عقلانیت و حقیقت جویی
برترین ویژگی ما که ما را از طبیعت ممتاز میکند عقلانیت و حقیقت جویی و حقیقت شناسی ماست.و در واقع سعادت و کمال ما در تقویت چگونگی آن است.
چون ما با عقلانی شدن خودتر میشویم.
لذا ترس و هراس از عقلانی شدن خلاف طبیعت ماست.
اگر کسی در مکتبی یا دینی شما را ترساند از این که خودتان باشید و عقلتان را به کار گیرید،
ترساند از اینکه دنبال حقیقت بروید و حقیقت بر شما کشف بشود،
بدانید که خلاف انسانیت شما و خلاف تمام آن نقشهای که در این عالم است سخن میگوید.
و این راه بلندی که طبیعت رفته تا به اینجا برسد را در قالب توصیهی باطلی به شما میکند...
نفس آدمیان در بستر مادی متولد میشود اما به عالم ارواح میپیوندد و روح چیزی نیست جز همان عقلانیتی که آدمی دارد.
به قول مولوی:
جان نباشد جز خبر در آزمون
هر که را افزون خبر جانش فزون
جان ما از جان حیوان بیشتر
از چه رو؟چون بیشتر دارد خبر
جان یعنی خبر،یعنی علم،یعنی عقل.
این تعریفیست که مولانا میکند.هر که عقلش بیشتر است جانش بیشتر است.
http://t.me/attar
برترین ویژگی ما که ما را از طبیعت ممتاز میکند عقلانیت و حقیقت جویی و حقیقت شناسی ماست.و در واقع سعادت و کمال ما در تقویت چگونگی آن است.
چون ما با عقلانی شدن خودتر میشویم.
لذا ترس و هراس از عقلانی شدن خلاف طبیعت ماست.
اگر کسی در مکتبی یا دینی شما را ترساند از این که خودتان باشید و عقلتان را به کار گیرید،
ترساند از اینکه دنبال حقیقت بروید و حقیقت بر شما کشف بشود،
بدانید که خلاف انسانیت شما و خلاف تمام آن نقشهای که در این عالم است سخن میگوید.
و این راه بلندی که طبیعت رفته تا به اینجا برسد را در قالب توصیهی باطلی به شما میکند...
نفس آدمیان در بستر مادی متولد میشود اما به عالم ارواح میپیوندد و روح چیزی نیست جز همان عقلانیتی که آدمی دارد.
به قول مولوی:
جان نباشد جز خبر در آزمون
هر که را افزون خبر جانش فزون
جان ما از جان حیوان بیشتر
از چه رو؟چون بیشتر دارد خبر
جان یعنی خبر،یعنی علم،یعنی عقل.
این تعریفیست که مولانا میکند.هر که عقلش بیشتر است جانش بیشتر است.
http://t.me/attar
عشق را با گفت و با ایما چه کار
روح را با صورتِ اَسما چه کار
(مولانا، غزلیات)
عاشقی با گفتنِ جملات عاشقانه یا داشتنِ ژستهای عاشقانه نسبتی ندارد. عشق اتفاقی درونی است که ابتدا و در اوّلین قدم جانها را به هم نشان میدهد و متصل میکند. اگر جانها با هم پیوند نخورند و صرفاً جسمها از طریق زبان و ژستهای عاشقانه اتّصالی ظاهری داشته باشند، به تعبیرِ مولانا اساساً عشقی وجود ندارد. عشق نیازی به امورِ ظاهری ندارد چون جنسِ عشق از امور مادّی و ظاهری نیست. دقیقاً همچون روحی که به خداوند متّصل است و حتی بدونِ جسم و بعد از مرگ، یا بدونِ بر زبان راندنِ اَسما الهی، همچنان به معبود متّصل است. بنابراین عشقِ واقعی واقعهای است که در درون رخ میدهد. بنده در عشقِ زمینی جان را به جانی دیگر و در عشقِ الهی جان را به جانِ جان که همان خداوند است پیوند میزند. حال حتی اگر عاشق عشق را لفظاً هم ابراز نکند جانِ او به دریای معشوق وصل است.
telegram.me/attar
روح را با صورتِ اَسما چه کار
(مولانا، غزلیات)
عاشقی با گفتنِ جملات عاشقانه یا داشتنِ ژستهای عاشقانه نسبتی ندارد. عشق اتفاقی درونی است که ابتدا و در اوّلین قدم جانها را به هم نشان میدهد و متصل میکند. اگر جانها با هم پیوند نخورند و صرفاً جسمها از طریق زبان و ژستهای عاشقانه اتّصالی ظاهری داشته باشند، به تعبیرِ مولانا اساساً عشقی وجود ندارد. عشق نیازی به امورِ ظاهری ندارد چون جنسِ عشق از امور مادّی و ظاهری نیست. دقیقاً همچون روحی که به خداوند متّصل است و حتی بدونِ جسم و بعد از مرگ، یا بدونِ بر زبان راندنِ اَسما الهی، همچنان به معبود متّصل است. بنابراین عشقِ واقعی واقعهای است که در درون رخ میدهد. بنده در عشقِ زمینی جان را به جانی دیگر و در عشقِ الهی جان را به جانِ جان که همان خداوند است پیوند میزند. حال حتی اگر عاشق عشق را لفظاً هم ابراز نکند جانِ او به دریای معشوق وصل است.
