─═हई╬ احمد عطار ╬ईह═─
83 subscribers
60 photos
5 videos
8 files
386 links
Download Telegram
🌺🍁🌺🍂🌺🍁🌺🍂🌺🍁🌺🍂🌺🍁

آدمیان تقسیم می شوند بر دو گونه:
صاحب دل و صاحب نفْس.
صاحب دل در قید روا و ناروا نیست، همه چیز بر او رواست:

صاحـب دل را نـدارد آن زیـــان

گر خـورد او زهر  قاتـل را عیـان

زانکه صحّت یافت وزپرهیز رست

  طالب مسکین میان تب دراست

             
زیرا دل سرچشمۀ اشراق و ایثار است و قلمروی بی‌انتها دارد.
و این دو به کامل و ناقص متمایز می‌گردند. کامل، مستقیم و بی‌واسطه به مرکز حقّ می‌پیوندد:

کـامـلــی گـر خـاک گیـرد زر شــود

ناقـص ار زر بـرد خاکستـر شـود

چـون قبـول حق بـود آن مـردِ راســت

  دست او در کارها دست خداست

دست ناقص، دست شیطان است و دیو
 
 زانکه اندر دام تکلیف است و ریـو

  جهــل آیــد پیــش او دانــش شــود 

جهل شد علمی که در ناقـص رود  
                                      
کسی که به عشق رسید، نه تنها قید روا و ناروا و ثواب و گناه از او برداشته می‌شود،
بلکه آن نیز هست که فراتر از غم و شادی حرکت می کند.
این دو در نزد او یکسان می شوند،‌ حتّی غم می تواند مطلوب‌تر باشد، زیرا عاشق را در خود می گدازد و صافی می کند:

نالـم و ترسـم که او بـاور کنــد

وز کـرم آن جـور را کمتـر کنـــد

عاشقم بر قهر و بر لطفش به جد

ّ    بوالعجب من عاشق این هر دو ضدّ

#محمد_علی_اسلامی_ندوشن


🌺کانال رسمی احمد عطار🌺
ادبیات؛شعر؛فلسفه؛عرفان
telegram.me/attar ?
در این هیاهوی انتخابات...
چه زمانی کاندید دل ما ظهور میکند، که وعده انتخاباتیش، گلستان کردن دنیاست...
میلاد حضرت مهدی(عج) مبارک باد
احمد عطار
آتشی از عشق در جان بر فروز
سر بسر فکر و عبارت را بسوز
(مثنوی/ دفتر دوم)

او پروردگاری است که حرف و واژه و کلام را نمی نگرد بلکه به آنچه در دل داری نظر می کند؛ پس در عالم سفر کن. سفری از خود به درونی ترین لایه هر جزء که در کائنات است؛ کنار هر ذره بنشین، با حرکت ذرات همراه شو؛ اندک اندک گرمایی در دل خود می یابی. در دل هر ذره ی لطیفه عشق به تو رو می نماید، بگذار گرمای عشق لحظه به لحظه بیشتر وجودت را فرا گیرد. اکنون شعله ای در دلت روشن شده است، هر دم که نشانه ای از عشق در عالم به سویت می آید شعله گرمابخش دلت افروخته تر می شود، حالا دلی است که در آتش عشق می سوزد. هر چه وابستگی داری به شعله های رقصان این آتش بسپار. نخستین تعلقاتی که عشق در خود می سوزاند و پاک می کند، هیاهوهای آکنده از حرف و کلام است. همراه کلمات همه فکرهای زائد در شعله های رنگارنگ عشق می سوزد. مبارک باد بر تو این رهایی.


🌺کانال رسمی احمد عطار🌺
ادبیات؛شعر؛فلسفه؛عرفان
telegram.me/attar
#مثنوی‌نامه

⭕️ حرمت شکنان و حرمت بانان و آثار عملشان

زندگی این جهانی چنان نیست که آدمی هر گونه زیست ، نوع زیستش بی پاسخ و نتیجه و آثار بماند . هر نوع زیستنی و هر عمل و رفتاری آثار خود را همراه دارد و نتایج خویش را به بار می آورد و این آثار و نتایج می ماند .

