دیشب شبیه تو زنے اینجا
نشست بر سر ماهُ
با لبخند گفت:
صداے پاے بهار نزدیک است
به خنده گفتمش:
اے ماه روے لَوند!
این عطر توست پیچیده در هوا
گویے براے من انگار
فصل پنجمے از نفس هاے تو روئیده
گفت: فاصله بین من و تو بسیار است
چگونه عطر بهار را به سُخره مے گیری؟!
به او گفتم اے مه لقا
میان من و تو فاصله هر چند
مهم پیراهنے ست ڪه در تن تو بوییدم
بهار خواهد گذشت براے من اما
شڪوفه جایے ست ڪه بر لب تو بوسیدم
آرش_برزگر..
❤️🩹❤️🔥💔
دیشب شبیه تو زنے اینجا
نشست بر سر ماهُ
با لبخند گفت:
صداے پاے بهار نزدیک است
به خنده گفتمش:
اے ماه روے لَوند!
این عطر توست پیچیده در هوا
گویے براے من انگار
فصل پنجمے از نفس هاے تو روئیده
گفت: فاصله بین من و تو بسیار است
چگونه عطر بهار را به سُخره مے گیری؟!
به او گفتم اے مه لقا
میان من و تو فاصله هر چند
مهم پیراهنے ست ڪه در تن تو بوییدم
بهار خواهد گذشت براے من اما
شڪوفه جایے ست ڪه بر لب تو بوسیدم
آرش_برزگر..
❤️🩹❤️🔥💔
براي
خريد عشق
هرکس هر چه
داشت آورد ديوانه
هيچ نداشت و گريست
همه گمان کردند چون هيچ
ندارد مي گريد ولي هيچ
کس ندانست قيمت
دوری از عشق
اشکه
❤️🩹❤️🔥💔
براي
خريد عشق
هرکس هر چه
داشت آورد ديوانه
هيچ نداشت و گريست
همه گمان کردند چون هيچ
ندارد مي گريد ولي هيچ
کس ندانست قيمت
دوری از عشق
اشکه
❤️🩹❤️🔥💔
.
باز مستی طاقتم را تاب کرد
جام دل را شوق می مشتاق کرد
بخت یارم شد که سر مستی کنم
خویش را بیگانه از هستی کنم
عشق اسباب طرب را ساز کرد
ساقی آمد در به رویم باز کرد
دربرم بگرفت دستم جام داد
بوسه زان لعل لب گلفام داد
عطر می هوش از من دیوانه برد
دین و دل را خنده پیمانه برد
باده در پیمانه غوغا کرده است
شور در میخانه برپا کرده است
ساقی امشب لطف بی حد میکند
راه را بر زاهدان سر میکند
عرصه مستیست،نی وعظ و بیان
نیست اینجا شیخ و زاهد را مکان
جام میرقصد به می،مستانه وار
در هوای ساقی سیمین عذار
ساقیِ ما . پیر از آزاده است
نسل اندرنسل،ساقی زاده است
امشب از دستان او می میزنم
جام با عشقش پیاپی میزنم
✍ فیض کاشانی...
❤️🩹❤️🔥💔
باز مستی طاقتم را تاب کرد
جام دل را شوق می مشتاق کرد
بخت یارم شد که سر مستی کنم
خویش را بیگانه از هستی کنم
عشق اسباب طرب را ساز کرد
ساقی آمد در به رویم باز کرد
دربرم بگرفت دستم جام داد
بوسه زان لعل لب گلفام داد
عطر می هوش از من دیوانه برد
دین و دل را خنده پیمانه برد
باده در پیمانه غوغا کرده است
شور در میخانه برپا کرده است
ساقی امشب لطف بی حد میکند
راه را بر زاهدان سر میکند
عرصه مستیست،نی وعظ و بیان
نیست اینجا شیخ و زاهد را مکان
جام میرقصد به می،مستانه وار
در هوای ساقی سیمین عذار
ساقیِ ما . پیر از آزاده است
نسل اندرنسل،ساقی زاده است
امشب از دستان او می میزنم
جام با عشقش پیاپی میزنم
✍ فیض کاشانی...
