جـــان پناھ
545 subscribers
1.49K photos
360 videos
12 files
516 links
—— در میانه‌ی جنون و رویا،
خط‌تیره روایت می‌کند.

𓍢ℭ𝔬𝔫𝔱𝔞𝔠𝔱 𝔴𝔦𝔱𝔥 𝔪𝔢: @myhavensbot𓍯
Download Telegram
کاش برگردیم به روزایی که آدونیا آپ میشد:(((
تنها دغدغه و هیجان روزام چالش های عشقی‌بینشون و هیجان واسه روز آپ بود، یادمه وقتی معرفیش رو گذاشتن چه ذوقی کردم:)) تصورش هم نمیکردم همیچین روزای تاریک و وحشتناکی سراغمون بیاد و با هر یادآوری خاطرات خوب قبل اشکم دربیاد
ما روزهای سیاه بسیاری رو گذروندیم، این رو هم می‌گذرونیم. نه برای فراموشی و نه برای عادی شدن. بلکه برای اینکه یاد بگیریم چطور همراه این سوگ عظیم زندگی‌ کنیم و مهم‌تر از همه…

برای این‌که چشم‌مون روز جزای جنایتکار رو ببینه.
سوگ مادران جاویدنامان رو از نزدیک دیدم، رقص و هلهله و ضربشون رو شنیدم. می‌دونم چیزی که در جریان بود عزا نبود، عشق و قدرت بود.
برعکس خانواده‌‌هاشون به پهنای صورت اشک ریختم اما نگذاشتم حتی یک قطره به خاک بیوفته، این خاک اشک نمی‌خواست.
بوسه‌ی آزادی می‌طلبید. باید این خاک رو سرمه کشید، زیر پا نه باید روی چشم گذاشت.
جدای هرچیزی خوشحالم که برگشتی مامان
یه بغل گنده و گرم و یکمی خشن
_🫂💘
وای مامان سلام چقدر من خوشحال شدم نوتیف جان پناه رو دیدم چقدر دلم برات تنگ شده بود امیدوارم حالت خوب باشه
نه فقط یه بغل هزارتا بغل بهت میدم😭🫂🫂
https://t.me/c/1580553323/24787
باید تا اون موقع قوی بمونیم... نه؟
با تمام وجود میخوام هر بلایی سرمون آوردن سرشون بیاد...
مرگ براشون کافی نیست باید زجر کش شن... داغ ببینن... عذاب بکشن
نفرتی که ازشون دارم باعث میشه وقتی حتی برا یه لحظه بهشون فکر میکنم هم خودمو نشناسم...
من هیچ وقت کسی نبودم که هیچ کسو نفرین کنم ولی اینا؟ باید با تک تک سلول های بدنشون دردو حس کنن
اون موقع شاید یکم آروم بگیرم...
.
.
.


دورت بگردم این روزارو نباید تنها گذروند
پیش هم میمونیم
مامان اینجایی:)
بغل خشن-( ازونا که ادم رو له میکنه! )
مامان من خیلی حوصله کلمه چیدن ندارم ولی میخوام بدونی اون اضطراب نبودنت، با اومدنت پودر شده
مراقب مامانموم باش، باشه؟ خیلی دوست دارم-
چرا اینقدر شما رو از خودم دریغ کردم؟ از هر مسکنی بهترید:)
خعلی دوستتون دارم‌ها
خیلی نه خعلی𝜗𝜚 ࣪˖ ִ𐙚
بوس به روی ماهت مامان🫂🤍
این درد نمیگذره اما نوبت ما هم میرسه
بی‌صبرانه منتظر اون روزم
میدونی مامان،من مثل تو هنر نوشتن ندارم
حتی نمیدونم چطور بنویسم که راحت متوجه منظورم بشی اما تلاشم رو میکنم

امروز داشتم ازت پیش یکی از دوستام میگفتم
گفتم ایوانا حتی نمیدونه من دقیقا چه کسی ام،حتی تاحالا یکبار هم خارج از بات ناشناسش باهاش حرف نزدم اما محبتی نسبت بهم داره که نزدیک ترین آدم زندگیم هم نسبت به من چنین محبتی نداره
تو بدترین شرایط کنارمونه،باهامون حرف میزنه،به قدری برامون عزیزه که وقتی چنلش رو چک میکنیم و میبینیم چند روزیه ازش خبری نیست دلمون میریزه،نکنه مامان چیزیش شده؟
پس میبینی؟جایگاهت انقدر برای من و بقیه زامبی ها عزیزه
هیچکس حالش خوب نیست،همه درد داریم،همه توی یه تاریخ لعنتی گیر کردیم و از اون روز به بعد هیچکس مثل قبل نشد
اما کنار هم میمونیم،به هم تکیه میکنیم و صاف و استوار می‌ایستیم و انتقام جون عزیزانمون رو میگیریم مامان...پس خودت رو نبازی ها:)
ما پشتتیم🫂🤍
https://t.me/c/1580553323/24798
و میدونید که ما هم خعلی خعلی خعلی دوستون داریم مگه نه؟
ماهم خعععلییی دوست داریم مامان
خدا برامون حفظت کنه💋
مامانی، دوستت داریم🫂
الان می‌فهمم چرا گاهی اوقات توی ذهنم تصور می‌کنم، دندون‌های بدخواهاتون رو توی دهنشون خرد می‌کنم. چون دیوونه‌تونم:)🫀
𓈒𓍼𝔥𝔢𝔞𝔳𝔢𝔫𝔩𝔶 𝔣𝔞𝔦𝔯𝔦𝔢𝔰𓍢
میدونی مامان،من مثل تو هنر نوشتن ندارم حتی نمیدونم چطور بنویسم که راحت متوجه منظورم بشی اما تلاشم رو میکنم امروز داشتم ازت پیش یکی از دوستام میگفتم گفتم ایوانا حتی نمیدونه من دقیقا چه کسی ام،حتی تاحالا یکبار هم خارج از بات ناشناسش باهاش حرف نزدم اما محبتی…
توی دنیام چشم‌هام هر زیبایی‌ای ببینه، قلبم یاد شماها می‌افته. تاابد…
با موج دریا، پرواز پرنده‌ها، خنکای نسیم سحر، بوی گل‌ها، بازی رنگ‌ها، پریشانی گیسوان زنان، سکوت شب، رقص مستانه شاخه‌های بید و… یادتون می‌افتم و می‌گم کاش هونز پیشم بودن.
از این به بعد اون لحظات قلبمو صدا می‌کنم، تا یادم بیاد دخترهام اصلا دور نیستن.🫀
ما هم خعلی دوست داریم🫂
https://t.me/c/1580553323/24798
ما هم خعلی خعلی زیاد دوست داریم عزیزدلم:))♡
مامان ایوا؟
قربونت برم، خوشحالم که اینجایی:)
خیلی دلم برات تنگ شده بود🫂
از خودت مراقبت میکنی دیگه؟:)