تن خونین پسر رو در آغوش کشید و نگاهی به آسمان شب انداخت.
«قبل از اینکه به اینجا بیام… شبهایی که خوابم نمیبرد، ستارهها رو میشمردم. پدرم با صدای شمردنم نمیتونست بخوابه. یک شب بهم گفت اگر کسی در طی یک شب بتونه صدتا ستاره بشماره میمیره…
از اون شب به بعد دیگه ستارهها رو نشمردم. ترسیدم… ترسیدم از اینکه بمیرم، از اینکه حتی بدبخت و فقیر نباشم هم ترسیدم.
هیچی نبودن یا… هیچ بودن ترسناکه.»
«قبل از اینکه به اینجا بیام… شبهایی که خوابم نمیبرد، ستارهها رو میشمردم. پدرم با صدای شمردنم نمیتونست بخوابه. یک شب بهم گفت اگر کسی در طی یک شب بتونه صدتا ستاره بشماره میمیره…
از اون شب به بعد دیگه ستارهها رو نشمردم. ترسیدم… ترسیدم از اینکه بمیرم، از اینکه حتی بدبخت و فقیر نباشم هم ترسیدم.
هیچی نبودن یا… هیچ بودن ترسناکه.»
ᛪ༙𝔞𝔡𝔬𝔫𝔦𝔞ཀ
Forwarded from 𓈒𓍼𝔥𝔢𝔞𝔳𝔢𝔫𝔩𝔶 𝔣𝔞𝔦𝔯𝔦𝔢𝔰𓍢
یونگی هانامی: Who are you؟
یوکا: I'm the owner of this house
یوکا: I'm the owner of this house
𓈒𓍼𝔥𝔢𝔞𝔳𝔢𝔫𝔩𝔶 𝔣𝔞𝔦𝔯𝔦𝔢𝔰𓍢
یونگی هانامی: Who are you؟ یوکا: I'm the owner of this house
بهترین crossover رو اعلام کنم یا زوده؟
Yucca getting jealous over a fireman?
come on son, don’t be that dramatic!
come on son, don’t be that dramatic!
Forwarded from 常世. ⋆
بخدا هیچ آدمی رو انقدر توی زندگیم از پشت گوشی ویژی ویژیوار دوست نداشتم و برام پرستیدنی نبوده.
Forwarded from ⋆Freak⋆ (اُلدا)
بچهها راستی!
بهم گفته بودین به یه سری از نویسندهها پیشنهاد همکاری بدم.
راستش من به دو نفر پیشنهاد دادم و از یکیشون مطمئن نیستم ولی یه خوشگل خانم دیگه رو کنارمون خواهیم داشت.
ایوانا بانو
𐙚
بهم گفته بودین به یه سری از نویسندهها پیشنهاد همکاری بدم.
راستش من به دو نفر پیشنهاد دادم و از یکیشون مطمئن نیستم ولی یه خوشگل خانم دیگه رو کنارمون خواهیم داشت.
ایوانا بانو
𐙚
*ادای تسلیم*
الدا شبیخون زد دست و پاهامون رو بست، انداخت تو اقیانوسش.
الدا شبیخون زد دست و پاهامون رو بست، انداخت تو اقیانوسش.
Forwarded from 𓈒𓍼𝔥𝔢𝔞𝔳𝔢𝔫𝔩𝔶 𝔣𝔞𝔦𝔯𝔦𝔢𝔰𓍢
میدونستم قراره بازم رویا خلق کنی
گفته بودم قصهی ما به سر نرسیده. حالاحالاها دارمتون، برای نوشتن زیادی مرخصی بودم.
Forwarded from 𓈒𓍼𝔥𝔢𝔞𝔳𝔢𝔫𝔩𝔶 𝔣𝔞𝔦𝔯𝔦𝔢𝔰𓍢
نیشخند ایوانایی داری میزنی
من میبینمششش
من میبینمششش
𓈒𓍼𝔥𝔢𝔞𝔳𝔢𝔫𝔩𝔶 𝔣𝔞𝔦𝔯𝔦𝔢𝔰𓍢
نیشخند ایوانایی داری میزنی من میبینمششش
دوربین کار گذاشتی؟ راستشو بگو.
Forwarded from 𓈒𓍼𝔥𝔢𝔞𝔳𝔢𝔫𝔩𝔶 𝔣𝔞𝔦𝔯𝔦𝔢𝔰𓍢
خیلی خوشحالم که ادمای حسابی دور هم جمع میشن
مشتاق داستانتم ایوانا
مشتاق داستانتم ایوانا