️🔥💔
یادآوری این تکرار گرامی باد❤️
دهم آذری ماهی جان تولدت مبارک💝🎉
❤️🩹❤️🔥💔
❤1
امروز شنبه دهم آذرماه
آرزو می کنم آن قدر در
زندگی تان غرق در آرامش
باشید و ان قدر راضی به
رضای خدا و شکر گذار او
باشید که هیچ اتفاقی
سبب نا امیدی شما نشود...
اول هفته تون سرشار
از موفقیت در کار و زندگی
✨ ✨ 🦋
آرزو می کنم آن قدر در
زندگی تان غرق در آرامش
باشید و ان قدر راضی به
رضای خدا و شکر گذار او
باشید که هیچ اتفاقی
سبب نا امیدی شما نشود...
اول هفته تون سرشار
از موفقیت در کار و زندگی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥2
« روزی که نمانَد دگری بر سر کویت
دانی که ز اغیار وفادارترم من »
-وحشیبافقی
دانی که ز اغیار وفادارترم من »
-وحشیبافقی
🔥1
خـدایا هر گاه دلهایمان از دغدغه های روزگار پریشان شد،صبر زیبا را ب ما عطا کن تا زندگیمان را با سلامتی و امنیت بگذرانیم
❣🍃❣🍃❣
❣🍃❣🍃❣
🔥1
آموختم از بید که در باد برقصم
در اوج پریشانی خود شاد برقصم
از سایهٔ شمشاد چنین یاد گرفتم
در ماتم هر سرو که افتاد برقصم
فرهاد من این گونه مرا ساده مپندار
بگذار که چون تیشهٔ فرهاد برقصم
از روز ازل با دل بی حوصله بستم
عهدی که فلک هر چه به من داد برقصم
#سجاد_حیدری_قیری
در اوج پریشانی خود شاد برقصم
از سایهٔ شمشاد چنین یاد گرفتم
در ماتم هر سرو که افتاد برقصم
فرهاد من این گونه مرا ساده مپندار
بگذار که چون تیشهٔ فرهاد برقصم
از روز ازل با دل بی حوصله بستم
عهدی که فلک هر چه به من داد برقصم
#سجاد_حیدری_قیری
👍1🔥1
بزرگی بایدت
بخشندگی کن
که دانه تا
نَیَفشانی نروید🌱
🩵🩵🩵
بخشندگی کن
که دانه تا
نَیَفشانی نروید🌱
🩵🩵🩵
خدای مهربان، در قلبم نغمه شکر و سپاس سر میدهم که در گذر از چالشهای زندگی، یار و یاور من هستی.
به من قدرتی میبخشی تا در برابر سختیها خم به ابرو نیاورم و با عزمی راسخ، گام در راه رسیدن به هدفم بردارم.
هر بار که در تاریکیِ سختیها غرق میشوم، شعاع امیدی از درسها و تجربیات ارزشمند، مسیر را به من نشان میدهد.
و در نهایت، شکرگزارم که در پرتو الطاف بیکرانت، به سرمنزل مقصود رهنمون میشوی و طعم شیرین پیروزی را به کامم مینشانی.
آرامشی عمیق در وجودم ریشه میدواند، زیرا ایمان دارم که در پناه تو، هیچ مانعی غیرقابل عبور نیست و هیچ تاریکیای، طلوع خورشیدِ موفقیت را نخواهد پوشاند.
با هر شکرگزاری، نوری از امید در قلبم تابیده میشود و گامی استوارتر در مسیر صلح و آرامش برمیدارم.
خدای من، سپاسگزارم که در این مسیر پرفراز و نشیب، همراهم هستی و قلبم را با آرامشی بینظیر، لبریز میکنی.
به من قدرتی میبخشی تا در برابر سختیها خم به ابرو نیاورم و با عزمی راسخ، گام در راه رسیدن به هدفم بردارم.
هر بار که در تاریکیِ سختیها غرق میشوم، شعاع امیدی از درسها و تجربیات ارزشمند، مسیر را به من نشان میدهد.
و در نهایت، شکرگزارم که در پرتو الطاف بیکرانت، به سرمنزل مقصود رهنمون میشوی و طعم شیرین پیروزی را به کامم مینشانی.
آرامشی عمیق در وجودم ریشه میدواند، زیرا ایمان دارم که در پناه تو، هیچ مانعی غیرقابل عبور نیست و هیچ تاریکیای، طلوع خورشیدِ موفقیت را نخواهد پوشاند.
با هر شکرگزاری، نوری از امید در قلبم تابیده میشود و گامی استوارتر در مسیر صلح و آرامش برمیدارم.
خدای من، سپاسگزارم که در این مسیر پرفراز و نشیب، همراهم هستی و قلبم را با آرامشی بینظیر، لبریز میکنی.
هرچه کمتر به دیگران نیازمند
باشید،کمتر از آنان دلگیر میشوید
هرچه کمتر دلگیر شوید
کمتر آسیب می بینید،
هرچه کمتر آسیب ببینید
راحت تر می بخشید🌱
🩵🩵🩵
باشید،کمتر از آنان دلگیر میشوید
هرچه کمتر دلگیر شوید
کمتر آسیب می بینید،
هرچه کمتر آسیب ببینید
راحت تر می بخشید🌱
🩵🩵🩵
« آزمودم عقل دور اندیش را
بعد ازین دیوانه سازم خویش را. »
-مولانا
بعد ازین دیوانه سازم خویش را. »
-مولانا
آدم نمیتونه هرچیزی که درونش میگذره رو به دیگران نشون بده،
هرکس یه کنجی تو ذهنش داره
که تردید ها و حرف های
غیرمعمولش رو اونجا قایم میکنه..
