آموزش زبان انگلیسی
24.6K subscribers
1.18K photos
145 videos
35 files
649 links
Ava Language Training Center
مرکز آموزشی زبان انگلیسی آوا
.
ما را در اینستاگرام دنبال کنید
https://www.instagram.com/avaltc
Download Telegram
توضیحات در پست زیر:
@avaltc
3👍3🥰1
شرکت شما قراره یک سری تغییرات بزرگی انجام بده اما هنوز کارمندان شرکت از اون مطلع نیستن. پس شما به عنوان مدیرعامل شرکت جلسه‌ای رو برای شفاف سازی موضع ترتیب داده و با جمله‌ی زیر جلسه رو آغاز می‌کنید:
You may be wondering why I called this meeting

نکته: واژه call با ترکیب call a meeting می‌تونه به معنی "ترتیب دادن جلسه" باشه. همچنین واژه‌ی call با ترکیب strike هم می‌تونه به معنی "راه انداختن اعتصاب" باشه.
توجه کنید call a meeting در واقع اشاره به این حالت داره که یه جلسه فوری و مهم ترتیب داده شده.
نکته 2: وقتی می‌خواهید تعجب افراد رو از چیزی برطرف کنید می‌تونید از عبارت You may be wondering (wh-clause) استفاده کنید.

You may be wondering why I called this meeting
"(شاید تعجب کنید که چرا) شاید از خودتون بپرسید چرا این جلسه رو برگزار کردم"

Example 1:
Mike called a meeting this morning to tell us about Lana getting fired
"مایک امروز صبح جلسه‌ای رو ترتیب داد تا در مورد اخراج لانا بهمون بگه"

Example 2:
I wanted to call a meeting because we've recently had a bunch of errors slip past us, and we need to make sure that that doesn't happen
"خواستم ترتیب یه جلسه‌ای رو بدم چون ما اخیرا کلی خطا و اشتباه از دستمون در رفته و باید مطمئن شیم (دیگه) چنین اتفاقی نمی افته"
نکته: وقتی میگیم an error slipped past us یعنی ناخواسته و ندانسته مرتکب اشتباهی شدیم. برای مثال:
Despite all our efforts, some errors do slip past us
"علیرغم همه‌ی تلاشمون، ناخواسته مرتکب چندتا اشتباه شدیم (چندتا خطا از دستمون در رفت)"

Example 3:
You may be wondering why we changed it. Well, to be perfectly honest, it was a cost-cutting decision
"شاید تعجب کنید که این تغییرات برای چیه. خب، راستشو بخواید، این تصمیم برای کاهش هزینه‌ها گرفته شده"

Example 4:
You may be wondering what this number over here means. That's the percentage of people in our survey that said that they only watch TV shows over the Internet
"شاید با خودتون بگید این عددی که اینجا هست یعنی چی. این (این عدد) درصد افرادیه که در نظرسنجی ما گفتن که برنامه‌های تلوزیونی رو فقط در اینترنت تماشا می‌کنن"

Stay tuned with us @Avaltc
👍4218
Why would you go all the way downtown to get a haircut when there's a perfectly good place right across the street?
◀️ توضیحات در پست زیر:
6👍4
پسرتون تو آرایشگاه موهاشو کوتاه کرده. اون هر بار برای کوتاه کردن موهاش کلی وقت و هزینه برای رفتن به آرایشگاهی که اون سمت شهر قرار داره، صرف می‌کنه. شما فکر می‌کنید که پسرتون می‌تونه بجای اون، به همین آرایشگاه سر خیابون سر بزنه:
Why would you go all the way downtown to get a haircut when there's a perfectly good place right across the street?


▶️ Why would you (do something)?
از واژه Would در کنار Why وقتی استفاده می‌کنیم که بخواهیم بابت رفتار کسی انتقاد کنیم و دلیل این کار عجیبش رو با عصبانیت نسبی بپرسیم.

Why would you put an empty milk carton back in the fridge?
ده آخه واسه چی پاکت خالی شیر رو دوباره میذاری تو یخچال؟
نکته: Put something back یعنی چیزی رو دوباره برگردونید و بذارید سرجاش.

Why would you spend money on a new pair of headphones when you already have a pair sitting unopened at home?
آخه واسه چی به یه هدفون جدید پول دادی وقتی یکی دست نخورده شو تو خونه داری؟

Why would you invite someone out to dinner and then expect them to pay for it?
آخه واسه چی کسیو بیرون برای شام دعوت می‌کنی و اونوقت ازشون انتظار داری که پولشو بدن؟


▶️ Go all the way (somewhere)
از All the way برای اشاره به طی کردن مسیر طولانی استفاده میشه. برای مثال در فارسی میگیم: "باید این همه راه رو پیاده تا خونه برم" که در اینجا "این همه راه" کنایه از طولانی بودن مسیره.

