جـــان پناھ
547 subscribers
1.5K photos
362 videos
12 files
516 links
—— در میانه‌ی جنون و رویا،
خط‌تیره روایت می‌کند.

𓍢ℭ𝔬𝔫𝔱𝔞𝔠𝔱 𝔴𝔦𝔱𝔥 𝔪𝔢: @myhavensbot𓍯
Download Telegram
Forwarded from 𝑳𝒊𝒄𝒉𝒕 𝒗𝒂𝒏 𝒅𝒆 𝑷𝒆𝒏 𐙚 (Miss M)
🪽ما شبیه دیگر عاشقان تو نیستیم، بانوی من
اگر دیگری ابری به تو دهد
ما بارانت می‌دهیم
اگر دیگری فانوسی دهد
ما ماه را در دستانت می‌نهیم...🪽
Forwarded from 𝑳𝒊𝒄𝒉𝒕 𝒗𝒂𝒏 𝒅𝒆 𝑷𝒆𝒏 𐙚 (Dead Zombie)
پناهم، تولدت مبارکمون
وانای ناز من تولدت هزاران بار مبارک
از ته دلم برات آرزو میکنم که سن جدید پر از لحظه های وانیلی باشه
آرزو میکنم که هر شبت به زیبایی همون شب هایی باشه که برامون خلق کردی
امیدوارم لبخند قشنگت بشینه کنج لبت و ترکت نکنه
نمیدونی چقدر خوشحال و مفتخرم که کنارتم
و چقدر حس امنیت دارم که اگر اتفاقی افتاد میتونم روی حضورت یه حساب محکم باز کنم
عاشقتم وانا
تولدت مبارک نور زندگیم
یه بغل محکم-🫂
Forwarded from 𝑳𝒊𝒄𝒉𝒕 𝒗𝒂𝒏 𝒅𝒆 𝑷𝒆𝒏 𐙚 (شفیعی⋆˚✿˖°)
سلام سلام
این داستان: مامان ایوانا و نینی هاش
مامان ایوانای داستان ما همیشه کنار نینی هاشه و دستشونو میگیره یه وقت گم نشنااا،باهاشون میخنده ،نازشون میکنه،وقتایی که ناراحتن نینیاش براشون مرهم درداشونه و به حرفاشون گوش میده، باهاشون بازی میکنه حوصله اشون سر نره؛ اما گاهیم دعواشون میکنه و میفرستتشون فضا🚀
یا گوششونو میپیچونه میدونید چرا؟
چون نینی هاش بهش میگن مامانی تو خیلی کیوتیییی بله درسته مامان ایوا همه نینی هاشو خیلی خوب بزرگ کرده به خاطر همینم همیشه به حرفش گوش میکنن ولی خب کیوته دیگه! باید قبول کنه....
نینی های مامان ایوا هم همیشه کنارش میمونن و بهش کلی عشق و مهربونی میدنهر چند به پای عشقی که مامان ایوانا به اونا میده نمیرسه.
امروز تولد مامان ایواناس و یکی از نینی هاش یعنی بابونه که من باشم
میخوام بهش گل بابونه تقدیم کنم و تولدشو تبریک بگم

مامان قشنگممم تولدت مبارککککککک
مرسی که به دنیا اومدی و مامانی ما شدی🎂🎉🐣🌼
Forwarded from 𝑳𝒊𝒄𝒉𝒕 𝒗𝒂𝒏 𝒅𝒆 𝑷𝒆𝒏 𐙚 (ᴇʟɴᴀᴢ)
سلام راویِ بی‌نقاب🤍
امروز، روزیه که دنیا یه آدم خاص، متفاوت و الهام‌بخش رو به خودش هدیه داد، تویی.
ایوانا تولدت رو از ته‌دل تبریک می‌گم🫶🏻

راستش نمی‌دونم چطوری باید بگم که چقدر دوستت دارم و چقدر برام مهمی. نه فقط به‌خاطر نوشته‌هات، بلکه به‌خاطر خودت، همون آدم خاصی که پشت این کلمات قشنگه. :)🤍
من همیشه با آدونیا حال می‌کردم، گاهی می‌خندیدم، گاهی اشک می‌ریختم، گاهی هم می‌رفتم تو فکر...
آخه یجورایی انگار یه چیزی تو حرف‌هات بود که دقیقا همون لحظه بهش نیاز داشتم :)
نمی‌دونم چطوری این حس رو تو کلمه‌هات می‌ریزی ولی واقعا یه جادوی خاصی داری...

