•| "آگاهی و رنج" |•
در تورات، کتاب جامعه، که در نوع خود یکی از سوزناک ترین قرائتهایی است که در باب پوچی جهان نگاشته شده است و گیتی و هرآنچه در اوست را "باطل اباطیل" میخواند، حکیم راوی روایت میکند که : "انسان هر چه بیشتر حکمت می آموزد محزونتر می شود،و هر چه بیشتر دانش می اندوزد غمگین تر می گردد." به ترجمه ی دیگری، "هر که را علم بیفزاید، حزن می افزاید!" و به حکم ِ روایت و کلام ِ عمیق ِ عطار در تذکره الاولیاء "هرچیزی را زکاتی است و زکات ِ عقل، اندوه ِ طویل است."
در چنین شرح هایی، آگاهی، بشدت غم آور است؛ از این رو گفته اند که حقیقت، "نیش" می زند، و در مقابل، مقام جهل، مقام آسودگی و آسایش است...
آنکس که آگاه به سویه های سوگناک هستی نیست، خوشدلانه میتواند قهقه ی شادمانی سر دهد، چرا که به تعبیر برتولت_برشت "آنکه میخندد، هنوز خبر هولناک را نشنیده است." اما روحی که در پس پشت این شادمانی های متنوع و زودگذر، تلخی اصل جهان و زیستن را دیده است، خنده بر لبانش خشکیده و چهره اش به زردی گراییده است! آنکس که "خبر" را شنیده است!
پس بدان این اصل را ای اصل جو
هر که را دردست او، بردست بو
هر که او بیدارتر، پر درد تر!
هر که او آگاه تر، رخ زرد تر!
مثنوی معنوی مولوی.
از این رو، روح آگاه اما رنگ پریده و لاغری بسان #مولوی ، آفت فربهی جسم و شادمانی های جاهلانه را "آگاهی و هوشیاری" میداند:
اَستن این عالم ای جان غفلت است
هوشیاری، مر جهان را آفت است.
آری، اگر بخواهیم به مرزهای آگاهی نزدیک شویم،احیانا کمترین چیزی که از دست خواهیم داد شادمانیهای سبکسرانه، و به جایش چیزی که دچارش خواهیم گشت؛ هستی آلوده به غمی خواهد بود که کم خوابی و بدخوابی و دلتنگی و رنجوری، کمترین نشانه های آن خواهد بود.
Telegram.me/attar
در تورات، کتاب جامعه، که در نوع خود یکی از سوزناک ترین قرائتهایی است که در باب پوچی جهان نگاشته شده است و گیتی و هرآنچه در اوست را "باطل اباطیل" میخواند، حکیم راوی روایت میکند که : "انسان هر چه بیشتر حکمت می آموزد محزونتر می شود،و هر چه بیشتر دانش می اندوزد غمگین تر می گردد." به ترجمه ی دیگری، "هر که را علم بیفزاید، حزن می افزاید!" و به حکم ِ روایت و کلام ِ عمیق ِ عطار در تذکره الاولیاء "هرچیزی را زکاتی است و زکات ِ عقل، اندوه ِ طویل است."
در چنین شرح هایی، آگاهی، بشدت غم آور است؛ از این رو گفته اند که حقیقت، "نیش" می زند، و در مقابل، مقام جهل، مقام آسودگی و آسایش است...
آنکس که آگاه به سویه های سوگناک هستی نیست، خوشدلانه میتواند قهقه ی شادمانی سر دهد، چرا که به تعبیر برتولت_برشت "آنکه میخندد، هنوز خبر هولناک را نشنیده است." اما روحی که در پس پشت این شادمانی های متنوع و زودگذر، تلخی اصل جهان و زیستن را دیده است، خنده بر لبانش خشکیده و چهره اش به زردی گراییده است! آنکس که "خبر" را شنیده است!
پس بدان این اصل را ای اصل جو
هر که را دردست او، بردست بو
هر که او بیدارتر، پر درد تر!
هر که او آگاه تر، رخ زرد تر!
مثنوی معنوی مولوی.
از این رو، روح آگاه اما رنگ پریده و لاغری بسان #مولوی ، آفت فربهی جسم و شادمانی های جاهلانه را "آگاهی و هوشیاری" میداند:
اَستن این عالم ای جان غفلت است
هوشیاری، مر جهان را آفت است.
آری، اگر بخواهیم به مرزهای آگاهی نزدیک شویم،احیانا کمترین چیزی که از دست خواهیم داد شادمانیهای سبکسرانه، و به جایش چیزی که دچارش خواهیم گشت؛ هستی آلوده به غمی خواهد بود که کم خوابی و بدخوابی و دلتنگی و رنجوری، کمترین نشانه های آن خواهد بود.
Telegram.me/attar
Forwarded from ماهدشتی
حالِ نیکو،فالِ نیکو؛ سهم هر روزِ شما
شاد وپیروز ومبارک باد نوروزِ شما
هر دم و هرروزتان سرشار احوالاتِ ناب،
لحظه هاتان شادِشاد و دلخوشیتان بی حساب!
سال نو مبارک🌺
@mahdashty
شاد وپیروز ومبارک باد نوروزِ شما
هر دم و هرروزتان سرشار احوالاتِ ناب،
لحظه هاتان شادِشاد و دلخوشیتان بی حساب!
سال نو مبارک🌺
@mahdashty
Forwarded from ماهدشتی
📝📝📝 ۲۵ گنجینهای که رایگان شدهاند
برای اینکه #در_خانه_بمانیم
محمدرضا جلائیپور
✅ضرورت اینکه برای قطع زنجیرهٔ انتقال کرونا #در_خانه_بمانیم موجب شده است بسیاری از گنجینههای منابع و خدمات نسبتا گران به شکل رایگان عرضهٔ آنلاین بشوند. این گنجینهها موقتا رایگان شدهاند و حتی بعضا میارزد کمی وقت بگذاریم و قبل از پولی شدن مجددشان آنچه علاقه داریم و استفاده خواهیم کرد را دانلود کنیم. از میان آنچه قبلا پولی و اغلب گران بوده و اکنون رایگان شده و به چشمم آمده، این موارد به نظرم ارزشمندتر میآیند و پیشنهاد میکنم تا وقتی رایگانند دریابید:
✅ کتاب و مقاله:
🍀️️ ۶۰۰۰ کتاب الکترونیکی ارزشمند و مجموعه مقالات بیش از ۱۵۰ ژورنال معتبر علمی در JSTOR:
https://t.co/qEbqqRjN6E
🍀️️ ۱.۴ میلیون کتاب دانشگاهی «کتابخانه اضطرار ملی» که توسط نهاد «آرشیو اینترنت» (با پشتیبانی دهها دانشگاه و نهاد در امریکا) در اختیار همه قرار گرفته است:
http://archive.org/nel
🍀️️ ۲۳ هزار کتاب مکتوب و ۵۷ کتاب گویای کتابخانه کودکان و نوجوانانِ کتابخانهٔ ملی ایران:
www.icnl.nlai.ir
🍀️️ کتابخانهٔ ملی دیجیتالِ کتابخانهٔ ملی ایران (با ۱۳ هزار عکس تاریخی، حدود ۳۷ هزار نسخه خطی، ۱۵ هزار کتاب چاپی نفیس، ۴ هزار کتاب چاپ سنگی، ۱۰۰ هزار پرونده و ۲۰۰ هزار پایان نامه) برای همه اعضای کتابخانهٔ ملی:
http://dl.nlai.ir
(شماره عضویت به عنوان شماره کاربری و کدملی به عنوان پسورد)
🍀️️همهٔ کتابهای الکترونیکی دانشگاه تهران:
https://press.ut.ac.ir/help?menu=14
(برای دریافت کتابها میتوانید از اپلیکیشن فیدیبو یا کتابخوان الکترونیکی مؤسسه انتشارات دانشگاه تهران استفاده کنید)
🍀️️ ۷۰۰ عنوان کتاب انتشارات معتبر دانشگاه کمبریج که با فرمت HTML به صورت آنلاین منتشر شده و تا آخر ماه می ۲۰۲۰ در دسترس است:
https://urlzs.com/LBwCL
🍀️️ صدها کتاب صوتی برگزیده در Audible (مشهورترین مجموعه کتاب صوتی در جهان):
https://urlzs.com/FDbwY
🍀️️ پیدیاف ۲۵ جلد کتاب خواندنی در حوزههای اقتصاد و کارآفرینی که توسط اتاق تهران در اختیار عموم قرار گرفته است:
https://urlzs.com/eaE2s
🍀️️ پیدیاف ۱۰۰ کتاب دانشگاه مکگیل (در زمینههایی مختلف علوم انسانی):
https://urlzs.com/6ddH4
🍀️️ در فیدیبو، طاقچه، نوار، پژوهان، کتابراه، کتابیکا و فراکتاب هم با همکاری وزارت فرهنگ و ارشاد تا ۲۰ فروردین ۹۹ کتابهای الکترونیکی و صوتی با ۷۰ و ۸۰ درصد تخفیف عرضه میشود.