❤️🩹❤️🔥💔
همنشین دل .. . .
به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم
بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم
الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد
مرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینم
جهان پیرست وبیبنیاد ازاین فرهادکش فریاد
که کرد افسون ونیرنگش ملول ازجان شیرینم
ز تاب آتش دوری شدم غرق عرق چون گل
بیار ای باد شبگیری نسیمی زان عرق چینم
جهان فانی و باقی فدای شاهد و ساقی
که سلطانی عالم را طفیل عشق میبینم
اگربرجای من غیری گزیند دوست حاکم اوست
حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم
صباح الخیر زد بلبل کجایی ساقیا برخیز
که غوغا میکند در سر خیال خواب دوشینم
شب رحلت هم از بستر روم در قصر حورالعین
اگر در وقت جان دادن تو باشی شمع بالینم
حدیث آرزومندی که در این نامه ثبت افتاد
همانا بیغلط باشد ، که حافظ داد تلقینم
حضرت_حافظ
❤️🩹❤️🔥💔
به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم
بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم
الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد
مرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینم
جهان پیرست وبیبنیاد ازاین فرهادکش فریاد
که کرد افسون ونیرنگش ملول ازجان شیرینم
ز تاب آتش دوری شدم غرق عرق چون گل
بیار ای باد شبگیری نسیمی زان عرق چینم
جهان فانی و باقی فدای شاهد و ساقی
که سلطانی عالم را طفیل عشق میبینم
اگربرجای من غیری گزیند دوست حاکم اوست
حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم
صباح الخیر زد بلبل کجایی ساقیا برخیز
که غوغا میکند در سر خیال خواب دوشینم
شب رحلت هم از بستر روم در قصر حورالعین
اگر در وقت جان دادن تو باشی شمع بالینم
حدیث آرزومندی که در این نامه ثبت افتاد
همانا بیغلط باشد ، که حافظ داد تلقینم
حضرت_حافظ
❤️🩹❤️🔥💔
روزم به غم گذشت،شبم غمگسار باد
ز اشکم چمن شکفت،لبم خنده زار باد
چون آفتاب سرزده آید به خانه ام
این منتم به خویش ز شب های تار باد
تسبیح صبح و وِردِ شبم گشته این دعا
کاین حسن و عشق تا به ابد برقرار باد
هر کسی که قطره ای نچشید از شراب غم
از نشاه ی محبت او در خمار باد
گلچینی نظاره ی آن آفتاب صبح
سنجر نصیب دیده ی شب زنده دار باد
سنجرکاشانی....
❤️🩹❤️🔥💔
ز اشکم چمن شکفت،لبم خنده زار باد
چون آفتاب سرزده آید به خانه ام
این منتم به خویش ز شب های تار باد
تسبیح صبح و وِردِ شبم گشته این دعا
کاین حسن و عشق تا به ابد برقرار باد
هر کسی که قطره ای نچشید از شراب غم
از نشاه ی محبت او در خمار باد
گلچینی نظاره ی آن آفتاب صبح
سنجر نصیب دیده ی شب زنده دار باد
سنجرکاشانی....
❤️🩹❤️🔥💔
تا هستند قدر بدونیم ....
همیشه از رفتن ها ناراحتیم؛
ولی از بودن ها خوشحالیمون رو نشون نمیدیم!
میدونی هیچ سنگ قبری جواب سلام هیچ فردی رو نمیده!
ما همیشه بعد از رفتنِ کسی میگیم: ای وای
بعد از ، از دست دادنِ چیزی میگیم: ای کاش
ما کلا همیشه یک عده آدمی هستیم که دیر میبینه، دیر میرسه، دیر میفهمه، دیر میخواد
ما حتی آدم هایی هستیم که همیشه دیر رها میکنیم تمامِ چیزایی رو که آزارمون میدادند
یا جایی هستیم که قدرِ ما رو نمیدونن
یا خودمون قدرِ جایی که هستیم رو نمیدونیم
مرتضی_خدام
❤️🩹❤️🔥💔
همیشه از رفتن ها ناراحتیم؛
ولی از بودن ها خوشحالیمون رو نشون نمیدیم!
