Forwarded from یادگار عصمت غمگین اعصار (مجید دادفر)
یادداشت شماره ۱۲۴۰
ز روزگار به رنجم ز دوستان محروم
چو مرتضی ز خلافت، چو فاطمه ز فدک
شهاب الدین ادیب صابر
نقل از تذکره هفت اقلیم، امین احمد رازی، تصحیح سید محمدرضا طاهری«حسرت»، جلد دوم، انتشارات سروش، ۱۳۸۹، ص ۵۹۹
@barebaaghedaanesh
ز روزگار به رنجم ز دوستان محروم
چو مرتضی ز خلافت، چو فاطمه ز فدک
شهاب الدین ادیب صابر
نقل از تذکره هفت اقلیم، امین احمد رازی، تصحیح سید محمدرضا طاهری«حسرت»، جلد دوم، انتشارات سروش، ۱۳۸۹، ص ۵۹۹
@barebaaghedaanesh
Forwarded from التراث والتحقيق بين يديك
عادة ما يمتاز به الخوانساريون جودة الخط وتثبيت تاريخ الفراغ من النسخ.
ألا موت يباع فأشتريه
فهذا العيش ما لا خير فيه
ألا موت لذيذ الطعم يأتي
يخلصني من العيش الكريه
إذا أبصرتُ قبراً من بعيد
وددت لو أنني مما يليه
ألا رحم المهيمن نفس حر
تصدّق بالوفاة على أخيه
🖌مهلبي م٩٦٣
[آیا مرگ فروخته نمیشود تا آن را بخرم؟!
که خیری در این زندگانی نیست.
آیا مرگِ خوشگوار نمیآید
تا مرا از این زندگی زشت خلاص کند؟!
هرگاه از دور قبری را میبینم،
دوست میدارم که من درون آن باشم.
خدا رحمت کند کسی را که مرگ را به برادرش(=یعنی شاعر) صدقه دهد.]
📚 صفحات من صبر العلماء، عبدالفتاح أبوغدة
کانال عتائق 📝 @ataeq
فهذا العيش ما لا خير فيه
ألا موت لذيذ الطعم يأتي
يخلصني من العيش الكريه
إذا أبصرتُ قبراً من بعيد
وددت لو أنني مما يليه
ألا رحم المهيمن نفس حر
تصدّق بالوفاة على أخيه
🖌مهلبي م٩٦٣
[آیا مرگ فروخته نمیشود تا آن را بخرم؟!
که خیری در این زندگانی نیست.
آیا مرگِ خوشگوار نمیآید
تا مرا از این زندگی زشت خلاص کند؟!
هرگاه از دور قبری را میبینم،
دوست میدارم که من درون آن باشم.
خدا رحمت کند کسی را که مرگ را به برادرش(=یعنی شاعر) صدقه دهد.]
📚 صفحات من صبر العلماء، عبدالفتاح أبوغدة
کانال عتائق 📝 @ataeq
Forwarded from حکمت طبیعی
🔸 گزارش جالب سخاوی از طب آموزی نووی
✍ خوشبختانه بهلطف کتاب عيون الأنباء في طبقات الأطباء ابنابیاصیبعه اطلاعات خوبی از شیوههای آموزش پزشکی و درمان در دمشق همزمان با نووی در دست داریم. پزشکی جالینوسی با پیرنگی سینوی سنت رسمی پزشکی بوده است.
بنا به گزارش سخاوی، نوویِ محصّل علوم دینی، زمانی تصمیم میگیرد که پزشکی بیاموزد. در مسیر تحصیل پزشکی، کدورت باطنی که از خواندن این علم بر او عارض میگردد، سبب میشود که مطالعات او در باره پزشکی دیری نپاید و او این دانش را کنار بگذارد. نووی میگوید:
« بر ذهنم آمد که دانش پزشکی بیاموزم. کتاب قانون( ِ ابن سینا) را خریدم و عزم را بر پرداختن به آن جزم کردم. قلبم تار و تیره شد. روزهایی توان پرداختن به چیز دیگری نداشتم. به کار خود اندیشیدم: از کجا این تیرگی بر من وارد شده است؟ خداوند متعال بر من الهام نمود که سبب این تیرگی دل، پرداختن به پزشکی است. به سرعت، کتاب یادشده (القانون في الطب) را فروختم و از خانهام هر چه که به نحوی با پزشکی در نسبت بود، بیرون افکندم. پس، دلم دوباره روشن گشت و حال خوشی که داشتم بازگشت و به آنچه پیش از این بر آن بودم، بازگشتم».
🌾 @naturalphilosophy
✍ خوشبختانه بهلطف کتاب عيون الأنباء في طبقات الأطباء ابنابیاصیبعه اطلاعات خوبی از شیوههای آموزش پزشکی و درمان در دمشق همزمان با نووی در دست داریم. پزشکی جالینوسی با پیرنگی سینوی سنت رسمی پزشکی بوده است.
