جـــان پناھ
@EGHMAA – OUR REMEMBRANCE | یاد ما
ای من فدای چشم تو
یاد تو جدا بخیر.
جـــان پناھ
«ما، ساکنین جانپناه، قول میدهیم هر روز تلاش کنیم تا در کنار هم زنده بمانیم.🌟🐦🔥🫵🏻🧚🏻♂️🧊💘🪄🧸 » تایید و ثبت: قول انگشت کوچیک+مهر و موم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
One day, I’ll sing it for you
. ݁₊ ⊹ . ݁˖ . ݁
Close your eyes
Have no fear
The monster’s gone
. ݁₊ ⊹ . ݁˖ . ݁
. ݁₊ ⊹ . ݁˖ . ݁
Close your eyes
Have no fear
The monster’s gone
. ݁₊ ⊹ . ݁˖ . ݁
Until that day, I’ll count the stars every night, hoping the wink of the hundredth star is the sparkle of your eyes.🫀𝜗𝜚 ࣪˖ ִ𐙚
Dust It Off
The Dø
ᯓHold your memory for a moment
with a blind hand
Write some stories for tomorrow
From the bottle of amnesia
درود جان دلم
این مدت درگیر چند عارضه جسمی بودم که… نمیتونستم باشم دخترم.
خواستم دل نگرونیت آروم بگیره.
مراقب خودت باش ناز من
این مدت درگیر چند عارضه جسمی بودم که… نمیتونستم باشم دخترم.
خواستم دل نگرونیت آروم بگیره.
مراقب خودت باش ناز من
خوشا به حال آنان که بلدند
هنگام درد فریاد بکشند،
هنگام غم ناله کنند،
هنگام خشم عربده بکشند
و هنگام سوگ مویه کنند.
ما که جز خفقان و سوز چشم،
دستمان هم کوتاه بود.🖤
هنگام درد فریاد بکشند،
هنگام غم ناله کنند،
هنگام خشم عربده بکشند
و هنگام سوگ مویه کنند.
ما که جز خفقان و سوز چشم،
دستمان هم کوتاه بود.🖤
تمام این چند روز، با هر دردی که تیر کشید توی تنم، با هر حبه قرصی که بالا دادم، با هر نفسی که گیر کرد و سوختم، با هر زخمی که روی پوستم دیدم، با تکبهتک دردی که به استخوانهام افتاد قسم خوردم انتقام میگیرم.
حتی اگر از من یک دست هم باقی بمونه کافیه، یک انگشت و یا حتی یک ناخن.
تمام تار و پود جونم به انتقام سرپاست.
حتی اگر از من یک دست هم باقی بمونه کافیه، یک انگشت و یا حتی یک ناخن.
تمام تار و پود جونم به انتقام سرپاست.
Forwarded from 𓈒𓍼𝔥𝔢𝔞𝔳𝔢𝔫𝔩𝔶 𝔣𝔞𝔦𝔯𝔦𝔢𝔰𓍢
https://t.me/c/1580553323/24760
وای خداروشکر که هستی...:)
تو هم خیلی مواظب خودت باش عزیزدلم..خیلی دلتنگت بودم...🫂🤍
وای خداروشکر که هستی...:)
تو هم خیلی مواظب خودت باش عزیزدلم..خیلی دلتنگت بودم...🫂🤍
Forwarded from 𓈒𓍼𝔥𝔢𝔞𝔳𝔢𝔫𝔩𝔶 𝔣𝔞𝔦𝔯𝔦𝔢𝔰𓍢
مامان...؟؟؟
میدونی وقتی نیستی دل دخترات میگیره ولی بازم خودتو دریغ میکنی...؟؟😭😭
میدونی وقتی نیستی دل دخترات میگیره ولی بازم خودتو دریغ میکنی...؟؟😭😭
Forwarded from 𓈒𓍼𝔥𝔢𝔞𝔳𝔢𝔫𝔩𝔶 𝔣𝔞𝔦𝔯𝔦𝔢𝔰𓍢
مامان حالت خوبه؟
دلم برات اندازه مورچه تنگ شده بود:)
دلم برات اندازه مورچه تنگ شده بود:)
برگشت به زندگی عادی امکانپذیر نیست ولی تقریبا پنج روزه تونستم یکم آدمیزاد بشم و لاقل بتونم سرکار برم.
𓈒𓍼𝔥𝔢𝔞𝔳𝔢𝔫𝔩𝔶 𝔣𝔞𝔦𝔯𝔦𝔢𝔰𓍢
مامان...؟؟؟ میدونی وقتی نیستی دل دخترات میگیره ولی بازم خودتو دریغ میکنی...؟؟😭😭
مامان که همهچیزش فداییه دخترهاشه، جونم.