✅ موسیقی و فیلم:
🍀️️ پخش زندهٔ شبانهٔ اجراهای The Metropolitan Opera نیویورک (یکی از مشهورترین سالنهای اپرا در جهان که برای تماشای زندهٔ اجراهای آن در شرایط عادی صدها دلار باید هزینه کرد):
https://www.metopera.org/
🍀️️ تئاترها و رقصهای گلچینشده جهان:
ontheboards.tv
(کد تماشای رایگان: ARTATHOME20)
🍀️️ پخش زندهٔ اجراهای Seattle Symphony (از امشب تا سه روز بعد):
https://seattlesymphony.org/live
🍀️️️️️️️️️ تماشای مجموعهای از بهترین کنسرتهای موسیقیِ Wigmore Hall:
https://urlzs.com/ecfbT
🍀️️ ۳۰۰ فیلم برگزیدهٔ ایدفا (یکی از معتبرترین جشنواره فیلمهای مستند در جهان):
https://urlzs.com/TaAds
🍀️️ همهٔ ویدیوهای کنسرتهال دیجیتالی ارکستر فیلارمونیک برلین:
https://urlzs.com/Egqrq
🍀️️️️️️️️️ ۴۰۰۰ هزار فیلم نشنالفیلمبورد کانادا:
https://www.nfb.ca/film/
✅ کلاس:
🍀️️ ۲۵۰ واحد آموزش آنلاین زبانهای خارجیِ دانشگاههای هاروارد، پرینستون، ییل و کلمبیا:
https://t.co/dWfu6jwuLI
🍀️️️️️️️️️ سهساعت کلاس در هر روز برای هر کاربر در SCHOLASTIC (غنیترین مجموعه آموزشی آنلاین برای تحصیل خانگی دانشآموزان در همه رشتهها، از هنرها تا علوم اجتماعی و مهارتهای زندگی:
https://urlzs.com/hFbd2
🍀️️ ۴۰۰ کلاسِ دانشگاههای برتر جهان:
https://urlzs.com/4bxJa
🍀️️️️️️️️️ ۱۶ کورسِ آموزشی Linkedin:
https://urlzs.com/nmyqS
🍀️️ ۵۰۰ ساعت آموزش فرادرس:
fdrs.ir/freedu98
🍀 پخش آموزش «ورزش در خانهٔ» Planet Fitness (هر روز ساعت ۱۹ به وقت نیویورک در صفحهٔ فیسبوکشان):
https://www.facebook.com/planetfitness/
🍀️️ آموزش باکیفیت یوگا:
https://urlzs.com/RAF8d
و
https://www.downdogapp.com/
🍀️️۶۰۰ ساعت آموزش ویدیویی و صوتی تمرینها و ورزشهای تناسب اندام در خانه در اپلیکیشنِ Goldsamp (تا آخر ماه می):
https://urlzs.com/X5UCx
✅ اگر به کار کسی میآید، لطفا برایش فوروارد کنید.
#در_خانه_بمانیم
کانال ماهدشتی
Telegram.me/mahdashty
برای اینکه #در_خانه_بمانیم
محمدرضا جلائیپور
✅ضرورت اینکه برای قطع زنجیرهٔ انتقال کرونا #در_خانه_بمانیم موجب شده است بسیاری از گنجینههای منابع و خدمات نسبتا گران به شکل رایگان عرضهٔ آنلاین بشوند. این گنجینهها موقتا رایگان شدهاند و حتی بعضا میارزد کمی وقت بگذاریم و قبل از پولی شدن مجددشان آنچه علاقه داریم و استفاده خواهیم کرد را دانلود کنیم. از میان آنچه قبلا پولی و اغلب گران بوده و اکنون رایگان شده و به چشمم آمده، این موارد به نظرم ارزشمندتر میآیند و پیشنهاد میکنم تا وقتی رایگانند دریابید:
✅ کتاب و مقاله:
🍀️️ ۶۰۰۰ کتاب الکترونیکی ارزشمند و مجموعه مقالات بیش از ۱۵۰ ژورنال معتبر علمی در JSTOR:
https://t.co/qEbqqRjN6E
🍀️️ ۱.۴ میلیون کتاب دانشگاهی «کتابخانه اضطرار ملی» که توسط نهاد «آرشیو اینترنت» (با پشتیبانی دهها دانشگاه و نهاد در امریکا) در اختیار همه قرار گرفته است:
http://archive.org/nel
🍀️️ ۲۳ هزار کتاب مکتوب و ۵۷ کتاب گویای کتابخانه کودکان و نوجوانانِ کتابخانهٔ ملی ایران:
www.icnl.nlai.ir
🍀️️ کتابخانهٔ ملی دیجیتالِ کتابخانهٔ ملی ایران (با ۱۳ هزار عکس تاریخی، حدود ۳۷ هزار نسخه خطی، ۱۵ هزار کتاب چاپی نفیس، ۴ هزار کتاب چاپ سنگی، ۱۰۰ هزار پرونده و ۲۰۰ هزار پایان نامه) برای همه اعضای کتابخانهٔ ملی:
http://dl.nlai.ir
(شماره عضویت به عنوان شماره کاربری و کدملی به عنوان پسورد)
🍀️️همهٔ کتابهای الکترونیکی دانشگاه تهران:
https://press.ut.ac.ir/help?menu=14
(برای دریافت کتابها میتوانید از اپلیکیشن فیدیبو یا کتابخوان الکترونیکی مؤسسه انتشارات دانشگاه تهران استفاده کنید)
🍀️️ ۷۰۰ عنوان کتاب انتشارات معتبر دانشگاه کمبریج که با فرمت HTML به صورت آنلاین منتشر شده و تا آخر ماه می ۲۰۲۰ در دسترس است:
https://urlzs.com/LBwCL
🍀️️ صدها کتاب صوتی برگزیده در Audible (مشهورترین مجموعه کتاب صوتی در جهان):
https://urlzs.com/FDbwY
🍀️️ پیدیاف ۲۵ جلد کتاب خواندنی در حوزههای اقتصاد و کارآفرینی که توسط اتاق تهران در اختیار عموم قرار گرفته است:
https://urlzs.com/eaE2s
🍀️️ پیدیاف ۱۰۰ کتاب دانشگاه مکگیل (در زمینههایی مختلف علوم انسانی):
https://urlzs.com/6ddH4
🍀️️ در فیدیبو، طاقچه، نوار، پژوهان، کتابراه، کتابیکا و فراکتاب هم با همکاری وزارت فرهنگ و ارشاد تا ۲۰ فروردین ۹۹ کتابهای الکترونیکی و صوتی با ۷۰ و ۸۰ درصد تخفیف عرضه میشود.