امیدوارم سال جدید زندگیت پر از آرامش، عشق و خوشحالی باشه💞
خوشحالم که تو رو شناختم حتی از دور و بدون که یه دونه الناز همیشه منتظر داستان جدید از توعه.🫂

تولدت مبارک هم‌نفس کلمه‌ها 💕
Forwarded from 𝑳𝒊𝒄𝒉𝒕 𝒗𝒂𝒏 𝒅𝒆 𝑷𝒆𝒏 𐙚 (𝑨𝒎𝒂𝒅𝒐𝒓𝒂)
سلام ایوانای قشنگم...
تولدت بی‌نهایت مبارک باشه🤍✨️🫧

حقیقتا... مدت‌هاست که دارم کنارت زندگی میکنم، از اواسط آدونیا وارد خونواده‌تون شدم، اما حسرت اینکه چرا هیچ‌وقت فعال نبودم و در سکوت پارت به پارت باهاتون جلو میومدم همیشه باهام میمونه... پس تصمیم گرفتم که دیگه خاموش نباشم
نمیدونم چی بگم، از ذوق بار اولی که جواب دایرکتمو دادی؟ یا ذوق هرباری که ناشناسمو جواب میدی؟ یا کامنتای اون چنل به قول خودت خودمونی‌؟ یا حس خوب وقتی که دوسال و نیم پیش میخواستم از یه رابطه سمی خارج شم و باهات حرف زدم و گفتی آیدیشو بده تا برم بکشمش😭😂
تو، برای تک‌تک ماها و خیلی از کسایی که توی سکوت کنارمونن یه الگوی بزرگ و قشنگی، کسی از جنس خودمون، مثل خودمون درکنار خودمون
یه بغل بزرگ برای تو دارم، اگه روزی اینقدر خوش‌شانس بودم که از نزدیک دیدمت و روم شد بیام جلو و دوست داشتی... بهت میدمش🫂🤍
درآخر، کلی مراقب خودت باش پناه🧡

-𝑨𝒎𝒂𝒅𝒐𝒓𝒂
Forwarded from 𝑳𝒊𝒄𝒉𝒕 𝒗𝒂𝒏 𝒅𝒆 𝑷𝒆𝒏 𐙚 (Miss M)
✮ ⋆ ˚。𖦹 ⋆。°✩
چه دلنشین میگه محمود درویش:
«دوستت دارم
با وجود اینکه توراهمیشه نمی بینم
دوستت دارم چون برایت نوشتم،
برایت خواندم
بخاطرت خندیدم
و بخاطر تو تغییر کردم!
تو را دوست دارم در حالیکه دوری
اما نزدیک ترینی به قلبم..»

✮ ⋆ ˚。𖦹 ⋆。°✩

تولد مبارک پرنده ی قلبم
میدونی چقد دوست دارم نه؟:)
Forwarded from 𝑳𝒊𝒄𝒉𝒕 𝒗𝒂𝒏 𝒅𝒆 𝑷𝒆𝒏 𐙚 (__BHNZ__)
وانا..
همیشه گفتم.. تو و آدونیا یه بخش فراموش نشدنی از زندگی من هستین
روز‌هایی که با تو و آدونیا زندگی کردم هیچوقت از یادم نمیره
قلمت جادوییه..  تو نوشته هات زندگی جریان داره
زندگی به معنی واقعی کلمه.. به دور از تجملات فیک امروزی با همه پستی و بلندی ها
خوشحالم که به دنیا اومدی و خوشحالم که شناختمت..
امیدوارم سال جدید زندگیت به زیبایی والس باشه
تولدت مبارک خالق رویا..🪷🤍
"آغوش بارونی محکم"

_بهناز
Forwarded from 𝑳𝒊𝒄𝒉𝒕 𝒗𝒂𝒏 𝒅𝒆 𝑷𝒆𝒏 𐙚 (𝑵𝒆𝒈𝒂𝒓)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
درود بر تنها پناه این خانواده‌ی بارونی.
چندین سال از زمانی که باهات آشنا شدم میگذره وانا و هنوز بدون شک میگم که زندگیم بعد از تو و آدونیا رنگ و بوی جدیدی پیدا کرد جوریکه حتی اگه توی هشتاد سالگی هم ازم بپرسن میگم یکی از بهترین دوران زندگیم همراه‌ با ایوانا و زامبیز گذشت.
ایوانای عزیزم سالروز تولدت مبارک باشه. امیدوارم تک تک لحظات زندگیت پر از لبخند، شادی، آرامش و به دور از هر غمی باشه. تا بی‌نهایت دوستت دارم مامان‌ 🤍🤍🤍

