اونی که با تجــربههاش بزرگ شده
شاگــرد هیچ بنی بشری نمیشه!.
❤️🩹❤️🔥💔
شاگــرد هیچ بنی بشری نمیشه!.
❤️🩹❤️🔥💔
طول وعرض این دنیارو درهم ضرب کنی؛ چیزی جز مساحت یه قبر ازش درنمیاد؛ حواست باشه داری چکارمیکنی!!
❤️🩹❤️🔥💔
❤️🩹❤️🔥💔
قلب آدم مثل قبر فقط جای یه نفره حالا چه کنار هم باشن چه نباشن
قلب که فرودگاه نیست که تا یه هواپیما پرواز کرد یکی دیگه بشینه جاش...
❤️🩹❤️🔥💔
قلب که فرودگاه نیست که تا یه هواپیما پرواز کرد یکی دیگه بشینه جاش...
❤️🩹❤️🔥💔
پشت دیوار همین کوچه بە دارم بزنید
من که رفتم, بنشینید و هوارم بزنید
باد هم آگهی مرگ مرا خواهد برد
بنوسید که: "بد بودم"و جارم بزنید
من از آیین شما سیر شدم , سیر شدم
پنجه در هرچه , که من واهمه دارم بزنید
دست هایم چقدر بود و , به دریا نرسید؟!
خبر مرگ مرا , طعنه به یارم بزنید
آی! آنها!! , که به بی برگی من,می خندید!
مرد باشید و...بیایید... و.... کنارم بزنید
نجمه_زارع
❤️🩹❤️🔥💔
من که رفتم, بنشینید و هوارم بزنید
باد هم آگهی مرگ مرا خواهد برد
بنوسید که: "بد بودم"و جارم بزنید
من از آیین شما سیر شدم , سیر شدم
پنجه در هرچه , که من واهمه دارم بزنید
دست هایم چقدر بود و , به دریا نرسید؟!
خبر مرگ مرا , طعنه به یارم بزنید
آی! آنها!! , که به بی برگی من,می خندید!
مرد باشید و...بیایید... و.... کنارم بزنید
نجمه_زارع
❤️🩹❤️🔥💔
پروانه هم شبیه من از ساده لوحی اش،
دلبسته گلی ست که درکش نمی کند...!
# محمدعلی بهمنی..
❤️🩹❤️🔥💔
دلبسته گلی ست که درکش نمی کند...!
# محمدعلی بهمنی..
❤️🩹❤️🔥💔
بگذار هر ثانیه حالِ تو خوب باشد
بگذار رفتنیها بروند و ماندنیها بمانند
تو لبخندت را بزن انگار نه انگار
حالِ خوبِ خودت را به هیچ اتفاق و شرایط و شخصی گره نزن
بیواسطه خوب باش، بیواسطه شادی کن و بی واسطه بخند
تو که خوب باشی همه چیز خوب می شود باور کن...
#نرگس_صرافیان
❤️🩹❤️🔥💔
بگذار رفتنیها بروند و ماندنیها بمانند
تو لبخندت را بزن انگار نه انگار
حالِ خوبِ خودت را به هیچ اتفاق و شرایط و شخصی گره نزن
بیواسطه خوب باش، بیواسطه شادی کن و بی واسطه بخند
تو که خوب باشی همه چیز خوب می شود باور کن...
#نرگس_صرافیان
❤️🩹❤️🔥💔
یک روز، چشم باز می کنی و می بینی
عزیزترین آدم زندگی ات، دیگر نیست!
کسی که تا دیروز خیال می کردی همیشه
برایِ داشتنش و برای دوست داشتنش،
فرصت هست، کسی که فکرش را هم نمیکردی، رفتنی باشد
به همین سادگی، آدم ها می روند
و جایشان، برای همیشه خالی می ماند
عزیزانت را همین ثانیه دوست داشته باش،
همین ثانیه قدرشان را بدان
و همین ثانیه، در آغوششان بگیر
منتظر هیچ فردا و روز مبادایی نباش
چه آدم ها که با زخم سکوت و تنهایی، رفتند،
چه دل ها که تا ابدیتِ تاریخ، شکسته ماند،
و چه دوستت دارم ها که تا همیشه،
میان حنجره های زمان، گیر کرد.
"مبادا" یعنی امروز، یعنی الان
یعنی همین لحظه!
#تلنگر
❤️🩹❤️🔥💔
عزیزترین آدم زندگی ات، دیگر نیست!
کسی که تا دیروز خیال می کردی همیشه
برایِ داشتنش و برای دوست داشتنش،
فرصت هست، کسی که فکرش را هم نمیکردی، رفتنی باشد
به همین سادگی، آدم ها می روند
و جایشان، برای همیشه خالی می ماند
عزیزانت را همین ثانیه دوست داشته باش،
همین ثانیه قدرشان را بدان
و همین ثانیه، در آغوششان بگیر
منتظر هیچ فردا و روز مبادایی نباش
چه آدم ها که با زخم سکوت و تنهایی، رفتند،
چه دل ها که تا ابدیتِ تاریخ، شکسته ماند،
و چه دوستت دارم ها که تا همیشه،
میان حنجره های زمان، گیر کرد.
"مبادا" یعنی امروز، یعنی الان
یعنی همین لحظه!
#تلنگر
❤️🩹❤️🔥💔
#دکلمه
شب های بلند زمستونه
همون شبایی که قرار بود تا صبح نخوابیم ؛ یادته؟
قرار گذاشته بودیم هر موقه سردمون شد همو بغل کنیم و هرکی زودتر خوابش برد بازنده اس... آخ که من همیشه بازنده ترین بودم تو بغلت
قرار بود فیلمهای مورد علاقه همو تماشا کنیم ؛ آتیش گرم شومینه و قهوه که تو دوست داری و فیلم مورد علاقت و یه عالمه برف که از پشت شیشه نگاه کنیم
شبایی که میگفتی تو بخواب تا من تماشات کنم.. چشامو زود ببندم که نگام کنی
این شبا باید کنار من میبودی ؛
تا ثابت کنیم به همدیگه که عشقمون رنگش فرق داره؛ بگیم که ما همو از بین یه عالمه غریبه و آشنا انتخاب کردیم و بهم رسیدیم
اما...!