✅ موسیقی و فیلم:
🍀️️ پخش زندهٔ شبانهٔ اجراهای The Metropolitan Opera نیویورک (یکی از مشهورترین سالنهای اپرا در جهان که برای تماشای زندهٔ اجراهای آن در شرایط عادی صدها دلار باید هزینه کرد):
https://www.metopera.org/
🍀️️ تئاترها و رقصهای گلچینشده جهان:
ontheboards.tv
(کد تماشای رایگان: ARTATHOME20)
🍀️️ پخش زندهٔ اجراهای Seattle Symphony (از امشب تا سه روز بعد):
https://seattlesymphony.org/live
🍀️️️️️️️️️ تماشای مجموعهای از بهترین کنسرتهای موسیقیِ Wigmore Hall:
https://urlzs.com/ecfbT
🍀️️ ۳۰۰ فیلم برگزیدهٔ ایدفا (یکی از معتبرترین جشنواره فیلمهای مستند در جهان):
https://urlzs.com/TaAds
🍀️️ همهٔ ویدیوهای کنسرتهال دیجیتالی ارکستر فیلارمونیک برلین:
https://urlzs.com/Egqrq
🍀️️️️️️️️️ ۴۰۰۰ هزار فیلم نشنالفیلمبورد کانادا:
https://www.nfb.ca/film/
✅ کلاس:
🍀️️ ۲۵۰ واحد آموزش آنلاین زبانهای خارجیِ دانشگاههای هاروارد، پرینستون، ییل و کلمبیا:
https://t.co/dWfu6jwuLI
🍀️️️️️️️️️ سهساعت کلاس در هر روز برای هر کاربر در SCHOLASTIC (غنیترین مجموعه آموزشی آنلاین برای تحصیل خانگی دانشآموزان در همه رشتهها، از هنرها تا علوم اجتماعی و مهارتهای زندگی:
https://urlzs.com/hFbd2
🍀️️ ۴۰۰ کلاسِ دانشگاههای برتر جهان:
https://urlzs.com/4bxJa
🍀️️️️️️️️️ ۱۶ کورسِ آموزشی Linkedin:
https://urlzs.com/nmyqS
🍀️️ ۵۰۰ ساعت آموزش فرادرس:
fdrs.ir/freedu98
🍀 پخش آموزش «ورزش در خانهٔ» Planet Fitness (هر روز ساعت ۱۹ به وقت نیویورک در صفحهٔ فیسبوکشان):
https://www.facebook.com/planetfitness/
🍀️️ آموزش باکیفیت یوگا:
https://urlzs.com/RAF8d
و
https://www.downdogapp.com/
🍀️️۶۰۰ ساعت آموزش ویدیویی و صوتی تمرینها و ورزشهای تناسب اندام در خانه در اپلیکیشنِ Goldsamp (تا آخر ماه می):
https://urlzs.com/X5UCx
✅ اگر به کار کسی میآید، لطفا برایش فوروارد کنید.
#در_خانه_بمانیم
کانال ماهدشتی
Telegram.me/mahdashty
About JSTOR
Open and free content on JSTOR
Access open and free journals, books, primary sources, images, and research reports on JSTOR. Discover content contributed by libraries, archives, and publishers worldwide.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🗓 ۲۵ فروردین، روز بزرگداشت عطار نیشابوری ، یکی از عارفان و شاعران پرآوازهی ایرانی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است.
🎶 موسیقی: آواز استاد محمدرضا #شجریان بر غزل #عطار در آلبوم#آسمان عشق
telegram.me/attar
🎶 موسیقی: آواز استاد محمدرضا #شجریان بر غزل #عطار در آلبوم#آسمان عشق
telegram.me/attar
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌃 حکایت شب
منطق الطیر | «حكايت موسي (ع) و عابد و صاحبدل و مرد ابلهي كه ريشي انبوه داشت»
خوانش و بازنویسی به نثر: دکتر احمدی
⚡️بیست و پنجم فروردین، روز ملی عطار نیشابوری گرامی باد.
telegram.me/attar
منطق الطیر | «حكايت موسي (ع) و عابد و صاحبدل و مرد ابلهي كه ريشي انبوه داشت»
خوانش و بازنویسی به نثر: دکتر احمدی
⚡️بیست و پنجم فروردین، روز ملی عطار نیشابوری گرامی باد.
telegram.me/attar
گرچه بر لبهای او نام خداست
قبلهٔ او طاعتِ فرمانرواست
(اقبال لاهوری)
همواره هستند آدمهایی که بردگی و طاعت انسانهای دیگر را در زندگی انتخاب کردهاند. این بردگان گرچه ظاهرا نام خدا بر زبان دارند، داغ مُهر بر پیشانی و تسبیحِ ذکر در دست آنهاست، اما قبلهشان خدا نیست بلکه انسانی است که فرمانروایی میکند.
دلیل این امر نیز واضح است. آنها برای بقای خود به فرمانروا نیاز دارند و اگر او نباشد تا تکّه نانی برایشان پرتاب کند، خودشان چیزی در انبان وجودشان ندارند. آنها برای همان یک تکّه نان هزار مدح و ثنا میکنند و هرچه بیشتر فرمانروا را با تملّق و چاپلوسی به سمت مقام خدایی بالا میبرند تا تکّه نان بزرگتری به چنگ آورند.
از سویی فرمانروا نیز به این بردگان نیاز دارد تا بر آنها خدایی کند. او نیز میداند که اگر تکّه نانی به بردگان ندهد یا بر او میآشوبند و یا به طریقی اگر فرصت یابند او را ترک خواهند کرد و تنها خواهند گذاشت.
telegram.me/attar
قبلهٔ او طاعتِ فرمانرواست
(اقبال لاهوری)
همواره هستند آدمهایی که بردگی و طاعت انسانهای دیگر را در زندگی انتخاب کردهاند. این بردگان گرچه ظاهرا نام خدا بر زبان دارند، داغ مُهر بر پیشانی و تسبیحِ ذکر در دست آنهاست، اما قبلهشان خدا نیست بلکه انسانی است که فرمانروایی میکند.