حرمت شکنی ، ستم پیشگی ، چاه کندن بهر مظلومان و آزار و رنج دادن انسان ها ، همه بر خویشتن آدمی بار می شود ؛ و حرمت بانی ، دادورزی ، خدمتگزاری و کاستن درد و رنج انسان ها ، همه بر خویشتن آدمی کارساز می شود .

انسان با عمل و رفتار خویش _ منفی یا مثبت _ در درجۀ نخست ، خود را رنگ می زند ، هویت می بخشد و می سازد ؛ و آن چه کرده است با او می ماند و پیوسته آثار و نتایجش ، در زندگی انسان نقش بازی می کند .

ملّای روم گوید : آن کسانی که برای ستمدیگان چاه می کندند ، سرانجام خودشان در آن چاه فروافتادند و آه از نهادشان برآمد ، ولی چه جای شگفتی که قانونمندی عالم همین است . آن حریم شکنان که حرمت نیکان و صالحان شکستند و پوستین آنان دریدند ، آن چه را که کردند ، یک به یک دیدند ، یا خواهند دید . نظام عالم چنین است که هر کس حرمت بانی کند ، ارزش و حرمت می یابد ؛ و هر کس قند بیاورد و کام انسان ها را شیرین کند و از درد آنان بکاهد ، لوزینه ، حلوایی از مغز بادام ، شیرینِ شیرین خورَد و تعالی یابد .

قرآن کریم در آیۀ ۲۵ سورۀ نور ، به این قانونمندی و نظام عمل و عکس العمل ، تناسب عمل و پاداش و جزا توجّه داده است :

« الخَبِیثاتُ لِلخَبِیثِینَ وَ الخَبِیثُونَ لِلخَبِیثاتِ وَ الطَّیِّباتُ لِلطَّیِّبِینَ وَ الطَّیِّبُونَ لِلطََیِّباتِ »

زنان پلید برای مردان پلیدند ، و مردان پلید برای زنان پلید . و زنان پاک برای مردان پاکند ، و مردان پاک برای زنان پاک .

گوید : ای کسانی که به این نظام قانونمند و سنّت های حاکم بر هستی توجّه ندارید و از آن غفلت می ورزید ! بدانید که بنابر این قانونمندی ، لب و گلو و دهانی که زشت گوید و پرده دری و حرمت شکنی نماید و نیکان را بیازارد ، بُریده گردد ؛ و کسی که به سوی ماه و آسمان تُف کند ، آن تُف به صورت خودِ او نشیند و خویش را بدَرَد و نابود سازد .

خداوند در آیۀ ۴۳ سورۀ فاطر فرموده است :

« وَ لَا یَحِیقُ المَکرُ السَّیِّ ءُ إِلَّا بِأَهلِهِ فَهَل یَنظُرُونَ إِلَّا سُنَّتَ الأَوَّلِینَ فَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ اللهِ تَبدِیلًا وَ لَن تَجِدَ لِسُنَّتِ اللهِ تَحوِیلًا »

و نیرنگ زشت جز دامن صاحبش را نگیرد . پس آیا جز سنّت و سرنوشتِ شوم پیشینیان را انتظار می برند ؟ و هرگز برای سنّت خدا دگرگونی نخواهی یافت .

در قران کریم مکرّر به نظام قانونمند عالم و سنّت های حاکم بر آن به صورت های مختلف پرداخته شده ، از جمله خداوند در آیۀ ۸ سورۀ اسراء فرموده است :

« عَسَی رَبُّکُم أَن یَرحَمَکُم وَ إِن عُدتُم عُدنَا وَ جَعَلنَا جَهَنَّمَ لِلکَافِرینَ حَصِیرًا »

امید است که پروردگارتان شما را رحمت کند ، ولی اگر به گناه بازگردید ، اگر به خلاف و تعدّی بازگردید ، ما نیز به کیفر شما باز می گردیم ؛ و دوزخ را برای حق ستیزان پوشانندۀ حق ، زندان قرار دادیم .

