جـــان پناھ
engima – Amen
ولی اگر این رو جزو تمها گذاشتم طوری گوش بدید که انگار اولینباره
زخم بنانافیش خوب میشه ولی شما باور نکنید!:"
چیزی که هر بار بهم ثابت میشه اینه که شادیهام هیچوقت موندگار نیست، طوری لبخندم خشک میشه که بخوام برای همیشه ترکش کنم!
مهم نیست که چه اتفاقات جدید و زیبایی داخل زندگیم اتفاق بیوفته چون تمامش با یه تلنگر ساده که از مشکلات دیرینهام نشات میگیره، دود میشه. مثل مرداب پایین میکشه و خفهم میکنه و با یادآوریشون روحم رو سنگینتر میکنه تا کاملا توسطش بلعیده بشم.
خوشحالی مثل یک پیراهنیِ که تو تنم زار میزنه، قوارهش برام بزرگه. حتی اگر بدوزمش و کوچیکش کنم تا سایزم بشه تمام اون رد دوختها شکافته میشه.
مهم نیست که چه اتفاقات جدید و زیبایی داخل زندگیم اتفاق بیوفته چون تمامش با یه تلنگر ساده که از مشکلات دیرینهام نشات میگیره، دود میشه. مثل مرداب پایین میکشه و خفهم میکنه و با یادآوریشون روحم رو سنگینتر میکنه تا کاملا توسطش بلعیده بشم.
خوشحالی مثل یک پیراهنیِ که تو تنم زار میزنه، قوارهش برام بزرگه. حتی اگر بدوزمش و کوچیکش کنم تا سایزم بشه تمام اون رد دوختها شکافته میشه.
Forwarded from اتــاقِ انتظار؛
Это дом ⊱⚚⊰ جــانپـنـاهـ
✧ میتونستی گرمای پیشونیش رو وقتی سرش رو به سرت چسبوند حس کنی. دود سیگارت که روی لبای ساخت جا خوش کرده بود، مستقیم توی صورتش پخش میشد و تو از دیدنش انقدری شوکه و شگفتزده شده بودی که زمان برات متوقف شده باشه. دستت رو روی گردنِ کشیده و گرمش گذاشتی اما همچنان خیرهی چشمای عمیقش بودی. جوری مسخ بودی که دلت گرم شد از اینکه سر سیگارش رو روی فیلترِ تقریبا سوختهی سیگارت گذاشت و کامش رو با بوسهای روی پیشونیت رها کرد. تو همچنان خیرهی چشمای زیباش بودی، بدون اینکه زمزمهی زیر لبش رو متوجه بشی.
_تلخ بود، اما نه به اندازهی دوری از تو.
✧ میتونستی گرمای پیشونیش رو وقتی سرش رو به سرت چسبوند حس کنی. دود سیگارت که روی لبای ساخت جا خوش کرده بود، مستقیم توی صورتش پخش میشد و تو از دیدنش انقدری شوکه و شگفتزده شده بودی که زمان برات متوقف شده باشه. دستت رو روی گردنِ کشیده و گرمش گذاشتی اما همچنان خیرهی چشمای عمیقش بودی. جوری مسخ بودی که دلت گرم شد از اینکه سر سیگارش رو روی فیلترِ تقریبا سوختهی سیگارت گذاشت و کامش رو با بوسهای روی پیشونیت رها کرد. تو همچنان خیرهی چشمای زیباش بودی، بدون اینکه زمزمهی زیر لبش رو متوجه بشی.
_تلخ بود، اما نه به اندازهی دوری از تو.