This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شبتون پر شادی.🌷🌻🌹..
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من میخندم ولی تو باور نکن شادیم را.🌷🌻🌹
ﻣﺮﺍ ﺩﺭﻳﺎﺏ ﻛﻪ ﺩﻟﺘﻨﮕﻢ...
ﺍﺯﺍﻳﻦ ﺗﻨﻬﺎﻳﻰ ﻧﻤﻨﺎﻙ ﻭﺑﺎﺭﺍﻧﻰ
ﻣﺮﺍ ﺩﺭﻳﺎﺏ
ﻛﻪ ﺑﻰ ﺗﺎﺑﻢ ﺍﺯﺍﻳﻦ ﺭﺍﻫﻬﺎﻯ ﺑﻴﺮﺍﻫﻪ
ﻣﺮﺍﺩﺭﻳﺎﺏ
ﻛﻪ ﺗﻠﺨﻢ ﭼﻮﻥ ﺷﺮﺍﺑﻰ ﭼﻨﺪﺳﺎﻟﻪ
ﻣﺮﺍﺩﺭﻳﺎﺏ
ﻛﻪ ﻏﻤﮕﻴﻨﻢ
#ﻣﺮﺍ_ﺩﺭﻳﺎﺏ
فروغ_فرخزاد..
❤️🩹❤️🔥💔
ﺍﺯﺍﻳﻦ ﺗﻨﻬﺎﻳﻰ ﻧﻤﻨﺎﻙ ﻭﺑﺎﺭﺍﻧﻰ
ﻣﺮﺍ ﺩﺭﻳﺎﺏ
ﻛﻪ ﺑﻰ ﺗﺎﺑﻢ ﺍﺯﺍﻳﻦ ﺭﺍﻫﻬﺎﻯ ﺑﻴﺮﺍﻫﻪ
ﻣﺮﺍﺩﺭﻳﺎﺏ
ﻛﻪ ﺗﻠﺨﻢ ﭼﻮﻥ ﺷﺮﺍﺑﻰ ﭼﻨﺪﺳﺎﻟﻪ
ﻣﺮﺍﺩﺭﻳﺎﺏ
ﻛﻪ ﻏﻤﮕﻴﻨﻢ
#ﻣﺮﺍ_ﺩﺭﻳﺎﺏ
فروغ_فرخزاد..
❤️🩹❤️🔥💔
از پیرمردی و پیرزنی پرسیدن:
چطوری شصت سال باهم زندگی کردین؟
گفتن: ما مال نسلی هستیم که وقتی چیزی خراب میشد تعمیر میکردیم نه تعویض...
❤️🩹❤️🔥💔
چطوری شصت سال باهم زندگی کردین؟
گفتن: ما مال نسلی هستیم که وقتی چیزی خراب میشد تعمیر میکردیم نه تعویض...
❤️🩹❤️🔥💔
✨️
همیشه ماجرای عشق حُزن انگیز خواهد ماند
زمستان میرود اما، غمِ پاییز خواهد ماند ...
تماماً گرچه کوچیدی از این دشتِ پر از گندم
ولی باز این مترسک بر سرِ جالیز خواهد ماند
همه گفتند که بعد از من پر از تکرار امیدی...
من اما خانه ام بی تو فقط خونریز خواهد ماند
هنوز هم چای میریزم، برایت عصر هر جمعه
تو رفتی، حسرت اما، بر سرِ این میز خواهد ماند
تو او را، او تو را دارد فقط تنها منم اینجا
که با میل خودش قربانیِ تبعیض خواهد ماند
من از تو سخت مجبورم و این را تازه فهمیدم
که تا فکر تنت باشد غمت هم نیز خواهد ماند
مسلم_رحیمی
❤️🩹❤️🔥💔
همیشه ماجرای عشق حُزن انگیز خواهد ماند
زمستان میرود اما، غمِ پاییز خواهد ماند ...
تماماً گرچه کوچیدی از این دشتِ پر از گندم
ولی باز این مترسک بر سرِ جالیز خواهد ماند
همه گفتند که بعد از من پر از تکرار امیدی...
من اما خانه ام بی تو فقط خونریز خواهد ماند
هنوز هم چای میریزم، برایت عصر هر جمعه
تو رفتی، حسرت اما، بر سرِ این میز خواهد ماند
تو او را، او تو را دارد فقط تنها منم اینجا
که با میل خودش قربانیِ تبعیض خواهد ماند
من از تو سخت مجبورم و این را تازه فهمیدم
که تا فکر تنت باشد غمت هم نیز خواهد ماند
مسلم_رحیمی
❤️🩹❤️🔥💔
دوست مجازے من🌹🍃
"بودنت را قدر میدانم"👌
❤️🩹❤️🔥💔
"بودنت را قدر میدانم"👌
❤️🩹❤️🔥💔
رسم رفاقت اینه که بارفیقت
پیر شی نه وسط راه ازش سیر شی
هی رفیق
ماندگارباش نه یادگار
به سلامتی دوستان بی معرفت
که اگه نبودن نمیشد
قدر دوستای با معرفت رو دونست...
