Forwarded from •نقاب•
وقتی برای چیزی که باید سوگواری نکردی، حالا برای همهچیز سوگواری.
Forwarded from 𓈒𓍼𝔥𝔢𝔞𝔳𝔢𝔫𝔩𝔶 𝔣𝔞𝔦𝔯𝔦𝔢𝔰𓍢
مامان میشه یه بار بیای در مورد روابط انسانی و تجربیاتت بگی؟ 🥲
𓈒𓍼𝔥𝔢𝔞𝔳𝔢𝔫𝔩𝔶 𝔣𝔞𝔦𝔯𝔦𝔢𝔰𓍢
مامان میشه یه بار بیای در مورد روابط انسانی و تجربیاتت بگی؟ 🥲
قربونتون برم که اکثرا دانشجو شدید
خب، روابط دانشگاهی من خدا رو شکر شبیه عشق ابدی نبوده ولی اکثرا میگن دانشگاهها مخصوصا آزاد به این شکلن.
صحبت در مورد این موضوع خیلی گستردهست و چیزی که من میگم ممکنه برای شما کار نکنه چون از نقطه نظر و تجربیات خودم داره گفته میشه و لزوما قرار نیست شما هم به این شکل باشید.
گفتن یک سری چیزها شخصیه ولی میتونم چیزهایی که بهتکمک میکنه رو بگم.
• این رو بدون که قراره کلی اشتباه کنی و اشتباه ببینی، در آخر باید به این اشتباهات آگاه باشی تا ورژن بهتری ازت ساخته بشه.
• دانشگاه مکان مناسبی برای پیشرفت روابط اجتماعی و داشتن دوستی و یا عشق هست اما این رو بدون که نباید از ابتدا زیاد جدیاش بگیری. مکان مناسبی هست اما فقط درصد پایینی از این روابط موفق میشن برای همین روی روابطت تکیه نکن و بیشتر از خود و آیندت بهش اهمیت نده.
• تا میتونی از امکانات دانشجویی استفاده کن. خرید پکیج آموزشی، خوندن کتابهای مربوطه، شرکت در همایشها و تجمعات دانشگاه، کارآموزی، ساخت ارتباط محکم با اساتید رو جزو الزامات خودت در این دوران بدون. ( هر طور شده با اساتیدت ارتباط مناسب بگیر حتی اگر بقیه پاچهخواری دونستنش)
• عضو انجمنهای دانشگاهی و نشریهها شو و اگر به نمراتت لطمه نمیخورد، داخل این حوضهها فعالیت کن. هم ارتباطاتت گستردهتر میشه هم یاد میگیری چطور با یک شخص مسئول چطور صحبت کنی تا کارت راه بیوفته و هم مسئولیت یاد میگیری. توی تمام اینها هم ممکنه فرصت شغلی خوبی سراغت بیاد. (باز هم میگم، اگر به درست نرسیدی انجامش نده، چون معدل و درست واجبتره)
• با اشخاصی که مسئولیتپذیر نیستن دوست نشو چون در نهایت توی درسهات با همونها همگروه میشی و بار پروژه و کارهای مشترک سنگین میشه روی تو و ناحقی میشه.
• از دراماها فاصله بگیر یا اگر دوست داشتی بشنو و هیچی نگو. (جز خودت برای کسی دلسوزی نکن)
در نهایت برات دوران خوبی رو آرزو میکنم چون دوران دانشگاه من هم یکی از بهترین دورههای زندگیم بوده که سعی کردم از سختیهاش درس بگیرم و از خوشیهاش یاد کنم.
• این رو بدون که قراره کلی اشتباه کنی و اشتباه ببینی، در آخر باید به این اشتباهات آگاه باشی تا ورژن بهتری ازت ساخته بشه.
• دانشگاه مکان مناسبی برای پیشرفت روابط اجتماعی و داشتن دوستی و یا عشق هست اما این رو بدون که نباید از ابتدا زیاد جدیاش بگیری. مکان مناسبی هست اما فقط درصد پایینی از این روابط موفق میشن برای همین روی روابطت تکیه نکن و بیشتر از خود و آیندت بهش اهمیت نده.
• تا میتونی از امکانات دانشجویی استفاده کن. خرید پکیج آموزشی، خوندن کتابهای مربوطه، شرکت در همایشها و تجمعات دانشگاه، کارآموزی، ساخت ارتباط محکم با اساتید رو جزو الزامات خودت در این دوران بدون. ( هر طور شده با اساتیدت ارتباط مناسب بگیر حتی اگر بقیه پاچهخواری دونستنش)
• عضو انجمنهای دانشگاهی و نشریهها شو و اگر به نمراتت لطمه نمیخورد، داخل این حوضهها فعالیت کن. هم ارتباطاتت گستردهتر میشه هم یاد میگیری چطور با یک شخص مسئول چطور صحبت کنی تا کارت راه بیوفته و هم مسئولیت یاد میگیری. توی تمام اینها هم ممکنه فرصت شغلی خوبی سراغت بیاد. (باز هم میگم، اگر به درست نرسیدی انجامش نده، چون معدل و درست واجبتره)
• با اشخاصی که مسئولیتپذیر نیستن دوست نشو چون در نهایت توی درسهات با همونها همگروه میشی و بار پروژه و کارهای مشترک سنگین میشه روی تو و ناحقی میشه.
• از دراماها فاصله بگیر یا اگر دوست داشتی بشنو و هیچی نگو. (جز خودت برای کسی دلسوزی نکن)
در نهایت برات دوران خوبی رو آرزو میکنم چون دوران دانشگاه من هم یکی از بهترین دورههای زندگیم بوده که سعی کردم از سختیهاش درس بگیرم و از خوشیهاش یاد کنم.
رفته بودیم داخل گوگل مپ جزئیات پروژه رو چک کنیم، بهش میگم کاش توی این پیادهرو بودم. پرسید چرا؟ گفتم تکتک این درختها رو بغل میکردم. خیلی خندید. یک آقایی کنار حوض بود، اشاره کردم بهش گفتم کاش جای این آقایی بودم. گفت چون درخت کناریش رو بغل کنی؟ گفتم نه، نیامو میذاشتم توی آب حوض فوت میکردم، قلقل کنه. غش غش خندید. هی میپرسید آخه چرا یهو همچین چیزهایی دلت میخواد؟
شاید مرگ هم نوشیدنی سنگینیست که کمک میکند شب کسالتآوری را، که همان زندگیمان باشد، از یاد ببریم.
- خاطرات یک آدمکش
برای بابام خطکش کرومی خریدم. شکلک مربع، دایره، ستاره، مثلث و لوزی داره. یه طرفش هم دالبر دالبره. تازشم تا هم میشه. کرومیهای نازنازی داره روش. دونات هم داره.