میدونی هیچ سنگ قبری جواب سلام هیچ فردی رو نمیده!
ما همیشه بعد از رفتنِ کسی میگیم: ای وای
بعد از ، از دست دادنِ چیزی میگیم: ای کاش
ما کلا همیشه یک عده آدمی هستیم که دیر میبینه، دیر میرسه، دیر میفهمه، دیر میخواد
ما حتی آدم هایی هستیم که همیشه دیر رها میکنیم تمامِ چیزایی رو که آزارمون میدادند
یا جایی هستیم که قدرِ ما رو نمیدونن
یا خودمون قدرِ جایی که هستیم رو نمیدونیم
مرتضی_خدام
❤️🩹❤️🔥💔
در میان طوفان هم پیمان با قایقرانها
گذشته از جان باید بگذشت از توفانها
❤️🩹❤️🔥💔
گذشته از جان باید بگذشت از توفانها
❤️🩹❤️🔥💔
طبل دنیا بر مراد کس مباد
طبل بی عاری ؛؛؛
به از طبل مراد...
طبل دنیا جز صدای نفس نیست
خوش نوایش هم ؛؛؛
چه تو خالی بباد...
این نصیحت بشنو از دیوانه ای
شاه و مسکینی !!!
ز هر شهر و بلاد...
گر پی طبل جهان هستی بدان
طبل و طبالش ؛؛؛
ز خاک است و ز باد...
سیدمحمداتکالی...
❤️🩹❤️🔥💔
طبل بی عاری ؛؛؛
به از طبل مراد...
طبل دنیا جز صدای نفس نیست
خوش نوایش هم ؛؛؛
چه تو خالی بباد...
این نصیحت بشنو از دیوانه ای
شاه و مسکینی !!!
ز هر شهر و بلاد...
گر پی طبل جهان هستی بدان
طبل و طبالش ؛؛؛
ز خاک است و ز باد...
سیدمحمداتکالی...
❤️🩹❤️🔥💔
دیشب شبیه تو زنے اینجا
نشست بر سر ماهُ
با لبخند گفت:
صداے پاے بهار نزدیک است
به خنده گفتمش:
اے ماه روے لَوند!
این عطر توست پیچیده در هوا
گویے براے من انگار
فصل پنجمے از نفس هاے تو روئیده
گفت: فاصله بین من و تو بسیار است
چگونه عطر بهار را به سُخره مے گیری؟!
به او گفتم اے مه لقا
میان من و تو فاصله هر چند
مهم پیراهنے ست ڪه در تن تو بوییدم
بهار خواهد گذشت براے من اما
شڪوفه جایے ست ڪه بر لب تو بوسیدم
آرش_برزگر..
❤️🩹❤️🔥💔
دیشب شبیه تو زنے اینجا
نشست بر سر ماهُ
با لبخند گفت:
صداے پاے بهار نزدیک است
به خنده گفتمش:
اے ماه روے لَوند!
این عطر توست پیچیده در هوا
گویے براے من انگار
فصل پنجمے از نفس هاے تو روئیده
گفت: فاصله بین من و تو بسیار است
چگونه عطر بهار را به سُخره مے گیری؟!
به او گفتم اے مه لقا
میان من و تو فاصله هر چند
مهم پیراهنے ست ڪه در تن تو بوییدم
بهار خواهد گذشت براے من اما
شڪوفه جایے ست ڪه بر لب تو بوسیدم
آرش_برزگر..