-نی‌نی خودت
Forwarded from 𝑳𝒊𝒄𝒉𝒕 𝒗𝒂𝒏 𝒅𝒆 𝑷𝒆𝒏 𐙚 (⑅ᐢ..ᐢdiba.)
درود بر آرامش جان و مسکن روح 🪔
حالت چطوره جانا؟!
دوباره یک سال دیگه اومد و شد زادروز پناه جان ^~^ مبارکمون باشهههه!! ><
مثل همیشه کلی خوشحالم که شناختمت و خودت رو بهمون شناسوندی!
سالم بمون، خوب غذا بخور، ورزش کن و بخند! کلی بخند و دنیای اطرافیانت رو نورانی کن؛ ما که ازش نمی‌تونیم بهره ببریم، حداقل اطرافیانت ببرن. 🙂‍↔️⭐️
همیشه برامون راوی باش و بذار بشینیم و گوش بدیم به این قصه‌گو که بزرگ‌ترین دلخوشی‌مونی.
بیست‌و‌سه‌ سالگیت رو زندگی! کن.
خیلی دوستت می‌دارم عزیز دل، لطفا حسابی مراقبت کن.
*سفففت بغل گرفتن تو و بوسه به نقره‌فام مشترکمون*
- ابر پنبه‌ای کوچولوت، دیبا 🧟‍♀☁️
Forwarded from 𝑳𝒊𝒄𝒉𝒕 𝒗𝒂𝒏 𝒅𝒆 𝑷𝒆𝒏 𐙚 (Hasti)
ایوانای عزیزم
تولدت مبارک فرشته‌ای که با واژه‌هاش نجات می‌ده، با قصه‌هاش زنده می‌کنه.
ادونیا برام فقط یه داستان نبود، یه خونه بود…
با دونه‌های کوچولو، عشق، اشک، و خنده.
تو فقط نویسنده نیستی، خالق دنیایی هستی که توش آدم دوباره عاشقِ زندگی می‌شه.
تو قصه نوشتی، ولی خودت شدی قشنگ‌ترین بخش زندگیِ ما.
ممنون که هستی، مامان ایوانا.

امیدوارم عشقایی که دادی، هزار برابر برگردن به دلت.
تولدت مبارک خالق قصه‌ها.
Forwarded from 𝑳𝒊𝒄𝒉𝒕 𝒗𝒂𝒏 𝒅𝒆 𝑷𝒆𝒏 𐙚 (Yuuki)
یادته مامان؟
هنوز هم ته گالریم که می‌رم، این عکس رو می‌بینم یاد حال و هوای اون روزها میفتم. روی دست خطت زوم می‌کنم و با خودم می‌گم چقدر دلم برای اون روزها و اون آدم‌ها تنگ شده.
اما هنوزم که دوروبرم رو نگاه می‌کنم، بمی‌بینم تو هستی. تو اینجایی برای بودن کنار زامبی‌هایی که از اعماق وجودشون دوستت دارن. نمی‌دونم دیگه چطور بگم چقدر‌ دوستت دارم ولی فکر می‌کنم همین عکس تمام حرف‌هام رو می‌زنه. گالریم جای عزیزترین‌هاست وانا.
زادروزت مبارک فرشته‌ی من؛ 🩷
Forwarded from 𝑳𝒊𝒄𝒉𝒕 𝒗𝒂𝒏 𝒅𝒆 𝑷𝒆𝒏 𐙚 (Odi 合࿐)
ایوانا و زامیز در اینده یوهاها:

تولدت مبارک مامان ایواااانا..
نه خوب نیست اهم اهم *
زادروزت مبارک خالق رویا *بغل سفت و سخت جوری که استخون ها ترق و توروق صدا بدن *
حقیقتا هروقت دیالوگ های ادونیا رو میخونم و میبینم یاد دراما ها و حرف هایی که با هونز میزدیم گریه ها عر زدن ها و خوشحالی هامون میوفتم...
با قلم زیبات دنیای ادونیا رو برامون برای هونز ساختی و * هر پارت آنقدر سرد و گرممون کردی خندیدیم گریه کردیم ناراحت شدیم عصبانی شدیم کارلو رو تکه تکه کردیم هرمان رو قربون صدقه رفتیم، باهم شیپ‌شون- نه چیز یعنی ...
سر هرپارت آنقدر مردیم و زنده شدیم تا از هونز تبدیل به زامبیز شدیم!
مامان زامبی قشنگمون 🫠 خیلی خیلی زیاد دوستت داریم خخییییلییی زیادددد یعنی جدی خیلییییی نسمسمسنمسمس
تولدت موبارککک 😭😭😭
یه سال پیرتر شدی *زبون در اوردن*
لطفا بیست و سه سالگی شاد و خوشحال و سلامت باش با نوشته هات برای ما دنیا خلق و بیشتر با اذیت کردن ما "نیشخند " های معروفت رو بزن 👾
پ.پ*پلی کردن آهنگ بندری و قر جانانه دادن با بقیه زامبیز* ترجیحا امشو شوشه