telegram.me/attar
ستارهای بدرخشید و ماه مجلس شد🌸دل رمیده ما را انیس و مونس شد
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت🌸بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد
طرب سرای محبت کنون شود معمور🌸که طاق ابروی یار منش مهندس شد
ببوی او دل بیمار عاشقان چو صبا🌸فدای عارض نسرین و چشم نرگس شد
بصدر مصطبهام ، مینشاند اکنون یار🌸گدای شهر نگه کن که میر مجلس شد
لب از ترشح می پاک کن ز بهر خدا🌸که خاطرم به هزاران گنه موسوس شد
کرشمه تو شرابی به عاشقان پیمود🌸که علم بی خبر افتاد و عقل بی حس شد
خیال آب خضر بست و جام کیخسرو🌸به جرعه نوشی سلطان ابوالفوارس شد
چو زر خرید وجود است شعر من آری🌸قبول دولتیان کیمیای این مس شد
ز راه میکده یاران عنان بگردانید🌸چرا که حافظ از این راه رفت و مفلس شد
? میلاد مسعود پیامبر مهربانی، رحمه للعالمین، حبیب الله، محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم و فرزند ایشان، امام جعفر صادق علیه السلام را به پیشگاه امام زمان عجل الله فرجه الشریف، همه مسلمانان و آزادگان جهان تبریک و تهنیت می گوییم. 🔆
telegram.me/attar
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت🌸بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد
طرب سرای محبت کنون شود معمور🌸که طاق ابروی یار منش مهندس شد
ببوی او دل بیمار عاشقان چو صبا🌸فدای عارض نسرین و چشم نرگس شد
بصدر مصطبهام ، مینشاند اکنون یار🌸گدای شهر نگه کن که میر مجلس شد
لب از ترشح می پاک کن ز بهر خدا🌸که خاطرم به هزاران گنه موسوس شد
کرشمه تو شرابی به عاشقان پیمود🌸که علم بی خبر افتاد و عقل بی حس شد
خیال آب خضر بست و جام کیخسرو🌸به جرعه نوشی سلطان ابوالفوارس شد
چو زر خرید وجود است شعر من آری🌸قبول دولتیان کیمیای این مس شد
ز راه میکده یاران عنان بگردانید🌸چرا که حافظ از این راه رفت و مفلس شد
? میلاد مسعود پیامبر مهربانی، رحمه للعالمین، حبیب الله، محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم و فرزند ایشان، امام جعفر صادق علیه السلام را به پیشگاه امام زمان عجل الله فرجه الشریف، همه مسلمانان و آزادگان جهان تبریک و تهنیت می گوییم. 🔆
telegram.me/attar
خداجو با خداگو فرق دارد
حقیقت با هیاهو فرق دارد
خداگو حاجی مردم فریب است
خداجو مومن حسرت نصیب است
خداجو را هوای سیم و زر نیست
بجز فکر خدا،فکر دگر نیست
telegram.me/attar
حقیقت با هیاهو فرق دارد
خداگو حاجی مردم فریب است
خداجو مومن حسرت نصیب است
خداجو را هوای سیم و زر نیست
بجز فکر خدا،فکر دگر نیست
telegram.me/attar
مولانای جان غزلی در مورد تفکرساختار
به عنوان علت دارد که بسیار زیبا و قابل تامل است :
کار جهان هر چه شود کار تو کو بار تو کو
گر دو جهان بتکده شد آن بت عیار تو کو
گیر که قحط است جهان نیست دگر کاسه و نان
ای شه پیدا و نهان کیله و انبار تو کو
گیر که خار است جهان گزدم و مار است جهان
ای طرب و شادی جان گلشن و گلزار تو کو... مهارتهای تفکر سیستمی
تفکر ساختار به عنوان علت
«تفکر ساختار به عنوان علت»
فکر سیستمی مسوولیت رفتار سیستم را به عوامل داخل سیستم و کسانی که سیاست ها و ساختار سیستم را مشخص می کنند نسبت می دهد.
فکر غیر سیستمی رفتار سیستم را به عوامل خارجی و غیر قابل کنترل نسبت می دهد.
فکر غیر سیستمی، وقتی با شرایط نامطلوبی مواجه می شود، می پرسد که:
- چه کسی مسوول این وضعیت است، چه کسی قصد دشمنی و خرابکاری دارد.
فکر سیستمی وقتی با شرایط نامطلوبی مواجه می شود، می پرسد که:
- چگونه ما خودمان باعث به وجود آمدن این شرایط نامطلوب شده ایم.
- آیا ممکن است کارهایی که با نیت خوبی انجام داده ایم باعث بروز مشکلات بعدی برایمان شده باشد؟
- چگونه ما خودمان را در معرض عوامل خارج از کنترلمان قرار داده ایم که نسبت به آنها آسیب پذیر شده ایم.
دشمن ممکن است وجود داشته باشد ولی من چطور در مقابل دشمن آسیب پذیر شده ام.
دزد ممکن است وجود داشته باشد ولی من چطور نتوانستم اموالم را حفظ کنم.
تورم در کشور وجود دارد ولی من چرا نتوانستم درآمدم را با تورم افزایش دهم.
سلایق مشتریان عوض می شوند ولی من چرا نتوانستم مطابق با سلایق مشتریان محصولات جدید ارایه کنم.
رقیب در بازار هست ولی من چرا سهم بازارم را در مقابل رقیب از دست دادم.
بهانه برای قهر و دوری و دلخوری وجود دارد ولی من چرا نتوانستم با عزیزانم رابطه دوستانه ای داشته باشم.
تفکر ساختار به عنوان علت، آینه را به سمت خودمان می گیرد و از ما می خواهد که به دشمن درون آینه نگاه کنیم. telegram.me/attar
به عنوان علت دارد که بسیار زیبا و قابل تامل است :
کار جهان هر چه شود کار تو کو بار تو کو
گر دو جهان بتکده شد آن بت عیار تو کو
گیر که قحط است جهان نیست دگر کاسه و نان
ای شه پیدا و نهان کیله و انبار تو کو
گیر که خار است جهان گزدم و مار است جهان
ای طرب و شادی جان گلشن و گلزار تو کو... مهارتهای تفکر سیستمی
تفکر ساختار به عنوان علت
«تفکر ساختار به عنوان علت»
فکر سیستمی مسوولیت رفتار سیستم را به عوامل داخل سیستم و کسانی که سیاست ها و ساختار سیستم را مشخص می کنند نسبت می دهد.
فکر غیر سیستمی رفتار سیستم را به عوامل خارجی و غیر قابل کنترل نسبت می دهد.