❤️🩹❤️🔥💔
گلبرگ را ز سنبل مشکين نقاب کن
يعنی که رخ بپوش و جهانی خراب کن
بفشان عرق ز چهره و اطراف باغ را
چون شيشههای ديده ما پرگلاب کن
ايام گل چو عمر به رفتن شتاب کرد
ساقی به دور باده گلگون شتاب کن
بگشا به شيوه نرگس پرخواب مست را
و از رشک چشم نرگس رعنا به خواب کن
بوی بنفشه بشنو و زلف نگار گير
بنگر به رنگ لاله و عزم شراب کن
زان جا که رسم و عادت عاشقکشی توست
با دشمنان قدح کش و با ما عتاب کن
همچون حباب ديده به روی قدح گشای
وين خانه را قياس اساس از حباب کن
حافظ وصال یار می طلبد از ره دعا
یا رب دعای خسته دلان مستجاب کن
درود
در این پنجشنبه ۲۵بهمن ۱۴۰۳
آرزوی بهترینها را
برایتان داریم
نباید باورت را به انسانیت،
از دست بدهی؛
انسانیت،
همچون اقیانوسی است
که حتی اگر چند قطره آلوده
به درون آن بریزد،
باز هم همه اقیانوس
آلوده نخواهد شد.
❤️🩹❤️🔥💔
يعنی که رخ بپوش و جهانی خراب کن
بفشان عرق ز چهره و اطراف باغ را
چون شيشههای ديده ما پرگلاب کن
ايام گل چو عمر به رفتن شتاب کرد
ساقی به دور باده گلگون شتاب کن
بگشا به شيوه نرگس پرخواب مست را
و از رشک چشم نرگس رعنا به خواب کن
بوی بنفشه بشنو و زلف نگار گير
بنگر به رنگ لاله و عزم شراب کن
زان جا که رسم و عادت عاشقکشی توست
با دشمنان قدح کش و با ما عتاب کن
همچون حباب ديده به روی قدح گشای
وين خانه را قياس اساس از حباب کن
حافظ وصال یار می طلبد از ره دعا
یا رب دعای خسته دلان مستجاب کن
درود
در این پنجشنبه ۲۵بهمن ۱۴۰۳
آرزوی بهترینها را
برایتان داریم
نباید باورت را به انسانیت،
از دست بدهی؛
انسانیت،
همچون اقیانوسی است
که حتی اگر چند قطره آلوده
به درون آن بریزد،
باز هم همه اقیانوس
آلوده نخواهد شد.
❤️🩹❤️🔥💔
در میان طوفان هم پیمان با قایقرانها
گذشته از جان باید بگذشت از توفانها
❤️🩹❤️🔥💔
گذشته از جان باید بگذشت از توفانها
❤️🩹❤️🔥💔
دیشب شبیه تو زنے اینجا
نشست بر سر ماهُ
با لبخند گفت:
صداے پاے بهار نزدیک است
به خنده گفتمش:
اے ماه روے لَوند!
این عطر توست پیچیده در هوا
گویے براے من انگار
فصل پنجمے از نفس هاے تو روئیده
گفت: فاصله بین من و تو بسیار است
چگونه عطر بهار را به سُخره مے گیری؟!
به او گفتم اے مه لقا
میان من و تو فاصله هر چند
مهم پیراهنے ست ڪه در تن تو بوییدم
بهار خواهد گذشت براے من اما
شڪوفه جایے ست ڪه بر لب تو بوسیدم
آرش_برزگر..
❤️🩹❤️🔥💔
دیشب شبیه تو زنے اینجا
نشست بر سر ماهُ
با لبخند گفت:
صداے پاے بهار نزدیک است
به خنده گفتمش:
اے ماه روے لَوند!
این عطر توست پیچیده در هوا
گویے براے من انگار
فصل پنجمے از نفس هاے تو روئیده
گفت: فاصله بین من و تو بسیار است
چگونه عطر بهار را به سُخره مے گیری؟!
به او گفتم اے مه لقا
میان من و تو فاصله هر چند
مهم پیراهنے ست ڪه در تن تو بوییدم
بهار خواهد گذشت براے من اما
شڪوفه جایے ست ڪه بر لب تو بوسیدم
آرش_برزگر..
