جـــان پناھ
541 subscribers
1.49K photos
360 videos
12 files
529 links
—— در میانه‌ی جنون و رویا،
خط‌تیره روایت می‌کند.

𓍢ℭ𝔬𝔫𝔱𝔞𝔠𝔱 𝔴𝔦𝔱𝔥 𝔪𝔢: @myhavensbot𓍯
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
واقعا دیگه don’t wake me up.
😭5
جـــان پناھ
원호 (WONHO) – Don’t Wake Me Up!
می‌گم این پسر چقدر صداش آشناست
تو بهشت زهرا یه آیینی هست که توی شهرستان‌ها هیچوقت اتفاق نمی‌افته. (احتمالا شهرهای بزرگ هم مثل تهرانه) وقتی عزیزت رو اونجا دفن می‌کنی، خانوادت با خانواده‌ی قبرهای کناری رفیق می‌شید. مخصوصا تا سال اول حتی پیگیر خانواده‌ی فوت شده‌ها هم هستی و اگر تو هفته نبینیشون، نگران می‌شی.
یادمه تشیع مامان‌جونم همزمان با بک خانمی بود که دو تا ردیف بالاتر بود، اسمشون هم مامان‌ فاطمه بود. هم ما با مداحی اون‌ها گریه می‌کردیم هم خانواده‌ی ایشون با ما.
یا ردیف پایین‌تر یک نو عروس بود که داماد تا شش ماه اول هیچکس صدای گریه‌هاش رو نشنیده بود. همیشه آخر شب‌ها کنار قبر عروسش براش چایی می‌ذاشتیم تا تو سرما یخ نزنه، ایشون هم از شمع‌هاش برای مامان‌جونم روشن می‌کرد.
یا یک‌بار خانم قبر کناری مامان‌جونم دو هفته نیومد، داییم نگران شده بود به پسرشون زنگ زده بود متوجه شدیم پاشون شکسته نتونستن سر بزنن.

عجیبه… انگار درد واقعا قلب آدم‌ها رو به هم گره می‌زنه.
😭23
مامان‌جونم همسایه‌های عزیزی داره.
کاش می‌تونستم بیش‌تر بهشون سر بزنم.
😭34
دیروز خیلی دیرم شده بود، به سرکارم هم نیم ساعت دیر رسیدم. نازنین فقط تند تند آب پر می‌کرد، من سرگردون اسم ردیف می‌خوندم و می‌دوییدم. از یه جایی به بعد یک سری خانواده‌ها متوجه شدن من دنبال چه قبرهایی‌ام، اونا هم پشتم می‌دوییدن. این‌قدر سنگ‌ها داغ بود که دستم می‌سوخت و سریع آب روی سنگ بخار می‌شد. یه آقایی از همون اول مدام بهم می‌گفت: سپهر بابا کجاست خانم؟ پیداش کردی؟
دستش درد نکنه، تو شستن قبرهای آخر کمکم کرد، می‌گفت: خانم شما پوست دستت نازکه، اجازه بده من می‌شورم…
چقدر مردم خوبی داریم، چقدر گناه دارن که گیر این ظالم‌های بی‌پدر افتادن.
😭7
فقط سن هایی که داشتن...
حتی ظالمانه هم نیست، یه چیز فراتره که براش کلمه‌ای نیست.