الان شومینه خاموشه؛ سرده؛ قهوه داغ نیست؛ حتی فیلم مورد علاقه ات هم نیست ..
تو نیستی ولی من هستم اما من بی تو هیچ ارزشی نداره
تو تافته جدا بافته بودی برام ؛ حسابت از همه آدم ها جدا بود؛ شبیه کسی نبودی؛ کسی شبیه تو نبود؛ رنگ چشمای تورو خدا با هنر خودش. نقاشی کرده بود؛ طرح خنده تو رو روی صورت هیچکدوم از بنده هاش نکشیده بود؛ قدو بالای تو رو به هیچ سروی نداده بود؛ تو خودت بودی و این چیزی بود که من عاشقت شدم و عاشقت موندم!!!!
رد پاهات هنوزم هست عطر تنت یه روزایی تو خونه پخش میشه ؛ مثل دیوونه ها دنبالت میگردم و یادم میفته فقط یه عطره تویی وجود نداره......
نصف شبا از خواب بیدار میشم هنوز فکر میکنم کنارم خوابی ولی نیستی ؛ صدات میپیچه تو گوشم که داری میخندی چشمامو میبندم و فشار میدم تا این خیال ها ازم دور بشن ؛ کاش خودتم مثل خیالت بودی میچسبید بهم ولم نمیکرد.
عکسی که اخرین بار گرفتیم زدم بالا سر تخت خوابم همش داری نگام میکنی
چقد خوبه عکست هست ولی کاش نگات زیر نویس داشت میفهمیدم چی تو چشاته
خوبیه عکست اینه یه شب خسته نمیشه ازم و بره ؛ همش نگاه میکنه ؛ یه وقتایی که خیلی زل میزنم بهت خیالاتی میشم که داری میخندی ...
عصرا وقتی که هوا روبه تاریکی میره میرم کافه همیشگی مون همون میز کنار پنجره!!! برات قهوه سفارش میدم داغ داغ ولی نیستی سرد سرد میشه!!!!
نگفتم بعد رفتنت چیشد ؛ شبام صبح نشد؛ زمستونم بهار نشد؛ قلبم دیگه یخش آب نشد؛ خنده از صورتم ساکشو بست و رفت..
از یه آدم همیشه شاد ؛ شدم یه آدم همیشه غمگین
نمیدونم الان کجایی ؛ کدوم گوشه این شهری ؛ من هواتو نفس میکشم ؛ هر جا هستی بدون یه نفر تا. اخرین نفسش منتظر اومدنت هست.. یه نفر جونشو میده تا جون بگیری ؛ تا برگردی و فرش قرمز دلمو برات پهن کنم..
قشنگ قلبم ؛ بی وفایی کردی اما ؛ تا ابد توی فکرمی ..
معین زد یه چیزی میدونست گفت :
پخش و پلا توی ذهن منی ❤️
من هنوز با خودم کنار نیومدم سر نبودنت ؛ چشمام. به استقبال قدمت هرروز باز میشن
یه عالمه فیلم جدید برات کنار گذاشتم
بیا تا زمستون تموم نشده سردمه؛ بغلم کن.. گرمم کن ؛ مثل شال گردن بپیچمت به خودم
با خیالت میخوام برم بخوابم : یک ؛ دو؛ سه؛ چهار؛ پنج.....
شب بخیر بی رحم ترین اتفاق زندگیم...
#سپیده_زاهدی
❤️🩹❤️🔥💔
شب های بلند زمستونه
همون شبایی که قرار بود تا صبح نخوابیم ؛ یادته؟
قرار گذاشته بودیم هر موقه سردمون شد همو بغل کنیم و هرکی زودتر خوابش برد بازنده اس... آخ که من همیشه بازنده ترین بودم تو بغلت
قرار بود فیلمهای مورد علاقه همو تماشا کنیم ؛ آتیش گرم شومینه و قهوه که تو دوست داری و فیلم مورد علاقت و یه عالمه برف که از پشت شیشه نگاه کنیم
شبایی که میگفتی تو بخواب تا من تماشات کنم.. چشامو زود ببندم که نگام کنی
این شبا باید کنار من میبودی ؛
تا ثابت کنیم به همدیگه که عشقمون رنگش فرق داره؛ بگیم که ما همو از بین یه عالمه غریبه و آشنا انتخاب کردیم و بهم رسیدیم
اما...!
الان شومینه خاموشه؛ سرده؛ قهوه داغ نیست؛ حتی فیلم مورد علاقه ات هم نیست ..
تو نیستی ولی من هستم اما من بی تو هیچ ارزشی نداره
تو تافته جدا بافته بودی برام ؛ حسابت از همه آدم ها جدا بود؛ شبیه کسی نبودی؛ کسی شبیه تو نبود؛ رنگ چشمای تورو خدا با هنر خودش. نقاشی کرده بود؛ طرح خنده تو رو روی صورت هیچکدوم از بنده هاش نکشیده بود؛ قدو بالای تو رو به هیچ سروی نداده بود؛ تو خودت بودی و این چیزی بود که من عاشقت شدم و عاشقت موندم!!!!
رد پاهات هنوزم هست عطر تنت یه روزایی تو خونه پخش میشه ؛ مثل دیوونه ها دنبالت میگردم و یادم میفته فقط یه عطره تویی وجود نداره......
