Forwarded from 𓈒𓍼𝔥𝔢𝔞𝔳𝔢𝔫𝔩𝔶 𝔣𝔞𝔦𝔯𝔦𝔢𝔰𓍢
دیگه جدی هرچی یادمون بره کلبهی باصفای خانم لومن رو یادمون نمیره!
Forwarded from 𓈒𓍼𝔥𝔢𝔞𝔳𝔢𝔫𝔩𝔶 𝔣𝔞𝔦𝔯𝔦𝔢𝔰𓍢
رقص زیر بارون کنار کلبه خانم لومن فراموش نشدنیه
جـــان پناھ
پارهای از خبرها: تخم جدید گذاشتن.
توجه توجه، ساعتی پیش تخم جدیدی به این لونه اضافه شد.
No Bahar
Milad Ghahari
میگه: نتومبه ته محله ره دست بیرم (نمیتونم از دیارت دست بکشم)
منم نمیتونم از اون خاکی دست بکشم که تو رو زیرش جا گذاشتم.
تن خونین پسر رو در آغوش کشید و نگاهی به آسمان شب انداخت.
«قبل از اینکه به اینجا بیام… شبهایی که خوابم نمیبرد، ستارهها رو میشمردم. پدرم با صدای شمردنم نمیتونست بخوابه. یک شب بهم گفت اگر کسی در طی یک شب بتونه صدتا ستاره بشماره میمیره…
از اون شب به بعد دیگه ستارهها رو نشمردم. ترسیدم… ترسیدم از اینکه بمیرم، از اینکه حتی بدبخت و فقیر نباشم هم ترسیدم.
هیچی نبودن یا… هیچ بودن ترسناکه.»
«قبل از اینکه به اینجا بیام… شبهایی که خوابم نمیبرد، ستارهها رو میشمردم. پدرم با صدای شمردنم نمیتونست بخوابه. یک شب بهم گفت اگر کسی در طی یک شب بتونه صدتا ستاره بشماره میمیره…
از اون شب به بعد دیگه ستارهها رو نشمردم. ترسیدم… ترسیدم از اینکه بمیرم، از اینکه حتی بدبخت و فقیر نباشم هم ترسیدم.
هیچی نبودن یا… هیچ بودن ترسناکه.»
ᛪ༙𝔞𝔡𝔬𝔫𝔦𝔞ཀ
Forwarded from 𓈒𓍼𝔥𝔢𝔞𝔳𝔢𝔫𝔩𝔶 𝔣𝔞𝔦𝔯𝔦𝔢𝔰𓍢
یونگی هانامی: Who are you؟
یوکا: I'm the owner of this house
یوکا: I'm the owner of this house
𓈒𓍼𝔥𝔢𝔞𝔳𝔢𝔫𝔩𝔶 𝔣𝔞𝔦𝔯𝔦𝔢𝔰𓍢
یونگی هانامی: Who are you؟ یوکا: I'm the owner of this house
بهترین crossover رو اعلام کنم یا زوده؟
Yucca getting jealous over a fireman?
come on son, don’t be that dramatic!
come on son, don’t be that dramatic!