فکر غیر سیستمی، وقتی با شرایط نامطلوبی مواجه می شود، می پرسد که:
- چه کسی مسوول این وضعیت است، چه کسی قصد دشمنی و خرابکاری دارد.
فکر سیستمی وقتی با شرایط نامطلوبی مواجه می شود، می پرسد که:
- چگونه ما خودمان باعث به وجود آمدن این شرایط نامطلوب شده ایم.
- آیا ممکن است کارهایی که با نیت خوبی انجام داده ایم باعث بروز مشکلات بعدی برایمان شده باشد؟
- چگونه ما خودمان را در معرض عوامل خارج از کنترلمان قرار داده ایم که نسبت به آنها آسیب پذیر شده ایم.
دشمن ممکن است وجود داشته باشد ولی من چطور در مقابل دشمن آسیب پذیر شده ام.
دزد ممکن است وجود داشته باشد ولی من چطور نتوانستم اموالم را حفظ کنم.
تورم در کشور وجود دارد ولی من چرا نتوانستم درآمدم را با تورم افزایش دهم.
سلایق مشتریان عوض می شوند ولی من چرا نتوانستم مطابق با سلایق مشتریان محصولات جدید ارایه کنم.
رقیب در بازار هست ولی من چرا سهم بازارم را در مقابل رقیب از دست دادم.
بهانه برای قهر و دوری و دلخوری وجود دارد ولی من چرا نتوانستم با عزیزانم رابطه دوستانه ای داشته باشم.
تفکر ساختار به عنوان علت، آینه را به سمت خودمان می گیرد و از ما می خواهد که به دشمن درون آینه نگاه کنیم. telegram.me/attar
حاصل عمر
... دو چیز حاصل عمرست: نام نیک و ثواب
وزین دو درگذری «کُلُّ مَن عَلَیها فان»
ز خسروانِ مقدَّم چنین که میشنوم
وفای عهد نکردست با کس این دوران
سرای آخرت آباد کن به حسن عمل
که اعتمادِ بقا را نشاید این بنیان
بس اعتماد مکن بر دوامِ دولت و عمر
که دولتی دگرت در پیست جاویدان
زمینِ دنیا، بُستانِ زرعِ آخرت است
چو دست میدهدت تخمِ دولتی بفشان
بده که با تو بمانَد جزای کردهٔ نیک
وگر چنین نکنی از تو بازمانَد، هان!
بپاش تخمِ عبادت حبیب من، زان پیش
که در زمینِ وجودت نماند آب روان
حیات زنده غنیمت شمر که باقیِ عمر
چو برف بر سر کوهست روی در نقصان
ز مال و منصب دنیا جُزین نمیماند
میان اهل مروّت که «یاد باد فلان»
کلید گنج سعادت، نصیحت سعدیست
اگر قبول کنی گوی بردی از میدان
به نوبتند مُلوک اندرین سِپَنجسرای
خدای -عَزَّ و جَل- راست مُلکِ بیپایان
(سعدی) telegram.me/attar
... دو چیز حاصل عمرست: نام نیک و ثواب
وزین دو درگذری «کُلُّ مَن عَلَیها فان»
ز خسروانِ مقدَّم چنین که میشنوم
وفای عهد نکردست با کس این دوران
سرای آخرت آباد کن به حسن عمل
که اعتمادِ بقا را نشاید این بنیان
بس اعتماد مکن بر دوامِ دولت و عمر
که دولتی دگرت در پیست جاویدان
زمینِ دنیا، بُستانِ زرعِ آخرت است
چو دست میدهدت تخمِ دولتی بفشان
بده که با تو بمانَد جزای کردهٔ نیک
وگر چنین نکنی از تو بازمانَد، هان!
بپاش تخمِ عبادت حبیب من، زان پیش
که در زمینِ وجودت نماند آب روان
حیات زنده غنیمت شمر که باقیِ عمر
چو برف بر سر کوهست روی در نقصان
ز مال و منصب دنیا جُزین نمیماند
میان اهل مروّت که «یاد باد فلان»
کلید گنج سعادت، نصیحت سعدیست
اگر قبول کنی گوی بردی از میدان
به نوبتند مُلوک اندرین سِپَنجسرای
خدای -عَزَّ و جَل- راست مُلکِ بیپایان
(سعدی) telegram.me/attar
خلوت از اغیار باید، نه ز یار
پوستین بهرِ دِی آمد، نه بهار
عقل با عقلِ دگر دوتا شود
نور افزون گشت و ره پیدا شود
نفس با نفسِ دگر خندان شود
ظلمت افزون گشت و ره پنهان شود
یک اصل قطعی در اندیشه شمس و مولانا ، اصل همنشینی است . اینکه دو کس ، یا حتی دو چیز، وقتی کنار هم قرار می گیرند از هم متأثر می شوند:
همنشین تو را در عالم خویشتن کشد .
ما خواه و ناخواه از کسانی که کنارمان قرار می گیرند اثر می پذیریم ، همان طور که وقتی گُل را کنار روغن قرار می دهیم ، به تدریج و در طول زمان، روغن بوی گُل را می گیرد و گُل طعم روغن را. برای همین است که می گویند با هر کسی منشین و هر چیزی را مبین و هر سخنی را مشنو ، و حتی به هر چیزی فکر مکن ؛ که همه اینها بر جسم و روان تو موثر خواهند بود .
با اهل هوا منشین که بیات شوی.
ابیات فوق به همین تاثیر پذیری ما اشاره دارد . می فرماید ، درست است که نباید کنار افراد منفی قرار بگیری ، آنها همچون زمستان اند که گرمای درون شما را می دزدند ؛ با این حال از این دستور ، ترک همه کس و همه چیز را نتیجه مگیر . همان قدر که بودن کنار افراد منفی زیان بار است ، در کنار آدمهای خوب که باشی ، از خوبی شان بهره مند خواهی شد . آنها چون نسیم بهاری هستند که جان تو را پر گل و شکوفه می کنند . عقل تو در کنار عقل آنها دو چندان می شود و راهت روشن تر .