❤️🩹❤️🔥💔
پیر شی نه وسط راه ازش سیر شی
هی رفیق
ماندگارباش نه یادگار
به سلامتی دوستان بی معرفت
که اگه نبودن نمیشد
قدر دوستای با معرفت رو دونست...
❤️🩹❤️🔥💔
اگه از یه جایی به بعد، قسمتِ آسیبدیدهی خودت رو،
تونستی به آغوش بکشی ...
با خودت صلح کردی.
اَمنترین نقطه برای خودت شدی.
یعنی روند درمانت درست بوده...
❤️🩹❤️🔥💔
تونستی به آغوش بکشی ...
با خودت صلح کردی.
اَمنترین نقطه برای خودت شدی.
یعنی روند درمانت درست بوده...
❤️🩹❤️🔥💔
میدانم اینجا نیستی،اما صدایت میڪنم
با غربت شبهاي خود،من آشنایت میڪنم
میدانم اینجا نیستی،اما ڪنار سفره ام
مهمانے عشقے به پا،امشب برایت میڪنم
مے دانم اینجانیستی،امامیان ڪوچه ها
مشق قدم هر شب زدن،با ردپایت میڪنم
میدانم اینجانیستی،امامن از پروانگی
پرواز را در آسمان، با چشمهایت میڪنم
ناشناس
❤️🩹❤️🔥💔
با غربت شبهاي خود،من آشنایت میڪنم
میدانم اینجا نیستی،اما ڪنار سفره ام
مهمانے عشقے به پا،امشب برایت میڪنم
مے دانم اینجانیستی،امامیان ڪوچه ها
مشق قدم هر شب زدن،با ردپایت میڪنم
میدانم اینجانیستی،امامن از پروانگی
پرواز را در آسمان، با چشمهایت میڪنم
ناشناس
❤️🩹❤️🔥💔
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صبح می آید، مرا جان میدهد
شعـرهایم، بوی باران میدهد
صبح می آید تازهتر از بوی گل
رونمـایی میڪنم از روی گل
صبح سرشـار حس بودن است
جادههای عشقرا پیمودن است
🧚♂♥️🧚♂
••●❥JOiN👇🏻
🆔 @avayneyhttps
شعـرهایم، بوی باران میدهد
صبح می آید تازهتر از بوی گل
رونمـایی میڪنم از روی گل
صبح سرشـار حس بودن است
جادههای عشقرا پیمودن است
🧚♂♥️🧚♂
••●❥JOiN👇🏻
🆔 @avayneyhttps
🔥2👍1👏1
به نام خداوند رنگین کمان
فروزنده روز و شب آسمان
آغاز میکنیم جمعه چهاردهمین
روز از زمستان و دی ماهِ زیبا را...
" آدینه زمستانی تون شاد و زیبا "
🧚♂♥️🧚♂
••●❥JOiN👇🏻
🆔 @avayneyhttps
فروزنده روز و شب آسمان
آغاز میکنیم جمعه چهاردهمین
روز از زمستان و دی ماهِ زیبا را...
" آدینه زمستانی تون شاد و زیبا "
🧚♂♥️🧚♂
••●❥JOiN👇🏻
🆔 @avayneyhttps
❤1👍1🔥1🎉1
🌱
یـه دورهمـی داشتیـم
مدتـی بـود دوسـتامـو ندیده بودم
حسـابی دلتنـگشون شـده بودم
یـه موزیـک مـلایم پخـش میشـد
و حـس و حـال خـوبی میـداد
از هـر دری حـرف زدیـم
از کار ، زنـدگی ، بـچه ها
از گرونــی و اقتصـاد
از مجـازی و آدمـاش
و ... خیلی چیـزای دیـگه ...
