Forwarded from 𓈒𓍼𝔥𝔢𝔞𝔳𝔢𝔫𝔩𝔶 𝔣𝔞𝔦𝔯𝔦𝔢𝔰𓍢
زامبی شماره ۸۵ هستم
من صبح حرم اودکرک
ظهر حرم اودکرک
شب حرم اودکرک
کلا مشغول نیایش در اتاقک
من صبح حرم اودکرک
ظهر حرم اودکرک
شب حرم اودکرک
کلا مشغول نیایش در اتاقک
Forwarded from 𓈒𓍼𝔥𝔢𝔞𝔳𝔢𝔫𝔩𝔶 𝔣𝔞𝔦𝔯𝔦𝔢𝔰𓍢
میدونید یاد چی افتادم؟
آقا گرگه/ گرگینه و خانومش تو هتل ترانسیلوانیا و n تا بچه هاشون که هرجا میرن بچه ها کلی شلوغ کاری میکنن و همه چی داغون
فکر کنید ما باهم بریم اونجا چه اوضاعی بشه 🤏 هرکی یه گوشه یه خرابکاری
آقا گرگه/ گرگینه و خانومش تو هتل ترانسیلوانیا و n تا بچه هاشون که هرجا میرن بچه ها کلی شلوغ کاری میکنن و همه چی داغون
فکر کنید ما باهم بریم اونجا چه اوضاعی بشه 🤏 هرکی یه گوشه یه خرابکاری
Forwarded from 𓈒𓍼𝔥𝔢𝔞𝔳𝔢𝔫𝔩𝔶 𝔣𝔞𝔦𝔯𝔦𝔢𝔰𓍢
یعنی فقط زامبیه شماره ۱۷۶ که منم، دنبالِ عمارت رومرو میگرده تا بره پیش یوکا و ریو؟
Forwarded from 𓈒𓍼𝔥𝔢𝔞𝔳𝔢𝔫𝔩𝔶 𝔣𝔞𝔦𝔯𝔦𝔢𝔰𓍢
https://t.me/AttackOnZombies/24657
همهاش رو از بَرَم ایوا
ولی بزار توی تخیلاتم پیش دونه باشه، از کیسهی بوکسش اویزون بشه و ریو زخمهاش رو درمان کنه.
همهاش رو از بَرَم ایوا
Telegram
جـــان پناھ
⡆⢄⡢⢃⡘ ⢂⡆⡌⢃⡅ ⠩⠃⢒⠎ ⠸⠰⣠⠸
طاقت ندارم، اگر رفتیم آمستردام بیاید فکر کنیم همهشون هستن و هیچ اتفاقی نیوفتاده
تاپیکها در گپ نظرات، جای نظر و همخوانیه. لطفا چیز دیگهای داخل تاپیک آدونیا نبینم. اولین و آخرین تذکرمه.
Forwarded from Deleted Account
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جـــان پناھ
famous blue raincoat-Leonard Cohen – ✞︎ADONIA
دلیل انتخاب این موزیک در پارت۴۲ و تحتتاثیر قرار گرفتن هوسوک، تحلیل متن آهنگه.
“بارانی آبی معروف” یکی از مرموز و احساسیترین ترانههای کوهن هست که مثل یک نامهی نیمهتمام نوشته شده و عمداً در مرز واقعیت و خیال معلق میمونه. کوهن هیچوقت داستان پشت ترانه رو کامل توضیح نداد اما مشخصا در مورد رابطهی دو مرد هست که هیچوقت مشخص نشد چطور بوده!
نامه خطاب به مردیست که عاشق زن راوی به نام جین شده.
در متن ترانه اشاره به «بارانی آبی» میشه که راوی قبلاً داشته و اون مرد حالا میپوشه. این بارانی نشونهای از هویت مشترک، یادگاریهای گذشته
حتی نقشهایی که آدمها از هم میگیرن.
بیشتر دربارهی رابطهی پیچیدهی دو مرده…
“بارانی آبی معروف” یکی از مرموز و احساسیترین ترانههای کوهن هست که مثل یک نامهی نیمهتمام نوشته شده و عمداً در مرز واقعیت و خیال معلق میمونه. کوهن هیچوقت داستان پشت ترانه رو کامل توضیح نداد اما مشخصا در مورد رابطهی دو مرد هست که هیچوقت مشخص نشد چطور بوده!
نامه خطاب به مردیست که عاشق زن راوی به نام جین شده.
در متن ترانه اشاره به «بارانی آبی» میشه که راوی قبلاً داشته و اون مرد حالا میپوشه. این بارانی نشونهای از هویت مشترک، یادگاریهای گذشته
حتی نقشهایی که آدمها از هم میگیرن.
بیشتر دربارهی رابطهی پیچیدهی دو مرده…