I forgot my wallet, so I had to go all the way back home to get it
من کیف پولمو جا گذاشته بودم، برای همین مجبور شدم اون همه راه رو برگردم خونه تا بردارمش


▶️ Get a haircut
واژه Haircut به عنوان اسم یعنی اصلاح مو توسط شخص دیگر (مثل آرایشگر). عبارت Get a haircut به معنی کوتاه کردن مو توسط آرایشگره.

اگر به تازگی موهاتونو اصلاح/کوتاه کردین، می‌تونین نظر طرف مقابل رو به این شکل بپرسید:
Do you like my new haircut?

I got a haircut
من موهامو اصلاح کردم
نکته: می‌تونید به این شکل هم بگید:
I got my hair cut

When was the last time you got a haircut?
آخرین بار کی موهاتو اصلاح کردی؟


▶️ A perfectly good (thing)
عبارت Perfectly good اشاره داره به چیزی که به اندازه کافی خوب باشه یا به عبارتی "عالی" نیست ولی "خوب" هست. توجه کنید Perfectly good کاربردش اغلب برای زمانیه بخواهیم از کسی به خاطر اینکه داره از شر یه چیز خوب اما شاید قدیمی خلاص میشه تا یکی جدیدشو بگیره، انتقاد کنیم.

در این درس می‌بینیم که پسر شما توجهی به آرایشگاه نزدیک خونه‌تون نداره و سعی می‌کنه همیشه به آرایشگاهی که تو مرکز شهره، سر بزنه. درسته که آرایشگاه نزدیک خونه‌تون به اندازه آرایشگاه‌های مرکز شهر "عالی" نیستن اما همچنان به اندازه کافی خوب (Perfectly good) هستن.

They were throwing out a perfectly good DVD player
داشتن یه دی‌وی‌دی پلیر خیلی خوب رو مینداختن دور

You want a new car? Why? You have a perfectly good vehicle already
ماشین جدید می‌خوای؟ چرا؟ تو که همینجوریشم یه ماشین خیلی خوب داری

I buy him a perfectly good pair of jeans, and what does he do? He cuts off the bottom of the legs! Can you believe these kids these days?
من براش یه شلوار جین خیلی خوب می‌گیرم و اونوقت اون چیکار می‌کنه؟ میره پاچه‌شو کوتاه می‌بُره و کوتاه می‌کنه. باورت میشه (طرز رفتار) بچه‌های امروز رو؟

◀️ ادامه در پست زیر ...
25👍11👏1
▶️ Right across the street
عبارت Across the street از نظر لغوی یعنی "اون سمت خیابون" و روبه‌روی شما. برای مثال:

Come quickly! A fight has broken out right across the street
سریع بیا! درست اون سمت خیابون دعوا شده!
نکته: Break out به معنی شروع شدن یه جنگ یا دعواست!

اما گاهی از Across the street برای اشاره به جایی استفاده می‌کنیم که زیاد از ما یا از جایی که ما زندگی می‌کنیم دور نیست نه اینکه بگیم دقیقا اون سمت خیابون و روبه‌روی ماست! این دقیقا مثل زمانی هست که در فارسی میگیم:
"یه پمپ بزنین سر همین خیابونه"
"برو از سوپری سر کوچه یه نوشیدنی بگیر"
حالا منظورمون این نیست که سوپریه دقیقا سر کوچه‌اس! بلکه منظورمون اینه که اون سوپرمارکت که نزدیک خونه است و دور نیست. یا پمپ بنزین سر خیابون الزاما سر خیابون نیست بلکه منظورمون اینه که زیاد دور نیست و اگه همین خیابونو بگیره بره، بهش میرسه.

My parents live across the street from us
والدین من اون سر خیابون زندگی می‌کنن (اون سمت خیابون هستن ولی ممکنه الزما درست رو‌به‌روی ما نباشن)


I got these shoes at the mall across the street from our house
من این کفشارو رو از پاساژ اون سر خیابون خونمون گرفتم

Why would you go all the way downtown to get a haircut when there's a perfectly good place right across the street?
آخه واسه چی این همه راهو تا مرکز شهر میری تا موهاتو اصلاح کنی وقتی یه یکی بهترش همین سر خیابونه؟
👏24👍2115🔥3😱3
امروز قراره بررسی کنیم که چطور به انگلیسی بگیم برقا رفتن یا برقا اومدن.

برای اشاره به برق از واژه Power استفاده میشه. در محاوره از واژه Lights هم برای اشاره به برق استفاده میشه. درواقع Lights اشاره داره به روشنایی و چراغ.

