Forwarded from 𓈒𓍼𝔥𝔢𝔞𝔳𝔢𝔫𝔩𝔶 𝔣𝔞𝔦𝔯𝔦𝔢𝔰𓍢
https://t.me/attackonzombies/25177
Yeah
Had your little fun, fella?
Pop, pop, pop, pop, yeah, came back for what's mine, we don't stop ride
Yeah
Had your little fun, fella?
Pop, pop, pop, pop, yeah, came back for what's mine, we don't stop ride
Telegram
جـــان پناھ
*knock, knock*
𓈒𓍼𝔥𝔢𝔞𝔳𝔢𝔫𝔩𝔶 𝔣𝔞𝔦𝔯𝔦𝔢𝔰𓍢
https://t.me/attackonzombies/25177 Yeah Had your little fun, fella? Pop, pop, pop, pop, yeah, came back for what's mine, we don't stop ride
Baby, gettin' too lit, rah, rah, rah, rah, rah, rah
اومدم یه پرفیوم معرفی کنم، بعد از محضرتون مرخص شم برم از تموم شدن دکانتش گریه کنم.
جـــان پناھ
#Perfume . Oud Minérale Tom Ford
نیمسال طول کشید تا احساسم رو نسبت به این رایحه بفهمم.
برای من تداعیگر یک شب پاییزی ۱۴۰۲ئه.
از نیمه شب گذشته بود که بالای بلندی صخرهها خودمو به زور جا دادم، تاریکی رقابت داشت تو سایه انداختن. بوی شوری دریا مشاممو پر کرده بود و باد میپیچید لای موهام و مینشست روی گونههام.
به ماه اعتماد کرده بودم، نور گوشیم خاموش بود.
هیپاپولوژیست میخوند: «دلِ من تنگه، نفس. واسم معنی نداره قفس.»
این رایحه نزدیکترین حس به اون شبه، از همون پاف اول انگار یه موج درشت میخوره به صخره و قطرات سردش پرت میشه روی پوستت و میبوسه.
برای من تداعیگر یک شب پاییزی ۱۴۰۲ئه.
از نیمه شب گذشته بود که بالای بلندی صخرهها خودمو به زور جا دادم، تاریکی رقابت داشت تو سایه انداختن. بوی شوری دریا مشاممو پر کرده بود و باد میپیچید لای موهام و مینشست روی گونههام.
به ماه اعتماد کرده بودم، نور گوشیم خاموش بود.
هیپاپولوژیست میخوند: «دلِ من تنگه، نفس. واسم معنی نداره قفس.»
این رایحه نزدیکترین حس به اون شبه، از همون پاف اول انگار یه موج درشت میخوره به صخره و قطرات سردش پرت میشه روی پوستت و میبوسه.
بعد از تمام این مدتها فهمیدم این حس آشنایی که ازش دریافت میکردم، کی بود…
انگار با هر پاف آب سرد و بیرحم دریا، از سنگ و صخره عبور میکرد تا تمام جونم رو خیس کنه.
حضوریوکا بود… رایحهی تن این پسر رو Oud Wood Tom Ford اعلام کرده بودم، اما اود مینغال(مینرال) تامفورد، بوی تن یوکا بعد از رهایی از زخمهاش بود،
حالا دیگه بوی چوب سوخته و خفه نمیده. بوی جسارت دریا، آزادی شب، روشنی بیآزار ماه رو میده.
انگار با هر پاف آب سرد و بیرحم دریا، از سنگ و صخره عبور میکرد تا تمام جونم رو خیس کنه.
حضور
حالا دیگه بوی چوب سوخته و خفه نمیده. بوی جسارت دریا، آزادی شب، روشنی بیآزار ماه رو میده.
😭16