🎶℘‌ آٍوٰٰٖاًّـےٍٕ نـےٖٖ ℘‌🎶
147 subscribers
186 photos
382 videos
9 files
58 links
🎙کانال شعروادبی آوای نی خوش آمدید🎙
🎶شعرخوانی🎼 آواز 🎻دکلمه🎤
سیاسی ⛔️
کانال👈https://t.me/+McxR4DNpRIhjMTU0
Download Telegram
تلخ ترین اندوه های ما
یادآوری شادی های گذشته ی ماست ...



❤️‍🔥❤️‍🩹💔
باران به روی پنجره هاشور می زند
باران گرفته است و دلم شور می زند...

درحسرت نوشتن یک شعر تازه ام
بگذار تا به حرف بیاید جنازه ام...

از خواب های یخ زده بیرون بکش مرا
از این تن ملخ زده بیرون بکش مرا

درخاک ،تکه های تنم را نشان بده
با خود مرا ببر...وطنم را نشان بده
.
.
.
من را ببر، ازین تن مطرود خسته ام
از این اتاق های مه آلود،خسته ام

دست مرا بگیر،جهان را نشان بده
با من برقص، پیرهنت را تکان بده

با من برقص روی صداها و زنگ ها
با من برقص روی زبان تفنگ ها

با من برقص ،با ضربان های گیج من
با من برقص، در تن داغ خلیج من

با من برقص روی جهان های گم شده
با من برقص...با ملوان های گم شده

با من برقص، روی تن بند رخت ها
با من برقص... زیر تمام درخت ها

با من برقص در ته بن بست های من
با من برقص...با بند دست های من

دارند تکه های مرا بند می زنند
زنجیرهای من به تو لبخند می زنند

به گوشه های خونی تاریک تر بیا
ازمن نترس امشب و نزدیک تر بیا

نزدیک باش...با هیجانم شریک شو
درتکه تکه کردن نانم شریک شو

فکری برای کندن دندان گرگ کن
سلول انفرادی من را بزرگ کن...
.


✍:حامد_ابراهیم_پور

❤️‍🔥❤️‍🩹💔
نه این‌که عاشقِ این میله‌های یخ‌زده باشم
کجا فرار کنم؟ چیده‌اند بال و پرم را
هزار خاطره‌ی تلخ را به گریه سپردم
چگونه پاک کنم خاطراتِ تلخ‌ترم را؟

هزار نسل گذشت و سپید بخت نبودیم
همیشه قسمتِ ما عشقِ سال‌های وبا بود
به میزبانیِ‌تان قانعم، گلایه نکردم
اگرچه شهرِ شما گورِ دسته‌جمعیِ ما بود

به پشتگرمیِ کبریت‌ها به جنگ رسیدیم
اگرچه کوهِ یخی روی نقشه آب نمی‌شد
زمینِ سوخته پاداش سخت‌جانیِ‌مان بود
اگر که بر سرِمان آسمان خراب نمی‌شد

گرسنه منتظر معجزاتِ تازه نشستیم
نمازِ نیمه‌شب از ترسِ قتل‌عام شدن بود
دوباره وعده‌ی آتشفشان و زلزله می‌داد
جهانِ خسته در اندیشه‌ی تمام شدن بود

تو از کدام مسیر آمدی پرنده‌ی خونی؟
تو در کدام زمین ریشه داشتی گلِ چیده؟
تو شاخ و برگِ خزان دیده‌ی کدام درختی؟
تو کیستی زنِ بی‌سرگذشتِ رنگ‌پریده؟

تو را کنار کپرهای نیمه‌سوخته دیدم
پرنده‌ها خبرت را به دوردست رساندند
تو از تمامی دنیا عزیزتر شدی اما
برادرانت در چاه نفت زنده نماندند...

زمانه خواست که بی‌آرزو و کال بیفتیم
هراسِ هر شب‌مان در بهار چیده شدن بود
به جای گرمیِ آغوش، تازیانه چشیدیم
به جای بوسه سرانجامِ‌مان گزیده شدن بود

دوباره منتظرِ پاسخِ کدام دعایی
از آسمان -که به ما فرصتی جدید نداده-
کدام سُفره درین خانه‌ها گرسنه نمانده؟
کدام خانه درین سرزمین شهید نداده؟

برو مسافرِ غمگین من... سفر به سلامت
روانه‌اند دعاهای خیر پشت سرِ تو
چگونه از تو و آن چشم‌های خیس نترسم؟
زیادتر شده زیباییِ زیادترِ تو!

