.
و "شب" ...
گاهی ناجیِ آدم هاست !
وقتی آدم به جایی می رسد که به جز خواب ؛
هیچ چیزِ دیگری آرامَش نمی کند ...
جایی که از زمین و زمان ، خسته و گریزان
می شود .
جایی که دیگر ؛
انگیزه ای نیست ، امیدی نیست ، پناهی نیست ...
همان جایی که "صبح" ؛
آغازِ فرو پاشی و ویرانی ست ...
شبتون۰بدورازدلتنگی
❤️🩹❤️🔥💔
و "شب" ...
گاهی ناجیِ آدم هاست !
وقتی آدم به جایی می رسد که به جز خواب ؛
هیچ چیزِ دیگری آرامَش نمی کند ...
جایی که از زمین و زمان ، خسته و گریزان
می شود .
جایی که دیگر ؛
انگیزه ای نیست ، امیدی نیست ، پناهی نیست ...
همان جایی که "صبح" ؛
آغازِ فرو پاشی و ویرانی ست ...
شبتون۰بدورازدلتنگی
❤️🩹❤️🔥💔
چو شب به راهِ تو ماندم ...
که ماه من باشی ...
چراغِ خلوت این ...
عاشق کهن باشی ...
✍هوشنگ ابتهاج
❤️🩹❤️🔥💔
که ماه من باشی ...
چراغِ خلوت این ...
عاشق کهن باشی ...
✍هوشنگ ابتهاج
❤️🩹❤️🔥💔
Chesh To Chesh
Garsha Rezaei
تقدیم به کسی که با تمام وجودم دوستش دارم 😍
حکم قلبم رو داره 😘👈💞💞
تقدیم به خودت (عالیجناب قلبم.)😍💞👌❤️
❤️🩹❤️🔥💔
حکم قلبم رو داره 😘👈💞💞
تقدیم به خودت (عالیجناب قلبم.)😍💞👌❤️
❤️🩹❤️🔥💔
-این جهان
پر از صدای حرکت
پاهای مردمیست
که همچنان که تو را میبوسند؛
در ذهن خود
طنابِ دار تو را میبافند…
فروغ_فرخزاد
❤️🩹❤️🔥💔
پر از صدای حرکت
پاهای مردمیست
که همچنان که تو را میبوسند؛
در ذهن خود
طنابِ دار تو را میبافند…
فروغ_فرخزاد
❤️🩹❤️🔥💔
و شاید بزرگترین دلیل بی خوابی های شبانه
این است که یک دنیا حرف داری،
اما برای گفتنش
نه دلیل داری
نه گوش شنوایی..
❤️🩹❤️🔥💔
این است که یک دنیا حرف داری،
اما برای گفتنش
نه دلیل داری
نه گوش شنوایی..
❤️🩹❤️🔥💔
باران دوباره شور باریدن گرفته وا کن آغوشت
قلبم میان سینه کوبیدن گرفته وا کن آغوشت
جز نبضِ آرام و تپش ها و نفسهای تو این گوشم ؛
کلّ صداها را ، به نشنیدن گرفته وا کن آغوشت
روشن کن آتش در هوای دلبرانه طبعمان اکنون؛
فنجانِ چای داغ ، نوشیدن گرفته وا کن آغوشت
من شعر تَر میگویم و میخوانی اش با لذتی شیرین
پای قلم بی وقفه رقصیدن گرفته وا کن آغوشت
لبریز کن پیمانه ها را از شراب ناب شیرازی
پیمانه با دست تو چرخیدن گرفته واکن آغوشت
لبهای من قصد تجاوز دارد از لبهای شیرینت؛
دیوانه ات مستانه بوسیدن گرفته وا کن آغوشت
در کلبه ی زیبای احساساتمان این جان بی تابم؛
با هُرم آغوش تو پیچیدن گرفته وا کن آغوشت
با شیطنت هایت ببر آن دورها تا کودکی من را
از عمق جان ، دل ، فازِ خندیدن گرفته وا کن آغوشت
با شانه هایت لای گیسوی سیاهم بید مجنون هم؛
مانندِ یک رقاصه لرزیدن گرفته وا کن آغوشت
خورشید زیبا ابرها را پس زده بر صورت ماهت!
رنگین کمانِ عشق ، تابیدن گرفته واکن آغوشت
با شُرشُرِ باران زلالِ چشمه ی شعر و غزل هایم
قُل می زند آرام ، جوشیدن گرفته واکن آغوشت
شبنم به روی برگ گلها مثل اشک شوق بر گونه؛
با پیچ و تابی ناز ، غلطیدن گرفته وا کن آغوشت
آغوشم اینجا پای شومینه در این باران آذرماه؛
بر سینهٔ تو حسِ خوابیدن گرفته ، وا کن آغوشت
پیچیده عطر پونه های تازه در بام و در و ایوان
به به چه زیبا شوقِ روییدن گرفته وا کن آغوشت
افسانه_احمدی_پونه...