نصف شبا از خواب بیدار میشم هنوز فکر میکنم کنارم خوابی ولی نیستی ؛ صدات میپیچه تو گوشم که داری میخندی چشمامو میبندم و فشار میدم تا این خیال ها ازم دور بشن ؛ کاش خودتم مثل خیالت بودی میچسبید بهم ولم نمیکرد.
عکسی که اخرین بار گرفتیم زدم بالا سر تخت خوابم همش داری نگام میکنی
چقد خوبه عکست هست ولی کاش نگات زیر نویس داشت میفهمیدم چی تو چشاته
خوبیه عکست اینه یه شب خسته نمیشه ازم و بره ؛ همش نگاه میکنه ؛ یه وقتایی که خیلی زل میزنم بهت خیالاتی میشم که داری میخندی ...
عصرا وقتی که هوا روبه تاریکی میره میرم کافه همیشگی مون همون میز کنار پنجره!!! برات قهوه سفارش میدم داغ داغ ولی نیستی سرد سرد میشه!!!!
نگفتم بعد رفتنت چیشد ؛ شبام صبح نشد؛ زمستونم بهار نشد؛ قلبم دیگه یخش آب نشد؛ خنده از صورتم ساکشو بست و رفت..
از یه آدم همیشه شاد ؛ شدم یه آدم همیشه غمگین
نمیدونم الان کجایی ؛ کدوم گوشه این شهری ؛ من هواتو نفس میکشم ؛ هر جا هستی بدون یه نفر تا. اخرین نفسش منتظر اومدنت هست.. یه نفر جونشو میده تا جون بگیری ؛ تا برگردی و فرش قرمز دلمو برات پهن کنم..
قشنگ قلبم ؛ بی وفایی کردی اما ؛ تا ابد توی فکرمی ..
معین زد یه چیزی میدونست گفت :
پخش و پلا توی ذهن منی ❤️
من هنوز با خودم کنار نیومدم سر نبودنت ؛ چشمام. به استقبال قدمت هرروز باز میشن
یه عالمه فیلم جدید برات کنار گذاشتم
بیا تا زمستون تموم نشده سردمه؛ بغلم کن.. گرمم کن ؛ مثل شال گردن بپیچمت به خودم
با خیالت میخوام برم بخوابم : یک ؛ دو؛ سه؛ چهار؛ پنج.....
شب بخیر بی رحم ترین اتفاق زندگیم...
#سپیده_زاهدی
❤️🩹❤️🔥💔
وبازپنج شنبه ای ودلدادگی دگر
انانی که بودند در برمان و به قدر یک آه ودمی کوچیدند،چونان پرستوهای عاشق،کوچی که بازگشتی در آن نیست.
🖤🖤🖤
مرغ دلم چه عطشناک پرپروازرفتن بسویت دارد .
دیدگانم اشکبار وقلبم اکنده و مالامال از اندوه نبودنت .
در بوسه گاه عشق به تقدس دوست داشتنمان پای در رکاب راهی شدم تا شاید در عصر دلدادگی پنج شنبه ها با قطره اشگی به پهنای عاشقیمان ،
شاید،
شاااید آلامی باشد بر درد جگرسوز نبودنت.
شاااید...✨🖤✨
بیاییم همراه باشیم با بسوگ نشستگان
شاید تسلای غم ودردشان باشیم .
❤️🩹❤️🔥💔
وبازپنج شنبه ای ودلدادگی دگر
انانی که بودند در برمان و به قدر یک آه ودمی کوچیدند،چونان پرستوهای عاشق،کوچی که بازگشتی در آن نیست.
🖤🖤🖤
مرغ دلم چه عطشناک پرپروازرفتن بسویت دارد .
دیدگانم اشکبار وقلبم اکنده و مالامال از اندوه نبودنت .
در بوسه گاه عشق به تقدس دوست داشتنمان پای در رکاب راهی شدم تا شاید در عصر دلدادگی پنج شنبه ها با قطره اشگی به پهنای عاشقیمان ،
شاید،
شاااید آلامی باشد بر درد جگرسوز نبودنت.
شاااید...✨🖤✨
بیاییم همراه باشیم با بسوگ نشستگان
شاید تسلای غم ودردشان باشیم .
❤️🩹❤️🔥💔
من جز احد صمد نخواهم
من جز ملک ابد نخواهم
جز رحمت او نبایدم نقل
جز باده که او دهد نخواهم
#مولانای_جان
❤️🩹❤️🔥💔
من جز ملک ابد نخواهم
جز رحمت او نبایدم نقل
جز باده که او دهد نخواهم
#مولانای_جان
❤️🩹❤️🔥💔
در جستجویت آمدم تا بندری از گریه ها
پرسان و پرسان تا شب ویرانگری از گریهها
ساحل به ساحل پس زدم امواج را از صخره ها
شاید تو را پیدا کنم پشت دری از گریه ها
اما نبود از تو خبر، هرچه که گشتم دربهدر
بر جای خالی دوختم چشم تری از گریه ها
چکه به چکه میچکد از چشمهای آسمان
اشک ستاره بر زمین چون گوهری از گریه ها
آتش گرفتم سوختم، با یاد تو افروختم
از من نمانده هیچ جز خاکستری از گریه ها
حالا من و تنهایی و یاد تو اینجا مانده ایم
در تنگه ی دلتنگی و در معبری از گریه ها
دل مانده روی ماسه ها همچون شکسته زورقی
محو خلیج آبی پهناوری از گریه ها
توفان بغل وا کرده و من را تسلا میدهد
مانده به روی شانه ی دریا سری از گریه ها
با یاد تو روزی اگر از نو به دنیا آمدم
دینم غم است و میشوم پیغمبری از گریه ها
