🎶℘‌ آٍوٰٰٖاًّـےٍٕ نـےٖٖ ℘‌🎶
147 subscribers
186 photos
382 videos
9 files
58 links
🎙کانال شعروادبی آوای نی خوش آمدید🎙
🎶شعرخوانی🎼 آواز 🎻دکلمه🎤
سیاسی ⛔️
کانال👈https://t.me/+McxR4DNpRIhjMTU0
Download Telegram
.



گـاهـے تـنـهـا مـونـدن بـاعـث مـیـشہ ڪمـتـر ضـربہ بـخـورے..!)



❤️‍🔥❤️‍🩹💔
هر شب که سر به بسترم آرام می نهم
بینم که روح مادرم آید بخواب من
اشک مرا زدیده زداید به دست خویش
تسکین دهد به این دل پر التهاب من

اونیز داند از غم بی مادری مرا
هرشب بجای خواب بجزاشک وآه نیست
آید به خواب من که بگوید زروی لطف
" از دست من کودک من هیچ راه نیست "

آرم زمان کودکی خویش را به یاد
شب تا سحر کنار من از خود خبر نداشت
بیدار می نشست در آن لحظه های کُند
گوئی برای مادر من شب سحر نداشت

آن لحظه ای که دیده من غرق خواب بود
سر می نهاد خسته به زانوی خویشتن
اکنون کجاست تا که تمنا کنم از او
" مادر ببر دوباره مرا سوی خویشتن "

مادر صدای نغمه لالائی ات دگر
شب ها به وقت خواب نمی آیدم بگوش
مادر نوای دلکش مهر آفرین تو
از خواب وقت صبح نمی آردم به هوش

بینم به " روزمادر " طفلان شادکام
هرگونه بهر مادر خود ارمغان برند
بهر تو چیست هدیه من غیراشک گرم
کی "لعل" بهر مادر خود کودکان برند
آن دستهای گرم پر از مهر خویش را
دیگر نمی کشی به نوازش بموی من
گر نیمه شب لحاف زرویم رود کنار
دیگر نمی کشد کسی آنرا به روی من

یکدسته گل برای تو آورده ام که باز
پرپر کنم به ناله به روی مزار تو
از خاک سر بر آر که با چشم اشکبار
مادر دوباره آمده ام در کنار تو

غفارحسین نژاد "رافغ"

❤️‍🔥❤️‍🩹💔
دو نفر بودند و هر دو در پی حقیقت . اما برای یافتن حقیقت یکی شتاب را برگزید و دیگری شکیبایی را .

اولی گفت : " آدمیزاد در شتاب آفریده شده ، پس باید در جستجوی حقیقت دوید

آنگاه دوید و فریاد برآورد : " من شکارچی ام ، حقیقت شکار من است . "
او راست می گفت : زیرا حقیقت غزال تیز پایی بود که از چشم ها می گریخت .
اما هرگاه که او از شکار حقیقت باز می گشت ، دست هایش به خون آغشته بود . شتاب او تیر بود . همیشه او پیش از آنکه چشم در چشم غزال حقیقت بدوزد او را کشته بود .
خانه باورش مزین به سر غزالان مرده بود . اما حقیقت غزالی است که نفس می کشد .
این چیزی بود که او نمی دانست .

دیگری نیز در پی صید حقیقت بود . اما تیر و کمان شتاب را به کناری گذاشت و گفت : خداوند آدمیان را به شکیبایی فراخوانده است پس من دانه ای می کارم تا صبوری بیاموزم .
و دانه کاشت ، سال ها آبش داد و نورش داد و عشق داد . زمان گذشت و هر دانه ، دانه ای آفرید . زمان گذشت و هزار دانه ، هزاران دانه آفرید . زمان گذشت و شکیبایی سبزه زار شد . و غزالان حقیقت خود به سبزه زار او آمدند . بی بند و بی تیر و بی کمان .

و آن روز ، آن مرد ، مردی که عمری به شتاب و شکار زیسته بود ، معنی دانه و کاشتن و صبوری را فهمید . پس با دست خونی اش دانه ای در خاک کاشت

عرفان نظر آهاری..

❤️‍🔥❤️‍🩹💔
‍                ما را به دعا کاش فراموش نسازند
               رندان سحر خیز که صاحب نفسانند

حافظ

❤️‍🔥❤️‍🩹💔
ابلیس در لب‌هایم تخم گذاشته
و من از سر صبح
دارم به زمین و زمان
ناسزا می‌دهم
خدا برای حنجره‌ام
لالایی می‌خواند
تا کسی
برآشفتگی‌ام را نشنود


الف_رحیمی..

❤️‍🔥❤️‍🩹💔
مادرم روی سجاده‌اش
با دعا
گریه می‌کند
من روی دفترم
با شعر

مقصد بهشت برین است
جایی در ماورا با حوض عسل
یا آغوش تو با حوض شراب

الف_رحیمی..