❤️🩹❤️🔥💔
▫️
نمیدانم کجا باید بیفتم از نفس دیگر
درختی را تجسّم کن که از هر سو تبر خورده!
سعید_صاحب_علم
❤️🩹❤️🔥💔
نمیدانم کجا باید بیفتم از نفس دیگر
درختی را تجسّم کن که از هر سو تبر خورده!
سعید_صاحب_علم
❤️🩹❤️🔥💔
▫️
دلبرا، قیمت وصل تو کنون دانستم
که فراوان طلبت کردم و نتوانستم
اوحدی
❤️🩹❤️🔥💔
دلبرا، قیمت وصل تو کنون دانستم
که فراوان طلبت کردم و نتوانستم
اوحدی
❤️🩹❤️🔥💔
روحه روحي وروحي روحه
إن يشا شئت وإن شئت يشا...
« جانش، جانِ من است و جانم جانِ او
خواستِ او خواستِ من است و خواسته من خواستِ او...»🫀
❤️🔥❤️🩹💔
إن يشا شئت وإن شئت يشا...
« جانش، جانِ من است و جانم جانِ او
خواستِ او خواستِ من است و خواسته من خواستِ او...»🫀
❤️🔥❤️🩹💔
آنگاه که زمان مرگ من فرا میرسد کسیکه باید بمیرد من هستم نه تو؛ پس بگذار آن طور که میخواهم زنده بودن را زندگی کنم...
جیمی هندریکس..
❤️🩹❤️🔥💔
جیمی هندریکس..
❤️🩹❤️🔥💔
تا حالا آدمِ امنِ زندگیات ناامن شده؟ شده کسی را خودیترین بدانی و ناخودیترینت بشود؟ شده فقط به یک نفر اعتماد کنی و به او پناه ببری از شر بدخواهیِ آدمها و همان یکنفر، بشود بدخواهترین آدم برای تو؟ که دیگر حتی بترسی با کسی حرف بزنی؟ که شبها دلت پر از بغض و اندوهِ کسی را نداشتن و با کسی حرف نزدن باشد و خودت را تنها و بیپناه بیابی و ردِ تنهایی و بیاعتمادیت را که بگیری به همان یک نفری برسی که روزی امنترین و تکیهگاهترین بود و ناگهان غیرقابل اعتمادترین شد و تو را ترساند از اعتماد کردن و نزدیک شدن به آدمها؟
که پیش خودت فکر کنی او که اهلیترین و آگاهترینشان بود و مرا اینهمه میفهمید، گذر زمان اینگونه نااهلش کرد، وای به حال غریبهها و نابلدها.
که هر آدمی نیاز دارد به مصاحبت با یک آدمِ امن.
که درد عجیبیست نداشتنِ آدمی که کنارش خودت باشی و نترسی که بهواسطهی ابراز خودت و نشان دادنِ جای زخمهات آسیب ببینی.
شده؟
شده امنترین آدم زندگیات را ناامنترین بیابی و احساس تنهایی و بیپناهیِ محض کنی و بترسی از تمام جهان و آدمها؟
نرگس_صرافیان_طوفان
❤️🩹❤️🔥💔
که پیش خودت فکر کنی او که اهلیترین و آگاهترینشان بود و مرا اینهمه میفهمید، گذر زمان اینگونه نااهلش کرد، وای به حال غریبهها و نابلدها.
که هر آدمی نیاز دارد به مصاحبت با یک آدمِ امن.
که درد عجیبیست نداشتنِ آدمی که کنارش خودت باشی و نترسی که بهواسطهی ابراز خودت و نشان دادنِ جای زخمهات آسیب ببینی.
شده؟
شده امنترین آدم زندگیات را ناامنترین بیابی و احساس تنهایی و بیپناهیِ محض کنی و بترسی از تمام جهان و آدمها؟
نرگس_صرافیان_طوفان
❤️🩹❤️🔥💔