از ما بماند یادگار، این شعر در زیر غبار
شعری به خط سوز دل، در دفتری از گریه ها
#شهراد_میدری
❤️🩹❤️🔥💔
پرسان و پرسان تا شب ویرانگری از گریهها
ساحل به ساحل پس زدم امواج را از صخره ها
شاید تو را پیدا کنم پشت دری از گریه ها
اما نبود از تو خبر، هرچه که گشتم دربهدر
بر جای خالی دوختم چشم تری از گریه ها
چکه به چکه میچکد از چشمهای آسمان
اشک ستاره بر زمین چون گوهری از گریه ها
آتش گرفتم سوختم، با یاد تو افروختم
از من نمانده هیچ جز خاکستری از گریه ها
حالا من و تنهایی و یاد تو اینجا مانده ایم
در تنگه ی دلتنگی و در معبری از گریه ها
دل مانده روی ماسه ها همچون شکسته زورقی
محو خلیج آبی پهناوری از گریه ها
توفان بغل وا کرده و من را تسلا میدهد
مانده به روی شانه ی دریا سری از گریه ها
با یاد تو روزی اگر از نو به دنیا آمدم
دینم غم است و میشوم پیغمبری از گریه ها
از ما بماند یادگار، این شعر در زیر غبار
شعری به خط سوز دل، در دفتری از گریه ها
#شهراد_میدری
❤️🩹❤️🔥💔
دل آدمها
مثل کوبیـدن میـخ
روی دیـوار اسـت
وقتـی میخـی را
به دیـوار میکوبیـد
دیـوار زخمی میشـه
حتی اگه میـخ رو در بیاریـد
باز هم جـای زخمش باقیه
❤️🩹❤️🔥💔
مثل کوبیـدن میـخ
روی دیـوار اسـت
وقتـی میخـی را
به دیـوار میکوبیـد
دیـوار زخمی میشـه
حتی اگه میـخ رو در بیاریـد
باز هم جـای زخمش باقیه
❤️🩹❤️🔥💔
خدا را چه دیده ای
شاید روزی ، روزگاری
درست حوالی همین ساعت
قله های سر بہ فلڪ کشیده ی قلبت را
فتح ڪردم
بدون ریزش بهمنِ سرد و سنگین بی مهری ات...
و تو عاشقم شدے....
و من انقدر عزیز شوم ڪه به ذهنت هم خطور نڪند....
خدا را چہ دیدے...!!!!
❤️🩹❤️🔥💔
شاید روزی ، روزگاری
درست حوالی همین ساعت
قله های سر بہ فلڪ کشیده ی قلبت را
فتح ڪردم
بدون ریزش بهمنِ سرد و سنگین بی مهری ات...
و تو عاشقم شدے....
و من انقدر عزیز شوم ڪه به ذهنت هم خطور نڪند....
خدا را چہ دیدے...!!!!
❤️🩹❤️🔥💔
ایستادن اجبار کوه است
رفتن سرنوشت آب
افتادن سرنوشت برگ
و صبر پاداش آدمی
پس بیچشم داشت محبت کنیم
که همه ی ما خاطرهایم...!
❤️🩹❤️🔥💔
رفتن سرنوشت آب
افتادن سرنوشت برگ
و صبر پاداش آدمی
پس بیچشم داشت محبت کنیم
که همه ی ما خاطرهایم...!
❤️🩹❤️🔥💔
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یادتون باشه!
اگر چه گاهی تکه ابری جلویِ تابش خورشید رو میگیره
ولی خورشید پابرجاست…
نگذارید لکههایِ اَبرِ غم و مشکلات
مانعِ تابشِ خورشید به زندگیتون بشه
از زندگی لذت ببرید
سلام رفقا صبحتون بخیر و نیکی❤️☺️
❤️🩹❤️🔥💔
اگر چه گاهی تکه ابری جلویِ تابش خورشید رو میگیره
ولی خورشید پابرجاست…
نگذارید لکههایِ اَبرِ غم و مشکلات
مانعِ تابشِ خورشید به زندگیتون بشه
از زندگی لذت ببرید
سلام رفقا صبحتون بخیر و نیکی❤️☺️
❤️🩹❤️🔥💔
بغضِ نبودن تو صداے مرا گرفت
غوغاے غم، تمام فضاے مرا گرفت
گفتم ڪہ در هواے تو باید نفس ڪشید
رفتیّ و درد، حالِ هواے مرا گرفت
این خانہ بعد از این، همهجایش جهنم است
دیوار، جاے پنجرههاے مرا گرفت
تقدیر، بیبهانهترین اتفاقهاست
آوارِ درد بود و دواے مرا گرفت
تا فتحِ دستهاے تو یڪ گام ماندہ بود
یڪبارہ دستِ فاجعہ پاے مرا گرفت
یڪ امرِ ناشناختہ، هر بار -اے خدا!-
بین من و تو، راہ دعاے مرا گرفت
میخواستم ڪہ با تو بمانم ولے نشد
لعنت بہ آنڪہ آمد و جاے مرا گرفت...!
#محمدرضا_جمیلے
❤️🩹❤️🔥💔
غوغاے غم، تمام فضاے مرا گرفت
گفتم ڪہ در هواے تو باید نفس ڪشید
رفتیّ و درد، حالِ هواے مرا گرفت
این خانہ بعد از این، همهجایش جهنم است
دیوار، جاے پنجرههاے مرا گرفت
تقدیر، بیبهانهترین اتفاقهاست
آوارِ درد بود و دواے مرا گرفت
تا فتحِ دستهاے تو یڪ گام ماندہ بود
یڪبارہ دستِ فاجعہ پاے مرا گرفت
یڪ امرِ ناشناختہ، هر بار -اے خدا!-
بین من و تو، راہ دعاے مرا گرفت
میخواستم ڪہ با تو بمانم ولے نشد
لعنت بہ آنڪہ آمد و جاے مرا گرفت...!