❤️🩹❤️🔥💔
قلبم میان سینه کوبیدن گرفته وا کن آغوشت
جز نبضِ آرام و تپش ها و نفسهای تو این گوشم ؛
کلّ صداها را ، به نشنیدن گرفته وا کن آغوشت
روشن کن آتش در هوای دلبرانه طبعمان اکنون؛
فنجانِ چای داغ ، نوشیدن گرفته وا کن آغوشت
من شعر تَر میگویم و میخوانی اش با لذتی شیرین
پای قلم بی وقفه رقصیدن گرفته وا کن آغوشت
لبریز کن پیمانه ها را از شراب ناب شیرازی
پیمانه با دست تو چرخیدن گرفته واکن آغوشت
لبهای من قصد تجاوز دارد از لبهای شیرینت؛
دیوانه ات مستانه بوسیدن گرفته وا کن آغوشت
در کلبه ی زیبای احساساتمان این جان بی تابم؛
با هُرم آغوش تو پیچیدن گرفته وا کن آغوشت
با شیطنت هایت ببر آن دورها تا کودکی من را
از عمق جان ، دل ، فازِ خندیدن گرفته وا کن آغوشت
با شانه هایت لای گیسوی سیاهم بید مجنون هم؛
مانندِ یک رقاصه لرزیدن گرفته وا کن آغوشت
خورشید زیبا ابرها را پس زده بر صورت ماهت!
رنگین کمانِ عشق ، تابیدن گرفته واکن آغوشت
با شُرشُرِ باران زلالِ چشمه ی شعر و غزل هایم
قُل می زند آرام ، جوشیدن گرفته واکن آغوشت
شبنم به روی برگ گلها مثل اشک شوق بر گونه؛
با پیچ و تابی ناز ، غلطیدن گرفته وا کن آغوشت
آغوشم اینجا پای شومینه در این باران آذرماه؛
بر سینهٔ تو حسِ خوابیدن گرفته ، وا کن آغوشت
پیچیده عطر پونه های تازه در بام و در و ایوان
به به چه زیبا شوقِ روییدن گرفته وا کن آغوشت
افسانه_احمدی_پونه...
❤️🩹❤️🔥💔
.
و "شب" ...
گاهی ناجیِ آدم هاست !
وقتی آدم به جایی می رسد که به جز خواب ؛
هیچ چیزِ دیگری آرامَش نمی کند ...
جایی که از زمین و زمان ، خسته و گریزان
می شود .
جایی که دیگر ؛
انگیزه ای نیست ، امیدی نیست ، پناهی نیست ...
همان جایی که "صبح" ؛
آغازِ فرو پاشی و ویرانی ست ...
شبتون۰بدورازدلتنگی
❤️🩹❤️🔥💔
و "شب" ...
گاهی ناجیِ آدم هاست !
وقتی آدم به جایی می رسد که به جز خواب ؛
هیچ چیزِ دیگری آرامَش نمی کند ...
جایی که از زمین و زمان ، خسته و گریزان
می شود .
جایی که دیگر ؛
انگیزه ای نیست ، امیدی نیست ، پناهی نیست ...
همان جایی که "صبح" ؛
آغازِ فرو پاشی و ویرانی ست ...
شبتون۰بدورازدلتنگی
❤️🩹❤️🔥💔
سکوتِ شب کنارِ تو چه دلپذیر میشود
دلمبه تارِ مویِتو،چهخوش اسیر میشود
عبور چونکه میکنی، از آسمانِ دفترم
غزلترانههای من، چه بی نظیر میشود
نفستر از هوایِ من، نگارِ آشنایِ من
دلم برای صیدِ تو، دوباره شیر میشود
دلم بدون سایهات، که نبضِ قلبِ خستهای
از این جهانِ بی هدف، چقدر سیر میشود
حلولِ قرصِ ماهِ من، پناه و تکیهگاهِ من
دلم بدونِ عشقِ تو فقیر و پیر میشود
نبارد ابرِ عشقِ تو ،اگر به رویِ هستیام
زمینِ سبز قلبِ من، چنان کویر میشود
هوای هر تنفسی، که میرود به سینهام
بدونِ لمسِ بودنت،به شکلِ تیر میشود
دقیقههای بودنِ، کنارِ هم که بگذرد
چه خوب درک میکنم که زود دیر میشود
مجتبی_خوش_زبان...