بعـدش بـا هم رقصیـدیم
بـا هـم آواز خونـدیـم
و کلی حال کردیـم
خسـته تر که شـدیم
بچـه ها بهـم گفتـن :
یـه آواز مهمـونمـون کن
گفتـم لعنتـی ها
من زیـاد مشــروب خوردم و
خیلی هم سیــگار کشیـدم
بمـونه بـرای یـه دفعـه دیگه
گفـتن اصـلا راه نـداره
بایـد بخونی برامـون
بعـدم یکی از بـچه ها گفت
به افتخـارش دسـت بزنیـد
تا شـروع کنـه
زیـاد مشـروب خورده بودم
و راستـش عمـدا اینـکارو کردم
دلـم میخواسـت یه کم
حالـم عوض شـه
نیـاز داشـتم برم توی خلسـه
توی حال خودم ، توی یـه جـور
بی تفـاوتی، بی خیـالی، بی فـکری
صـدای کف زدن بچه ها که تمـوم شـد
شـروع کردم به خونـدن :
مسـتی ام دردِ منـو
دیـگه دوا نمیـکنه
غـم با مـن زاده شـده
منـو رهـا نمیـکنه ...
خونـدنم که تمـوم شـد
یه جوری برام دست زدن و
تشویقـم کردن که
خنـده م گرفت
چون حس کردم
خیلی زیـادی بـود بـرام
این همه کف و سـوت و هـورا
یکی دیگه از بـچه ها که
من خیلی شناختی ازش نداشـتم
و تازه به جمـع ما اومـده بود گفـت :
منم صـدام خوبـه
بخونـم براتـون؟
دوسـتام با بی توجهی
و بی میلی بـه هم نـگاه کردن
و گفتن بخـون !!
وقتی داشـت می خونـد
تازه فهمیـدم چرا بچـه ها
بی رغبـت بـودن
و هر کی
خودشـو با یه چیـزی
سـرگرم کرده بـود
بعضی ها با گوشیشـون
بعضی ها با خوردن مشـروب
و بعضـی ها میـوه میخوردن
خوندنـش که تمـوم که شـد
دیـدم هیچکس واکنشی نداشـت
مـن براش دسـت زدم
و بـچه ها مجبـور شـدن
همـراهیـم کنن و دست بزنن
تشــکر کرد اما
کاملا مشخص بـود
حالش گرفته س و دیگه
تا آخـر مهمـونی
هیـچ حرفی نمیزد
اون مهمـونی خیلی خوش گذشت
و در نهایـت تمـوم شـد اما
میخوام بـگم:
کاش مهــربون تر باشیـم با هم ...
اگـه تـوی جمـع یـکی بـود که
کسی بـاهاش حـرف نمیـزد
شـما باهـاش حـرف بـزنیـد
اگـه یکـی پسـت گذاشـت
کسی بـراش کامنـت نذاشـت
شـما بـذاریـد
اگـه یـکی کـار خوبـی کرد
کسی ازش تشــکر نـکرد
شـما تشـکر کنیـد
در انتهـا میخوام بـگم
نـزاریـد کسـی
فــکر کنـه کافـی نیسـت
نزاریـد ...!
#ژیلا_معصومی
@avayneyhttps
یـه دورهمـی داشتیـم
مدتـی بـود دوسـتامـو ندیده بودم
حسـابی دلتنـگشون شـده بودم
یـه موزیـک مـلایم پخـش میشـد
و حـس و حـال خـوبی میـداد
از هـر دری حـرف زدیـم
از کار ، زنـدگی ، بـچه ها
از گرونــی و اقتصـاد
از مجـازی و آدمـاش
و ... خیلی چیـزای دیـگه ...
بعـدش بـا هم رقصیـدیم
بـا هـم آواز خونـدیـم
و کلی حال کردیـم
خسـته تر که شـدیم
بچـه ها بهـم گفتـن :
یـه آواز مهمـونمـون کن
گفتـم لعنتـی ها
من زیـاد مشــروب خوردم و
خیلی هم سیــگار کشیـدم
بمـونه بـرای یـه دفعـه دیگه
گفـتن اصـلا راه نـداره
بایـد بخونی برامـون
بعـدم یکی از بـچه ها گفت
به افتخـارش دسـت بزنیـد
تا شـروع کنـه
زیـاد مشـروب خورده بودم
و راستـش عمـدا اینـکارو کردم
دلـم میخواسـت یه کم
حالـم عوض شـه
نیـاز داشـتم برم توی خلسـه
توی حال خودم ، توی یـه جـور
بی تفـاوتی، بی خیـالی، بی فـکری
صـدای کف زدن بچه ها که تمـوم شـد
شـروع کردم به خونـدن :
مسـتی ام دردِ منـو
دیـگه دوا نمیـکنه
غـم با مـن زاده شـده
منـو رهـا نمیـکنه ...
خونـدنم که تمـوم شـد
یه جوری برام دست زدن و
تشویقـم کردن که
خنـده م گرفت
چون حس کردم
خیلی زیـادی بـود بـرام
این همه کف و سـوت و هـورا
یکی دیگه از بـچه ها که
من خیلی شناختی ازش نداشـتم
و تازه به جمـع ما اومـده بود گفـت :
منم صـدام خوبـه
بخونـم براتـون؟
دوسـتام با بی توجهی
و بی میلی بـه هم نـگاه کردن
و گفتن بخـون !!
