زامبیز، ایوانا از اعماق قلبش نه تنها دوستتون داره بلکه میپرسته فرشتههاش رو. برای سلامتیتون هیچکاری از دستم بر نمیاد جز اینکه زانو بزنم و طلب رحم کنم از اونی که برای شنیدن صدای ما خیلی مقاومت میکنه.
خواهش میکنم بمونید، میدونم دست خودتون نیست ولی بمونید. تحملم به انتهاش نزدیکه ولی پناه فرو نمیریزه.
امانت میگیرم ترستون رو به قلبم و اشکهاتون رو به چشمهام. دورتون بگردم، نیلوفرهای این مرداب.
جـــان پناھ
*اعلام حضور*
دورتون بگردم که انرژی میذارید و اعلام حضور میکنید. لطفا بقیه هم اعلام کنید، چند روزه از خیلیهاتون خبری ندارم.
*اعلام حضور*
دردونههای ایوانا، بابت مشکلات شبکههای اینترنتی، کانکت شدن بسیار دشوار شده.
در سلامت کامل جسمانیام و امیدوارم شما و خانوادهتون هم همینطور باشید.
آغوش گرم مامان بازه، منتظرتم🫀
دردونههای ایوانا، بابت مشکلات شبکههای اینترنتی، کانکت شدن بسیار دشوار شده.
در سلامت کامل جسمانیام و امیدوارم شما و خانوادهتون هم همینطور باشید.
آغوش گرم مامان بازه، منتظرتم🫀
بابت اینکه محکم ایستادی تا اطرافیانت فرو نریزن، بهت افتخار میکنم، جون مامان.
از اینکه توی خلوتت، خودت رو آروم میکنی تا جون ادامه داشته باشی بهت افتخار میکنم، امید مامان.
چشم به راه و منتظر حضورتم، پیچک قلب.
از اینکه توی خلوتت، خودت رو آروم میکنی تا جون ادامه داشته باشی بهت افتخار میکنم، امید مامان.
چشم به راه و منتظر حضورتم، پیچک قلب.
زیبای من، تو را در آسمان شب میدیدم، میان سکوت ستارهها و خیرگی ماه.
حال فقط رعب است؛ در میان تمامی این وحشت، نگران این تازیهای درخشانم که وقیحانه به جانت افتادهاند.
حال فقط رعب است؛ در میان تمامی این وحشت، نگران این تازیهای درخشانم که وقیحانه به جانت افتادهاند.
Forwarded from 𓈒𓍼𝔥𝔢𝔞𝔳𝔢𝔫𝔩𝔶 𝔣𝔞𝔦𝔯𝔦𝔢𝔰𓍢
جون تازه بهم دادی.
عادیه...
هر چیزی درباره آدونیا به ما جون تازه میده...✨️🎀🫠👌🏻