خداوند اعمال و رفتار آدمیان را با نظامِ پاداش و جزایِ مخصوصِ آن مقارن و همساز کرده است . سنخیت و همراهی ، قانونی حاکم بر روابط و ماسبات است . برای مثال ، اگر کسی یکی از جفت های چیزی را نزد خود بیاورد ، آن جفتِ دیگر نیز دوان دوان نزد او می آید . خداوند اعمال و رفتار را با آثار و تبعاتِ آن همراه و قرین کرده است . فهم و درک این امر ، رهگشا و سازنده است .

بهرِ مظلومان همی کندند چاه
در چَه افتادند و می گفتند آه

پوستین یوسفان بشکافتند
آنچه می کردند ، یک یک بافتند

هر که آرَد حرمت ، او حرمت بَرَد
هر که آرَد قند ، لوزینه خورَد

طیّبات از بهرِ که ؟ لِلطَّیِّبین
یار را خوش کن برنجان و ببین

ای بُریده آن لب و حلق و دهان
که کُنَد تُف سویِ مَه یا آسمان

تُف به رویش بازگردد بی شکی
تُف سویِ گردون نیابد مسلکی

تا قیامت تُف بَرُو بارد ز رَب
همچو تَبَّت بر روانِ بولهب

گفت إِن عُدتِم کَذا عُدنا کَذا
نَحنُ زَوَّجنا الفِعالَ بِالجَزا

چونکه جفتی را بَرِ خود آورم
آید آن جفتش دوانه لا جرم

جفت کردیم این عمل را با اثر
چون رسد جفتی ، رسد جفتی دگر

#مثنوی‌نامه #ملای‌روم #حرمت‌شکنی #ستم‌پیشگی #مظلومان #حق

📍کانال مصطفی دلشاد تهرانی

🌺کانال رسمی احمد عطار🌺
ادبیات؛شعر؛فلسفه؛عرفان
telegram.me/attar
رو به آینده شدن

ماییم و هنوز حسرت زنده شدن
آری نه فقط زنده، برازنده شدن
انسان به گذشته می‌رود روز به روز
باید برویم رو به آینده شدن.

میلاد عرفان پور


منبع:
درباره تو، ص 70

🌺کانال رسمی احمد عطار🌺
ادبیات؛شعر؛فلسفه؛عرفان
telegram.me/attar
از عزیزانِ جهان هرکس به "دولت" می‌رسد
آشنایی می‌شود از آشنایان کم مرا!
صائب

بیت مذکور بی‌تناسب با این ایام نیست! نقدِ حال برخی نامزدهای شوراهای شهر و... است که پس از برگزیده شدن نه تنها به وعده‌های پیشین خود وفا نمی‌کنند؛ فراموشی نیز می‌گیرند! و حتی پاسخ سلام افرادی را هم که تا دیروز آشنا و مبلّغشان بودند نمی‌دهد!

🌺کانال رسمی احمد عطار🌺
ادبیات؛شعر؛فلسفه؛عرفان
telegram.me/attar
#با_سعدی | یک ●

🔻 یاد دارم که در ایام طفولیت متعبد بودمی و شب خیز و مولع زهد و پرهیز. شبی در خدمت پدر رحمة الله علیه نشسته بودم و همه شب دیده بر هم نبسته و مصحف عزیز بر کنار گرفته و طایفه ای گرد ما خفته.
پدر را گفتم از اینان یکی سر بر نمی‌دارد که دوگانه ای به درگاه یگانه بگزارد؛ چنان خواب غفلت برده اند که گویی نخفته اند که مرده اند!
گفت: "جان پدر تو نیز اگر بخفتی به از آن که در پوستین خلق افتی!"