بگو به یاد بیارند قد کشیدنِ ما را
به سقف مشت بزن، تارِ عنکبوت بیفتد
به آسمانِ ترک‌خورده اعتماد ندارم
مگر که سنگ شود، روی قوم لوط بیفتد...


حامد_ابراهیم_پور..

❤️‍🔥❤️‍🩹💔
مثل بیماری که بالاجبار خوابش می برد
مرد اگر عاشق شود دشوار خوابش می برد

می شمارد لحظه ها را ؛ گاه اما جای او
ساعت دیواری از تکرار خوابش می برد

در میان بسترش تا صبح می پیچد به خویش
عاقبت از خستگی ناچار خوابش می برد

جنگ اگر فرسایشی گردد نگهبانان که هیچ
در دژ فرماندهی سردار خوابش می برد

رخوت سکنی گرفتن عالمی دارد که گاه
ارتشی در ضمن استقرار خوابش می برد

دردناک است اینکه می‌گویم ولی هنگام جنگ
شهر بیدار است و فرماندار خوابش می برد

بی گمان در خواب مستی رازهایی خفته است
مسـ*ـت هم در قصر و هم در غار خوابش می برد

تو شبیه کودکی هستی که در هنگام خواب
پیش چشم مردم بیدار خوابش می برد

من کی ام !؟ خودکار دست شاعر دیوانه ای !
تازه وقتی صبح شد خودکار خوابش می برد

یا کسی که جان به در برده ست از خشم زمین
در اتاقی بسته از آوار خوابش می برد

در کنارت تازه فهمیدم چرا درنیمه شب
رهروی در جاده ی هموار خوابش می برد

سر به دامان تو مثل دائم الخمری که شب
سر به روی پیشخوان بار خوابش می برد

یا شبیه مرد افیونی به خواب نشئگی
لای انگشتان او سیگار خوابش می برد

من به ساحل بودنم خرسندم آری دیده ام
اینکه موج از شدت انکار خوابش می‌برد

وقتی از من دوری اما پلک هایم مثل موج
می پرد از خواب تا هر بار خوابش می برد

من در آغوش تو ؛ گویی در کنار مادرش
کودکی با گونه ی تبدار خوابش می‌برد

«دوستت دارم» که آمد بر زبان خوابم گرفت
متهم اغلب پس از اقرار خوابش می‌برد

صبح از بالین اگر سر بر ندارد بهتر است
عاشقی که در شب دیدار خوابش می برد...

✍:اصغر_عظیمی_

❤️‍🔥❤️‍🩹💔
گاهى … دلت”به راه” نیست؟!
ولى سر به راهى …
خودت را می‌زنى به “آن راه” و می‌روى…
و همه، چه خوش باورانه فکر می‌کنند..
که تو..
“روبراهى”….

❤️‍🔥❤️‍🩹💔
کاش می ماندی کنارم کـــاش... امـــا رفتی و...






شعرهایم پر شد از اما... اگرها، کــاش ها!!!

محسن_مرادی..

❤️‍🔥❤️‍🩹💔
زن‌ها قطــره های بـاران هستند نـم نمش میتواند





دلها را عاشق  و طغیانش شهـری را ویران ڪند ...

رهی...
❤️‍🔥❤️‍🩹💔
و چه احساس نجیبی ست که با دیدن "تو"


طلب عشق زِ بیگانه ندارم هرگز

مهران_قدیری‌

❤️‍🔥❤️‍🩹💔
نه تنها در دلِ من جای دارد مِهرِ رخسارت

بدین خوبی و دلداری قبولِ خاص و عامی تو...


میرمشربی‌_قمی..


❤️‍🔥❤️‍🩹💔
خدا نخواست که من اهل ناکجا باشم


اجازه داد فقط اهلی شما باشم…!

✍محمدعلی_بهمنی..

❤️‍🔥❤️‍🩹💔
هر بار که نگاهت می‌کنم
جمله‌ای آشنا به ذهنم خطور می‌کند:
در این سرزمین،
چیزی هست که
ارزش زندگی کردن دارد...

محمود_درویش..