اصطلاح رایجی که در محاوره برای اشاره به رفتن برقا استفاده میشه، Go out هست.

The power went out!
The lights went out!
برقا رفتن!

Did the power go out last night?
دیشب برقا رفتن؟

وقتی که برق دوباره وصل میشه، در این حالت در محاوره از عبارت Come back on استفاده میشه.

The power came back on at about 3 a.m.
The lights came back on at about 3 a.m.
برقا ساعت 3 صبح اومدن

اینها رایج‌ترین عبارت‌ها برای اشاره به رفتن و اومدن برقا بودن. اما در انگلیسی عبارت دیگه‌ای هم برای اشاره به چنین موقعیت‌هایی داریم.

واژه Outage یا Power outage اشاره به اون مدت زمانی داره که برقا رفتن و همه جا خاموشه. میشه Outage رو "خاموشی" ترجمه کرد. همچنین واژه Blackout هم دقیقا به همین معنیه. برای مثال وقتی یهو برقا میره، واکنش شما میتونه اینطوری باشه:

Oh, I think there's a power outage!
عه! فکر کنم برقا رفتن!

The windstorm caused a power outage last night
دیشب طوفان باعث خاموشی شد

و در پایان اینکه در انگلیسی محاوره‌ای میشه با out و back خیلی راحت به رفتن و اومدن برق اشاره کرد:

The power is out
The lights are out
برقا رفتن / برقا قطعه

The power is back
برقا اومد

آموزش انگلیسی محاوره‌ای و Slang امریکایی در @AVALTC
👍4021👏4🔥2😁2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⁣ ⁣I am not in danger. I am the DANGER ‼️

سریال Breaking Bad
قسمت 6 از فصل چهارم
توضیحات در پست زیر:
👍62

یاد اون دیالوگ معروف و شاهکار سریال Breaking Bad افتادم. کلیپش رو می‌تونید تو پست بالا مشاهده کنید.

متن، ترجمه و راهنمای اصطلاحات رو براتون آماده کردم.

Who are you talking to right now? Who is it you think you see? Do you know how much I make a year? I mean, even if I told you, you wouldn't believe it. Do you know what would happen if I suddenly decided to stop going in to work? A business big enough that it could be listed on the NASDAQ goes belly up, disappears. It ceases to exist without me. No. You clearly don't know who you're talking to, so let me clue you in. I am not in danger, Skyler. I am the danger. A guy opens his door and gets shot, and you think that of me? No. I am the one who knocks.

"داری با کی صحبت می‌کنی؟ فکر کردی الان کی مقابلته؟ (داری کیو می‌بینی). میدونی من در سال چقدر درآمد دارم؟ یعنی حتی اگه بهت بگم هم باور نمی‌کنی. می‌دونی اگه یکباره تصمیم بگیرم کارم رو بزارم کنار چی میشه؟ یک تجارت که به اندازه کافی بزرگه که می تونست تو لیست بازار سهام نزدک باشه، سقوط می‌کنه و نابود میشه. بدون من از هستی ساقط میشه! نه، قطعا نمی‌دونی داری با کی صحبت می‌کنی، پس بزار برات روشن کنم! من در خطر نیستم، اسکایلر. من خود خطر هستم! یه نفر در رو باز می‌کنه و بعدش تیر میخوره، فکر می‌کنی من اونم (اونی که تیر خورده)؟ نه! من اونی هستم که در میزنه!"


⁣راهنمای اصطلاحات دیالوگ بالا:

نکته 1: واژه Make می‌تونه به معنی "پول درآوردن" باشه. مثال:
They say he makes seven million dollars a year
"میگن سالی هفت میلیون دلار درآمدشه"


نکته 2: عبارت Go in to work مشخصه که به معنی "رفتن سر کاره". در انگلیسی محاوره‌ای امریکایی از عبارت Go in معمولا برای اشاره به رفتن به سر کار استفاده می‌کنن. پس Come in و Get in هم یعنی "سرکار اومدن".

Example 1:
What time are you going in today?
"امروز کی میری سر کار؟"

Example 2:
She got in at 7 o'clock this morning
"امروز ساعت 7 صبح رسید سر کار"

Example 3:
You can come in a little later if you want
"اگه بخوای می‌تونی امروز یکم دیرتر بیای سر کار"


نکته 3: Cease to exist یعنی محکوم به فنا بودن / از هستی ساقط شدن


نکته 4: Go belly up یعنی "ورشکست شدن". مثال:
Our company went belly up during the financial crisis
"شرکت ما تو جریان بحران اقتصادی ورشکست شد"


نکته 5: Clue somebody in یعنی کسی رو در جریان چیزی گذاشتن / موضوعی رو برای کسی روشن کردن. برای مثال:
Clue in those guys before it's too late
"اونا رو تو جریان بذار قبل از اینکه خیلی دیر بشه"

⭐️ @avaltc
27👍14🤩2
Rest in peace 🖤🖤
😢9225
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
You ain’t gonna be forgotten ❤️‍🩹
فراموش نخواهید شد 🖤🖤
@avaltc
29🤯1
کلمات کاربردی (سیاسی)

1) Rebellion

Pronunciation (BrE): /rɪˈbeljən/
Meaning: An organised attempt to fight against authority or government (شورش / طغیان)

Example 1: The rebellion spread quickly across the region.
شورش به سرعت در سراسر منطقه گسترش یافت.

