🎶℘‌ آٍوٰٰٖاًّـےٍٕ نـےٖٖ ℘‌🎶
148 subscribers
186 photos
382 videos
9 files
58 links
🎙کانال شعروادبی آوای نی خوش آمدید🎙
🎶شعرخوانی🎼 آواز 🎻دکلمه🎤
سیاسی ⛔️
کانال👈https://t.me/+McxR4DNpRIhjMTU0
Download Telegram
زنی که شعر می‌فهمد جهانی ناب می‌خواهد
به تندیس ِ تنش ابریشم ِ مهتاب می‌خواهد

به شوق ِ دیدن ِ خوشبختی‌اش در قصر ِ آیینه
دلی شیدا، قدی رعنا، رخی جذاب می‌خواهد

هنوز آن دختر ِ شیطان و بازیگوش ِ دیروزی‌ست
زنی که فارغ از غم‌ها دلی شاداب می‌خواهد

همان زن که برای ِ پرسه های ِ خیس ِ بارانش
فروغ و شاملو و قیصر و سهراب می‌خواهد

سحرگاهان که پلکش را به نرمی می‌گشاید نور
شکوفا غنچه‌ی ِ خورشید ِ عالمتاب می‌خواهد

ندارد نسبتی با شهر ِ پُر دود و ترافیکش
شمال و کلبه‌ی ِ دنجی کنار ِ آب می‌خواهد

کنار ِ آب و آن‌سوتر کنار ِ جنگلی سرسبز
به یاد ِ بچگی بین ِ درختان تاب می‌خواهد

که تابش را ببندی و به روی ِ او بخندی و
بدانی عاشقی کردن کمی آداب می‌خواهد

که او را هُل دهی با شوق و موهایش به رقص آید
همان مو که سرانگشتی به پیچ و تاب می‌خواهد

شباهنگام پلکش را که برهم می‌نهد آرام
نه بالش، سینه ای مردانه وقت ِ خواب می‌خواهد

زنی این‌گونه رویایی و غرق ِ شور و زیبایی
بدون ِ شک غزل‌هایی پر از اعجاب می‌خواهد

"دلم" لرزید و گفت این شعر از آن ِ که خواهد شد؟
به او گفتم زنی که گوهر ِ نایاب می‌خواهد...


❤️‍🩹❤️‍🔥💔
‍ ‍ اگرچه سهم من از سرزمین من کفن است
مرا صلابت این خاک عینِ جان و تن است

به حال خویش نمی‌گریم از فُزونی داغ
غریب هستم و از من غریب‌تر وطن است

سری به صفحه‌ی اخبار می‌زنم سر صبح
"وطن دِلی است که در حال منفجرشدن است"

کدام گوشه‌ی ایران به خون خضاب شده؟
صدای آتش و دود از کدام شهر من است؟

بگو بلند بگریند ماهیان خلیج
در این عزا که هوا نیز تیره‌پیرهن است

نظر بدوز به دریا و هیچ چیز نپرس
که موج راوی این قصه‌‌ی کمرشکن است

صدای ناله‌ی دَمّام و سنج می‌آید
بهار در قُرقُ گریه‌های مرد و زن است

سکوت کن وطن! ای پاره‌های پیکر من!
که مرگ آه! فقط مرگ با تو هم‌سخن است

تو مادری و به آغوش می‌کشی همه را
و روی دامن تو عادتم گریستن است


#سعید_مبشر🖌

❤️‍🩹💔❤️‍🔥
تا کی به تماشا سر بازار بمانم؟
من حُسن تو را چند خریدار بمانم؟

این آینه را بشکن و آن پنجره بگشا
حیف است که در حسرت دیدار بمانم

یک لحظه نظربازی ما حیف! سبب شد
یک عمر به آن لحظه وفادار بمانم

جز رنج سفر چیست در آزادی و پرواز؟
بگذار که کنج قفس این‌بار بمانم

ای بوسه‌ی هنگام وداعش، کمکم کن
چون غنچه‌ی گل رازنگهدار بمانم..

❤️‍🩹💔❤️‍🔥
مردی با دوچرخه به خط مرزی می‌رسد. او دو کیسه بزرگ همراه خود دارد. مأمور مرزی می‌پرسد: «در کیسه ها چه داری؟»
او می‌گوید: «شن.»

مأمور او را از دوچرخه پیاده می‌کند و چون به او مشکوک بود، یک شبانه روز او را بازداشت می‌کند. ولی پس از بازرسی فراوان، واقعاً جز شن چیز دیگری نمی‌یابد. بنابراین به او اجازه عبور می‌دهد. هفته بعد دوباره سر و کله همان شخص پیدا می‌شود و مشکوک بودن و بقیه ماجرا. این موضوع به مدت سه سال هر هفته یک بار تکرار می‌شود و پس از آن مرد دیگر در مرز دیده نمی‌شود.

یک روز آن مأمور در شهر او را می‌بیند و پس از سلام و احوال‌پرسی، به او می‌گوید: «من هنوز هم به تو مشکوکم و می‌دانم که در کار قاچاق بودی. راستش را بگو چه چیزی را از مرز رد می‌کردی؟»
مرد می‌گوید: «دوچرخه!»

گاهی وقت‌ها موضوعات فرعی ما را به کلی از موضوعات اصلی غافل می‌کنند...

❤️‍🩹❤️‍🔥💔

قسمت تلخ دنیا اینجاست
که می دونی دروغ میگن
ولی مجبوری تظاهر کنی که نفهمیدی
تا زمانش برسه..

❤️‍🩹❤️‍🔥💔
دختر ڪنار پنجرہ تنها نشست و گفت
اے دختر بهار حسد میبرم بہ تو
عطر و گُل و ترانہ و سر مستے تو را
با هر چہ طالبے بہ خدا میخرم ز تو
بر شاخ نوجوان درختے شڪوفه‌ای
با ناز میگشود دو چشمان بستہ را
میشُست ڪاڪلے بہ لب آب نقره‌فام
آن بالهاے نازڪ زیباے خستہ را
خورشید خندہ ڪرد وز امواج خندہ اش
بر چهر روز روشنے دلڪشے دوید
موجے سبڪ خزید و نسیمے بہ گوش او
رازے سرود و موج بہ نرمے از او رمید
خندید باغبان ڪہ سرانجام شد بهار
دیگر شڪوفہ ڪردہ درختے ڪہ ڪاشتم
دختر شنید و گفت چہ حاصل از این بهار
اے بس بهارها ڪہ بهارے نداشتم
خورشید تشنہ ڪام در آن سوے آسمان
گویے میان مجمرے از خون نشستہ بود
میرفت روز و خیرہ در اندیشه‌اے غریب
دختر ڪنار پنجرہ محزون نشستہ بود


#استادبانوفروغ‌فرخزاد


‌‌‌
    ‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌❤️‍🩹❤️‍🔥💔
.
تو هنوز زن‌ ها را نمیشناسی
دلشان که پیش کسی گیر شود...
چنان وفادار می مانند ...
که هزاران یوسف هم ...
از مقابلشان رد شود ...
حتی نیم نگاهی ام نمی اندازند...
دلشان که پیش کسی گیر شود ...
عالم و آدم می فهمند ...
او عاشق شده ...
زیرا از چشمهایش...
از لبهایش..
از خنده هایش...
از رفتارش عشق می بارد...
دلشان که پیش کسی گیر شود ...
دست خودشان نیست ...
حساس می شوند...
حتی به نگاه گذری ات ...
به یک عابر پیاده ام حسادت می کنند...
دلشان می خواهد ...
دیواری دور معشوقشان بکشند ...
فقط خودشان معشوقشان را ...
نگاه کنند و بس...
تو زن ها را نمیشناسی...
فقط این را بخاطر خودت میگویم...
اگر دیدی زنی عاشقت شد...
او را از دست نده ...
که اگر او را از دست بدهی ...
یک عمر پشیمان خواهی شد...

❤️‍🩹❤️‍🔥💔
درسی که 403 بهم داد :
آدما میتونن از آشنا ترین تبدیل به
غریبه ترین فرد زندگیت بشن...

❤️‍🩹❤️‍🔥💔
نام من عشق است آیا می‌‏شناسیدم؟
زخمی‌ام -زخمے سراپا- می‌‏شناسیدم؟

با شما طی‌‏ڪرده‌‏ام راہ درازے را
خستہ هستم -خسته- آیا می‌‏شناسیدم؟

راہ ششصدساله‌‏اے از دفتر حافظ
تا غزل‌‏هاے شما، ها، می‌‏شناسیدم؟

این زمانم گرچہ ابر تیرہ پوشیده‌است
من همان خورشیدم اما، می‌‏شناسیدم؟

پاے رهوارش شڪستہ سنگلاخ دهر
اینڪ این افتادہ از پا، می‌‏شناسیدم؟

می‌‏شناسد چشم‌‏هایم چهره‌‏هاتان را
همچنانے ڪہ شماها می‌‏شناسیدم

اینچنین بیگانہ از من رو مگردانید
در مبندیدم بہ حاشا، می‌‏شناسیدم!

