تنها مرگ است که دروغ نمیگوید!
حضور مرگ همهی موهومات را نیست و نابود میکند. ما بچهی مرگ هستیم و مرگ است که ما را از فریب های زندگی نجات میدهد و در ته زندگی اوست که ما را صدا میزند و به سوی خودش میخواند.
حضور مرگ همهی موهومات را نیست و نابود میکند. ما بچهی مرگ هستیم و مرگ است که ما را از فریب های زندگی نجات میدهد و در ته زندگی اوست که ما را صدا میزند و به سوی خودش میخواند.
صادق هدایت
1
شهر من تار نبود
مردمانش همه لبخند
مادرانش همه سرخ
پدری در غم نان و سبد خانه نبود.
خشم در کار نبود
کوچهاش، کوچه آواز
خانهاش رنگ درخت
رنگ این شهر من هرگز،
چنین تار نبود.
بوسههای عاشقان
در خیابانهای سرد
عشق هم در شهر من، ساده نبود.
گفتم و گفتم ولی باید نوشت
شهر من شهر خیال است،
چنین شهر نبود.
مردمانش همه لبخند
مادرانش همه سرخ
پدری در غم نان و سبد خانه نبود.
خشم در کار نبود
کوچهاش، کوچه آواز
خانهاش رنگ درخت
رنگ این شهر من هرگز،
چنین تار نبود.
بوسههای عاشقان
در خیابانهای سرد
عشق هم در شهر من، ساده نبود.
گفتم و گفتم ولی باید نوشت
شهر من شهر خیال است،
چنین شهر نبود.
-آیهان
۷ تیر ۱۴۰۵
2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دیدار شهریار و سایه و شفیعی کدکنی / ۱۶ خرداد ۱۳۶۶
خیالاستدیگر'
Photo
او از زیبایی میگوید و ذهن من تنها چشمانش را به یاد می آورد؛
من قدرِ تو را خوب ندانم، تو بمانی
هر قدر تو را دور برانم، تو بمانی
هر قطره عشقت، چو ملائک بدهد نور
از غدر شیاطین برهانم، تو بمانی
هر قدر تو را دور برانم، تو بمانی
هر قطره عشقت، چو ملائک بدهد نور
از غدر شیاطین برهانم، تو بمانی
-آیهان
۱۶ تیر ۱۴۰۵
1
خیالاستدیگر'
Photo
برای چشم تو باید کتاب و دیوان گفت؛
نمی شود که تو یک بیت مختصر باشی.
خیالاستدیگر'
Photo
مو پریشان به شکار آمد و بعد از آن روز،من پریشانم و او گیره به گیسو زده است.
چقدر زیباست کسی را دوست بداریم نه برای نیاز نه از روی اجبار و نه از روی تنهایی؛
فقط برای اینکه ارزشش را دارد...
فقط برای اینکه ارزشش را دارد...
فروغ فرخزاد
هر نگاهِ تو دهد روح به جانم، باران
به خمِ زلف تو رقصید جهانم، باران
بِکِشد سوی تو هر لحظه خیالم، باران
بدهد بویِ تو، هر نامه آیهان، باران
به خمِ زلف تو رقصید جهانم، باران
بِکِشد سوی تو هر لحظه خیالم، باران
بدهد بویِ تو، هر نامه آیهان، باران
-آیهان
۲۶ تیر ۱۴۰۵
5
چون نخستین بار خواندم، باز باران با ترانه
بود از گلچین گیلان، با نوایی کودکانه
بعد ها عشقِ تو آمد، در کویرم زد جوانه
نامِ تو آمد به دفتر، شعر من شد عاشقانه
سایهء افکار آیهان، تا ابد شد جاودانه
بود از گلچین گیلان، با نوایی کودکانه
بعد ها عشقِ تو آمد، در کویرم زد جوانه
نامِ تو آمد به دفتر، شعر من شد عاشقانه
سایهء افکار آیهان، تا ابد شد جاودانه
-آیهان
۲۶ تیر ۱۴۰۵
2