نبیند مدعی جز خویشتن را
که دارد پرده پندار در پیش
گرت چشم خدا بینی ببخشند
نبینی هیچ کس عاجزتر از خویش.

📙 #گلستان_سعدی
#اخلاقی #عرفانی #سعدی

🖇 توضیحات:
مولع:آزمند،حریص،مشتاق
مصحف:قرآن مجید
دوگانه: نماز صبح 🔺

🌺کانال رسمی احمد عطار🌺
ادبیات؛شعر؛فلسفه؛عرفان
telegram.me/attar ?
● آدمی: مالک حقیقت یا | طالب حقیقت ؟! ●

مقام انسانیت ناظر بر طلب حقیقت و حقیقت جویی است نه ناظر بر مالکیت حقیقت و حق بودن!
بعبارتی:
/ آدمی مالک حقیقت نیست بل طالب حقیقت است../
آن هنگام که چنین مقامی به انسان دست دهد تا حقیقت را بجوید و نه آنکه موهومی را، به فرض حقیقت، محصور خود کند و خود را گروگان آن حقیقت پنداری؛ بجای داوری به گردآوری رو می آورد!

حقیقت جویی جاری بودن در مداری ست که توام با مداراست و امر باطل یا توهم حقیقت، متوقف بودن بر امری یا عقیده ای ست که توام با مجادله است !
به بیان ساده تر، متوقف به اینکه حق را یافته ایم و نزد ماست، قدم نهادن در مدار ناحقی ست؛ زیرا مدار حق بر جاری بودن ،حرکت و حضور، مستقر است و از این رو حق نو به نو زاده شده و با نوزایی و حرکت همراه است و ما، مادام که در حرکت و تکاپو نباشیم، از حق و امر حقیقت که در جریان است، جا می مانیم و نمی توانیم همراه باشیم و هنگامی که متوقف بر حقی می مانیم، حق از ما گذر می کند! برای بر حق بودن بایست همراه حق روان و دوان بود و در حال سکون و وقوف، مدعای برحق بودن باطل است.

telegram.me/mahdashtekhob
خودبینی و توهّمِ کسی بودن و خود را بزرگ ترین و درست ترین و بهترین دانستن و خودشیفتگی در بسیاری از ما وجود دارد. مولانا راه درمان این خصلتِ خطرناک و زمین زننده را در "آگاهانه دیدن" می داند. می گوید ببین! و خوب هم ببین و عبرت بگیر! ببین که چطور کوه به آن عظمت و سختی به آنی فرو می ریزد و در هم می شکند و ناپدید می شود. اطراف را خوب نگاه کن تا ببینی که هیچ بالایی هرگز تا ابد بالا نخواهد ماند.

عبرتی گیر اندر آن کُه کُن نگاه
برگ خود عرضه مکُن ای کم ز کاه
(مثنوی/دفتر پنجم)

🌺کانال رسمی احمد عطار🌺
ادبیات؛شعر؛فلسفه؛عرفان
telegram.me/attar
آمد رمضان و عید با ماست
قفل آمد و آن کلید با ماست

بربست دهان و دیده بگشاد
وآن نور که دیده دید با ماست

آمد رمضان به خدمت دل
وآن کش که دل آفرید با ماست

در روزه اگر پدید شد رنج
گنج دل ناپدید با ماست

کردیم ز روزه جان و دل پاک
هر چند تن پلید با ماست

روزه به زبان حال گوید
کم شو که همه مزید با ماست

چون هست صلاح دین در این جمع
منصور و ابایزید با ماست

مولوی

🌺کانال رسمی احمد عطار🌺
ادبیات؛شعر؛فلسفه؛عرفان
telegram.me/attar
گاه فکر آدمی در باب مساله ای، راهی پیش رو نمی گشاید؛ گویی هر چه بیشتر می اندیشد، ذهن کمتر به جلو می رود. حالتی که نوعی درماندگی ذهنی است و با خود گونه ای عجز به همراه دارد؛ این عجز از دستیابی به راه حل ذهن را خسته و پژمرده می کند.
مولانا این گره را به سر انگشت هنرمند خود می گشاید و کلید ذکر را پیش روی ما می نهد. می گوید هر گاه فکرت به جایی نرسید، ذکر بگو. ذکر کلید گشایش فکر است، چون نسیمی می وزد و پرچم فکر را به اهتزاز در می آورد. ذکر در نگاه مولانا، خورشید گرمابخشی است که فکر را از افسردگی نجات می بخشد.