گر تو سنگ صخره و مرمر شوی
چون به صاحبدل رسی، گوهر شوی
telegram.me/attar
پوستین بهرِ دِی آمد، نه بهار
عقل با عقلِ دگر دوتا شود
نور افزون گشت و ره پیدا شود
نفس با نفسِ دگر خندان شود
ظلمت افزون گشت و ره پنهان شود
یک اصل قطعی در اندیشه شمس و مولانا ، اصل همنشینی است . اینکه دو کس ، یا حتی دو چیز، وقتی کنار هم قرار می گیرند از هم متأثر می شوند:
همنشین تو را در عالم خویشتن کشد .
ما خواه و ناخواه از کسانی که کنارمان قرار می گیرند اثر می پذیریم ، همان طور که وقتی گُل را کنار روغن قرار می دهیم ، به تدریج و در طول زمان، روغن بوی گُل را می گیرد و گُل طعم روغن را. برای همین است که می گویند با هر کسی منشین و هر چیزی را مبین و هر سخنی را مشنو ، و حتی به هر چیزی فکر مکن ؛ که همه اینها بر جسم و روان تو موثر خواهند بود .
با اهل هوا منشین که بیات شوی.
ابیات فوق به همین تاثیر پذیری ما اشاره دارد . می فرماید ، درست است که نباید کنار افراد منفی قرار بگیری ، آنها همچون زمستان اند که گرمای درون شما را می دزدند ؛ با این حال از این دستور ، ترک همه کس و همه چیز را نتیجه مگیر . همان قدر که بودن کنار افراد منفی زیان بار است ، در کنار آدمهای خوب که باشی ، از خوبی شان بهره مند خواهی شد . آنها چون نسیم بهاری هستند که جان تو را پر گل و شکوفه می کنند . عقل تو در کنار عقل آنها دو چندان می شود و راهت روشن تر .
گر تو سنگ صخره و مرمر شوی
چون به صاحبدل رسی، گوهر شوی
telegram.me/attar
از دهانِ آدمیِّ خوشمشام
هم پیامِ حق شنودم، هم سلام
(مثنوی، دفتر سوم)
صحبت با هر کس لذّتبخش و روحنواز نیست. نادر هستند کسانی که صحبت با آنها حال آدمی را خوش میکند. اغلبِ ما انسانها حرفهایمان تکراری، ملالآور و کهنه است. از همان سلامِ ابتدای کلام تا واژههای پایانِ سخن، جز حرفهای روزمره، تکرارِ مکررات و بیهوده زبان را در دهان گرداندن حرفِ دیگری نداریم که بر زبان آوریم. گاهی حتی سکوت هم بلد نیستیم؛ گویی با خود عهد بستهایم که زبان را از صبح تا شب به کار گیریم. مولانا ما را به همصحبتی با کسانی دعوت میکند که حرفهایشان هم ارزش شنیدن دارد و هم میتوان در آن کلمات رنگی از صداقت یافت. به تعبیر مولانا این افراد خوشمشام هستند؛ یعنی گویی حرفهایشان بویی خوش دارد، نه تکراری است و نه از جنس حرفهای روزمره و سطحی به شمار میآید. کلامشان حق است و در مرتبهای بالا قرار دارد. یافتنِ چنین کسانی نعمت و سعادتی بیحد است و این البته نصیب هر کس نمیشود.
telegram.me/attar
هم پیامِ حق شنودم، هم سلام
(مثنوی، دفتر سوم)
صحبت با هر کس لذّتبخش و روحنواز نیست. نادر هستند کسانی که صحبت با آنها حال آدمی را خوش میکند. اغلبِ ما انسانها حرفهایمان تکراری، ملالآور و کهنه است. از همان سلامِ ابتدای کلام تا واژههای پایانِ سخن، جز حرفهای روزمره، تکرارِ مکررات و بیهوده زبان را در دهان گرداندن حرفِ دیگری نداریم که بر زبان آوریم. گاهی حتی سکوت هم بلد نیستیم؛ گویی با خود عهد بستهایم که زبان را از صبح تا شب به کار گیریم. مولانا ما را به همصحبتی با کسانی دعوت میکند که حرفهایشان هم ارزش شنیدن دارد و هم میتوان در آن کلمات رنگی از صداقت یافت. به تعبیر مولانا این افراد خوشمشام هستند؛ یعنی گویی حرفهایشان بویی خوش دارد، نه تکراری است و نه از جنس حرفهای روزمره و سطحی به شمار میآید. کلامشان حق است و در مرتبهای بالا قرار دارد. یافتنِ چنین کسانی نعمت و سعادتی بیحد است و این البته نصیب هر کس نمیشود.
telegram.me/attar
چند رباعی منسوب به خیام
بیجرم و گناه در جهان کیست بگو
بیطاعت و معصیت کسی زیست بگو
من بد کردم، تو بد مکافات کنی
پس فرق میان من و تو چیست بگو
....
از دی که گذشت هیچ ازو یاد مکن
فردا که نیامدهست فریاد مکن
بر نامده و گذشتن بنیاد مکن
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن
....
غم چند خوری به کارِ ناآمده پیش
غم هست نصیب مردم پیشاندیش
خوش باش و جهان تنگ مکن بر دل خویش
کز خوردن غم جهان نگردد کموبیش
....
ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود
نی نام ز ما و نی نشان خواهد بود
زین پیش نبودیم و نبُد هیچ خلل
زین پس که نباشیم همان خواهد بود
....
هر روز که آفتاب برمیآید
یک روز ز عمر ما به سر میآید
هر صبح که نقدِ عمر ما میدزدد
دزدیست که با مشعله برمیآید
....
آنکو که سلامت است و نانی دارد
وز بهرِ نشست آشیانی دارد
نه خادم کس بوَد، نه مخدوم کسی
گو: شاد بزی که خوش جهانی دارد
....