من همان دریایتان اے رهروان عشق
رودهاے رو بہ دریا! می‌شناسیدم

اصل من بودم، بهانہ بود و فرعے بود
عشق قیس و حسن لیلا می‌‏شناسیدم؟

در ڪف فرهاد تیشہ من نهادم، من!
من بریدم بیستون را، می‌شناسیدم؟

مسخ ڪردہ چهره‌‏ام را گرچہ این ایام
با همین دیوار حتے می‌‏شناسیدم؟

من همانم مهربان سال‌‏هاے دور
رفته‌‏ام از یادتان؟ یا می‌‏شناسیدم؟

 #حسین_منزوی

      
    ‌‌‌‌‌‌‌❤️‍🩹❤️‍🔥💔
کیفیت خودتون رو ببرید بالا
آدمِ درست حسابی ،
آدمِ درست و حسابی میپسنده..

❤️‍🩹❤️‍🔥💔
اونی که موند مهمه نه اونی که قول داد میمونه...

❤️‍🩹❤️‍🔥💔
‏نه کسایی که جلوتن مهمن نه کسایی که پشت سرتن،
اونی که کنارت ایستاده مهم ‌ترین آدم زندگیتع...

❤️‍🩹❤️‍🔥💔
خیلی سخته منتظر پیام کسی باشی
که اصلا بهت فکرم نمیکنه...!

❤️‍🩹❤️‍🔥💔
اونی که با تجــربه‌هاش بزرگ شده
   شاگــرد هیچ بنی بشری نمیشه!.

❤️‍🩹❤️‍🔥💔
طول وعرض این دنیارو درهم ضرب کنی؛ چیزی جز مساحت یه قبر ازش درنمیاد؛ حواست باشه داری چکارمیکنی!!

❤️‍🩹❤️‍🔥💔
قلب آدم مثل قبر فقط جای یه نفره حالا چه کنار هم باشن چه نباشن
قلب که فرودگاه نیست که تا یه هواپیما پرواز کرد یکی دیگه بشینه جاش...

❤️‍🩹❤️‍🔥💔
پشت دیوار همین کوچه بە دارم بزنید
من که رفتم,  بنشینید و هوارم بزنید

باد هم آگهی مرگ مرا خواهد برد
بنوسید که: "بد بودم"و جارم بزنید

من از آیین شما سیر شدم , سیر شدم
پنجه در هرچه , که من واهمه دارم بزنید

دست هایم چقدر بود و , به دریا نرسید؟!
خبر مرگ مرا , طعنه به یارم بزنید

آی! آنها!! , که به بی برگی من,می خندید!
مرد باشید و...بیایید... و.... کنارم بزنید


نجمه_زارع

❤️‍🩹❤️‍🔥💔
پروانه هم شبیه من از ساده لوحی اش،
دلبسته گلی ست که درکش نمی کند...!

# محمدعلی بهمنی..

❤️‍🩹❤️‍🔥💔
بگذار هر ثانیه حالِ تو خوب باشد
بگذار رفتنی‌ها بروند و ماندنی‌ها بمانند
تو لبخندت را بزن انگار نه انگار
حالِ خوبِ خودت را به هیچ اتفاق و شرایط و شخصی گره نزن
بی‌واسطه خوب باش، بی‌واسطه شادی کن و بی واسطه بخند
تو که خوب باشی همه چیز خوب می شود باور کن...

#نرگس_صرافیان

❤️‍🩹❤️‍🔥💔
یک روز، چشم باز می کنی و می بینی
عزیزترین آدم زندگی ات، دیگر نیست!
کسی که تا دیروز خیال می کردی همیشه
برایِ داشتنش و برای دوست داشتنش،
فرصت هست، کسی که فکرش را هم نمیکردی، رفتنی باشد
به همین سادگی، آدم ها می روند
و جایشان، برای همیشه خالی می ماند
عزیزانت را همین ثانیه دوست داشته باش،
همین ثانیه قدرشان را بدان
و همین ثانیه، در آغوششان بگیر
منتظر هیچ فردا و روز مبادایی نباش
چه آدم ها که با زخم سکوت و تنهایی، رفتند،
چه دل ها که تا ابدیتِ تاریخ، شکسته ماند،
و چه دوستت دارم ها که تا همیشه،
میان حنجره های زمان، گیر کرد.

"مبادا" یعنی امروز، یعنی الان
یعنی همین لحظه!