این قدر گفتیم باقی فکر کن
فکر اگر جامد بود رو ذکر کن
ذکر آرد فکر را در اهتزاز
ذکر را خورشید این افسرده ساز
(مثنوی/دفتر ششم)

🌺کانال رسمی احمد عطار🌺
ادبیات؛شعر؛فلسفه؛عرفان
telegram.me/attar
این دهان بستی دهانی باز شد
تا خورنده لقمه های راست شد
لب فرو بند از طعام و از شراب
سوی خان آسمانی کن شتاب
گر تو این انبان ز نان خالی کنی
پر ز گوهرهای اجلالی کنی
طفل جان از شیر شیطان باز کن
بعد از آنش با ملک انباز کن
چند خوردی چرب و شیرین از طعام
امتحان کن چند روزی در صیام
چند شبها خواب را گشتی اسیر
یک شبی بیدار شو دولت بگیر.
مثنوی شریف #مولوی
رمضان مبارک باد 🦋

🌺کانال رسمی احمد عطار🌺
ادبیات؛شعر؛فلسفه؛عرفان
telegram.me/attar
می گریزم تا رَگم جُنبان بود
کی فرار از خویشتن آسان بود
(مثنوی/دفتر پنجم)

برای فرار از درونی که آکنده از اضطراب، اندوه و گاه حتی ترس است، به بیرون پناه می بریم. خود را سرگرم مشغله های خودساخته ی روزمره ای می کنیم که فرار از درون به بیرون را مهیا می کنند. اغلب فرآیندِ فرار ناخودآگاه است. مکانیسمی دفاعی است که _ هر چند موقت_ به ما امنیت می بخشد.
رو به رو شدن با درونی مضطرب و غمگین که حاصل زخم های روحی عمیق است، جرات و شجاعتی عظیم می خواهد و اغلب ما فاقد چنین جسارتی هستیم.

🌺کانال رسمی احمد عطار🌺
ادبیات؛شعر؛فلسفه؛عرفان
telegram.me/attar
اگر سعدی رئیس بانک ‌شود