پ.پ.پ*عکس کیک سالاد شیرازی نیافتم
قربان شوما ننه بزرگوار
دوباره تولدتان موبارکا
Forwarded from 𝑳𝒊𝒄𝒉𝒕 𝒗𝒂𝒏 𝒅𝒆 𝑷𝒆𝒏 𐙚 (Yugen)
ایوانا، اتفاق خوب من، امشب شب تولدته و من دورترین آدمی‌ام که با تمام وجود بهت نزدیکه؛ آشناترین غریبه‌ی زندگیت. من خیلی توی دیدرست نیستم ولی از دور دوستت دارم، مراقبتم و نگاهت میکنم. تو به دل نگیر دور بودنم رو، باشه؟ تو راهت رو بگیر و برو؛ امیدوارم زندگی باهات مهربون باشه، به دور از ناامیدی زندگی کنی، بخندی و از ته دل شاد باشی. برات بهترینا رو میخوام، جای منم تو زنده و برنده باش و بذار دنیا هنوز قشنگیاش رو داشته باشه. میخوام بدونی خوشحالم که در برهه‌ای از زندگیت حضور دارم و ممنونم بابت دلخوشی‌های به یادموندنی‌ای که برام ساختی و اجازه دادی توی ابریشم نگاهت آروم آروم پیله کنم و توی سیاه و سفید چشمات گم بشم. میتونم به جای هدیه دادن بابت تولدت، ازت یه سری درخواست داشته باشم؟ مثلا اینکه من رو بدوزی به چشمات چون قوه‌های چشمات قوی‌ترین داروی ممکن برای منن، من رو مثل یه گوشواره‌ ببندی به گوش‌هات که از اونجا بتونم باهات حرف بزنم، من رو ببندی به موهات تا با پیچک موهات شعر بسازم و خودمو بسپرم به بادهای اردی‌بهشت و با نت ملایم موهات اردی‌بهشت رو اردی‌به‌عشق کنم. چرا که بودنت برای روحم واجبه، موندنت به همه چی می‌ارزه، تو برام روشنایی تو تاریکی هستی، امیدی وسط ناامیدی‌هام، تویی که با اومدنت عمر دوباره دادی بهم؛ پس بمون وقتی میگم بودنت مهمه! یعنی اونقدر مهمه که اگه نباشی، روز باشه شب میشه برامون، خوب باشه بد میشه هوامون، خنده باشه غصه میشه دلامون، بودنت اونقدر مهمه که اگه روز باشه و تو بگی شبه، شب میشه برامون. تو پنهونی‌ترین راز مایی، فراموش‌نشدنی‌ترین مخاطب زندگیمون و بزرگ‌ترین پیروزی دوران حیاتمون.

تولدت مبارک، زیباییِ خلقت.
Forwarded from Freakland
تو بهم ثابت کردی آدما میتونن کیلومترها ازت دور باشن ولی قلباشون نزدیکترین باشه
رفیق ترین باشه
نگرانت بشه
مادرانه و خواهرانه کمکت کنه
بیشتر از خودت به فکر زندگی و آینده ات باشه
هربار اومدم پیشت با هر مسئله ای، همیشه برام گوش شنوا بودی بدون اینکه قضاوتم کنی
بدون منت هرساعتی از شبانه روز جوابمو دادی و...

میتونم تا ابد از خوبیات بگم اما دلیل علاقم بهت این چیزا نیست، فقط و فقط بخاطر خودته:)


@AttackOnZombies
تولدت، نہ یڪ تڪرار تقویمی، ڪہ رستاخیزی‌ست در واژه‌ها…
در روزے چنین، جهان بار دیگر بہ خاطر آورد ڪہ واژہ می‌تواند جان بگیرد، لبخند بزند، خون ببارد، و نفس بڪشد.
تو نیامده‌ای، تو نوشتہ شده‌ای؛ سطرے از سرنوشت ڪہ قلمے دیوانه، عاشق و عصیان‌گر نوشته…
و حالا، در سال‌روز تولد آن جمله‌ے معرڪه، جهان باید تعظیم ڪند در برابر ڪسے ڪہ با واژه، درون آدم‌ها را ورق می‌زند.
باشد ڪہ امروز، حروف براے تو برق بزنند، خیال‌ها صف بڪشند، و آسمان، ڪمے بیشتر از همیشہ شبیہ شعر شود.

تولدت پر از جادو، پر از جمله، پر از جان… ایواناے زیباے من تولدت مبارڪ… ★💗