گر از پیِ شهوت و هوا خواهی رفت
از مات خبر که بینوا خواهی رفت
بنگر که کهای و از کجا آمدهای
میدان که چه میکنی، کجا خواهی رفت
نقل از کتاب «رباعیّات خیام در منابع کهن»، سیّدعلی میرافضلی
https://t.me/attar
بیجرم و گناه در جهان کیست بگو
بیطاعت و معصیت کسی زیست بگو
من بد کردم، تو بد مکافات کنی
پس فرق میان من و تو چیست بگو
....
از دی که گذشت هیچ ازو یاد مکن
فردا که نیامدهست فریاد مکن
بر نامده و گذشتن بنیاد مکن
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن
....
غم چند خوری به کارِ ناآمده پیش
غم هست نصیب مردم پیشاندیش
خوش باش و جهان تنگ مکن بر دل خویش
کز خوردن غم جهان نگردد کموبیش
....
ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود
نی نام ز ما و نی نشان خواهد بود
زین پیش نبودیم و نبُد هیچ خلل
زین پس که نباشیم همان خواهد بود
....
هر روز که آفتاب برمیآید
یک روز ز عمر ما به سر میآید
هر صبح که نقدِ عمر ما میدزدد
دزدیست که با مشعله برمیآید
....
آنکو که سلامت است و نانی دارد
وز بهرِ نشست آشیانی دارد
نه خادم کس بوَد، نه مخدوم کسی
گو: شاد بزی که خوش جهانی دارد
....
گر از پیِ شهوت و هوا خواهی رفت
از مات خبر که بینوا خواهی رفت
بنگر که کهای و از کجا آمدهای
میدان که چه میکنی، کجا خواهی رفت
نقل از کتاب «رباعیّات خیام در منابع کهن»، سیّدعلی میرافضلی
https://t.me/attar
Forwarded from ماهدشتی
سُبْحانَكَ يا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ خَلِّصْنا مِنَ النّارِ يا رَبِّ
ایام سوگواری و شهادت مظلومانه اولین شهید محراب ، مولی الموحدین حضرت امام علی علیه السلام ،بزرگ مرد تاریخ بشریت برشما تسلیت باد.
@mahdashty
ایام سوگواری و شهادت مظلومانه اولین شهید محراب ، مولی الموحدین حضرت امام علی علیه السلام ،بزرگ مرد تاریخ بشریت برشما تسلیت باد.
@mahdashty
به جان تو که مرو از میان کار مخسب
ز عمر یک شب کم گیر و زنده دار مخسب
هزار شب تو برای هوای خود خفتی
یکی شبی چه شود از برای یار مخسب
برای یار لطیفی که شب نمیخسبد
موافقت کن و دل را بدو سپار مخسب
بترس از آن شب رنجوریی که تو تا روز
فغان و یارب و یارب کنی به زار مخسب
شبی که مرگ بیاید قنق کرک گوید
به حق تلخی آن شب که ره سپار مخسب
از آن زلازل هیبت که سنگ آب شود
اگر تو سنگ نهای آن به یاد آر مخسب
اگر چه زنگی شب سخت ساقی چستست
مگیر جام وی و ترس از آن خمار مخسب
خدای گفت که شب دوستان نمیخسبند
اگر خجل شدهای زین و شرمسار مخسب
بترس از آن شب سخت عظیم بیزنهار
ذخیره ساز شبی را و زینهار مخسب
شنیدهای که مهان کامها به شب یابند
برای عشق شهنشاه کامیار مخسب
چو مغز خشک شود تازه مغزیت بخشد
که جمله مغز شوی ای امیدوار مخسب
هزار بارت گفتم خموش و سودت نیست
یکی بیار و عوض گیر صد هزار مخسب
مولوی
telegram.me/attar
ز عمر یک شب کم گیر و زنده دار مخسب
هزار شب تو برای هوای خود خفتی
یکی شبی چه شود از برای یار مخسب
برای یار لطیفی که شب نمیخسبد
موافقت کن و دل را بدو سپار مخسب
بترس از آن شب رنجوریی که تو تا روز
فغان و یارب و یارب کنی به زار مخسب
شبی که مرگ بیاید قنق کرک گوید
به حق تلخی آن شب که ره سپار مخسب
از آن زلازل هیبت که سنگ آب شود
اگر تو سنگ نهای آن به یاد آر مخسب
اگر چه زنگی شب سخت ساقی چستست
مگیر جام وی و ترس از آن خمار مخسب
خدای گفت که شب دوستان نمیخسبند
اگر خجل شدهای زین و شرمسار مخسب
بترس از آن شب سخت عظیم بیزنهار
ذخیره ساز شبی را و زینهار مخسب
شنیدهای که مهان کامها به شب یابند
برای عشق شهنشاه کامیار مخسب
چو مغز خشک شود تازه مغزیت بخشد
که جمله مغز شوی ای امیدوار مخسب
هزار بارت گفتم خموش و سودت نیست
یکی بیار و عوض گیر صد هزار مخسب
مولوی
telegram.me/attar
چون خدا خواهد که پوشد عیبِ کس
کم زَنَد در عیبِ معیوبان، نَفَس
(مثنوی، دفتر اوّل)
یکی از بهترین راهها برای آنکه عیبِ آدمی عیان نشود و دیگران از آن باخبر نشوند این است که از عیان کردن عیبِ دیگران خودداری کند. کسانی که عیبِ دیگران را آشکار میکنند و به اصطلاح غیبتِ دیگران را میکنند، دیر یا زود عیبِ خودشان برملا میشود و خود، موضوعِ غیبتِ دیگران خواهند شد. نتیجهٔ هر عملی قبل از هرچیز به خودِ آدمی برمیگردد. در قرآن نیز، در سورهٔ فصّلت، آیهٔ ۴۶، به صراحت این موضوع ذکر شده است:
مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَسَاءَ فَعَلَیْها. (هر کس خوبی کند به خود کرده و هر کس بدی کند به زیانِ خود کرده است.)