هر از گاهی اون کنج میشه
راوی داستان هایی که
نمیتونی به کسی بگی..
راویای برای خودت..!
✨👌
هرکس یه کنجی تو ذهنش داره
که تردید ها و حرف های
غیرمعمولش رو اونجا قایم میکنه..
هر از گاهی اون کنج میشه
راوی داستان هایی که
نمیتونی به کسی بگی..
راویای برای خودت..!
✨👌
❤1
هر چقدر هم خوب باشی
مردم فقط اون قسمتی یادشون میمونه
که خوب نبودی!
.
مردم فقط اون قسمتی یادشون میمونه
که خوب نبودی!
.
❤1
گاهى دلت به راه نیست؟!
ولى سر به راهى …
گاهی حال دلت خوب نیست؟!
ولی به تظاهر لبخند بر لب داری...
هرکس حالت را پرسید خودت را میزنى به آن راه و میروى…
و همه، چه خوش باورانه فکر میکنند که تو حالت خوب است!
و اما، خودت میدانی از دلتنگی هر شب تا صبح چه دردی را در دل تحمل میکنی!
پرندهی قلبم میدانی ، از دلتنگ شدن بدتر ، دلتنگ خوابیدن و دلتنگ بیدار شدنه!
دلتنگی فقد گریه کردن نیست،
گاهی در گلویم حجم عظیمی از بغض جمع می شود که مرا اجبار میکند لال شوم!
زانوی غم را بغل می کنم و به یک گوشه خیره می مانم!
دلتنگیای که نه می توانم فریادش بزنم و نه اصلا می توانم توصیفش کنم!
منی که دلتنگت هستم
گاهی شب ها به این حجم از دلتنگی میرسم و جنون وار دردی را تا صبح با خودم حمل میکنم که قابل توصیف نیست!
اما گاهی هم از این جنون دلتنگی کاسته می شود و میتوانم در خیالم تورا در آغوش بگیرم...
میدانی وقتی تورا ندارم؛
آسمان شبم ماتم گرفته است،
شب تیره تر می شود،
ماه شب کمرنگتر میتابد،
هوای شب مزخرف تر از هر شب دیگر می شود،
ستاره ها یکی یکی خاموش می شوند،
صبح هم که می شود
شبنم روی گل نمی نشیند،
درختان شکوفه نمیدهند،
پرنده ها صبح ها آواز نمی خوانند،
و
و
و...
وقتی نیستی همه چیز مزخرفه...
شب بدتر از روز و روز بدتر از شب...
روزگارم مثل زمانی که باهم بودیم نیست که نیست،
روزها را با بی حوصلگی میگزرانم و شبها را با دلتنگی.
تنها خیالِ آغوشت میماند...
و من برای خودم از خیال تو قفسی ساختهام
امن و آرامبخش...
تا استخوان ترقوه به تو مبتلام!
من دچار شدهام به عشق تو
و میدانم یک شب از هنگامهی دلتنگی میمیرم!
📝به قلم جناب شهاب ...
❤️🩹❤️🔥💔
ولى سر به راهى …
گاهی حال دلت خوب نیست؟!
ولی به تظاهر لبخند بر لب داری...
هرکس حالت را پرسید خودت را میزنى به آن راه و میروى…
و همه، چه خوش باورانه فکر میکنند که تو حالت خوب است!
و اما، خودت میدانی از دلتنگی هر شب تا صبح چه دردی را در دل تحمل میکنی!
پرندهی قلبم میدانی ، از دلتنگ شدن بدتر ، دلتنگ خوابیدن و دلتنگ بیدار شدنه!
دلتنگی فقد گریه کردن نیست،
گاهی در گلویم حجم عظیمی از بغض جمع می شود که مرا اجبار میکند لال شوم!
زانوی غم را بغل می کنم و به یک گوشه خیره می مانم!
دلتنگیای که نه می توانم فریادش بزنم و نه اصلا می توانم توصیفش کنم!
منی که دلتنگت هستم
گاهی شب ها به این حجم از دلتنگی میرسم و جنون وار دردی را تا صبح با خودم حمل میکنم که قابل توصیف نیست!
اما گاهی هم از این جنون دلتنگی کاسته می شود و میتوانم در خیالم تورا در آغوش بگیرم...
میدانی وقتی تورا ندارم؛
آسمان شبم ماتم گرفته است،
شب تیره تر می شود،
ماه شب کمرنگتر میتابد،
هوای شب مزخرف تر از هر شب دیگر می شود،
ستاره ها یکی یکی خاموش می شوند،
صبح هم که می شود
شبنم روی گل نمی نشیند،
درختان شکوفه نمیدهند،
پرنده ها صبح ها آواز نمی خوانند،
و
و
و...
وقتی نیستی همه چیز مزخرفه...
شب بدتر از روز و روز بدتر از شب...
روزگارم مثل زمانی که باهم بودیم نیست که نیست،
روزها را با بی حوصلگی میگزرانم و شبها را با دلتنگی.
تنها خیالِ آغوشت میماند...
و من برای خودم از خیال تو قفسی ساختهام
امن و آرامبخش...
تا استخوان ترقوه به تو مبتلام!
من دچار شدهام به عشق تو
و میدانم یک شب از هنگامهی دلتنگی میمیرم!
📝به قلم جناب شهاب ...
❤️🩹❤️🔥💔