❤️🩹❤️🔥💔
دلمبه تارِ مویِتو،چهخوش اسیر میشود
عبور چونکه میکنی، از آسمانِ دفترم
غزلترانههای من، چه بی نظیر میشود
نفستر از هوایِ من، نگارِ آشنایِ من
دلم برای صیدِ تو، دوباره شیر میشود
دلم بدون سایهات، که نبضِ قلبِ خستهای
از این جهانِ بی هدف، چقدر سیر میشود
حلولِ قرصِ ماهِ من، پناه و تکیهگاهِ من
دلم بدونِ عشقِ تو فقیر و پیر میشود
نبارد ابرِ عشقِ تو ،اگر به رویِ هستیام
زمینِ سبز قلبِ من، چنان کویر میشود
هوای هر تنفسی، که میرود به سینهام
بدونِ لمسِ بودنت،به شکلِ تیر میشود
دقیقههای بودنِ، کنارِ هم که بگذرد
چه خوب درک میکنم که زود دیر میشود
مجتبی_خوش_زبان...
❤️🩹❤️🔥💔
چو شب به راهِ تو ماندم ...
که ماه من باشی ...
چراغِ خلوت این ...
عاشق کهن باشی ...
✍هوشنگ ابتهاج
❤️🩹❤️🔥💔
که ماه من باشی ...
چراغِ خلوت این ...
عاشق کهن باشی ...
✍هوشنگ ابتهاج
❤️🩹❤️🔥💔
گاهی وقتا
تاوان اشتباه
خیلی بیشتر از اونیه که فکرشو میکنی
میدونی رفیق
یه وقتایی خوب بودنم تاوان داره!!!
❤️🩹❤️🔥💔
تاوان اشتباه
خیلی بیشتر از اونیه که فکرشو میکنی
میدونی رفیق
یه وقتایی خوب بودنم تاوان داره!!!
❤️🩹❤️🔥💔
زنی به سادگیِ قصهای غبـــــار گرفته
زنی که قاب دلش رنگ روزگار گرفته
نشسته خیره به برق دوتا ستارهی سوزان
درون آينهى كهنهی بخــــــار گــــرفته
نه ماه سر به اتاقش زده، نه ردشده خورشید
نگاه پنجره را سایههای تــــــار گـــــرفته
دو چشم خستهی بیخواب را به سرمه نشانده
برای گونهی پاییزیاش انــــــــــار گرفته
چقدر زخم درخشنده ریسه بسته تنش را
چقدر معجزه در قامتش قــــرار گــــرفته
دلش میان مسیرِ هزار و یکشبِ هستی
هزار دفعه شکسته؛ هزار بار گرفته...
برای حفظ ستونهای استوارِ وقارش
هر آنچه داشته در چنته را به کار گرفته
به بانشاطترین شکل، جلوه کرده همیشه
گلی که دور و برش را حصارِ خار گرفته
حیاتِ نیمه نفس را به دوشِ صبر کشیده
بلورِ شانهاش از سنگها تبـــــار گرفته
زن است دیگر...اگر خسته است و زخمیوتنها
به یمن هر نفسش عشـــــق، اعتبــــار گرفته
زنی که جوهرهاش آفرینش است و نوازش
خداست...روی زمین نام مستــــعار گرفته
غزل_آرامش..
❤️🩹❤️🔥💔
زنی که قاب دلش رنگ روزگار گرفته
نشسته خیره به برق دوتا ستارهی سوزان
درون آينهى كهنهی بخــــــار گــــرفته
نه ماه سر به اتاقش زده، نه ردشده خورشید
نگاه پنجره را سایههای تــــــار گـــــرفته
دو چشم خستهی بیخواب را به سرمه نشانده
برای گونهی پاییزیاش انــــــــــار گرفته
چقدر زخم درخشنده ریسه بسته تنش را
چقدر معجزه در قامتش قــــرار گــــرفته
دلش میان مسیرِ هزار و یکشبِ هستی
هزار دفعه شکسته؛ هزار بار گرفته...
برای حفظ ستونهای استوارِ وقارش
هر آنچه داشته در چنته را به کار گرفته
به بانشاطترین شکل، جلوه کرده همیشه
گلی که دور و برش را حصارِ خار گرفته
حیاتِ نیمه نفس را به دوشِ صبر کشیده
بلورِ شانهاش از سنگها تبـــــار گرفته
زن است دیگر...اگر خسته است و زخمیوتنها
به یمن هر نفسش عشـــــق، اعتبــــار گرفته
زنی که جوهرهاش آفرینش است و نوازش
خداست...روی زمین نام مستــــعار گرفته
غزل_آرامش..