بنا به گزارش سخاوی، نوویِ محصّل علوم دینی، زمانی تصمیم میگیرد که پزشکی بیاموزد. در مسیر تحصیل پزشکی، کدورت باطنی که از خواندن این علم بر او عارض میگردد، سبب میشود که مطالعات او در باره پزشکی دیری نپاید و او این دانش را کنار بگذارد. نووی میگوید:
« بر ذهنم آمد که دانش پزشکی بیاموزم. کتاب قانون( ِ ابن سینا) را خریدم و عزم را بر پرداختن به آن جزم کردم. قلبم تار و تیره شد. روزهایی توان پرداختن به چیز دیگری نداشتم. به کار خود اندیشیدم: از کجا این تیرگی بر من وارد شده است؟ خداوند متعال بر من الهام نمود که سبب این تیرگی دل، پرداختن به پزشکی است. به سرعت، کتاب یادشده (القانون في الطب) را فروختم و از خانهام هر چه که به نحوی با پزشکی در نسبت بود، بیرون افکندم. پس، دلم دوباره روشن گشت و حال خوشی که داشتم بازگشت و به آنچه پیش از این بر آن بودم، بازگشتم».
🌾 @naturalphilosophy
🔥2
🔥اَلْخِصَالُ ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ اَلْحَسَنِ بْنِ اَلْوَلِيدِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ اَلْحَسَنِ اَلصَّفَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي اَلْخَطَّابِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ اَلْمُفَضَّلِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ عَنِ اَلنِّيرَانِ فَقَالَ نَارٌ تَأْكُلُ وَ تَشْرَبُ وَ نَارٌ تَأْكُلُ وَ لاَ تَشْرَبُ وَ نَارٌ تَشْرَبُ وَ لاَ تَأْكُلُ وَ نَارٌ لاَ تَأْكُلُ وَ لاَ تَشْرَبُ فَالنَّارُ اَلَّتِي تَأْكُلُ وَ تَشْرَبُ فَنَارُ اِبْنِ آدَمَ وَ جَمِيعِ اَلْحَيَوَانِ وَ اَلَّتِي تَأْكُلُ وَ لاَ تَشْرَبُ فَنَارُ اَلْوَقُودِ وَ اَلَّتِي تَشْرَبُ وَ لاَ تَأْكُلُ فَنَارُ اَلشَّجَرَةِ وَ اَلَّتِي لاَ تَأْكُلُ وَ لاَ تَشْرَبُ فَنَارُ اَلْقَدَّاحَةِ وَ اَلْحُبَاحِبِ.
📚 بحارالأنوار، ج۵۶، ص۳۲۹
کانال عتائق 📝 @ataeq
📚 بحارالأنوار، ج۵۶، ص۳۲۹
کانال عتائق 📝 @ataeq
🔥2
Forwarded from طب و زبان عربی
🔹 إن العاقل إذا تفقّد ونظر فيما يعتوره الكون والفساد من هذا العالم، ورأى أن عنصرها عنصر مستحيل منحل سيال لا ثبات لشيء منه، ولا دوام له بالشخصية، بل كلها زائل داثر مستحيل فاسد مضمحل، فلا ينبغي أن يستكثر ويستعظم ويستفظع ما سلب منه وفجع به منها، بل يجب عليه أن يعد مدة بقائها له فضلًا، وما استمتع به من ذلك ربحًا، إذ كان فناؤها وزوالها كائنًا لا محالة ولا يعظم ويكبر ذلك عليه وقت كونه إذ كان شيئًا لا بد أن يعرض فيها فإنه متى أحب دوام بقائها فقد رام ما لا يمكن وجوده لها، ومن أحب ما لا يمكن وجوده كان جالبًا بذلك الغم إلى نفسه ومائلًا عن عقله إلى هواه.
الفيلسوف المتطبب محمد بن زكريا #الرازي
🌿 @tebarabi
الفيلسوف المتطبب محمد بن زكريا #الرازي
🌿 @tebarabi
Forwarded from طب و زبان عربی
طب و زبان عربی
. 🚩 ومن كلام أبي بكر محمد بن زكريا الرازي: قال: الحقيقة في الطب غاية لا تدرَك والعلاج بما تنصّه الكتب دون إعمال الماهر الحكيم برأيه خطر ! #رازی 🌿 @tebarabi
البته این جمله در النوادر الطبیه ابن ماسویه -که مقدم بر رازی میباشد- نیز آمدهاست.
کانال عتائق 📝 @ataeq
کانال عتائق 📝 @ataeq
Forwarded from أدَبِسْتان
✍ صفی الدین حلّی در میان اشعار سرشار از صنایع ادبی اش، چند بیت مرتبط با پزشکی نیز سروده است.
🔸 برای نمونه در اشعار بالا دردهای بدن را بر اساس کتاب القانون فی الطب بوعلی به نظم در آورده است.
🔸 توضیح آن با شما دوستان
#طبیات
🍃 @Adab_estaan
🔸 برای نمونه در اشعار بالا دردهای بدن را بر اساس کتاب القانون فی الطب بوعلی به نظم در آورده است.