دلیل این امر نیز واضح است. آنها برای بقای خود به فرمانروا نیاز دارند و اگر او نباشد تا تکّه نانی برایشان پرتاب کند، خودشان چیزی در انبان وجودشان ندارند. آنها برای همان یک تکّه نان هزار مدح و ثنا میکنند و هرچه بیشتر فرمانروا را با تملّق و چاپلوسی به سمت مقام خدایی بالا میبرند تا تکّه نان بزرگتری به چنگ آورند.
از سویی فرمانروا نیز به این بردگان نیاز دارد تا بر آنها خدایی کند. او نیز میداند که اگر تکّه نانی به بردگان ندهد یا بر او میآشوبند و یا به طریقی اگر فرصت یابند او را ترک خواهند کرد و تنها خواهند گذاشت.
telegram.me/attar
میان تیرگی خواب و نور بیداری
چنان نمود مرا دوش در شب تاری
که خوب طلعتی از ساکنان حضرت قدس
که جمله محض خرد بود و نور هشیاری
تنش چو روی مقدس بری ز کسوت جسم
چو عقل و جان گهردار، وز غرض عاری
مرا ستایش بسیار کرد و گفت:« ای آن
که در جحیم طبیعت چنین گرفتاری
شکفته گلبن جوزا برای عشرت تست
تو سر به گلخن گیتی چرا فرود آری
سریر هفت فلک تخت تست اگرچه کنون
ز دست طبع، گرفتار چار دیواری
کمال جان چو بهایم ز خواب و خور مطلب
که آفریده تو زینسان نه بهر این کاری
بدی مکن که درین کشت زار زود زوال
به داس دهر همان بدروی که میکاری
پی مراد چه پویی به عالمی که درو
چو دفع رنج کنی جمله راحت انگاری؟!
حقیقت این شکم از آز پر نخواهد شد
اگر به ملک همه عالمش بینباری
گرفتمست که رسیدی بدانچ میطلبی
ولی چه سود ازان، چون بجاش بگذاری؟!
شب جوانیت ای دوست چون سپیده دمید
تو مست، خفته و آگه نهای ز بیداری
#مولانا
telegram.me/attar
چنان نمود مرا دوش در شب تاری
که خوب طلعتی از ساکنان حضرت قدس
که جمله محض خرد بود و نور هشیاری
تنش چو روی مقدس بری ز کسوت جسم
چو عقل و جان گهردار، وز غرض عاری
مرا ستایش بسیار کرد و گفت:« ای آن
که در جحیم طبیعت چنین گرفتاری
شکفته گلبن جوزا برای عشرت تست
تو سر به گلخن گیتی چرا فرود آری
سریر هفت فلک تخت تست اگرچه کنون
ز دست طبع، گرفتار چار دیواری
کمال جان چو بهایم ز خواب و خور مطلب
که آفریده تو زینسان نه بهر این کاری
بدی مکن که درین کشت زار زود زوال
به داس دهر همان بدروی که میکاری
پی مراد چه پویی به عالمی که درو
چو دفع رنج کنی جمله راحت انگاری؟!
حقیقت این شکم از آز پر نخواهد شد
اگر به ملک همه عالمش بینباری
گرفتمست که رسیدی بدانچ میطلبی
ولی چه سود ازان، چون بجاش بگذاری؟!
شب جوانیت ای دوست چون سپیده دمید
تو مست، خفته و آگه نهای ز بیداری
#مولانا
telegram.me/attar
بود مردی شیردل خصم افکنی
گشت عاشق پنج سال او بر زنی
داشت بر چشم آن زن همچون نگار
یک سر ناخن سپیدی آشکار
زان سپیدی مرد بودش بیخبر
گرچه بسیاری برافکندی نظر
مرد عاشق چون بود در عشق زار
کی خبر یابد ز عیب چشم یار
بعد از آن کم گشت عشق آن مرد را
دارویی آمد پدید آن درد را
عشق آن زن در دلش نقصان گرفت
کار او برخویشتن آسان گرفت
پس بدید آن مرد عیب چشم یار
این سپیدی گفت کی شد آشکار
گفت آن ساعت که شد عشق تو کم
چشم من عیب آن زمان آورد هم
چون ترا در عشق نقصان شد پدید
عیب در چشمم چنین زان شد پدید
کردهای از وسوسه پر شور دل
هم ببین یک عیب خود ای کور دل
چند جویی دیگران را عیب باز
آن خود یک ره بجوی از جیب باز
تا چو بر تو عیب تو آید گران
نبودت پروای عیب دیگران
telegram.me/attar
#عطار_نیشابوری
گشت عاشق پنج سال او بر زنی
داشت بر چشم آن زن همچون نگار
یک سر ناخن سپیدی آشکار
زان سپیدی مرد بودش بیخبر
گرچه بسیاری برافکندی نظر
مرد عاشق چون بود در عشق زار
کی خبر یابد ز عیب چشم یار
بعد از آن کم گشت عشق آن مرد را
دارویی آمد پدید آن درد را
عشق آن زن در دلش نقصان گرفت
کار او برخویشتن آسان گرفت
پس بدید آن مرد عیب چشم یار
این سپیدی گفت کی شد آشکار
گفت آن ساعت که شد عشق تو کم
چشم من عیب آن زمان آورد هم
چون ترا در عشق نقصان شد پدید
عیب در چشمم چنین زان شد پدید
کردهای از وسوسه پر شور دل
هم ببین یک عیب خود ای کور دل
چند جویی دیگران را عیب باز
آن خود یک ره بجوی از جیب باز
تا چو بر تو عیب تو آید گران
نبودت پروای عیب دیگران
telegram.me/attar
#عطار_نیشابوری
از پختگی است گر نشد آواز ما بلند
کی از سپند سوخته گردد صدا بلند؟
سنگین نمیشد اینهمه خواب ستمگران
گر میشد از شکستن دلها صدا بلند
هموار میشود به نظر بازکردنی
قصری که چون حباب شود از هوا بلند
رحمی به خاکساری ما هیچکس نکرد
تا همچو گردباد نشد گرد ما بلند
از جوهری نگین به نگین دان شود سوار
از آشنا شود سخن آشنا بلند
فریاد میکند سخنان بلند ما
آواز ما اگر نشود از حیا بلند
از بس رمیده است ز همصحبتان دلم
بیرون روم ز خود، چو شد آواز پا بلند
بلبل به زیر بال خموشی کشید سر
صائب به گلشنی که شد آواز ما بلند
صائب تبریزی
telegram.me/attar
کی از سپند سوخته گردد صدا بلند؟
سنگین نمیشد اینهمه خواب ستمگران
گر میشد از شکستن دلها صدا بلند
هموار میشود به نظر بازکردنی
قصری که چون حباب شود از هوا بلند
رحمی به خاکساری ما هیچکس نکرد
تا همچو گردباد نشد گرد ما بلند
از جوهری نگین به نگین دان شود سوار
از آشنا شود سخن آشنا بلند
فریاد میکند سخنان بلند ما
آواز ما اگر نشود از حیا بلند
از بس رمیده است ز همصحبتان دلم
بیرون روم ز خود، چو شد آواز پا بلند
بلبل به زیر بال خموشی کشید سر
صائب به گلشنی که شد آواز ما بلند
صائب تبریزی
telegram.me/attar
Forwarded from Ah At
" دولت بی رنج "
دولت آن است که بی خونِ دل آید به کنار
ورنه با سعی و عمل باغِ جنان این همه نیست
حافظ
□ سخن در این است که اگر شما هزار خون جگر بخورید و به هزار ریاضت و پرهیز بتوانید به بهشت راه پیدا کنید واقعه مهمی رخ نداده است زیرا کاری کرده اید و مزدی گرفته اید امّا دولت و اقبال و سعادت این است که آدمی بدون رنج و محنت و خون دل به نعمتی برسد و این دولت عاشقان و عارفان راست که هرچه می کنند از سر شوق می کنند نه تکلیف و تکلّف و از هرچه پرهیز می کنند از سرِ بیزاری است؛ نه محرومی و مهجوری. ایشان نشاطی دارند از آنچه می کنند و افتخار می کنند بدان کارها که نمی کنند.