❤️🩹❤️🔥💔
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تولدت مبارک دی ماهی جان....
🎂🎂🎂🎂
❤️🩹❤️🔥💔
🎂🎂🎂🎂
❤️🩹❤️🔥💔
بنظرم مهم ترین چیزی که رابطه میخواد حوصلهست!
حوصله فقط شنیدن نه جواب دادن، حوصلهی توجه کردن، درست کردن و تحمل کردن، حوصلهی هر روز کنار هم بودن و ساختن.
❤️🩹❤️🔥💔
حوصله فقط شنیدن نه جواب دادن، حوصلهی توجه کردن، درست کردن و تحمل کردن، حوصلهی هر روز کنار هم بودن و ساختن.
❤️🩹❤️🔥💔
یک بار است زندگانی!
یک بار!
همان یک بار که نسیم صبح را به سینه فرو می دهیم،
همان یک بار که عطش خود را با قدحی آب خنک فرو می نشانیم،
همان یک بار که سوار بر اسب در دشت تاخت می کنیم،
یک بار!
یک بار ونه بیشتر.
زندگانی یک بار است، در هر فصل...
محمود_دولت_آبادی
❤️🩹❤️🔥💔
یک بار!
همان یک بار که نسیم صبح را به سینه فرو می دهیم،
همان یک بار که عطش خود را با قدحی آب خنک فرو می نشانیم،
همان یک بار که سوار بر اسب در دشت تاخت می کنیم،
یک بار!
یک بار ونه بیشتر.
زندگانی یک بار است، در هر فصل...
محمود_دولت_آبادی
❤️🩹❤️🔥💔
عشق جا در سینه های تنگ پیدا می کند
جای خود را این شرر در سنگ پیدا می کند
با سبک قدران نمی گردد طرف تمکین عشق
کوهکن از بیستون همسنگ پیدا می کند
نیست جان پاک را چون بیقراری صیقلی
آب چون ماند ازروانی زنگ پیدا می کند
آرزو در طبع پیران از جوانان است بیش
در خزان هر برگ چندین رنگ پیدا می کند
می شود از خط دل سنگین خوبان چرب نرم
عذرخواه از مومیایی سنگ پیدا می کند
هر که دارد ناخن مشکل گشایی چون نسیم
در گلستان غنچه دلتنگ پیدا می کند
باش با نان تهی قانع کز الوان نعم
آرزو گلهای رنگارنگ پیدا می کند
غافلان را پرده غفلت بود در آستین
پای خواب آلود عذر لنگ پیدا می کند
در کلام عاشقان هم ربط پیدا می شود
نغمه بلبل اگر آهنگ پیدا می کند
آن که جنگ او بود شیرین تر از حلوای صلح
بی سبب تقریب بهر جنگ پیدا می کند
نیست خوبان را به از شرم و حیا گلگونه ای
شیشه حسن از باده گلرنگ پیدا می کند
نیست صائب فکر روزی عاشق دیوانه را
دانه خود کبک مست از سنگ پیدا می کند
صائب_تبریزی...
❤️🩹❤️🔥💔
جای خود را این شرر در سنگ پیدا می کند
با سبک قدران نمی گردد طرف تمکین عشق
کوهکن از بیستون همسنگ پیدا می کند
نیست جان پاک را چون بیقراری صیقلی
آب چون ماند ازروانی زنگ پیدا می کند
آرزو در طبع پیران از جوانان است بیش
در خزان هر برگ چندین رنگ پیدا می کند
می شود از خط دل سنگین خوبان چرب نرم
عذرخواه از مومیایی سنگ پیدا می کند
هر که دارد ناخن مشکل گشایی چون نسیم
در گلستان غنچه دلتنگ پیدا می کند
باش با نان تهی قانع کز الوان نعم
آرزو گلهای رنگارنگ پیدا می کند
غافلان را پرده غفلت بود در آستین
پای خواب آلود عذر لنگ پیدا می کند
در کلام عاشقان هم ربط پیدا می شود
نغمه بلبل اگر آهنگ پیدا می کند
آن که جنگ او بود شیرین تر از حلوای صلح
بی سبب تقریب بهر جنگ پیدا می کند
نیست خوبان را به از شرم و حیا گلگونه ای
شیشه حسن از باده گلرنگ پیدا می کند
نیست صائب فکر روزی عاشق دیوانه را
دانه خود کبک مست از سنگ پیدا می کند
صائب_تبریزی...
❤️🩹❤️🔥💔