وقتی داشـت می خونـد
تازه فهمیـدم چرا بچـه ها
بی رغبـت بـودن
و هر کی
خودشـو با یه چیـزی
سـرگرم کرده بـود
بعضی ها با گوشیشـون
بعضی ها با خوردن مشـروب
و بعضـی ها میـوه میخوردن
خوندنـش که تمـوم که شـد
دیـدم هیچکس واکنشی نداشـت
مـن براش دسـت زدم
و بـچه ها مجبـور شـدن
همـراهیـم کنن و دست بزنن
تشــکر کرد اما
کاملا مشخص بـود
حالش گرفته س و دیگه
تا آخـر مهمـونی
هیـچ حرفی نمیزد
اون مهمـونی خیلی خوش گذشت
و در نهایـت تمـوم شـد اما
میخوام بـگم:
کاش مهــربون تر باشیـم با هم ...
اگـه تـوی جمـع یـکی بـود که
کسی بـاهاش حـرف نمیـزد
شـما باهـاش حـرف بـزنیـد
اگـه یکـی پسـت گذاشـت
کسی بـراش کامنـت نذاشـت
شـما بـذاریـد
اگـه یـکی کـار خوبـی کرد
کسی ازش تشــکر نـکرد
شـما تشـکر کنیـد
در انتهـا میخوام بـگم
نـزاریـد کسـی
فــکر کنـه کافـی نیسـت
نزاریـد ...!
#ژیلا_معصومی
@avayneyhttps
👍1
چه کردی با دلم؟دیگر به خانه برنمی گردد!
شدم مویی پریشان لای شانه بر نمی گردد
چنان گنجشک ترسویی که از بندی رها گشته؛
بمیرد هم برای آب و دانه بر نمی گردد
کبوتر بچه ی دل را زدی سنگ و شکستی بال
پرید و رفت و دیگر سوی لانه بر نمی گردد
جوانی رفت و طی شد عمر و پیری میزند بر در
به دنبال چه می گردی، زمانه برنمی گردد
قشنگی ها به وقتِ خاصِ خود میچسبد و خوبست
به پای کندهُ خشکی ، جوانه برنمی گردد
سخن را در دهانت مزّه کن آنگه برون آور
که چون تیری رها شد از کمانه،برنمی گردد
گرفتاری که آگاهانه افتاده است در چاهی!
به صد راه درست و صد نشانه بر نمی گردد
دلی را که به صد ناز و نعم دست آمده نشکن
اگر از سینه ات گردد روانه برنمی گردد
برای مرده دل ، رنگین کمان هم رنگِ تاریکی ست
شبش با رقصِ باران و ترانه برنمی گردد
وَ قویی که بدون جفت جانش را به دریا داد
روانِ مرده اش سمتِ کرانه بر نمی گردد
پس از این دشت"پونه"میشود همدرد و همخوابم
چه کردی با دلم ؟ دیگر به خانه بر نمی گردد!
#افسانه_احمدی _پونه
@avayneyhttps☃️❄☃️
شدم مویی پریشان لای شانه بر نمی گردد
چنان گنجشک ترسویی که از بندی رها گشته؛
بمیرد هم برای آب و دانه بر نمی گردد
کبوتر بچه ی دل را زدی سنگ و شکستی بال
پرید و رفت و دیگر سوی لانه بر نمی گردد
جوانی رفت و طی شد عمر و پیری میزند بر در
به دنبال چه می گردی، زمانه برنمی گردد
قشنگی ها به وقتِ خاصِ خود میچسبد و خوبست
به پای کندهُ خشکی ، جوانه برنمی گردد
سخن را در دهانت مزّه کن آنگه برون آور
که چون تیری رها شد از کمانه،برنمی گردد
گرفتاری که آگاهانه افتاده است در چاهی!
به صد راه درست و صد نشانه بر نمی گردد
دلی را که به صد ناز و نعم دست آمده نشکن
اگر از سینه ات گردد روانه برنمی گردد
برای مرده دل ، رنگین کمان هم رنگِ تاریکی ست
شبش با رقصِ باران و ترانه برنمی گردد
وَ قویی که بدون جفت جانش را به دریا داد
روانِ مرده اش سمتِ کرانه بر نمی گردد
پس از این دشت"پونه"میشود همدرد و همخوابم
چه کردی با دلم ؟ دیگر به خانه بر نمی گردد!
#افسانه_احمدی _پونه
@avayneyhttps☃️❄☃️