هر عملی چه خوب و چه بد ابتدا تاثیری مستقیم بر خودِ ما دارد. اگر نمیخواهیم دیگران راجع به ما بد بگویند شاید بهترین راه این است که اولاً کارِ بد نکنیم و دوّم آنکه راجع به دیگران بد نگوییم.
telegram.me/attar
کم زَنَد در عیبِ معیوبان، نَفَس
(مثنوی، دفتر اوّل)
یکی از بهترین راهها برای آنکه عیبِ آدمی عیان نشود و دیگران از آن باخبر نشوند این است که از عیان کردن عیبِ دیگران خودداری کند. کسانی که عیبِ دیگران را آشکار میکنند و به اصطلاح غیبتِ دیگران را میکنند، دیر یا زود عیبِ خودشان برملا میشود و خود، موضوعِ غیبتِ دیگران خواهند شد. نتیجهٔ هر عملی قبل از هرچیز به خودِ آدمی برمیگردد. در قرآن نیز، در سورهٔ فصّلت، آیهٔ ۴۶، به صراحت این موضوع ذکر شده است:
مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَسَاءَ فَعَلَیْها. (هر کس خوبی کند به خود کرده و هر کس بدی کند به زیانِ خود کرده است.)
هر عملی چه خوب و چه بد ابتدا تاثیری مستقیم بر خودِ ما دارد. اگر نمیخواهیم دیگران راجع به ما بد بگویند شاید بهترین راه این است که اولاً کارِ بد نکنیم و دوّم آنکه راجع به دیگران بد نگوییم.
telegram.me/attar
بگذشت مه روزه
عید آمد و عید آمد
بگذشت شب هجران
معشوق پدید آمد.
#غزل_مولانا
عید سعید فطر را به همه روزه داران حقیقی تبریک عرض می نمایم.
telegram.me/attar
عید آمد و عید آمد
بگذشت شب هجران
معشوق پدید آمد.
#غزل_مولانا
عید سعید فطر را به همه روزه داران حقیقی تبریک عرض می نمایم.
telegram.me/attar
آنچه منصب میکُند با جاهلان
از فضیحت کِی کُند صد ارسلان؟
(مثنوی، دفتر چهارم)
مقام و منصب تنها برای دانایان مناسب است. دانایان وقتی در منصبی قرار گیرند به نیکی و به بهترین روش از آن منصب استفاده می کنند و به دیگران نیز استفاده می رسانند. اما اگر منصب به دست جاهلان افتد جز ویرانی به بار نمی آورند. به تعبیرِ مولانا فضیحت نتیجهٔ بیچونوچرای آن است که منصبی به دستِ جاهلان افتد. فضیحتی که صد شیر هم نمیتوانند آن را ایجاد کنند. جاهل در کمترین زمان و به آنی میتواند عمارتی را که دانایان عمری برای آن صرف کردهاند، به ویرانهای تبدیل کند. مناصب مهم و عالیرتبه را تنها میباید به دانایان سپرد تا خطرِ ویرانی جامعه را تهدید نکند.
telegram.me/attar
از فضیحت کِی کُند صد ارسلان؟
(مثنوی، دفتر چهارم)
مقام و منصب تنها برای دانایان مناسب است. دانایان وقتی در منصبی قرار گیرند به نیکی و به بهترین روش از آن منصب استفاده می کنند و به دیگران نیز استفاده می رسانند. اما اگر منصب به دست جاهلان افتد جز ویرانی به بار نمی آورند. به تعبیرِ مولانا فضیحت نتیجهٔ بیچونوچرای آن است که منصبی به دستِ جاهلان افتد. فضیحتی که صد شیر هم نمیتوانند آن را ایجاد کنند. جاهل در کمترین زمان و به آنی میتواند عمارتی را که دانایان عمری برای آن صرف کردهاند، به ویرانهای تبدیل کند. مناصب مهم و عالیرتبه را تنها میباید به دانایان سپرد تا خطرِ ویرانی جامعه را تهدید نکند.
telegram.me/attar
و گفت: علامت آنکه حقّ او را دوست دارد آن است که سه خصلت بدو دهد: سخاوتی چون سخاوتِ دریا، و شفقّتی چون شفقّتِ آفتاب، و تواضعی چون تواضعِ زمین.
ذکرِ بایزید بسطامی
#تذکرةالاولیاء
#عطار_نیشابوری
@attar
ذکرِ بایزید بسطامی
#تذکرةالاولیاء
#عطار_نیشابوری
@attar
بشنو این پند از حکیم غزنوی
تا بیابی در تنِ کهنه نوی
از حضرت حکیم سنایی غزنوی این پند را بشنو و طبق آن، کار کن تا در تن کهنهات، تازگی بیابی و قلب پژمردهات را با این سخنانِ حیات بخش، زنده و تازه نگه داری.
ناز را رویی بباید همچو ورد
چون نداری گرد بدخویی مگرد
زشت باشد روی نازیبا و ناز
سخت باشد چشم نابینا و درد
برای ناز کردن باید رخسارهای زیبا و همچون گل داشت. اگر رخسارۀ زیبایی چون گل نداری بیهوده ناز مکن. زیرا رخساری که زیبا نباشد، نازش هم زشت است، و نابینایی و درد خیلی دشوار است.
پیش یوسف نازش و خوبی مکن
جز نیاز و آه یعقوبی مکن
در برابر یوسف، اظهار ناز و زیبایی مکن، بلکه فقط باید اظهار نیاز کنی و یقوبوار آه برکشی.
معنی مردن ز طوطی بُد نیاز
در نیاز و فقر خود را مرده ساز
معنای مُردن طوطی احساس فقر و نیاز بود. پی تو هم در عین نیاز و فقر، خود را مُرده گردان. یعنی به مرتبۀ فقر عارفانه برس و منزل خودبینی را ترک کن.
تا دم عیسی ترا زنده کند
همچو خویشت خوب و فرخنده کند
اگر به چنین مرگی برسی، دم مسیحایی، تو را زنده نگه میگرداند، و آن دم ِ عیسوی، تو را مانند خودش خوب و فرخنده میسازد.