🔸 توضیح آن با شما دوستان
#طبیات
🍃 @Adab_estaan
❤3
Forwarded from ادب و حکمت
رباعی لطیف
از جنّت وفردوس برین کوی تو بِه
از قامتِ طوبی قدِ دلجوی تو بِه
از ماه نو وزلیلة القدر وزبدر
ابروی تو وروی تو و موی تو بِه
🌾🍃🍃@adabvahekmat
از جنّت وفردوس برین کوی تو بِه
از قامتِ طوبی قدِ دلجوی تو بِه
از ماه نو وزلیلة القدر وزبدر
ابروی تو وروی تو و موی تو بِه
🌾🍃🍃@adabvahekmat
❤4
جاهلان در حق یزدان پسر و زن گفتند
دختر و صورت گاو اینهمه در قرآن هست
انبیا را بکهانت همه نسبت کردند
مصطفی نیز ازیشان بسلامت بنرست
حقتعالی چو زبانهای عوام از پی خود
و انبیا هیچ نبسته است، ز من خواهد بست؟
🖋شمس الدین کیشی، م ۶۹۴
قریب باین مضمون است، این ۲ بیت تازی:
قيل إن الإله ذو ولد
قيل إن الرسول قد كهنا
ما نجى الله و الرسول معاً
من لسان الورى فكيف أنا
کانال عتائق 📝 @ataeq
دختر و صورت گاو اینهمه در قرآن هست
انبیا را بکهانت همه نسبت کردند
مصطفی نیز ازیشان بسلامت بنرست
حقتعالی چو زبانهای عوام از پی خود
و انبیا هیچ نبسته است، ز من خواهد بست؟
🖋شمس الدین کیشی، م ۶۹۴
قریب باین مضمون است، این ۲ بیت تازی:
قيل إن الإله ذو ولد
قيل إن الرسول قد كهنا
ما نجى الله و الرسول معاً
من لسان الورى فكيف أنا
کانال عتائق 📝 @ataeq
❤2
Forwarded from کتابپارهها
📜
🔴 «قفا نبکِ بخوانید!»
خاطرهای از ادیب نیشابوری در بستر احتضار
[دیوان اشعار ادیب نیشابوری، به کوشش دکتر یدالله جلالی پندری، ص۷۴]
#کتابپاره
@KetabPare
🔴 «قفا نبکِ بخوانید!»
خاطرهای از ادیب نیشابوری در بستر احتضار
[دیوان اشعار ادیب نیشابوری، به کوشش دکتر یدالله جلالی پندری، ص۷۴]
#کتابپاره
@KetabPare
❤2
کتابپارهها
📜 🔴 «قفا نبکِ بخوانید!» خاطرهای از ادیب نیشابوری در بستر احتضار [دیوان اشعار ادیب نیشابوری، به کوشش دکتر یدالله جلالی پندری، ص۷۴] #کتابپاره @KetabPare
هو الحبیب
چند صباحی پیش از این، نگاشتههای دوستی را میخواندم که بمناسبتی با ذکر ابیاتی از معلقهء امرؤالقیس از این کمینه یاد کرده بود. باعثی شد تا دوباره بسراغ این معلقه بروم. یاد ایامی افتادم که منِ ابجدخوان، بلندپروازانه از زوزنی و ابن انباری در فهم این قصیده استمداد میجستم؛ ولی ناگفته پیداست که آنان نیز جز بر حیرتم نمیافزودند. و به یاد روزهای کارورزی بخش گوش و گلو و بینی افتادم، که با یکی از رفقای فاضل به مباحثهء ابیات ابتدایی این معلقه مشغول میشدیم.
فَفاضَت دُموعُ العَينِ مِنّي صَبابَةً
عَلى النَحرِ حَتّى بَلَّ دَمعِيَ مِحمَلي
[پس اشکهای اشتیاق از چشمانم بر گلویم جاری گشت، تا بحدیکه گریهام تسمهء شمشیرم را تر کرد.]
کانال عتائق 📝 @ataeq
چند صباحی پیش از این، نگاشتههای دوستی را میخواندم که بمناسبتی با ذکر ابیاتی از معلقهء امرؤالقیس از این کمینه یاد کرده بود. باعثی شد تا دوباره بسراغ این معلقه بروم. یاد ایامی افتادم که منِ ابجدخوان، بلندپروازانه از زوزنی و ابن انباری در فهم این قصیده استمداد میجستم؛ ولی ناگفته پیداست که آنان نیز جز بر حیرتم نمیافزودند. و به یاد روزهای کارورزی بخش گوش و گلو و بینی افتادم، که با یکی از رفقای فاضل به مباحثهء ابیات ابتدایی این معلقه مشغول میشدیم.
فَفاضَت دُموعُ العَينِ مِنّي صَبابَةً
عَلى النَحرِ حَتّى بَلَّ دَمعِيَ مِحمَلي
[پس اشکهای اشتیاق از چشمانم بر گلویم جاری گشت، تا بحدیکه گریهام تسمهء شمشیرم را تر کرد.]
کانال عتائق 📝 @ataeq
❤3