سعدی، در باب هشتم گلستان(در آداب صحبت) گفته است:
وامش مده آن که بی‌نمازست
گرچه دهنش ز فاقه بازست
کو فرض خدا نمی‌گزارد
از قرض تو نیز غم ندارد
اگر این توصیۀ سعدی قانون ‌شود، یک شرط بر شروط وام‌های بانکی کشور اضافه می‌شود و متقاضی وام، غیر از چک و سفته و ضامن، باید سند نمازخوانی‌اش را هم برای رئیس بانک بیاورد. اما اگر شما به این توصیه در زندگی شخصی‌ات عمل کنی، ولی آن را قانونی مناسب برای بانک‌های کشور ندانی، در ادبیاتْ سکولاری؛ یعنی سیاست و کشورداری را ملتزم به ادبیات و شعر سعدی نکرده‌ای.
از سایر علوم و فنون هم می‌توان مثال‌هایی آورد: مثلا پزشکان دشمن سیگارند؛ اما اگر پزشکی، رئیس جمهور یا وزیر بهداشت شود، نمی‌تواند سیگار را ممنوع ‌کند؛ چون مقتضیات کشورداری فراتر از ضروریات طبی است، و طب نمی‌تواند سیاست را در دست بگیرد؛ اگرچه از تأثیرگذاری بر سیاست‌های كلان كشوري در درازمدت ناامید نیست. در اینجا می‌توان گفت سیاست به طب التزام ندارد؛ اما دشمن آن هم نیست؛ بلکه می‌کوشد که برخی از منویات طب را در برخی فرصت‌های مغتنم به منصۀ ظهور درآورد.
سیاست در برابر علم اقتصاد هم سکولار است؛ یعنی گاهی باید قانونی بدیهی در علم اقتصاد را زیر پا بگذارد؛ مانند آنجا که رونق اقتصادی در درازمدت بدون سیاست‌های انقباضی ممکن نیست، ولی مردم و کشور در وضعیتی خاص به سر می‌برند و تحمل ریاضت‌های آینده‌ساز را ندارند.
از همۀ اینها مهم‌تر و عجیب‌تر، این است که سیاست در برابر علم سیاست هم سکولار است؛ یعنی همیشه نمی‌تواند پایبند قواعد کلی سیاست باشد؛ بلکه گاهی چاره‌ای جز چشم‌پوشی از بدیهی‌ترین اصول کلی و فراگیر دانش سیاسی ندارد. رئیس جمهوری را فرض کنید که می‌داند توسعۀ اقتصادی بدون توسعۀ سیاسی، محال اندر محال است؛ اما توسعۀ اقتصادی را پیش می‌اندازد تا کشور را از خطر پوپولیسم نجات دهد و زمینه را برای فرصت‌های آینده فراهم سازد.
باری؛ همۀ حکومت‌ها در عمل سکولارند؛ اختلاف در کمّ و کیف است.

رضا بابایی

🌺کانال رسمی احمد عطار🌺
ادبیات؛شعر؛فلسفه؛عرفان
telegram.me/attar
آدمی باشد که قیمت او لقمه ای بُوَد و آدمی باشد که قیمت او دیناری بود و آدمی باشد که قیمت او یک دنیا بُوَد و آدمی باشد که قیمت او هر دو جهان باشد؛ زیرا مردمان را به همّت قیمت کنند، نه به هیات.

«ابوالحسن خرقانی»

🌺کانال رسمی احمد عطار🌺
ادبیات؛شعر؛فلسفه؛عرفان
telegram.me/attar
بسیاری از اوقات ما حقیقت و تصویر حقیقت را در هم می آمیزیم. این درهم آمیختگی حاصل فاصله است.
دور تا زمانی که فاصله برقرار است و همچنان دور مانده است، ممکن است زیبا و نیک به نظر رسد، اما نزدیک که شود حقیقت آن آشکار خواهد شد.
مولانا در قالب کلماتی ساده این پند ارزشمند را در اختیار ما قرار می دهد و از ما می خواهد که فریفته تصویرهای دور و غیر حقیقی نشویم. گویی می خواهد به ما بگوید: نزدیک شو، فاصله را بردار، نیک و عمیق بنگر تا بتوانی گَنده پیر را از عروسی زیبا و سراب را از آب تشخیص دهی.

می نماید در نظر از دور آب
چون روی نزدیک باشد آن سراب
گَنده پیرست او و از بس چاپلوس
خویش را جلوه کُند چون نو عروس
(مثنوی/دفتر ششم)

🌺کانال رسمی احمد عطار🌺
ادبیات؛شعر؛فلسفه؛عرفان
telegram.me/attar
بعد از تو کارد بر جگر استخوان گذشت
فوّاره گشت حسرت و تا آسمان گذشت

غمگین‌ترین تلاوت آیات درد بود
نامت اگر به نیمه‌شبان بر زبان گذشت

تاوان دل سپردن اگر زنده - مردن است
آسوده آن‌که زودتر از این جهان گذشت

سودی نداشت بودن با تو بغیر آه
هر چند بی تو نیز، زیان در زیان گذشت

ما در چهار راه فصول ایستاده‌ایم
آن‌جا که مرگ نیز به صد الامان گذشت

دنیا به ما مجال رسیدن نمی‌دهد
باید پرنده بود و از این آشیان گذشت

یک بغض ناتمام که بی‌واژه مانده بود
شکل غزل درآمد و از نای جان گذشت...