از بهاران کی شود سرسبز سنگ
خاک شو تا گل نمایی رنگ رنگ
سالها تو سنگ بودی دلخراش
آزمون را یک زمانی خاک باش
با فرا رسیدن بهار، کی سنگها سرسبز میشوند؟ پس خاک شو تا همچون گلهای رنگارنگ، رُویش نمایی و سر از خاک طبیعت غریزی برون آری. تو سالها سنگِ ستبری بودی که دل را میآزردی، اینک مدتی هم خاک شو و خاصیت این خاکساری را امتحان کن و ببین بر اثر خاک شدن و متواضع گشتن چه معارفی در دلت شایان میشود.
در چهار بیت فوق، از مرگِ اختیاری که خاصّ انسانهای وارسته و صافی است سخن رفته است. مرگِ اختیاری فقط خاص انسان است چنانکه "شبستری" گوید:
جهان را نیست مرگ اختیاری
که آن را از همه عالَم تو داری
شرح جامع مثنوی معنوی - کریم زمانی
@attar
تا بیابی در تنِ کهنه نوی
از حضرت حکیم سنایی غزنوی این پند را بشنو و طبق آن، کار کن تا در تن کهنهات، تازگی بیابی و قلب پژمردهات را با این سخنانِ حیات بخش، زنده و تازه نگه داری.
ناز را رویی بباید همچو ورد
چون نداری گرد بدخویی مگرد
زشت باشد روی نازیبا و ناز
سخت باشد چشم نابینا و درد
برای ناز کردن باید رخسارهای زیبا و همچون گل داشت. اگر رخسارۀ زیبایی چون گل نداری بیهوده ناز مکن. زیرا رخساری که زیبا نباشد، نازش هم زشت است، و نابینایی و درد خیلی دشوار است.
پیش یوسف نازش و خوبی مکن
جز نیاز و آه یعقوبی مکن
در برابر یوسف، اظهار ناز و زیبایی مکن، بلکه فقط باید اظهار نیاز کنی و یقوبوار آه برکشی.
معنی مردن ز طوطی بُد نیاز
در نیاز و فقر خود را مرده ساز
معنای مُردن طوطی احساس فقر و نیاز بود. پی تو هم در عین نیاز و فقر، خود را مُرده گردان. یعنی به مرتبۀ فقر عارفانه برس و منزل خودبینی را ترک کن.
تا دم عیسی ترا زنده کند
همچو خویشت خوب و فرخنده کند
اگر به چنین مرگی برسی، دم مسیحایی، تو را زنده نگه میگرداند، و آن دم ِ عیسوی، تو را مانند خودش خوب و فرخنده میسازد.
از بهاران کی شود سرسبز سنگ
خاک شو تا گل نمایی رنگ رنگ
سالها تو سنگ بودی دلخراش
آزمون را یک زمانی خاک باش
با فرا رسیدن بهار، کی سنگها سرسبز میشوند؟ پس خاک شو تا همچون گلهای رنگارنگ، رُویش نمایی و سر از خاک طبیعت غریزی برون آری. تو سالها سنگِ ستبری بودی که دل را میآزردی، اینک مدتی هم خاک شو و خاصیت این خاکساری را امتحان کن و ببین بر اثر خاک شدن و متواضع گشتن چه معارفی در دلت شایان میشود.
در چهار بیت فوق، از مرگِ اختیاری که خاصّ انسانهای وارسته و صافی است سخن رفته است. مرگِ اختیاری فقط خاص انسان است چنانکه "شبستری" گوید:
جهان را نیست مرگ اختیاری
که آن را از همه عالَم تو داری
شرح جامع مثنوی معنوی - کریم زمانی
@attar
هان تا سر رشته خرد گم نکنی
خود را ز برای نیک و بد گم نکنی
رهرو توئی و راه توئی منزل تو
هشدار که راه خود به خود گم نکنی
# ۸مرداد روز بزرگداشت شیخ اشراق شهاب الدین سهرودی
telegram.me/attar
🆔️ http://www.instagram.com/ahmadattar184
خود را ز برای نیک و بد گم نکنی
رهرو توئی و راه توئی منزل تو
هشدار که راه خود به خود گم نکنی
# ۸مرداد روز بزرگداشت شیخ اشراق شهاب الدین سهرودی
telegram.me/attar
🆔️ http://www.instagram.com/ahmadattar184
مثال کسانی که مواظبت بر عبادات جسمیّه میکنند، و صفای دل و پاکی آن و ظلمت نفس و ناپاکی آن را فراموش کردهاند، و التفاتی به آن نمیکنند مانند قبور مردگان است که ظاهر آن را زینت نمایند، و در باطن آن مردار گندیده پنهان است.
(ملّا احمد نراقی، معراجالسعادة، فصل هفتم، ص۲۸)
@attar
(ملّا احمد نراقی، معراجالسعادة، فصل هفتم، ص۲۸)
@attar
آتش زهد و ریا در خرمن دین
مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو
یادم از کشتهی خویش آمد و هنگام درو
گفتم ای بخت بخسبیدی و خورشید دمید
گفت با اینهمه از سابقه نومید مشو
تکیه بر اختر شبگرد مکن کاین عیار
تاج کاووس ربود و کمر کیخسرو...
گوشوار زر و لعل ارچه گران دارد گوش
دور خوبی گذران است نصیحت بشنو...
هرکه در مزرع دل تخم وفا سبز نکرد
زردرویی کشد از حاصل خود گاه درو...
آتش زهد و ریا خرمن دین خواهد سوخت
حافظ این خرقهی پشمینه بینداز و برو
Telegram.me/attar
مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو
یادم از کشتهی خویش آمد و هنگام درو
گفتم ای بخت بخسبیدی و خورشید دمید
گفت با اینهمه از سابقه نومید مشو
تکیه بر اختر شبگرد مکن کاین عیار
تاج کاووس ربود و کمر کیخسرو...