#محمدرضا_جمیلے
❤️🩹❤️🔥💔
لعنت به بغض نیمه شب مانده در گلو
لعنت به آنچه مرده درونم، به آرزو
لعنت که فکر او ز سرم کم نمی شود
رفته ولی تمام مرا کرده زیر و رو
خورشید در غروب نهانی که خواب بود
نوشیده است خون دلم را سبو سبو
بس کن پدر! چگونه گمان میکنی هنوز
در گوش من نصایح تو میرود فرو؟
پیری چقدر زودتر از من به سر رسید
لعنت به شانه ها که نگفتند مو به مو
دردا که دور گشتی و از من بریده ای
من هم بریده ام دگر از نام و آبرو
لعنت به درد هاى دلى که شکسته ماند
با یک ضمیر مفرد غائب شبیه "او"
لعنت به اشک جاری از روی گونه ها
لعنت به هق هق خفه زیر دو تا پتو
لعنت به هرچه خاطره که تلخ و تیره است
دعوا، جدل، گلایه و گاهی بگو مگو
غیر از صبوری از من عاشق چه دیده ای؟
اصلا قبول هرچه بخواهی، فقط بگو
لعنت به خوابهای پریشان، به قرص خواب
لعنت به فکر درهم و درگیر و تو به تو
لعنت به آسمان شب بى ستاره ها
اهل سکوت بوده کسى حین گفت و گو؟
لعنت به عطر جاری پیراهن تنت
یک شهر در پی ات شده مشغول جست و جو
لعنت به من، هرآنچه مرا عاشق تو کرد
وقت است بگذرم ز خودم، جام زهر کو؟
پیراهنی ست عشق تن هر که می رود
چون بند پاره کرد ندارد دگر رفو
باید به چهره اب زنم دیده وا کنم
تا هیچ کس از این همه مستی نبرده بو
لعنت به اشکها که قطار از پی قطار
لعنت به چشم قرمزِ صبح علی طلو...
"عینش " درون وزن نگنجید و حذف شد
عین تمام خاطرهها، بین، های و هو
یادت به شر! که مِهر تو کانون فتنه بود
یادم به خییر! شادی من را دگر مجو
لعنت به فکرهای خیالی شاعری
کز شاخه های طبع نشسته است روی جو
افتاده ام درون گناه نکرده ایی
مانند اقتدا به نمازی که بی وضو ...
#نفیسه_سادات_موسوی
❤️🩹❤️🔥💔
لعنت به آنچه مرده درونم، به آرزو
لعنت که فکر او ز سرم کم نمی شود
رفته ولی تمام مرا کرده زیر و رو
خورشید در غروب نهانی که خواب بود
نوشیده است خون دلم را سبو سبو
بس کن پدر! چگونه گمان میکنی هنوز
در گوش من نصایح تو میرود فرو؟
پیری چقدر زودتر از من به سر رسید
لعنت به شانه ها که نگفتند مو به مو
دردا که دور گشتی و از من بریده ای
من هم بریده ام دگر از نام و آبرو
لعنت به درد هاى دلى که شکسته ماند
با یک ضمیر مفرد غائب شبیه "او"
لعنت به اشک جاری از روی گونه ها
لعنت به هق هق خفه زیر دو تا پتو
لعنت به هرچه خاطره که تلخ و تیره است
دعوا، جدل، گلایه و گاهی بگو مگو
غیر از صبوری از من عاشق چه دیده ای؟
اصلا قبول هرچه بخواهی، فقط بگو
لعنت به خوابهای پریشان، به قرص خواب
لعنت به فکر درهم و درگیر و تو به تو
لعنت به آسمان شب بى ستاره ها
اهل سکوت بوده کسى حین گفت و گو؟
لعنت به عطر جاری پیراهن تنت
یک شهر در پی ات شده مشغول جست و جو
لعنت به من، هرآنچه مرا عاشق تو کرد
وقت است بگذرم ز خودم، جام زهر کو؟
پیراهنی ست عشق تن هر که می رود
چون بند پاره کرد ندارد دگر رفو
باید به چهره اب زنم دیده وا کنم
تا هیچ کس از این همه مستی نبرده بو
لعنت به اشکها که قطار از پی قطار
لعنت به چشم قرمزِ صبح علی طلو...
"عینش " درون وزن نگنجید و حذف شد
عین تمام خاطرهها، بین، های و هو
یادت به شر! که مِهر تو کانون فتنه بود
یادم به خییر! شادی من را دگر مجو
لعنت به فکرهای خیالی شاعری
کز شاخه های طبع نشسته است روی جو
افتاده ام درون گناه نکرده ایی
مانند اقتدا به نمازی که بی وضو ...
#نفیسه_سادات_موسوی
❤️🩹❤️🔥💔
افروخت آتشی و خودش رویش آب ریخت
لبخند زد... نشست و برایم شراب ریخت
از عشق گفت و گفت که باید در این سفر
سرمـایـههای دیگر خود را در آب ریخت
گفتم فلک به عشق نچرخیده است...گفت:
-لعنت به هرکه آب در این آسیاب ریخت!
گفتم که از حـرارت جـانـت مرا بسـاز
آغوش باز کرد و به کامم مذاب ریخت
در ریختن همیشه حساب و کتاب داشت
آن شب ولی بدون حساب و کتاب ریخت
شب جرعهجرعه کم شد و ما بوسهبوسه مست
من هی سوال کردم و او هی جواب ریخت
گفتم شب وصال اگر بگذرد چه؟! ...گفت :
- از ما گذشته است و...دوباره شراب ریخت
من خواستم دهـان بگشـایم به اعتـراض
در بوسههای آخر خود قرص خواب ریخت
.
فـردا شبیـه مستـی دوری پـریده بود
گشتم نبود...هیچ کس او را ندیده بود
..
❤️🩹❤️🔥💔
لبخند زد... نشست و برایم شراب ریخت
از عشق گفت و گفت که باید در این سفر
سرمـایـههای دیگر خود را در آب ریخت
گفتم فلک به عشق نچرخیده است...گفت:
-لعنت به هرکه آب در این آسیاب ریخت!