#محمد_رضا_ترکی

🌺کانال رسمی احمد عطار🌺
ادبیات؛شعر؛فلسفه؛عرفان
telegram.me/attar
#حضرت_مولانا

در قیامت چون نمازها
را بیاورند، در ترازو نهند و
روزه ها را و صدقه ها را
همچنین.
اما چون محبت را بیاورند،
محبت در ترازو نگنجد.
پس اصل محبت است.
اکنون چون در خود محبت
می بینی، آن را بیفزای تا
افزون شود....

🌺کانال رسمی احمد عطار🌺
ادبیات؛شعر؛فلسفه؛عرفان
telegram.me/attar
حكايتِ آن دزد كه پرسيدند چه مى كنى نيم‌شب در بُنِ اين ديوار؟ گفت دهل مى‌زنم!

اين مَثَل بشنو كه شب دزدى عَنید¹
در بُنِ ديوار حفره مى‌بُريد²

نيم بيدارى كه او رنجور بود
طق‌طقِ آهسته‌اش را مى‌شنود

رفت بر بام و فرو آويخت سر
گفت او را: در چه كارى اى پدر؟

خير باشد! نيم شب چه مى‌كُنى؟
تو كه اى؟ گفتا دُهُل‌زن اى سَنى³!

در چه كارى؟ گفت مى‌كوبم دُهُل!
گفت كو بانگِ دُهُل اى بوسُبُل⁴؟

گفت: فردا بشنوى اين بانگ را
نعرهٔ يا حَسرتا واوَيْلَتا!

مثنوی معنوی، به کوشش توفیق سبحانی، ص۴۱۲

۱-سرکش و لجوج
۲-سوراخ‌کردن
۳-بزرگوار و گرانقدر
۴-رهگذر

«اين داستان نمایانگر این نکته است كه نفس أمّاره يا شيطان پيوسته در بنياد عقيدهٔ آدمى رخنه مى‌كند و ايمان او را مى‌بَرد و او بى خبر است، تا اینکه در قيامت از حقيقت امر آگاه می‌شود.» (شرح مثنوی، استاد سیّدجعفر شهیدی، ج۴/ ۴۲۳).
🌺کانال رسمی احمد عطار🌺
ادبیات؛شعر؛فلسفه؛عرفان
telegram.me/attar
مولانامی فرماید، ماهی همه چیزش آب است؛ غذا و جامه و دارو و خواب و ... همه و همه در آب، "وجود" و "معنا" پیدا می کنند. یعنی ماهی چون "درون" آب است، هر چیز دیگری که نیاز دارد هم "از آب و در درون آب" برای او وجود دارد. پس اگر آب را از او بگیری، هیچ چیز دیگر برای او وجود و معنا نخواهد داشت.
حال، ما آدمیان هم باید مثل ماهی باشیم. یا به قول مولانا، مثل طفلی باشیم که جز پستان وشیر مادر چیز دیگری نمی داند.
یعنی همه چیز را از (حقّ) بخواهیم و در او بجوییم و از طریق او بر عالم نظر کنیم:

هر یکی را هست در دل صد مُراد

این نباشد مذهب عشق و وَداد

یار آمد عشق را روز آفتاب

آفتاب آن روی را همچون نقاب

آنک نشناسد نقاب از روی یار

عابد الشّمس است دست از وی بدار

روز او و روزی عاشق هم او

دل همو دلسوزی عاشق هم او

ماهیان را نقد شد از عین آب

نان و آب و جامه و دارو و خواب

همچو طفلست او ز پستان شیرگیر

او نداند در دو عالم غیر شیر
(#مثنوی، #دفتر_ششم)
🌺کانال رسمی احمد عطار🌺
ادبیات؛شعر؛فلسفه؛عرفان
telegram.me/attar