برگرفته از کتاب " در صحبت حافظ "
به قلم حسین الهی قمشه ای
مینیاتور قدیمی
telegram.me/attar
دولت آن است که بی خونِ دل آید به کنار
ورنه با سعی و عمل باغِ جنان این همه نیست
حافظ
□ سخن در این است که اگر شما هزار خون جگر بخورید و به هزار ریاضت و پرهیز بتوانید به بهشت راه پیدا کنید واقعه مهمی رخ نداده است زیرا کاری کرده اید و مزدی گرفته اید امّا دولت و اقبال و سعادت این است که آدمی بدون رنج و محنت و خون دل به نعمتی برسد و این دولت عاشقان و عارفان راست که هرچه می کنند از سر شوق می کنند نه تکلیف و تکلّف و از هرچه پرهیز می کنند از سرِ بیزاری است؛ نه محرومی و مهجوری. ایشان نشاطی دارند از آنچه می کنند و افتخار می کنند بدان کارها که نمی کنند.
برگرفته از کتاب " در صحبت حافظ "
به قلم حسین الهی قمشه ای
مینیاتور قدیمی
telegram.me/attar
معنیاش پنهان و او در پیشِ خَلق
خَلق کی بینند غیر ریش و دلق
(مثنوی، دفتر چهارم)
از رایجترین و البته سمّترین و خطرناکترین ابزارهای شناخت آدمها قضاوت از روی ظاهر است.
گرچه ظاهر تا حدودی میتواند به شناخت کمک کند، ابدا ملاک معتبری نیست. گاهی انسانهایی را میبینیم که ظاهری معمولی دارند اما بسیار پاک و از بندگان خاص خداوند هستند و برعکس گاهی آدمهایی با ظاهری بسیار موجّه، درونی تیره دارند.
مولانا هشدار میدهد که به هیچ روی ظاهر افراد را ملاک خوب یا بد بودن آنها قرار ندهیم. تنها راه شناخت انسانها روابطی است که در دراز مدت با آنها داریم. مصاحبت با دیگران از راههای معتبر برای شناخت است. دقت در گفتار، کردار و نیّات انسانها در دراز مدت و آنهم در موقعیّتهای مختلف بهترین و کاملترین شیوهٔ شناخت آنهاست.
telegram.me/attar
خَلق کی بینند غیر ریش و دلق
(مثنوی، دفتر چهارم)
از رایجترین و البته سمّترین و خطرناکترین ابزارهای شناخت آدمها قضاوت از روی ظاهر است.
گرچه ظاهر تا حدودی میتواند به شناخت کمک کند، ابدا ملاک معتبری نیست. گاهی انسانهایی را میبینیم که ظاهری معمولی دارند اما بسیار پاک و از بندگان خاص خداوند هستند و برعکس گاهی آدمهایی با ظاهری بسیار موجّه، درونی تیره دارند.
مولانا هشدار میدهد که به هیچ روی ظاهر افراد را ملاک خوب یا بد بودن آنها قرار ندهیم. تنها راه شناخت انسانها روابطی است که در دراز مدت با آنها داریم. مصاحبت با دیگران از راههای معتبر برای شناخت است. دقت در گفتار، کردار و نیّات انسانها در دراز مدت و آنهم در موقعیّتهای مختلف بهترین و کاملترین شیوهٔ شناخت آنهاست.
telegram.me/attar
عیسی مریم به کوهی میگریخت
شیرگویی خون او میخواست ریخت
آن یکی در پی دوید و گفت خیر
در پیت کس نیست چه گریزی چو طیر
با شتاب او آنچنان میتاخت جفت
کز شتاب خود جواب او نگفت
یک دو میدان در پی عیسی براند
پس بجد جد عیسی را بخواند
کز پی مرضات حق یک لحظه بیست
که مرا اندر گریزت مشکلیست
از کی این سو میگریزی ای کریم
نه پیت شیر و نه خصم و خوف و بیم
گفت از احمق گریزانم برو
میرهانم خویش را بندم مشو
گفت آخر آن مسیحا نه توی
که شود کور و کر از تو مستوی
گفت آری گفت آن شه نیستی
که فسون غیب را ماویستی
چون بخوانی آن فسون بر مردهای
برجهد چون شیر صید آوردهای
گفت آری آن منم گفتا که تو
نه ز گل مرغان کنی ای خوبرو
گفت آری گفت پس ای روح پاک
هرچه خواهی میکنی از کیست باک
با چنین برهان که باشد در جهان
که نباشد مر ترا از بندگان
گفت عیسی که به ذات پاک حق
مبدع تن خالق جان در سبق
حرمت ذات و صفات پاک او
که بود گردون گریبانچاک او
کان فسون و اسم اعظم را که من
بر کر و بر کور خواندم شد حسن
بر که سنگین بخواندم شد شکاف
خرقه را بدرید بر خود تا بناف
برتن مرده بخواندم گشت حی
بر سر لاشی بخواندم گشت شی
خواندم آن را بر دل احمق بود
صد هزاران بار و درمانی نشد
سنگ خارا گشت و زان خو بر نگشت
ریگ شد کز وی نروید هیچ کشت
گفت حکمت چیست کآنجا اسم حق
سود کرد اینجا نبود آن را سبق
آن همان رنجست و این رنجی چرا
او نشد این را و آن را شد دوا
گفت رنج احمقی قهر خداست
رنج و کوری نیست قهر آن ابتلاست
ابتلا رنجیست کان رحم آورد
احمقی رنجیست کان زخم آورد
آنچ داغ اوست مهر او کرده است
چارهای بر وی نیارد برد دست
ز احمقان بگریز چون عیسی گریخت
صحبت احمق بسی خونها که ریخت
اندک اندک آب را دزدد هوا
دین چنین دزدد هم احمق از شما
گرمیت را دزدد و سردی دهد
همچو آن کو زیر کون سنگی نهد
آن گریز عیسی نه از بیم بود
آمنست او آن پی تعلیم بود
زمهریر ار پر کند آفاق را
چه غم آن خورشید با اشراق را
telegram.me/attar
مپرس شادی من حاصل از کدام غم است
که پشت پرده ي عالم هزار زیر و بم است
زيان اگر همه ي سود آدم از هستي ست
جدال خلق چرا بر سر زياد و كم است
اگر به ملک رسیدی جفا مکن به کسی
که آنچه کاخ تو را خاک میکند ستم است
خبر نداشتن از حال من بهانه ي توست
بهانه ي همه ظالمان شبیه هم است
کسی بدون تو باور نکرده است مرا
که با تو نسبت من چون دروغ با قسم است
تو را هوای به آغوش من رسیدن نیست
وگرنه فاصله ي ما هنوز یک قدم است
فاضل نظری
@attar
که پشت پرده ي عالم هزار زیر و بم است
زيان اگر همه ي سود آدم از هستي ست
جدال خلق چرا بر سر زياد و كم است
اگر به ملک رسیدی جفا مکن به کسی
که آنچه کاخ تو را خاک میکند ستم است
خبر نداشتن از حال من بهانه ي توست
بهانه ي همه ظالمان شبیه هم است
کسی بدون تو باور نکرده است مرا
که با تو نسبت من چون دروغ با قسم است
تو را هوای به آغوش من رسیدن نیست
وگرنه فاصله ي ما هنوز یک قدم است
فاضل نظری
@attar
💠 محتوای چندرسانهای منطق الطیر عطار نیشابوری
بخش اول - ابیات ۱ تا ۴۰
خوانش: دکتر زهرا احمدی
🔵 کاری از مؤسسهی فرهنگی هنری
ثمین کتاب ایرانیان
بخش اول - ابیات ۱ تا ۴۰
خوانش: دکتر زهرا احمدی
🔵 کاری از مؤسسهی فرهنگی هنری
ثمین کتاب ایرانیان
در شیونِ بىپایان این روزگار
به من بگو
بر این مردمِ خسته چه رفته است
كه هزار پیراهنِ سیاه
كهنه كردهاند و هنوز
اندوهگزارِ بىفرصت عزا از پى عزا…!
