خیال‌است‌دیگر'
2.05K subscribers
51 photos
5 videos
3 links
آخر چاره‌ای نیست
خیال است دیگر.
Download Telegram
ما عاشق میشویم، به این امید که چیزهایی را که میدانیم در ما هست، در دیگری نیابیم. حلقه‌ای از عشق برگردن دوست می اندازیم و تصمیم میگیریم هرچه میان آن است عاری از خطاست.
آلن دوباتن
این منم خسته در این کلبه تنگ جسم درمانده‌ام از روح جداست؟ من اگر سایه خویشم یا رب!
روح آواره من کیست؟ کجاست؟
فریدون مشیری
خیال‌است‌دیگر'
Photo
همه آمدند و درد شدند؛تو آمدی و بوسه بر درد شدی.
اگر برای بعضی از دردها درمان‌های متعدد و زیاد تجویز کنند، این علامت آن است که درد بی درمان است.
آنتون چخوف
-سلاح‌ها را زمین بگذارید، ما قول آزادی گرفته‌ایم ما دست صلح را فشرده‌ایم!
+آخر دست شیطان را هم مگر می‌شود فشرد؟
محمود دولت آبادی
میخواهم اقلا یک نفر باشد، که من با او از همه چیز همان‌طور حرف بزنم که با خودم حرف میزنم.
داستایفسکی
ما از گرسنگی نمردیم
ما را تشنگی از پا درآورد
ما به سخاوتمندی آسمان خوش‌بین بودیم
این تنها دلیل هلاکت ما بود
حسین صفا
اگر همه چیز را از انسان بگیرند، باز هم حتی اگر یک لحظه و یک دم هم که شده می‌تواند خوشبخت بماند.
و آن زمانی است که به محبوب خویش بیندیشد.
ویکتور فرانکل
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به او بگو که ترس از رنج بدتر از خود رنج است.
هیچ قلبی نیست که در پی آرزوهایش باشد ولی رنج نبرد.
پائولو کوئیلو
خیال‌است‌دیگر'
Photo
تو در دل منی و من این قدر از تو دور، یارب چقدر فاصله بین من و دل است..
فروغ فرخزاد
بی تو این دیده کجا میل به دیدن دارد؟
تو چه خوشبخت و سعادتمندی ای چوپان که هرگز در اندیشه افتخار نیستی. تو را به سفیر و کاردینال و پادشاه نیازی نیست.
ویکتور هوگو
آری... ملتی که فاقد شعور و فهم سیاسی است، یک ملت عقب‌افتاده و قرون وسطایی همچون کودک نابالغ و کند ذهنی که در خانواده خرافی و کهنه‌اندیشی پرورش یابد فاقد، رحم و انصاف و عدالت پروری است‌.
ویکتور هوگو
تنها مرگ است که دروغ نمی‌گوید!
حضور مرگ همه‌ی موهومات را نیست و نابود می‌کند. ما بچه‌ی مرگ هستیم و مرگ است که ما را از فریب های زندگی نجات میدهد و در ته زندگی اوست که ما را صدا می‌زند و به سوی خودش می‌خواند.
صادق هدایت
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شهر من تار نبود
مردمانش همه لبخند
مادرانش همه سرخ
پدری در غم نان و سبد خانه نبود.
خشم در کار نبود
کوچه‌اش، کوچه آواز
خانه‌اش رنگ درخت
رنگ این شهر من هرگز،
چنین تار نبود.
بوسه‌های عاشقان
در خیابان‌های سرد
عشق هم در شهر من، ساده نبود.
گفتم و گفتم ولی باید نوشت
شهر من شهر خیال است،
چنین شهر نبود.
-آیهان
۷ تیر ۱۴۰۵
2