گفتم که از حـرارت جـانـت مرا بسـاز
آغوش باز کرد و به کامم مذاب ریخت
در ریختن همیشه حساب و کتاب داشت
آن شب ولی بدون حساب و کتاب ریخت
شب جرعهجرعه کم شد و ما بوسهبوسه مست
من هی سوال کردم و او هی جواب ریخت
گفتم شب وصال اگر بگذرد چه؟! ...گفت :
- از ما گذشته است و...دوباره شراب ریخت
من خواستم دهـان بگشـایم به اعتـراض
در بوسههای آخر خود قرص خواب ریخت
.
فـردا شبیـه مستـی دوری پـریده بود
گشتم نبود...هیچ کس او را ندیده بود
..
❤️🩹❤️🔥💔
💔لعنت_به_مجازی💔
لعنت به مجازی ک خونه ی خیلیا رو خراب کرد، آبروی خیلیا رو برد،جیب خیلیا رو نابجا پرکرد، خیلیا رو الکی استاد و بزرگ کرد و خیلیا رو کوچیک و حقیر، خیلیا عقده های خودشونو اینجا خالی کردن، خیلی کلاسای الکی، خیلیا هول تر و هرزه تر شدن،خیلیا به جایگاهی ک لایقشون نبود رسیدن،خیلیا گرگ شدن افتادن به جون زن، دختر و خواهر مردم و هم جوره سواستفاده و با آبروش بازی کردن و زندگیای سالمشون رو خراب و به گند کشیدن، خیلیا به جون مردا افتادن بخاطر نیازی ک داشت و ازش همجوره چاپیدن،
خیلیا گفتن مومنن و غیرت سرشون میشه ولی دنبال زن شوهر دار رفتن، خیلیا شوهر داشتن ولی برای نشون بدن از بی شوهرا و جوونا کم ندارن و مردا رو جذب خودشون کن برای همه ی مردا و پسرای جوون دلبری کردن و عشوه اومدن ک برای شوهرشون انقد عشوه نمیومدن ، خیلیا زن داشتن و برای زن خودشون وقت نداشتن ک یه دوست دارم بگن و اینجا به هر زنی ک شاید انگشت کوچیکه ی زنشونم نمیشد وقت میذاشتن و دوسدارم میگفتن و گاهی بیرونم میرفتن ، خیلیا چون دختر و پسر جوون بودن و به گفته ی خودشون تعهدی نداشتن برای همه دلشون میجوشید و هم زمان عاشق خیلیا بودن، خیلیا سن پدر و مادر ماها رو داشتن و بجای حرمت برای سن و سالشون بذارن برای جوونای سن بچه و نوه خودشون تور پهن میکردن یا با عشوه،مقایسه و حسادت با جوونا یا با پول و مثلا محبت پدرانه برای رفع نیازشون، خیلیا هم کیسه دوخته بودن برای همه ی اینا و از نیاز و آبرو ورفاقت اینا سو استفاده میکردن، خیلیا هم به اسم هنر دکلمه،شعر، آواز،استاد و شاگرد بودن تا میتونستن از هم بهر میبردن و اگه طرف قبول نمیکرد تو سرش میکوبیدن یا با آبروش بازی میکردن وچیزی یاد نمیدادن ک نه شنیدن، خیلیا فقط دنبال دیده شدن بودن به هر طریقی، خیلیا دست هرچی نامرد و دروغگو رو از پشت بسته بودن، خیلیا امروز عاشق بودن فردا فارق، خیلیا بقیه رو وابسته ی خودشون میکردن و بعد ولشون میکردن تا طرف مجبور شه باهاشون راه بیاد، خیلیا باهاشون راه نمیومدی یا کنارت احساس کوچیکی میکردن و تو رو بالا میدیدن همجوره و جلوی همه تحقیرت میکردن و با آبروت بازی تا نتونی پاشی، بعضی به همچی حسادت میکردن و فقط دنبال خراب کردن بودن، خیلیا هم دنبال نصیحت کردن و اینکه بیشتر از بقیه میفهمن و یه عده رو دور خودشون جمع میکردن و سه ساعت موعظه میکردن ، خیلیا تیمی و باندی بودن و اگه تو تیمشون نبودی تحریمت میکردن و بدت میکردن ک کسی سمتت نیاد،خیلیا عقده ی شنیدن استاد داشتن و خیلیا هم تا میتونستن چاپلوسی اینا رو میکردن و کلی برای هم نوشابع باز میکردن، ووووو خیلی چیزای بد دیگه.....
این مجازی خیلیا رو ک ارزش بزرگ کردن رو نداشتن بزرگ کرد و خیلیا رو خونه خراب...
لعنت به مجازی ...
البته خوبی های خودشم داره ک جدا راجبش میگیم.....
شارن طلا✍
❤️🩹❤️🔥💔
لعنت به مجازی ک خونه ی خیلیا رو خراب کرد، آبروی خیلیا رو برد،جیب خیلیا رو نابجا پرکرد، خیلیا رو الکی استاد و بزرگ کرد و خیلیا رو کوچیک و حقیر، خیلیا عقده های خودشونو اینجا خالی کردن، خیلی کلاسای الکی، خیلیا هول تر و هرزه تر شدن،خیلیا به جایگاهی ک لایقشون نبود رسیدن،خیلیا گرگ شدن افتادن به جون زن، دختر و خواهر مردم و هم جوره سواستفاده و با آبروش بازی کردن و زندگیای سالمشون رو خراب و به گند کشیدن، خیلیا به جون مردا افتادن بخاطر نیازی ک داشت و ازش همجوره چاپیدن،
خیلیا گفتن مومنن و غیرت سرشون میشه ولی دنبال زن شوهر دار رفتن، خیلیا شوهر داشتن ولی برای نشون بدن از بی شوهرا و جوونا کم ندارن و مردا رو جذب خودشون کن برای همه ی مردا و پسرای جوون دلبری کردن و عشوه اومدن ک برای شوهرشون انقد عشوه نمیومدن ، خیلیا زن داشتن و برای زن خودشون وقت نداشتن ک یه دوست دارم بگن و اینجا به هر زنی ک شاید انگشت کوچیکه ی زنشونم نمیشد وقت میذاشتن و دوسدارم میگفتن و گاهی بیرونم میرفتن ، خیلیا چون دختر و پسر جوون بودن و به گفته ی خودشون تعهدی نداشتن برای همه دلشون میجوشید و هم زمان عاشق خیلیا بودن، خیلیا سن پدر و مادر ماها رو داشتن و بجای حرمت برای سن و سالشون بذارن برای جوونای سن بچه و نوه خودشون تور پهن میکردن یا با عشوه،مقایسه و حسادت با جوونا یا با پول و مثلا محبت پدرانه برای رفع نیازشون، خیلیا هم کیسه دوخته بودن برای همه ی اینا و از نیاز و آبرو ورفاقت اینا سو استفاده میکردن، خیلیا هم به اسم هنر دکلمه،شعر، آواز،استاد و شاگرد بودن تا میتونستن از هم بهر میبردن و اگه طرف قبول نمیکرد تو سرش میکوبیدن یا با آبروش بازی میکردن وچیزی یاد نمیدادن ک نه شنیدن، خیلیا فقط دنبال دیده شدن بودن به هر طریقی، خیلیا دست هرچی نامرد و دروغگو رو از پشت بسته بودن، خیلیا امروز عاشق بودن فردا فارق، خیلیا بقیه رو وابسته ی خودشون میکردن و بعد ولشون میکردن تا طرف مجبور شه باهاشون راه بیاد، خیلیا باهاشون راه نمیومدی یا کنارت احساس کوچیکی میکردن و تو رو بالا میدیدن همجوره و جلوی همه تحقیرت میکردن و با آبروت بازی تا نتونی پاشی، بعضی به همچی حسادت میکردن و فقط دنبال خراب کردن بودن، خیلیا هم دنبال نصیحت کردن و اینکه بیشتر از بقیه میفهمن و یه عده رو دور خودشون جمع میکردن و سه ساعت موعظه میکردن ، خیلیا تیمی و باندی بودن و اگه تو تیمشون نبودی تحریمت میکردن و بدت میکردن ک کسی سمتت نیاد،خیلیا عقده ی شنیدن استاد داشتن و خیلیا هم تا میتونستن چاپلوسی اینا رو میکردن و کلی برای هم نوشابع باز میکردن، ووووو خیلی چیزای بد دیگه.....
این مجازی خیلیا رو ک ارزش بزرگ کردن رو نداشتن بزرگ کرد و خیلیا رو خونه خراب...
لعنت به مجازی ...
البته خوبی های خودشم داره ک جدا راجبش میگیم.....
شارن طلا✍
❤️🩹❤️🔥💔
حرفی بزن ای نطفۀ هر ویرانی
من گفته ام و شعر مرا میخوانی
ساکت شده ای عالمِ من کور شود
دنیایِ ندیدنت چه ناجور شود
میدانی اگر پس بزنی میمیرم
گر پیش کشی دوباره جان میگیرم
میدانی اگر نبینی ام دود شوم
از بی تویی و درد تو نابود شوم
ای ننگ برآن دست که گیرد دستت
ای مرگ بر آن کس که شده دل بسته ت
ای مرگ بر ان ساعتِ خاموشی تان
ای مرگ به گرمای هم آغوشی تان
لعنت به کسی که از لبش می نوشی
لعنت به تو و رخوتِ هم آغوشی
ای مرگ بر آن اتاق و ان نور ضعیف
لعنت به تو و دست خوش اقبال حریف
لعنت به تو و دکمه و ویران شدنم
لعنت به منو کوچه و حیران شدنم
لعنت به منو دیدن این حادثه ها
لعنت به م⁴نو مرور این خاطره ها
.لعنت به دو چشم من كه اغازت كرد
لعنت به همين اتاق و تختِ بي نبرد
لعنت به تمامِ كوچه هاي بن بست به تو
لعنت به من و هم او كه دلبست به تو
لعنت به تو كه عشق و نميفهميدي
از مردنِ من بَعْدِ تو مي ترسيدي
من زنده ام و شعر زمن ميريزد
اين ناله ز عشق است كه بر ميخيزد
حرفي بزن اي عاملِ بيماريِ من
حرفي بزن اي علتِ بيذاريِ من
حرفي بزن اي اتشِ بر جان و تنم
شايد بشود از عشق تو دل بكنم
بيچاره دلم كه فأل او فأل تو بود
ديوانگي و عاقليش مال تو بود
بد بخت دلي كه عاشقت بود ولي
لعنت به من و عشق ِ من و ساده دلي
لعنت به غروبِ دم به دم بي تويي يا
لعنت به من و این دل دیوانه ی زارم
لعنت به تو و هرچه که از یاد تو دارم
لعنت به من خسته اگر با تو نشینم
لعنت به تو گر باز بیایی به کنارم
لعنت به شبی که به دلم ساده نشستی