سیدعلی_صالحی
@attar
به من بگو
بر این مردمِ خسته چه رفته است
كه هزار پیراهنِ سیاه
كهنه كردهاند و هنوز
اندوهگزارِ بىفرصت عزا از پى عزا…!
سیدعلی_صالحی
@attar
➖به مناسبت 8 مهرماه، سالروز بزرگداشت مولانا
⭕️انانیت و لوازم آن
✍مصطفی ملکیان
زان که بیخود فانی است و آمن است
تا ابد در ایمنی او ساکن است
نقش او فانی و او شد آینه
غیر نقش روی غیر آنجای نه
( مولانا، دفتر چهارم ابیات 2138 )
🔹اگر تو مثل آینه شوی و از خود فانی شوی ، همۀ نقش ها در تو منتقش می شود و با همه احساس یگانگی خواهی کرد. من که با تو احساس یگانگی نمی کنم ، تصویری از تو بر بک گراندم دارم که با تصویر تو تداخل و طبعا تزاحم پیدا می کند. فرض کنید من انانیت ملی داشته باشم. اگر کسی به ملیت من توهین کرد ، دوستی من با او از بین خواهد رفت. اگر انانیت دینی داشته باشم. کسی که دین مرا نقد یا عیب جویی یا مخالفت کرد ، من با او هم نمی توانم رابطه ای داشته باشم.
🔹اگر انانیت جنسی داشته باشم. دوستی ام با کسی که از مردان بدی بگوید ، مکدر می شود. فرض کنید انانیت شغلی حرفه ای داشته باشم. دوستی من با کسی که از فلسفه مخالفت کرد ، مکدر می شود. به تعداد انانیت هایی که من داریم تعدادی انسانها را از دست می دهم. غیرت ورزی به رشتۀ تحصیلی ، شغل و حرفه ، ملیت ، دین و مذهب ، مکتب و مسلک ، مشرب و مرام ، ایدئولوژی ، ایسم ، رنگ پوست و اقلیمی که در آن بوجود آمدم ، اصفهانی بودن خود و ... باعث از دست دادن تعدادی از دوستانم می شود. فرض کنید من هیچ انانیتی ندارم. مثل مولانا در پاسخ به یک یهودی که گفت ، دین من از دین شما برتر است ، گفت تو راست می گویی ، حق با توست.
🔹مردم به دو دسته تقسیم می شوند ، موافقان و مخالفان دین من. اگر من غیرت ورزی دینی داشته باشم ، نیمی از مردم با من دوستی نخواهند داشت. حتی اگر پیش یک پزشک مدرن ، دم از پزشکی سنتی زدید ، جوری به شما نگاه می کند که انگار شما می خواهید بنیاد هستی او را بر باد دهید. نمی توانند بپذیرند که حق فوق این است که من در چه رشته ای در حال درس خواندن هستم. و در کجا تخصص پیدا کرده ام. به همین ترتیب پیش یک مارکسیست دم از لیبرال زدن و بر عکس ، گرایش چپ و راست و ... دوستی ها را کم می کند. چون انانیت داریم. اگر کسی هیچ گونه انانیتی نداشته باشد ، شما چگونه می توانید او را بیازارید؟ و او چگونه می تواند شما را بیازارد.
🔹زمانی بحثی راجع به لذت پیش کشیده بودم که ما تا عاشق چیزی غیر از لذت نباشیم ، هرگز نمی توانیم لذب ببریم. کسانی که فقط عاشق لذتند ابسیلونی ، سر سوزنی از هیچ چیزی لذت نمی برند. آدم باید عاشق چیزی غیر از لذت باشد و آنوقت به آن چیز رسید لذت می برد. پارادوکس لذت ، یعنی کسانی که فقط عاشق لذتند از هر لذتی محرومند. کسانی که عاشق چیزهایی غیر از لذتند به لذت دست می یابند.
🔹همان پارادوکس در اینجا است. انانیت تریلیاردها نوع دارد مثل موی بلوند کسی و نگاهش به کله سیاه ها و برعکس. به میزان یک انانیت ، یک خط بین موافقان و مخالفان آدمیان می افتد. گاهی از لحاظ گرایش سیاسی من ، شکافی بین موافقان دینی می افتد و تعدادی از آنها بیرون می روند. فلسفه و موسیقی شرق در مقابل موسیقی غرب و ... کم کم علی می ماند و حوضش. به ازای هر جلوۀ انانیت ما یک بخشی از آنانی که می توانستند بالقوه دوست ما باشند ، نمی گذاریم بالفعل دوست ما باشند. حالا اگر انانیت را کنار گذاشتی می توانی با همه دوستی داشته باشی ، زیرا نقشی نداری که بخاطر آن کسان را از خودت برانی. معنایش این نیست که من به چیزی عقیده یا احساس و عاطفۀ خاصی یا خواسته های خاصی ندارم. هر انسانی همۀ اینها را دارد. ما نمی توانیم دست از اینها ، بی دلیل برداریم. اگر حقیقت طلب باشیم ، دلیلی اقامه شود دست بر می داریم ولی بی جهت نه. مسئله این است که باورها ، احساسات و عواطف ، خواسته های خودت را ترازوی تشخیص حق از باطل قرار نده.