#تلنگر


❤️‍🩹❤️‍🔥💔
#دکلمه



شب های بلند زمستونه
همون شبایی که قرار بود تا صبح نخوابیم ؛ یادته؟
قرار گذاشته بودیم هر موقه سردمون شد همو بغل کنیم و هرکی زودتر خوابش برد بازنده اس... آخ که من همیشه بازنده ترین بودم تو بغلت
قرار بود فیلمهای مورد علاقه همو تماشا کنیم ؛ آتیش گرم شومینه و قهوه که تو دوست داری و فیلم مورد علاقت و یه عالمه برف که از پشت شیشه نگاه کنیم
شبایی که میگفتی تو بخواب تا من تماشات کنم.. چشامو زود ببندم که نگام کنی
این شبا باید کنار من میبودی ؛
تا ثابت کنیم به همدیگه که عشقمون رنگش فرق داره؛ بگیم که ما همو از بین یه عالمه غریبه و آشنا انتخاب کردیم و بهم رسیدیم
اما...!
الان شومینه خاموشه؛ سرده؛ قهوه داغ نیست؛ حتی فیلم مورد علاقه ات هم نیست ..
تو نیستی ولی من هستم  اما من بی تو هیچ ارزشی نداره
تو تافته جدا بافته بودی برام ؛ حسابت از همه آدم ها جدا بود؛ شبیه کسی نبودی؛ کسی شبیه تو نبود؛ رنگ چشمای تورو خدا با هنر خودش. نقاشی کرده بود؛ طرح خنده تو رو روی صورت هیچکدوم از بنده هاش نکشیده بود؛ قدو بالای تو رو  به هیچ سروی نداده بود؛  تو خودت بودی و این چیزی بود که من عاشقت شدم و عاشقت موندم!!!!
رد پاهات هنوزم هست  عطر تنت یه روزایی تو خونه پخش میشه ؛ مثل دیوونه ها دنبالت میگردم و یادم میفته فقط یه عطره تویی وجود نداره......
نصف شبا از خواب بیدار میشم هنوز فکر میکنم کنارم خوابی ولی نیستی ؛ صدات میپیچه تو گوشم که داری میخندی چشمامو میبندم و فشار میدم تا این خیال ها ازم دور بشن ؛ کاش خودتم مثل خیالت بودی میچسبید بهم ولم نمیکرد.
عکسی که اخرین بار گرفتیم زدم بالا سر تخت خوابم همش داری نگام میکنی
چقد خوبه عکست هست ولی کاش نگات زیر نویس داشت میفهمیدم چی تو چشاته
خوبیه عکست اینه یه شب خسته نمیشه ازم و بره  ؛ همش نگاه میکنه ؛ یه وقتایی که خیلی زل میزنم بهت خیالاتی میشم که داری میخندی ...
عصرا وقتی که هوا روبه تاریکی میره  میرم کافه همیشگی مون  همون میز کنار پنجره!!! برات قهوه سفارش میدم داغ داغ ولی نیستی سرد سرد میشه!!!!
نگفتم بعد رفتنت چیشد ؛ شبام صبح نشد؛  زمستونم بهار نشد؛ قلبم دیگه یخش آب نشد؛  خنده از صورتم ساکشو بست و رفت..
از یه آدم  همیشه شاد ؛ شدم یه آدم همیشه غمگین
نمیدونم الان کجایی ؛ کدوم گوشه این شهری ؛ من هواتو نفس میکشم ؛  هر جا هستی بدون یه نفر تا. اخرین نفسش منتظر اومدنت هست.. یه نفر جونشو میده تا جون بگیری ؛ تا برگردی و فرش قرمز دلمو برات پهن کنم..
قشنگ قلبم ؛ بی وفایی کردی اما ؛ تا ابد  توی فکرمی ..
معین زد یه چیزی میدونست  گفت :
پخش و پلا توی ذهن منی ❤️
من هنوز با خودم کنار نیومدم سر نبودنت ؛ چشمام. به استقبال قدمت هرروز باز میشن
یه عالمه فیلم جدید برات کنار گذاشتم
بیا تا زمستون تموم نشده سردمه؛ بغلم کن.. گرمم کن ؛ مثل شال گردن بپیچمت به خودم
با خیالت میخوام برم بخوابم : یک ؛ دو؛ سه؛ چهار؛ پنج.....

شب بخیر بی رحم ترین اتفاق زندگیم...



#سپیده_زاهدی

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
❤️‍🩹❤️‍🔥💔