چند روز گوشیم مصادره بود تو کشوی مامان چون تنم دیگه ظرفیت غصه نداشت. بعد از اون هم که انگار زبونم رو قورت داده بودم. هیچ حرفی حال شما رو عوض نمیکرد.
چند روز گوشیم مصادره بود تو کشوی مامان چون تنم دیگه ظرفیت غصه نداشت. بعد از اون هم که انگار زبونم رو قورت داده بودم. هیچ حرفی حال شما رو عوض نمیکرد.
Forwarded from 𓈒𓍼𝔥𝔢𝔞𝔳𝔢𝔫𝔩𝔶 𝔣𝔞𝔦𝔯𝔦𝔢𝔰𓍢
وانا بیخبرمون نزار میدونم حال دل هیچکدوممون خوب نیست😭
Forwarded from 𓈒𓍼𝔥𝔢𝔞𝔳𝔢𝔫𝔩𝔶 𝔣𝔞𝔦𝔯𝔦𝔢𝔰𓍢
سلام مامان نمیدونید چقدر دلم براتون تنگ شده بود...
ولی حتی نمیتونستم به خودم اجازه بدم پیامی توی بات براتون بذارم)
اخه میدونستم بازگشت به شرایط قبل امکان پذیر نیست و ممکنه با هر حرفی باعث شم حالتون بد شه یا همچین چیزی...
خوشحالم که الان اینجایید)
ولی حتی نمیتونستم به خودم اجازه بدم پیامی توی بات براتون بذارم)
اخه میدونستم بازگشت به شرایط قبل امکان پذیر نیست و ممکنه با هر حرفی باعث شم حالتون بد شه یا همچین چیزی...
خوشحالم که الان اینجایید)
Forwarded from 𓈒𓍼𝔥𝔢𝔞𝔳𝔢𝔫𝔩𝔶 𝔣𝔞𝔦𝔯𝔦𝔢𝔰𓍢
وانا باز بیا پیش مون باشه ؟ ماهم خوب نیستیم ...بیا باهم خوب نباشیم
Forwarded from 𓈒𓍼𝔥𝔢𝔞𝔳𝔢𝔫𝔩𝔶 𝔣𝔞𝔦𝔯𝔦𝔢𝔰𓍢
https://t.me/c/1580553323/24768
الهی فدات بشم همه چیزم
هممون عزاداریم
هممون مریض شدیم
هممون دنبال انتقامیم
انقد خودتو اذیت نکن فقط خودتو تقویت کن تا به موقعش🖤
الهی فدات بشم همه چیزم
هممون عزاداریم
هممون مریض شدیم
هممون دنبال انتقامیم
انقد خودتو اذیت نکن فقط خودتو تقویت کن تا به موقعش🖤
دو هفته پیش یک خبری به من رسید که ازم خواسته شد هیچجا بهش اشاره نکنم چون شرایط براشون سختتر میشه…
مشتهامو روی کیسهی بیگناه خالی میکردم، پشت پلکهام چیز دیگهای جز اون کیسهی چرمی بود.
یه لحظه رفتم بریک تا موزیک سالن رو عوض کنم که همون لحظه یه ناشناس دریافت کردم. فقط یادمه گفتم الهی بمیرم… و نشستم و دیگه چیزی یادم نیست.
الان ۱۵ روزه داغ اون جوون توی سینهی من میسوزه.
هر روز گفتم کاش دروغ باشه، کاش جوابم رو بده. کاش کاش کاش…
این چند روز موقع سحر هر پرندهای لب پنجره نشست، بیدار شدم تا نکنه تو باشی که اومدی پیش من، دلم میخواست بال پرواز تکتکشون رو ببوسم.
مشتهامو روی کیسهی بیگناه خالی میکردم، پشت پلکهام چیز دیگهای جز اون کیسهی چرمی بود.
یه لحظه رفتم بریک تا موزیک سالن رو عوض کنم که همون لحظه یه ناشناس دریافت کردم. فقط یادمه گفتم الهی بمیرم… و نشستم و دیگه چیزی یادم نیست.
الان ۱۵ روزه داغ اون جوون توی سینهی من میسوزه.
هر روز گفتم کاش دروغ باشه، کاش جوابم رو بده. کاش کاش کاش…
این چند روز موقع سحر هر پرندهای لب پنجره نشست، بیدار شدم تا نکنه تو باشی که اومدی پیش من، دلم میخواست بال پرواز تکتکشون رو ببوسم.