🌂درسگفتار روان درمانگری در مثنوی(برگزار کننده: مؤسسه سروش مولانا)،جلسه 11
@attar
⭕️انانیت و لوازم آن
✍مصطفی ملکیان
زان که بیخود فانی است و آمن است
تا ابد در ایمنی او ساکن است
نقش او فانی و او شد آینه
غیر نقش روی غیر آنجای نه
( مولانا، دفتر چهارم ابیات 2138 )
🔹اگر تو مثل آینه شوی و از خود فانی شوی ، همۀ نقش ها در تو منتقش می شود و با همه احساس یگانگی خواهی کرد. من که با تو احساس یگانگی نمی کنم ، تصویری از تو بر بک گراندم دارم که با تصویر تو تداخل و طبعا تزاحم پیدا می کند. فرض کنید من انانیت ملی داشته باشم. اگر کسی به ملیت من توهین کرد ، دوستی من با او از بین خواهد رفت. اگر انانیت دینی داشته باشم. کسی که دین مرا نقد یا عیب جویی یا مخالفت کرد ، من با او هم نمی توانم رابطه ای داشته باشم.
🔹اگر انانیت جنسی داشته باشم. دوستی ام با کسی که از مردان بدی بگوید ، مکدر می شود. فرض کنید انانیت شغلی حرفه ای داشته باشم. دوستی من با کسی که از فلسفه مخالفت کرد ، مکدر می شود. به تعداد انانیت هایی که من داریم تعدادی انسانها را از دست می دهم. غیرت ورزی به رشتۀ تحصیلی ، شغل و حرفه ، ملیت ، دین و مذهب ، مکتب و مسلک ، مشرب و مرام ، ایدئولوژی ، ایسم ، رنگ پوست و اقلیمی که در آن بوجود آمدم ، اصفهانی بودن خود و ... باعث از دست دادن تعدادی از دوستانم می شود. فرض کنید من هیچ انانیتی ندارم. مثل مولانا در پاسخ به یک یهودی که گفت ، دین من از دین شما برتر است ، گفت تو راست می گویی ، حق با توست.
🔹مردم به دو دسته تقسیم می شوند ، موافقان و مخالفان دین من. اگر من غیرت ورزی دینی داشته باشم ، نیمی از مردم با من دوستی نخواهند داشت. حتی اگر پیش یک پزشک مدرن ، دم از پزشکی سنتی زدید ، جوری به شما نگاه می کند که انگار شما می خواهید بنیاد هستی او را بر باد دهید. نمی توانند بپذیرند که حق فوق این است که من در چه رشته ای در حال درس خواندن هستم. و در کجا تخصص پیدا کرده ام. به همین ترتیب پیش یک مارکسیست دم از لیبرال زدن و بر عکس ، گرایش چپ و راست و ... دوستی ها را کم می کند. چون انانیت داریم. اگر کسی هیچ گونه انانیتی نداشته باشد ، شما چگونه می توانید او را بیازارید؟ و او چگونه می تواند شما را بیازارد.
🔹زمانی بحثی راجع به لذت پیش کشیده بودم که ما تا عاشق چیزی غیر از لذت نباشیم ، هرگز نمی توانیم لذب ببریم. کسانی که فقط عاشق لذتند ابسیلونی ، سر سوزنی از هیچ چیزی لذت نمی برند. آدم باید عاشق چیزی غیر از لذت باشد و آنوقت به آن چیز رسید لذت می برد. پارادوکس لذت ، یعنی کسانی که فقط عاشق لذتند از هر لذتی محرومند. کسانی که عاشق چیزهایی غیر از لذتند به لذت دست می یابند.
🔹همان پارادوکس در اینجا است. انانیت تریلیاردها نوع دارد مثل موی بلوند کسی و نگاهش به کله سیاه ها و برعکس. به میزان یک انانیت ، یک خط بین موافقان و مخالفان آدمیان می افتد. گاهی از لحاظ گرایش سیاسی من ، شکافی بین موافقان دینی می افتد و تعدادی از آنها بیرون می روند. فلسفه و موسیقی شرق در مقابل موسیقی غرب و ... کم کم علی می ماند و حوضش. به ازای هر جلوۀ انانیت ما یک بخشی از آنانی که می توانستند بالقوه دوست ما باشند ، نمی گذاریم بالفعل دوست ما باشند. حالا اگر انانیت را کنار گذاشتی می توانی با همه دوستی داشته باشی ، زیرا نقشی نداری که بخاطر آن کسان را از خودت برانی. معنایش این نیست که من به چیزی عقیده یا احساس و عاطفۀ خاصی یا خواسته های خاصی ندارم. هر انسانی همۀ اینها را دارد. ما نمی توانیم دست از اینها ، بی دلیل برداریم. اگر حقیقت طلب باشیم ، دلیلی اقامه شود دست بر می داریم ولی بی جهت نه. مسئله این است که باورها ، احساسات و عواطف ، خواسته های خودت را ترازوی تشخیص حق از باطل قرار نده.
🌂درسگفتار روان درمانگری در مثنوی(برگزار کننده: مؤسسه سروش مولانا)،جلسه 11
@attar
✔️مسلمانی به مدد ایمان یا با حضور محتسب؟
✍🏻سهند ایرانمهر
عبید زاکانی را به طنز می شناسند اما اشعار او صرفا طنز نیست بلکه تحلیلی جامعهشناسانه است که با رندی خاص او بیان میشود. من جمله این بیت:
رغبتم سوی بتانست ولیکن دو سه روز
از پی مصلحتی چند مسلمان شدهام!
مسلمانی با ایمان گره خورده است و ایمان جوششی درونی است که چون خود جوشیده با «اختیار» و «رغبت» گره خورده است. چیزی به اسم ایمان از سر اجبار وجود ندارد و نسبت این دو همچون نسبت آتش و هیزم تر است. هیچ هیزم ترمی به آتش گرم نمیانجامد:
فغان که زاهد بی معرفت نمی داند
که کار هیزم تر میکند عبادت خشک
صائب
عبادت خشک به آن عبادت و دینداری می گویند که محصول هیزم تر اجبار است و نتیجهاش دود و نه آتش. زاهد بیمعرفت اینجا و از نگاه صائب آن زاهدی است که نمیداند ایمان باید از درون بجوشد نه اینکه محصول هراس و اجبار و مجازات باشد. حافظ که همنشین و به قولی شاگرد معنوی عبیدزاکانی بوده است به عمد چنین زهدی را زهد «ریایی و نمایشی« میداند و به همین دلیل در اشعارش زاهد و محتسب را هم پیمان میداند و آن دو را کنار هم میآورد.
زاهد در این اندیشه، به جای آنکه جوشش درونی و آزادانه ایمان را ضامن استمرار مکارم اخلاقی بداند، «محتسب» را ضامن استمرار اخلاق و دین تصور میکند. حال این محتسب کیست؟
مُحتَسِب ها در جوامع ابتدایی مسلمانان صرفا مسئول نظارت بر امور مالی و بازار بودند اما در دوران اموی و بیشتر در دوران عباسی به آنها مسئولیت نظارت بر اعمال و سکنات دینی مردم نیز داده شد و معروف معادل «اعمال دینی» و نه «عرف و هنجار» تلقی میشد. بنابراین امر به معروف (دعوت به عرف) به معنای امر به اعمال شرعی به شکل آمرانه و البته به لطف تازیانه که محتسبان حق استفاده از آن را داشتند، تغییر یافت.