❤️‍🔥❤️‍🩹💔
برای هضم این
انتظار طولانی ،
ذره ای خیال تو کافی ست
بیاید کنارم بنشیند
و چشمانم
فرو ریزد
در بهمن دوست داشتنت !


فرزانه_صیـاد...

❤️‍🔥❤️‍🩹💔
‌‌‌‌‌‌‌‌
‌از سوز محبت چه
خبر اهل هوســـــ➮ را
این آتش عشقـــــ➮ است
نسوزد همه ڪس را


فصیحی_تبریزی...

❤️‍🔥❤️‍🩹💔
از کیمیایِ مهر تو زر گشت روی من

آری، به یُمنِ لطفِ شما خاک ؛ زر شود

حافظ...

❤️‍🔥❤️‍🩹💔
درخت خشکم و  هم صحبت کبوترها ...🕊️
تـꨄـو هم که خستگی ات رفت...

می پری از من !!!!🕊️

علیرضا_بدیع..

❤️‍🔥❤️‍🩹💔
...



وقتی دلم برایت تنگ میشود
همچون ویرانه ای درشب
آوار آوار میریزم
چشمانم پر میشود از
مرواریدی به نامِ اشک
که یادت را
همچون یاقوتی نایاب
به رخ آسمان میکشد
و من
پنجره های زیرِ آوار را
با سکوتی تلخ به هم میکوبم
و فاصله ها را
طوفانی سهمگین میشوم
برای با تو بودن...


آیدین_نصیری...


❤️‍🔥❤️‍🩹💔
من به تو خنديدم
چون كه می‌دانستم
تو به چه دلهره از باغچه‌ی همسايه سيب را دزديدی
پدرم از پی تو تند دويد
و نمی‌دانستی باغبان باغچه‌ی همسايه
پدر پير من است
من به تو خنديدم
تا كه با خنده‌ی خود
پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو ليک
لرزه انداخت به دستان من و
سيب دندان زده از دست من افتاد به خاک
دل من گفت برو
چون نمی‌خواست به خاطر بسپارد
گريه تلخ تو را
و من رفتم و هنوز
سال‌هاست كه در ذهن من آرام آرام
حيرت و بغض تو تكرار كنان
می‌دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق در اين پندارم
كه چه می‌شد اگر
باغچه‌ی خانه‌ی ما سيب نداشت...


فروغ_فرخزاد...

❤️‍🔥❤️‍🩹💔
نه جانم ،
مرد و زن ندارد ...!
به نقطه‌ی عشق که رسیدی ،
شورانگیز باش برایِ عاشقانه‌هایت …
میان جمع ، رویش را ببوس ...!
میان مردم فریاد بزن دوستت دارم  ...
و اگر کسی چشم غُره‌ای رفت ،
دعایش کن تا عاشق شود !
همین ...


عادل_دانتیسم..

❤️‍🔥❤️‍🩹💔
کاش می ماندی کنارم کـــاش... امـــا رفتی و...






شعرهایم پر شد از اما... اگرها، کــاش ها!!!

محسن_مرادی..

❤️‍🔥❤️‍🩹💔
جمله حیرانند و سرگردان عشق
اے عجب این عشق سرگردان ڪیست

جمله مهمانند در عالم ولیڪ
ڪم ڪسے داند ڪه او مهمان ڪیست .ِِ...

مولانا..



❤️‍🔥❤️‍🩹💔
یک نفس ای پیک سحری
بر سر کویش کن گذری
گو به فغانم به فغانم به فغانم

ای که به عشقت زنده منم
گفتی از عشقت دم نزنم
من نتوانم نتوانم نتوانم

من غرق گناهم تو عذر گناهی
روز و شبم را تو چو مهری تو چو ماهی
چون باده به جوشم در جوش و خروشم
من سر مویت به دو عالم نفروشم

ای که به عشقت زنده منم
گفتی از عشقت دم نزنم
من نتوانم نتوانم نتوانم

همه شب بر ماه و پروین نگرم
مگر آید رخسارت در نظرم
چه بگویم چه بگویم به که بگویم این راز
غمم این بس که مرا کس نبود دمساز

یک نفس ای پیک سحری
بر سر کویش کن گذری
گو که به فغانم به فغانم به فغانم

ای که به عشقت زنده منم
گفتی از عشقت دم نزنم
من نتوانم نتوانم نتوانم

❤️‍🔥❤️‍🩹💔