بردی ز دل عاشق من صبر و قرارم
لعنت به همه زمزمه هایت شب و هر روز
گفتی که به غیر از تو کس و کار ندارم
لعنت به تو و عشق و همه قول و قرارت
صد وعده نمودی که بیایی به دیارم
لعنت به من ساده ی بیچاره ی عاشق
زین پس به کسی باز دلم را نسپارم
#داتام🖋️
❤️🩹❤️🔥💔
حرفی بزن ای نطفۀ هر ویرانی
من گفته ام و شعر مرا میخوانی
ساکت شده ای عالمِ من کور شود
دنیایِ ندیدنت چه ناجور شود
میدانی اگر پس بزنی میمیرم
گر پیش کشی دوباره جان میگیرم
میدانی اگر نبینی ام دود شوم
از بی تویی و درد تو نابود شوم
ای ننگ برآن دست که گیرد دستت
ای مرگ بر آن کس که شده دل بسته ت
ای مرگ بر ان ساعتِ خاموشی تان
ای مرگ به گرمای هم آغوشی تان
لعنت به کسی که از لبش می نوشی
لعنت به تو و رخوتِ هم آغوشی
ای مرگ بر آن اتاق و ان نور ضعیف
لعنت به تو و دست خوش اقبال حریف
لعنت به تو و دکمه و ویران شدنم
لعنت به منو کوچه و حیران شدنم
لعنت به منو دیدن این حادثه ها
لعنت به م⁴نو مرور این خاطره ها
.لعنت به دو چشم من كه اغازت كرد
لعنت به همين اتاق و تختِ بي نبرد
لعنت به تمامِ كوچه هاي بن بست به تو
لعنت به من و هم او كه دلبست به تو
لعنت به تو كه عشق و نميفهميدي
از مردنِ من بَعْدِ تو مي ترسيدي
من زنده ام و شعر زمن ميريزد
اين ناله ز عشق است كه بر ميخيزد
حرفي بزن اي عاملِ بيماريِ من
حرفي بزن اي علتِ بيذاريِ من
حرفي بزن اي اتشِ بر جان و تنم
شايد بشود از عشق تو دل بكنم
بيچاره دلم كه فأل او فأل تو بود
ديوانگي و عاقليش مال تو بود
بد بخت دلي كه عاشقت بود ولي
لعنت به من و عشق ِ من و ساده دلي
لعنت به غروبِ دم به دم بي تويي يا
لعنت به من و این دل دیوانه ی زارم
لعنت به تو و هرچه که از یاد تو دارم
لعنت به من خسته اگر با تو نشینم
لعنت به تو گر باز بیایی به کنارم
لعنت به شبی که به دلم ساده نشستی
بردی ز دل عاشق من صبر و قرارم
لعنت به همه زمزمه هایت شب و هر روز
گفتی که به غیر از تو کس و کار ندارم
لعنت به تو و عشق و همه قول و قرارت
صد وعده نمودی که بیایی به دیارم
لعنت به من ساده ی بیچاره ی عاشق
زین پس به کسی باز دلم را نسپارم
#داتام🖋️
❤️🩹❤️🔥💔
شعــــر ..
لعنت به دو روز پست این چرخ کبود
لعنت به تمام بودهایی که نبود
لعنت به غزل ها که دلم با تو سرود
لعنت به من و آن که دل از سینه ربود
بر ساده دلی، سکوت، بر غم لعنت
بر حیله، دروغ و حس مبهم لعنت
لعنت به من و خُلق کجت با منِ زار
لعنت به نگاه و خنده ات با اغیار
لعنت به من و حسرت یک بوس و کنار
لعنت به تو و وعدهٔ در فصل بهار
بر قلب شکسته، دیدهٔ تر لعنت
بر مکر تو و عشق منِ خر لعنت
لعنت به منی که گفته ام از مویت
لعنت به درازی شب گیسوسیت
لعنت به دوتا چشم و دوتا ابرویت
لعنت به وقار و قامت دلجویت
برگرد بگویمت دوچندان لعنت
برگرد که... ای بر دل شیطان لعنت
لعنت به تب و تاب غزلخوانی ها
لعنت به نظربازیِ پنهانی ما
لعنت به نگاهت، به همان ناز و ادا
لعنت به من و غرور من، سر تا پا
تا هست نفس، کنم نثارت لعنت
ای بر تو و آن ایل و تبارت لعنت!
لعنت به غزل، به شعر، بر فکر و خیال
لعنت به تمام آرزوهای محال
لعنت به ستاره ها، به قهوه، بر فال
لعنت به همان گندم رویت، آن خال
بر میوهٔ ممنوعهٔ لعلت لعنت
بر شعر پُر از واژهٔ لعنت لعنت!
#ارس_آرامی..
❤️🩹❤️🔥💔
لعنت به دو روز پست این چرخ کبود
لعنت به تمام بودهایی که نبود
لعنت به غزل ها که دلم با تو سرود
لعنت به من و آن که دل از سینه ربود
بر ساده دلی، سکوت، بر غم لعنت
بر حیله، دروغ و حس مبهم لعنت
لعنت به من و خُلق کجت با منِ زار
لعنت به نگاه و خنده ات با اغیار
لعنت به من و حسرت یک بوس و کنار
لعنت به تو و وعدهٔ در فصل بهار
بر قلب شکسته، دیدهٔ تر لعنت
بر مکر تو و عشق منِ خر لعنت
لعنت به منی که گفته ام از مویت
لعنت به درازی شب گیسوسیت
لعنت به دوتا چشم و دوتا ابرویت
لعنت به وقار و قامت دلجویت
برگرد بگویمت دوچندان لعنت
برگرد که... ای بر دل شیطان لعنت
لعنت به تب و تاب غزلخوانی ها
لعنت به نظربازیِ پنهانی ما
لعنت به نگاهت، به همان ناز و ادا
لعنت به من و غرور من، سر تا پا
تا هست نفس، کنم نثارت لعنت
ای بر تو و آن ایل و تبارت لعنت!
لعنت به غزل، به شعر، بر فکر و خیال
لعنت به تمام آرزوهای محال
لعنت به ستاره ها، به قهوه، بر فال
لعنت به همان گندم رویت، آن خال
بر میوهٔ ممنوعهٔ لعلت لعنت
بر شعر پُر از واژهٔ لعنت لعنت!
#ارس_آرامی..
❤️🩹❤️🔥💔
👍2