راغب اصفهانی ماجرای نمازخواندن مردی در جامع شام را روایت میکند که محتسب او را با تازیانه زد که «چرا با شتاب نماز میخوانی» و مرد نماز را اعاده کرد. محتسب میپرسد: «کدام بهتر بود» و مرد پاسخ میدهد: «آنکه خود برای خدا خواندم نه آنکه تازیانه برای تو خواند!»
عبید زاکانی با رندی و طنازی خاص خود، مسلمانیای را که از اجبار زاهد بیمعرفت حاصل شده باشد، مسلمانی مصلحتی میداند. مسلمانی مصلحتی، مسلمانی نمایشی است. پارسایی که برای ایمان و امر والا نیست بلکه برای چشم مردم و پشت به قبله(خدا)است. چنانکه سعدی گفت :
پارسایان روی در مخلوق
پشت بر قبله میکنند نماز
این «پارسایان روی در مخلوق» همان مسلمانان مصلحتی هستند که مصلحتشان این است که زیر نگاه محتسب، چشم از خدا که ایمان واقعی میخواهد (نه نمایشی و از روی ترس) ببندند و حواس خود را به محتسب بدهند. به همین دلیل است که رغبت آنان به قول عبید به خدا نیست که به «بتان» است لیکن از پی مصلحتی چند مسلمان شدهاند!
اینگونه مسلمانی دیری نمیپاید و چون از روی باور و میل نیست و تنها با حضور محتسب، دوام دارد و محتسب نیز مستعجل است، پس چندان نمیارزد، چنین است که عطار در تذکره الاولیا میگوید:
ترسایی را گفتند مسلمان شو، گفت: اگر مسلمانی این است که شمایانید، نخواهم و اگر آن است که بایزید است، نتوانم!
چنانکه مولانا سرود:
بود گبری در زمان بایزید
گفت او را یک مسلمان سعید
که چه باشد گر تو اسلام آوری
تا بیابی صد نجات و سروری
گفت این ایمان اگر هست ای مرید
آنک دارد شیخ عالم بایزید
من ندارم طاقت آن تاب آن
که آن فزون آمد ز کوششهای جان
گرچه در ایمان و دین ناموقنم
لیک در ایمان او بس مؤمنم
دارم ایمان که آن ز جمله برترست
بس لطیف و با فروغ و با فرست
مؤمن ایمان اویم در نهان
گرچه مهرم هست محکم بر دهان
باز ایمان خود گر ایمان شماست
نه بدان میلستم و نه مشتهاست!
@attar
✍🏻سهند ایرانمهر
عبید زاکانی را به طنز می شناسند اما اشعار او صرفا طنز نیست بلکه تحلیلی جامعهشناسانه است که با رندی خاص او بیان میشود. من جمله این بیت:
رغبتم سوی بتانست ولیکن دو سه روز
از پی مصلحتی چند مسلمان شدهام!
مسلمانی با ایمان گره خورده است و ایمان جوششی درونی است که چون خود جوشیده با «اختیار» و «رغبت» گره خورده است. چیزی به اسم ایمان از سر اجبار وجود ندارد و نسبت این دو همچون نسبت آتش و هیزم تر است. هیچ هیزم ترمی به آتش گرم نمیانجامد:
فغان که زاهد بی معرفت نمی داند
که کار هیزم تر میکند عبادت خشک
صائب
عبادت خشک به آن عبادت و دینداری می گویند که محصول هیزم تر اجبار است و نتیجهاش دود و نه آتش. زاهد بیمعرفت اینجا و از نگاه صائب آن زاهدی است که نمیداند ایمان باید از درون بجوشد نه اینکه محصول هراس و اجبار و مجازات باشد. حافظ که همنشین و به قولی شاگرد معنوی عبیدزاکانی بوده است به عمد چنین زهدی را زهد «ریایی و نمایشی« میداند و به همین دلیل در اشعارش زاهد و محتسب را هم پیمان میداند و آن دو را کنار هم میآورد.
زاهد در این اندیشه، به جای آنکه جوشش درونی و آزادانه ایمان را ضامن استمرار مکارم اخلاقی بداند، «محتسب» را ضامن استمرار اخلاق و دین تصور میکند. حال این محتسب کیست؟
مُحتَسِب ها در جوامع ابتدایی مسلمانان صرفا مسئول نظارت بر امور مالی و بازار بودند اما در دوران اموی و بیشتر در دوران عباسی به آنها مسئولیت نظارت بر اعمال و سکنات دینی مردم نیز داده شد و معروف معادل «اعمال دینی» و نه «عرف و هنجار» تلقی میشد. بنابراین امر به معروف (دعوت به عرف) به معنای امر به اعمال شرعی به شکل آمرانه و البته به لطف تازیانه که محتسبان حق استفاده از آن را داشتند، تغییر یافت.
راغب اصفهانی ماجرای نمازخواندن مردی در جامع شام را روایت میکند که محتسب او را با تازیانه زد که «چرا با شتاب نماز میخوانی» و مرد نماز را اعاده کرد. محتسب میپرسد: «کدام بهتر بود» و مرد پاسخ میدهد: «آنکه خود برای خدا خواندم نه آنکه تازیانه برای تو خواند!»
عبید زاکانی با رندی و طنازی خاص خود، مسلمانیای را که از اجبار زاهد بیمعرفت حاصل شده باشد، مسلمانی مصلحتی میداند. مسلمانی مصلحتی، مسلمانی نمایشی است. پارسایی که برای ایمان و امر والا نیست بلکه برای چشم مردم و پشت به قبله(خدا)است. چنانکه سعدی گفت :
پارسایان روی در مخلوق
پشت بر قبله میکنند نماز
این «پارسایان روی در مخلوق» همان مسلمانان مصلحتی هستند که مصلحتشان این است که زیر نگاه محتسب، چشم از خدا که ایمان واقعی میخواهد (نه نمایشی و از روی ترس) ببندند و حواس خود را به محتسب بدهند. به همین دلیل است که رغبت آنان به قول عبید به خدا نیست که به «بتان» است لیکن از پی مصلحتی چند مسلمان شدهاند!
اینگونه مسلمانی دیری نمیپاید و چون از روی باور و میل نیست و تنها با حضور محتسب، دوام دارد و محتسب نیز مستعجل است، پس چندان نمیارزد، چنین است که عطار در تذکره الاولیا میگوید:
ترسایی را گفتند مسلمان شو، گفت: اگر مسلمانی این است که شمایانید، نخواهم و اگر آن است که بایزید است، نتوانم!
چنانکه مولانا سرود:
بود گبری در زمان بایزید
گفت او را یک مسلمان سعید
که چه باشد گر تو اسلام آوری
تا بیابی صد نجات و سروری
گفت این ایمان اگر هست ای مرید
آنک دارد شیخ عالم بایزید
من ندارم طاقت آن تاب آن
که آن فزون آمد ز کوششهای جان
گرچه در ایمان و دین ناموقنم
لیک در ایمان او بس مؤمنم
دارم ایمان که آن ز جمله برترست
بس لطیف و با فروغ و با فرست
مؤمن ایمان اویم در نهان
گرچه مهرم هست محکم بر دهان
باز ایمان خود گر ایمان شماست
نه بدان میلستم و نه مشتهاست!
@attar