❤️‍🔥❤️‍🩹💔
زمین خانه‌ی وقیحان است
نه عاشقان
مارا به سیاره‌ای بارانی و بی‌دیوار
با پیامبرانی
که معجزه‌شان بوسه و صلح است

و پنجره‌هایی
که رو به لبخندهای همدلانه
باز می‌شوند

و ماهتابی
که پشت فراوانی هماغوشی
مترصد سقوط نیست

تبعید کنید

الف_رحیمی..

❤️‍🔥❤️‍🩹💔
وطن مرا غصب می‌کنی
هرگاه کسی را
به آغوش می‌کشی

الف_رحیمی..

❤️‍🔥❤️‍🩹💔
آنقدر از شعرهایِ نگفته‌ام
درد و تنهایی چکه می‌کند
قلم رم کرده
می‌گذارم میان کله‌ی بیمارم
در انزوا خاک بخورند
شاید در قرنی زیباتر
شاعر شجاع‌تری
در گوش‌هایی که غم را می‌فهمند
زمزمه‌شان کرد


الف_رحیمی..

❤️‍🔥❤️‍🩹💔
مرهم زخم‌های روح من
در لب‌های شما چه‌کار می‌کند؟
ابلیس مگر بوسه بلد است؟


الف_رحیمی...
❤️‍🔥❤️‍🩹💔
دارم خودم را تراش می‌دهم
تا نیمه‌ی گمشده‌ات شوم
تا دوست نداشتن من
بغرنج‌ترین کارزار زندگی‌ات شود

الف_رحیمی..
❤️‍🔥❤️‍🩹💔
تشنه‌هایی را دیدم
که عاشق سرابند
و می‌دانند سراب است
من
اینهمه تنها
در جنگل سیراب‌ها
چه می‌کنم؟!

الف_رحیمی..

❤️‍🔥❤️‍🩹💔
کودک سمجی‌ست مغزم
عدد بخورد، عُق می‌زند
کلمه‌خوار است
عاشقانه باشد با طعم فلسفه
شاعرانه هم پخت شده باشد
با دو کلمه بَرده‌ات می‌شود:
«دوستت دارم!»
امتحانش کن

الف_رحیمی..

❤️‍🔥❤️‍🩹💔
در قفست آزادی
و شاعری
کلیدش را به آدم‌ها نده
مرگ هم از میله‌ها عبور خواهد کرد

آدم‌ها در آزادی‌شان هم اسیرند

الف_رحیمی..

❤️‍🔥❤️‍🩹💔
«رنج تصمیمش را گرفته
مزرعه‌ی مطلوبی هستی
تا اطلاع ثانوی ساکت»

پنجره به سایه‌ام می‌گفت

الف_رحیمی..

❤️‍🔥❤️‍🩹💔
دردناک‌تر چیست
مرگ
پیری
یا بیماری؟
هیچکدام
عاشق تو شدن!
پیر و بیمار، می‌میرم
و تمام
اما عشقت
که مُهر خورده بر اشعارم
یک ابدیت
گلوی تاریخ را
می‌فشارد

✍ الف‌رحیمی..

💔❤️‍🩹❤️‍🔥
در بورس عاشقانه‌ها
سهامی ارزنده
از دوست داشتنت را افزایش داده‌ام
معاملات حساسیت‌زا را
ممنوع کن
پریشانی احساس متوقف می‌شود
در انسجام ثانیه‌ها
سود عشق را
به نقطه‌ای امن می‌رسانیم...


✍مریم_فیروزیان_فیروزه..

❤️‍🔥❤️‍🩹💔
و زندگی با تمام دردهایش،
هنوز هم زیباست!

هنوز هم خورشید لبخند می‌زند،
آسمان، در آغوش می‌گیرد،
زمین می‌رویانَد
و درختانِ لبخند، شکوفه می‌زنند.
هنوز هم نوزادان متولد می‌شوند، شمع‌دانی‌ها گل می‌دهند، ماه می‌تابد، ستاره چشمک می‌زند، جیرجیرک آواز می‌خواند، پروانه پرواز می‌کند، درختان میوه می‌دهند، چشمه‌ها می‌جوشند و امید، هر صبح در زیر پوست سرد زمین، به جریان می‌افتد.
که امید زیباست، عشق زیباست، طلوع زیباست، شکفتن زیباست؛

و زندگی... آه،
زندگی با تمام دردهایش،
هنوز هم زیباست...

نرگس_صرافیان

‌❤️‍🔥❤️‍🩹💔
الا! که از همگانت عزیزتر دارم
شکسته باد دلم، گر دل از تو بردارم

اگرچه دشمن جان منی، نمی‌دانم
چرا ز دوست‌ترت نیز، دوست‌تر دارم

قسم به چشم تو، که کور باد چشمانم
اگر به غیر تو با دیگری نظر دارم


حسین_منزوی..

❤️‍🔥❤️‍🩹💔
اگه قلبت زیبا باشه، ببازی هم بُردی.
شاید آدما نبینن اما خدامیبینه

❤️‍🔥❤️‍🩹💔