گوشوار زر و لعل ارچه گران دارد گوش
دور خوبی گذران است نصیحت بشنو...
هرکه در مزرع دل تخم وفا سبز نکرد
زردرویی کشد از حاصل خود گاه درو...
آتش زهد و ریا خرمن دین خواهد سوخت
حافظ این خرقهی پشمینه بینداز و برو
Telegram.me/attar
کروناییات!
در گردش چشم تو گُمم، باور کن!
انگشتنمای مردُمم، باور کن!
عشق تو شیوع کرده در شهرِ دلم
چشمت کرونا و من قمم، باور کن!
(سیدعلی نقیب)
هرچند که شایستهٔ مُشت و لگد است
اما زِبل و نقشهکِش و باخِرَد است
وقتی که شروع کرده اوّل از قم
یعنی کرونا کارِ خودش را بلد است!
(شروین سلیمانی)
ای کاش نجاتمان ز بُنبست دهد
بر هرکه همان که لایقش هست دهد
ای کاش که با یکایکِ مسئولین
مَردِ کرونا گرفتهای دست دهد!
(شروین سلیمانی)
با اینکه جنابِ کرونا پُرخطر است
اما نگران نباش چون رهگذر است
در مملکتِ ما خطرِ مسئولین
صد مرتبه از این کرونا بیشتر است!
(شروین سلیمانی)
برعکس گذاشتند پالانها را
بیوقفه رساندند به لب جانها را
ما هیچ که زورمان به آنها نرسید
شاید کرونا خِفْت کند آنها را!
(شروین سلیمانی)
باید پس از این، فرارِ معکوس کنم
جای رؤسا تکیه به ویروس کنم
مأیوس از آیندهام و میخواهم
هرکس کرونا گرفته را بوس کنم!
(شروین سلیمانی)
دستان پر از محبتت ما را کشت
آغوش پر از حرارتت ما را کشت
اینها به کنار، چشمبادامی من
تست کرونای مثبتت ما را کشت!
(سعید بیابانکی)
لازم شده واکسینه کنم این دل را
خالی ز غم و کینه کنم این دل را
تا پخش نگردد کرونای عشقت
باید که قرنطینه کنم این دل را!
(شیخ غیرمفید)
دیریست اسیرِ زور یا تزویریم...!
با موشک و سیل و زلزله... درگیریم
زحمت به خودت نده کرونا زیرا
تا سال هزار و چارصد میمیریم..!
(سید محمد حسینی)
قومی که نفس خسته کند شُشهاشان،
خلخالِ مظالمِ فقیهان پاشان؛
در ظل ولایتِ بلا-بلواشان،
اینک کروناست تاج کَرّمناشان
(سید احمد هاشمی)
این بار چه لعبتی ز ووهان آمد
از خطّهٔ چین به سمت ایران آمد
سوغات جدید قرن را هم دیدیم
از قم کرونا به جای سوهان آمد
(سهیلاالسادات اولیایی)
آمد کرونا و ما ز جان بیزاریم
ویروس ندیده جملگی بیماریم
دیریست که مردهایم و خود بیخبریم
ای مرگ بیا که دوستت میداریم
(محمدامین احمدپور)
https://t.me/attar
در گردش چشم تو گُمم، باور کن!
انگشتنمای مردُمم، باور کن!
عشق تو شیوع کرده در شهرِ دلم
چشمت کرونا و من قمم، باور کن!
(سیدعلی نقیب)
هرچند که شایستهٔ مُشت و لگد است
اما زِبل و نقشهکِش و باخِرَد است
وقتی که شروع کرده اوّل از قم
یعنی کرونا کارِ خودش را بلد است!
(شروین سلیمانی)
ای کاش نجاتمان ز بُنبست دهد
بر هرکه همان که لایقش هست دهد
ای کاش که با یکایکِ مسئولین
مَردِ کرونا گرفتهای دست دهد!
(شروین سلیمانی)
با اینکه جنابِ کرونا پُرخطر است
اما نگران نباش چون رهگذر است
در مملکتِ ما خطرِ مسئولین
صد مرتبه از این کرونا بیشتر است!
(شروین سلیمانی)
برعکس گذاشتند پالانها را
بیوقفه رساندند به لب جانها را
ما هیچ که زورمان به آنها نرسید
شاید کرونا خِفْت کند آنها را!
(شروین سلیمانی)
باید پس از این، فرارِ معکوس کنم
جای رؤسا تکیه به ویروس کنم
مأیوس از آیندهام و میخواهم
هرکس کرونا گرفته را بوس کنم!
(شروین سلیمانی)
دستان پر از محبتت ما را کشت
آغوش پر از حرارتت ما را کشت
اینها به کنار، چشمبادامی من
تست کرونای مثبتت ما را کشت!
(سعید بیابانکی)
لازم شده واکسینه کنم این دل را
خالی ز غم و کینه کنم این دل را
تا پخش نگردد کرونای عشقت
باید که قرنطینه کنم این دل را!
(شیخ غیرمفید)
دیریست اسیرِ زور یا تزویریم...!
با موشک و سیل و زلزله... درگیریم
زحمت به خودت نده کرونا زیرا
تا سال هزار و چارصد میمیریم..!
(سید محمد حسینی)
قومی که نفس خسته کند شُشهاشان،
خلخالِ مظالمِ فقیهان پاشان؛
در ظل ولایتِ بلا-بلواشان،
اینک کروناست تاج کَرّمناشان
(سید احمد هاشمی)
این بار چه لعبتی ز ووهان آمد
از خطّهٔ چین به سمت ایران آمد
سوغات جدید قرن را هم دیدیم
از قم کرونا به جای سوهان آمد
(سهیلاالسادات اولیایی)
آمد کرونا و ما ز جان بیزاریم
ویروس ندیده جملگی بیماریم
دیریست که مردهایم و خود بیخبریم
ای مرگ بیا که دوستت میداریم
(محمدامین احمدپور)
https://t.me/attar