Example 2: The government suppressed the rebellion.
دولت شورش را سرکوب کرد.



2) Resistance

Pronunciation: /rɪˈzɪstəns/
Meaning: Refusal to accept or obey something (مقاومت)

Example 1: The resistance movement operated in secret.
جنبش مقاومت به صورت مخفیانه فعالیت می‌کرد.

Example 2: There was strong public resistance to the policy.
مقاومت عمومی شدیدی در برابر این سیاست وجود داشت.



3) Demonstration

Pronunciation: /ˌdemənˈstreɪʃən/
Meaning: A public march or gathering to show political opinion (تظاهرات)

Example 1: The demonstration remained peaceful.
تظاهرات مسالمت‌آمیز باقی ماند.

Example 2: Thousands participated in the demonstration.
هزاران نفر در تظاهرات شرکت کردند.



4) Insurgency

Pronunciation: /ɪnˈsɜːdʒənsi/
Meaning: An armed rebellion against authority (شورش مسلحانه)

Example 1: The country faced years of insurgency.
کشور سال‌ها با شورش مسلحانه روبه‌رو بود.

Example 2: The insurgency weakened the government.
شورش مسلحانه دولت را تضعیف کرد.



5) Activist

Pronunciation: /ˈæktɪvɪst/
Meaning: A person who works actively for political or social change (فعال سیاسی / اجتماعی)

Example 1: She is an environmental activist.
او یک فعال محیط زیست است.

Example 2: Activists organised a nationwide campaign.
فعالان یک کمپین سراسری سازمان‌دهی کردند.



6) Opposition

Pronunciation: /ˌɒpəˈzɪʃən/
Meaning: The political group that challenges the government (اپوزیسیون)

Example 1: The opposition criticised the new reforms.
اپوزیسیون اصلاحات جدید را نقد کرد.

Example 2: The opposition gained more seats in parliament.
اپوزیسیون کرسی‌های بیشتری در پارلمان به دست آورد.



7) Political Party

Pronunciation: /pəˈlɪtɪkəl ˈpɑːti/
Meaning: An organised group with shared political beliefs (حزب سیاسی)

Example 1: He joined a progressive political party.
او به یک حزب سیاسی پیشرو پیوست.

Example 2: The political party promised economic reform.
حزب سیاسی وعده اصلاحات اقتصادی داد.



8) Reform

Pronunciation: /rɪˈfɔːm/
Meaning: A change intended to improve a system (اصلاحات)

Example 1: The government announced legal reforms.
دولت اصلاحات قانونی را اعلام کرد.

Example 2: Citizens demanded political reform.
شهروندان خواهان اصلاحات سیاسی شدند.



9) Coup

Pronunciation: /kuː/
Meaning: A sudden illegal takeover of power (کودتا)

Example 1: The military launched a coup.
ارتش کودتا انجام داد.

Example 2: The coup shocked the international community.
کودتا جامعه بین‌المللی را شوکه کرد.



10) Rally

Pronunciation: /ˈræli/
Meaning: A large public meeting to show support (گردهمایی)

Example 1: Supporters gathered for a rally.
حامیان برای یک گردهمایی جمع شدند.

Example 2: The rally took place in the capital.
گردهمایی در پایتخت برگزار شد.



11) Ideology

Pronunciation: /ˌaɪdiˈɒlədʒi/
Meaning: A system of political ideas and beliefs (ایدئولوژی)

Example 1: The party follows a liberal ideology.
این حزب از ایدئولوژی لیبرال پیروی می‌کند.

Example 2: Their ideology focuses on equality and justice.
ایدئولوژی آن‌ها بر برابری و عدالت تمرکز دارد.



12) Faction

Pronunciation: /ˈfækʃən/
Meaning: A small organised group within a larger political group (جناح)

Example 1: A radical faction split from the party.
یک جناح تندرو از حزب جدا شد.

Example 2: Different factions disagreed on strategy.
جناح‌های مختلف درباره استراتژی اختلاف داشتند.

@avaltc
22👏6