خیال‌است‌دیگر'
2.06K subscribers
51 photos
5 videos
3 links
آخر چاره‌ای نیست
خیال است دیگر.
Download Telegram
هر نگاهِ تو دهد روح به جانم، باران
به خمِ زلف تو رقصید جهانم، باران
بِکِشد سوی تو هر لحظه خیالم، باران
بدهد بویِ تو، هر نامه آیهان، باران

-آیهان
۲۶ تیر ۱۴۰۵
5
چون نخستین بار خواندم، باز باران با ترانه
بود از گلچین گیلان، با نوایی کودکانه
بعد ها عشقِ تو آمد، در کویرم زد جوانه
نامِ تو آمد به دفتر، شعر من شد عاشقانه
سایهء افکار آیهان، تا ابد شد جاودانه
-آیهان
۲۶ تیر ۱۴۰۵
2
من و شعرم
من و دنیایِ بی‌پایانِ افکارم
من و چشمان زیبایت
من و رخسار چون ماهت
به هر سویی روم، شعرم دهد بویِ تو را باران
ردیف و وزنِ من، هربار، با نام تو ای باران
منم آیهان،
همان خاکی که با نامت دهی جانم
منم شاعر،
منم تبریز
که شهری یار بارانم
-آیهان
۱۰ شهریور ۱۴۰۵
آن شب به ماه نگاه می‌کردیم.
تو به ماه خودت و من به ماه خودم.
ماه تو در آسمان ها بود و ماه من روی زمین.
-باران
۱۲ مهر ۱۴۰۴
هر قدم تا آسمان
دست‌هایم را بگیر
بال و پر بگشا عزیزم
رنگِ بودن را بگیر
صورتت چون نور شمس در کویر تارِ من
پس نگاهم کن عزیزم
جانِ آیهان را بگیر
-آیهان
۱۴ شهریور ۱۴۰۵
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جان من سَهلست جان جانم اوست
دردمند و خسته‌ام درمانم اوست
مولانا
هر شب غمِ من نو شود و باز دوباره،
یادِ تو مرا از دلِ زندان برهاند.
هر سوی تو زیباست،
چو ماهی که بچرخد.
نورِ تو مرا از دلِ فقدان برهاند.
-آیهان
۲۳ شهریور ۱۴۰۵
بند بندِ جانِ من بویِ تو را هر شب بگیرد.
تا سحر باران ببارد، روح را از تن بگیرد.
من تو را بویت کنم، نازت کشم، بارانِ من
هر شب آن لبخند تو جانم بگیرد، یارِ من
-آیهان
۲۵ شهریور ۱۴۰۵
و اکنون با صدای بلند اشک ریختم،
به جبرانِ تمام آن شب‌هایی که
سکوت را مقدس می‌شمردم.
یلدا سلیمانی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM