Forwarded from طب و زبان عربی
✍ در حاشیه نسخه ای خطی خواندم:
روده های آدمی اندر عدد شش بیش نیست
کردم او را جمله در یک بیت منظوم ای حکیم
اولش اثناعشر، پس صایم و دیگر دقیق
وز پس او اعور و قولون و آنگه مستقیم
#ادب_الطبيب
🌿 @tebarabi
روده های آدمی اندر عدد شش بیش نیست
کردم او را جمله در یک بیت منظوم ای حکیم
اولش اثناعشر، پس صایم و دیگر دقیق
وز پس او اعور و قولون و آنگه مستقیم
#ادب_الطبيب
🌿 @tebarabi
❤1
طب و زبان عربی
✍ در حاشیه نسخه ای خطی خواندم: روده های آدمی اندر عدد شش بیش نیست کردم او را جمله در یک بیت منظوم ای حکیم اولش اثناعشر، پس صایم و دیگر دقیق وز پس او اعور و قولون و آنگه مستقیم #ادب_الطبيب 🌿 @tebarabi
Telegram
عتائق
روده های آدمی اندر عدد شش بیش نیست
کردم آنرا جمله در یک بیت منظوم ای حکیم
اولش اثنا عشر پس صائم و آنگه دقیق
از پس او اعور و قولون و آنگه مستقیم
#طبیات
کردم آنرا جمله در یک بیت منظوم ای حکیم
اولش اثنا عشر پس صائم و آنگه دقیق
از پس او اعور و قولون و آنگه مستقیم
#طبیات
Forwarded from هزلیّات ،هجویّات ومطایبات
جملات حکیمانه
عَجِبْتُ لِمَنْ أیقَنَ بِصُعوبةِ الفقرِ فکیفَ لَمْ یَجمَع المالَ.
عَجِبْتُ لِمَنْ عالمٌ بأنَّ الفُلوسَ حَلّالُ المُشکِلاتِ فکیفَ لمْ یُحِبَّهُ في الدّنیا والآخرةِ .
عَجِبْتُ لِمَنْ أیقَنَ بالموتِ فکیفَ یَفرَحُ .عَجِبْتُ لِمَنْ لمْ یکُن لهُ فلْسٌ فکیفَ یَضحَکُ.
درسرپُل خربگیری معلوم می شود قدر مال وپول.
اللّهمّ ارزُقْنا پولَ الحلالِ مع التّوفیقِ [یا]ذا الجَلالِ.
💐🍃🍃@hazliatvahajviat
عَجِبْتُ لِمَنْ أیقَنَ بِصُعوبةِ الفقرِ فکیفَ لَمْ یَجمَع المالَ.
عَجِبْتُ لِمَنْ عالمٌ بأنَّ الفُلوسَ حَلّالُ المُشکِلاتِ فکیفَ لمْ یُحِبَّهُ في الدّنیا والآخرةِ .
عَجِبْتُ لِمَنْ أیقَنَ بالموتِ فکیفَ یَفرَحُ .عَجِبْتُ لِمَنْ لمْ یکُن لهُ فلْسٌ فکیفَ یَضحَکُ.
درسرپُل خربگیری معلوم می شود قدر مال وپول.
اللّهمّ ارزُقْنا پولَ الحلالِ مع التّوفیقِ [یا]ذا الجَلالِ.
💐🍃🍃@hazliatvahajviat
و المرء ساعٍ لأمرٍ ليس يدركه
و العيش شحٌّ و إشفاقٌ و تأميل
[آدمی در طلب چیزیست که بدان نمیرسد، و زندگی چیزی جز آز و حرص و آرزومندی نیست]
پ.ن: حضرت امیر در نامهشان به امام حسن مجتبی صلوات الله علیهما، ایشان را "آرزومندِ دستْنايافتنیها" [المؤمِّل ما لا يُدرك] خطاب نمودهاند.
کانال عتائق 📝 @ataeq
و العيش شحٌّ و إشفاقٌ و تأميل
[آدمی در طلب چیزیست که بدان نمیرسد، و زندگی چیزی جز آز و حرص و آرزومندی نیست]
پ.ن: حضرت امیر در نامهشان به امام حسن مجتبی صلوات الله علیهما، ایشان را "آرزومندِ دستْنايافتنیها" [المؤمِّل ما لا يُدرك] خطاب نمودهاند.
کانال عتائق 📝 @ataeq
Forwarded from چراغ مطالعه (علی قنبری بیدگلی)
🔹️ «مادربزرگم نقل کردند: در مجلسی برای مرحوم پدرم (شیخ الرّئیس قاجار) بستنی آوردند. ایشان به این مناسبت، بیت ذیل را خواندند:
🔸️ عهدی که با تو بستم، هرگز گسستنی نیست
مَن بستهٔ تو هستم، حاجت به بستنی نیست!»
📚 (نکتهها و خاطرهها، ص٥١)
@cheraghe_motaleeh
🔸️ عهدی که با تو بستم، هرگز گسستنی نیست
مَن بستهٔ تو هستم، حاجت به بستنی نیست!»
📚 (نکتهها و خاطرهها، ص٥١)
@cheraghe_motaleeh
❤3
Forwarded from حکمت طبیعی
✍ عبد الله بن محمد الأزدي صُحاری معروف به ابن الذهبي گزارش کرده است که: استادم ابن سینا این شعرِ خود را برایم خواند:
🔸 زمانٌ كلُّ حُبٍّ فيهِ خِبٌّ
وطعم الخِلِّ خَلٌّ لو يُذاقُ
🔸 لهمْ سوقٌ بضاعتُه نِفَاقٌ
فنَافِقْ فالنفاقُ له نَفَاقُ
📖 کتاب الماء، جلد ۲، ص ۳۸۳
أقول: شعر در مجامع ادبی بیشتر بدون نام شاعر یاد شده و گاهی نیز به افرادی متأخر از بوعلی (برای نمونه جارالله زمخشری) نسبت داده شده است. این ابیات را ابن ابی اصیبعه و صفدی در میان اشعار شیخ یاد نکرده اند.
#ابن_سينا
#بر_آستان_ادب
🌾 @naturalphilosophy
🔸 زمانٌ كلُّ حُبٍّ فيهِ خِبٌّ
وطعم الخِلِّ خَلٌّ لو يُذاقُ
🔸 لهمْ سوقٌ بضاعتُه نِفَاقٌ
فنَافِقْ فالنفاقُ له نَفَاقُ
📖 کتاب الماء، جلد ۲، ص ۳۸۳
أقول: شعر در مجامع ادبی بیشتر بدون نام شاعر یاد شده و گاهی نیز به افرادی متأخر از بوعلی (برای نمونه جارالله زمخشری) نسبت داده شده است. این ابیات را ابن ابی اصیبعه و صفدی در میان اشعار شیخ یاد نکرده اند.
#ابن_سينا
#بر_آستان_ادب
🌾 @naturalphilosophy
Forwarded from طب و زبان عربی
حکمت طبیعی
✍ عبد الله بن محمد الأزدي صُحاری معروف به ابن الذهبي گزارش کرده است که: استادم ابن سینا این شعرِ خود را برایم خواند: 🔸 زمانٌ كلُّ حُبٍّ فيهِ خِبٌّ وطعم الخِلِّ خَلٌّ لو يُذاقُ 🔸 لهمْ سوقٌ بضاعتُه نِفَاقٌ فنَافِقْ فالنفاقُ له نَفَاقُ 📖 کتاب الماء،…
🔸 الخِبُّ
الخِداع و الغِشّ و الخُبث.
(الإفصاح في فقه اللغة , ج1 , ص179)
🔹نَفاق السِّلعةُ: رواجها وكثرة طُلاّبها ورغبتهم فيها.
(الإفصاح في فقه اللغة , ج2 , ص1204)
النَّفَاق و هو ضد الكَسَاد
(لسان العرب , ج10 , ص357)
🚩 الخَلُّ
قال ابن سيدة: الخَلُّ ما حَمُض من عَصير العنب و غيره.
(لسان العرب , ج11 , ص211)
🌿 @tebarabi
الخِداع و الغِشّ و الخُبث.
(الإفصاح في فقه اللغة , ج1 , ص179)
🔹نَفاق السِّلعةُ: رواجها وكثرة طُلاّبها ورغبتهم فيها.
(الإفصاح في فقه اللغة , ج2 , ص1204)
النَّفَاق و هو ضد الكَسَاد
(لسان العرب , ج10 , ص357)
🚩 الخَلُّ
قال ابن سيدة: الخَلُّ ما حَمُض من عَصير العنب و غيره.
(لسان العرب , ج11 , ص211)
🌿 @tebarabi
❤2
Forwarded from میراث خطی شیعه
باغ جهان و هر چه درین قصر نُه دَرست
یکسر طفیل حیدر و اولاد حیدرست...
باغ جهان و هر چه درین قصر نُه دَرست
یکسر طفیل حیدر و اولاد حیدرست...
❤8
عتائق
چهار مقاله، نظامی عروضی سمرقندی کانال عتائق 📝 @ataeq
در لوازم طالب علمی:
سوم: از سر سرگرانی و سرگردانی، میان تصفح اوراق کتاب چهار مقاله، ذیل ماجرای اسکافی و ذهن جوّال او، که هزیمت ماکان کاکی را در غایت ایجاز آورده بود که: "امّا ما کان فصار کاسمه"؛ خواندم که امیر نوح سامانی پس از این واقعه:
"اسباب ترفیه اسکافی تازه فرمود و گفت چنین کس فارغ دل باید تا بچنین نکتها برسد"
دوم: در سالهای میانی تحصیل طب -که در اثنای دروس رسمی نزد دوست فاضلی حاشیه ملا عبدالله تتلمذ میکردم- روزی در منع تزویج طالب علم، عنان مرکب چموش سخن را در دست گرفتند و آنچنان ماهرانه کلام بهر سو راندند و از هر مصدر لطایف کلام خواندند؛ که ذبح علم است و کذا و کذا. از میان آن مقدار نظم و نثر و جواهر و درر، آنچه در یادم ماند و همینک هم با لحن خودشان در خاطر فاترم مرور میشود اینست که:
من احتاج الی بصلة غفل عن مسئلة
اول: در اوان صباوت اندک مدتی پس از ترک مدرسهء علمیّه -شیّد الله ارکانه- و رجوع بدبیرستان -خرّب الله بنیانه-؛ در معیت والد ماجد -رضوان الله علیه- در قنادی ابن عمشان -زید عزه- در جربادقان -صانها الله عن الحدثان- بودیم؛ که ایشان پس از ذکر خاطرهء خودشان از ماوقع خروجشان از زیّ طلبگی، بمدد حافظهء قویشان مشغول خوانش اشعار متعددی شدند از جمله این ابیات از اوحدی مراغهای -رحمه الله-:
علم را چند چیز میباید
اگر آن بشنوی ز من شاید
طلبی صادق و ضمیری پاک
مدد کوکبی ازین افلاک
اوستادی شفیق و نفسی حر
روزگاری دراز و مالی پر
با کسی چون شد این معانی جمع
به جهان روشنی دهد چون شمع
کانال عتائق 📝 @ataeq
سوم: از سر سرگرانی و سرگردانی، میان تصفح اوراق کتاب چهار مقاله، ذیل ماجرای اسکافی و ذهن جوّال او، که هزیمت ماکان کاکی را در غایت ایجاز آورده بود که: "امّا ما کان فصار کاسمه"؛ خواندم که امیر نوح سامانی پس از این واقعه:
"اسباب ترفیه اسکافی تازه فرمود و گفت چنین کس فارغ دل باید تا بچنین نکتها برسد"
دوم: در سالهای میانی تحصیل طب -که در اثنای دروس رسمی نزد دوست فاضلی حاشیه ملا عبدالله تتلمذ میکردم- روزی در منع تزویج طالب علم، عنان مرکب چموش سخن را در دست گرفتند و آنچنان ماهرانه کلام بهر سو راندند و از هر مصدر لطایف کلام خواندند؛ که ذبح علم است و کذا و کذا. از میان آن مقدار نظم و نثر و جواهر و درر، آنچه در یادم ماند و همینک هم با لحن خودشان در خاطر فاترم مرور میشود اینست که:
من احتاج الی بصلة غفل عن مسئلة
اول: در اوان صباوت اندک مدتی پس از ترک مدرسهء علمیّه -شیّد الله ارکانه- و رجوع بدبیرستان -خرّب الله بنیانه-؛ در معیت والد ماجد -رضوان الله علیه- در قنادی ابن عمشان -زید عزه- در جربادقان -صانها الله عن الحدثان- بودیم؛ که ایشان پس از ذکر خاطرهء خودشان از ماوقع خروجشان از زیّ طلبگی، بمدد حافظهء قویشان مشغول خوانش اشعار متعددی شدند از جمله این ابیات از اوحدی مراغهای -رحمه الله-:
علم را چند چیز میباید
اگر آن بشنوی ز من شاید
طلبی صادق و ضمیری پاک
مدد کوکبی ازین افلاک
اوستادی شفیق و نفسی حر
روزگاری دراز و مالی پر
با کسی چون شد این معانی جمع
به جهان روشنی دهد چون شمع
کانال عتائق 📝 @ataeq
❤1
Forwarded from بهمنی قاجار
به مناسبت سالگرد ترور ناصرالدین شاه
آرزوهای ناصرالدین شاه برای ایران از زبان خودش
دعای ناصرالدین شاه برای ایران در زمان هجوم و لشگر کشی انگلیس به خلیج فارس
جنگ ایران و انگلیس در سال 1272 قمری
خاطرات روزانه ناصرالدین شاه
پنج شنبه 17 ربیع الثانی 1272
6دی 1234
به کوشش استاد عبد امین
... خداوند عالم انشاءالله تعالی همیشه مملکت "ایران" را قوی و پُرزور دارد و دشمنان "ایران" و شیعه را مخذول و منکوب و مطرود کند. همیشه مملکت "ایران" و اهل "ایران" خرم و پاینده و برقرار و شادان باشند و از عزّت و عصبیت ایشان نکاهد و همیشه پُرزور و قوّت باشند؛ انشاءالله. و جواب خصم را به عزت اسلام بدهند و سایۀ مرحمت و التفات و توجه مرتضی علی علیهالسّلام و الصّلوات را از سر من و امیرنظام و "ایران" کم نگرداند؛ انشاءالله تعالی.
پی نوشت :
منظور از امیر نظام شاهزاده امیر قاسم خان پسر ناصرالدین شاه از جیران تجریشی سوگلی شاه و ولیعهد وقت ناصرالدين شاه است که چندی بعد بر اثر بیماری فوت می کند .
@qajariranhistory
آرزوهای ناصرالدین شاه برای ایران از زبان خودش
دعای ناصرالدین شاه برای ایران در زمان هجوم و لشگر کشی انگلیس به خلیج فارس
جنگ ایران و انگلیس در سال 1272 قمری
خاطرات روزانه ناصرالدین شاه
پنج شنبه 17 ربیع الثانی 1272
6دی 1234
به کوشش استاد عبد امین
... خداوند عالم انشاءالله تعالی همیشه مملکت "ایران" را قوی و پُرزور دارد و دشمنان "ایران" و شیعه را مخذول و منکوب و مطرود کند. همیشه مملکت "ایران" و اهل "ایران" خرم و پاینده و برقرار و شادان باشند و از عزّت و عصبیت ایشان نکاهد و همیشه پُرزور و قوّت باشند؛ انشاءالله. و جواب خصم را به عزت اسلام بدهند و سایۀ مرحمت و التفات و توجه مرتضی علی علیهالسّلام و الصّلوات را از سر من و امیرنظام و "ایران" کم نگرداند؛ انشاءالله تعالی.
پی نوشت :
منظور از امیر نظام شاهزاده امیر قاسم خان پسر ناصرالدین شاه از جیران تجریشی سوگلی شاه و ولیعهد وقت ناصرالدين شاه است که چندی بعد بر اثر بیماری فوت می کند .
@qajariranhistory
❤2🤩1
Forwarded from أدَبِسْتان
🌿🌳
رمَقتْهُ يجلو بالأراكة ثغرَهُ
قالتْ بلا وعيٍ: أريدُ أراكا
فرمى لها عودَ السِّواكِ فغَمغمَتْ
خجَلًا وقالتْ: لا أريدَ سِواكا
#شوقيات
🌳 شجرة الأراك
🪥 السواك
🍃 @Adab_estaan
رمَقتْهُ يجلو بالأراكة ثغرَهُ
قالتْ بلا وعيٍ: أريدُ أراكا
فرمى لها عودَ السِّواكِ فغَمغمَتْ
خجَلًا وقالتْ: لا أريدَ سِواكا
#شوقيات
🌳 شجرة الأراك
🪥 السواك
🍃 @Adab_estaan
❤1🔥1
Forwarded from چراغ مطالعه (علی قنبری بیدگلی)
🦒 میرزا محمّد زرّافه!
🔹️ «در این وقت، از اصل مالیات، مواجب به كسى نمیدادند. ... صاحبان مواجب كه متوفّىٰ میشدند، اگر اولاد داشتند ثلث، و اگر بلاعقب بودند تمام مواجب آنها ضبط میشد، و در مواقع برقرارىِ مواجبِ جدید یا اضافهٔ مواجب، از این محل مىدادند.
🔸️ ... در حقّ میرزا محمّد گلپایگانى كه در زىّ آخوندى و مردى نیمهادیب و نیمهكارگذران بود، دستخطّ اضافهٔ مواجبى صادر شده، ولى به علّت نبودن محل، اجراء نشده بود.
🔹️ در این ضمنها، زرّافهٔ شاه مُرد. میرزا محمّد عریضهاى عرض كرد كه: من هرچه منتظر شدم از نوع بشر غائب متوفّاى بلاعقبى پیدا شود خدا نخواست؛ حالا زرّافهٔ شاه تصدّق شده. محلّ علیق این حیوان، بهترین محلّ بلاعقب است. امر فرمایند دستخطّ سابق شاه راجع به اعطاى مواجب در حقّ من از این محل اجرا شود!
🔸️ شاه دستخطّى خطاب به صدراعظم وقت كرد و امر داد از محلّ علیق زرافه، دستخطّ مواجب میرزا محمّد را اجراء كنند ... .
🔹️ برحسب تصادف، میرزا محمّد قدّ درازى داشت و بعد از این به زرّافه معروف گشت!»
📚 (عبدالله مستوفی؛ شرح زندگانی من، ج۱، ص۳۸۳)
#عبدالله_مستوفی
@cheraghe_motaleeh
🔹️ «در این وقت، از اصل مالیات، مواجب به كسى نمیدادند. ... صاحبان مواجب كه متوفّىٰ میشدند، اگر اولاد داشتند ثلث، و اگر بلاعقب بودند تمام مواجب آنها ضبط میشد، و در مواقع برقرارىِ مواجبِ جدید یا اضافهٔ مواجب، از این محل مىدادند.
🔸️ ... در حقّ میرزا محمّد گلپایگانى كه در زىّ آخوندى و مردى نیمهادیب و نیمهكارگذران بود، دستخطّ اضافهٔ مواجبى صادر شده، ولى به علّت نبودن محل، اجراء نشده بود.
🔹️ در این ضمنها، زرّافهٔ شاه مُرد. میرزا محمّد عریضهاى عرض كرد كه: من هرچه منتظر شدم از نوع بشر غائب متوفّاى بلاعقبى پیدا شود خدا نخواست؛ حالا زرّافهٔ شاه تصدّق شده. محلّ علیق این حیوان، بهترین محلّ بلاعقب است. امر فرمایند دستخطّ سابق شاه راجع به اعطاى مواجب در حقّ من از این محل اجرا شود!
🔸️ شاه دستخطّى خطاب به صدراعظم وقت كرد و امر داد از محلّ علیق زرافه، دستخطّ مواجب میرزا محمّد را اجراء كنند ... .
🔹️ برحسب تصادف، میرزا محمّد قدّ درازى داشت و بعد از این به زرّافه معروف گشت!»
📚 (عبدالله مستوفی؛ شرح زندگانی من، ج۱، ص۳۸۳)
#عبدالله_مستوفی
@cheraghe_motaleeh
🤩4
Forwarded from کتابخانه نسخ خطی سپهسالار
اللهم إن كان رزقي في السماء فأنزله ، وإن كان في الأرض فأخرجه ، وان کان بعیدا فقربه ، وان کان قریبا فیسره ، و ان کان قلیلا فکثره ، و ان کان کثیرا فبارک لی فیه ، وارسله علی ایدی خیار خلقک ولاتحوجنی الی شرار خلقک وان لم یکن فکونه بکینونیتک ووحدانیتک . اللهم انقله الیّ حیث اکون ولا تنقلنی الیه حیث یکون انک علی کل شیء قدیر .
@sepahsalaar
@sepahsalaar
❤2
Forwarded from چراغ مطالعه (علی قنبری بیدگلی)
📝 دلنوشتهای منتشرنشده از دوران جوانیِ آیةالله حاج شیخ مرتضی حائری یزدی
📅 تاریخ کتابت: دوشنبه، ۲۷ خرداد ۱۳۱۹
🔖 موضوع: شرح احوالات پرآشوب درونی خود پس از وفات پدر، و شکرگزاری از نعمتهای خداوند
📌 توضیحات بیشتر: این دلنوشته در پشت و روی یک ورق رحلی نگاشته شده و در واقع از چند یادداشت، هرکدام با فاصلهٔ زمانیِ چند سال تشکیل شده است. یادداشت نخست در سال ۱۳۱۷ و اندکی پس از وفات پدر نویسنده - مرحوم آیةاللهالعظمیٰ حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی - نوشته شده است. یادداشت دوم در سال ۱۳۱۹، و به همین ترتیب هر چند سال یکبار با مراجعه به ورقه و تداعی روزهای پرغصّهٔ گذشته، سطوری به آن افزوده گردیده است. فعلاً خوانش دلنوشتهٔ دوم را تقدیم میکنیم. مرحوم حائری در زمان نگاشتن این یادداشت، بیست و چهار سال داشته است.
🗃 (از گنجینهٔ اسناد خاندان حجّت کوهکمری)
#شیخ_مرتضی_حائری
@cheraghe_motaleeh
📅 تاریخ کتابت: دوشنبه، ۲۷ خرداد ۱۳۱۹
🔖 موضوع: شرح احوالات پرآشوب درونی خود پس از وفات پدر، و شکرگزاری از نعمتهای خداوند
📌 توضیحات بیشتر: این دلنوشته در پشت و روی یک ورق رحلی نگاشته شده و در واقع از چند یادداشت، هرکدام با فاصلهٔ زمانیِ چند سال تشکیل شده است. یادداشت نخست در سال ۱۳۱۷ و اندکی پس از وفات پدر نویسنده - مرحوم آیةاللهالعظمیٰ حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی - نوشته شده است. یادداشت دوم در سال ۱۳۱۹، و به همین ترتیب هر چند سال یکبار با مراجعه به ورقه و تداعی روزهای پرغصّهٔ گذشته، سطوری به آن افزوده گردیده است. فعلاً خوانش دلنوشتهٔ دوم را تقدیم میکنیم. مرحوم حائری در زمان نگاشتن این یادداشت، بیست و چهار سال داشته است.
🗃 (از گنجینهٔ اسناد خاندان حجّت کوهکمری)
#شیخ_مرتضی_حائری
@cheraghe_motaleeh
❤2
Forwarded from چراغ مطالعه (علی قنبری بیدگلی)
🌼
💌 متن دلنوشتهٔ حاج آقا مرتضی حائری در بیست و چهار سالگی (۱۳۱۹ ه ش)
🔹 «بسمه تعالی شأنه
🔸 این خطوط مدادی[= اشاره به دلنوشتهٔ اوّل] در سنهٔ ۱۳۵۷ [ه ق] نوشته شده است. در موقعی که در بستر جراحت سختی بودم، و خطر مشمولیّت نظاموظیفه که در آن سال متوجّهِ من شده بود، بیاندازه روحام را مشوّش نموده بود. و انصافاً جای تشویش هم بود. لیکن از آنجائی که:
🔹 و کَم للّهِ مِن لطفٍ خفيّ
یدقّ خفاه عن فهم الذّکيّ،
🔸 الطاف آشکارا و پنهانی خداوند، سرتاپای وجود انسان را گرفته، و این وجود مقدّس و پاک همواره متوجّه بندگان و مخلوقات خود است، خطر رفع شد و به ... [اسبابها / راهها] رفع گردید.
🔹 و اینک که روز دوشنبه، ۱۰ جُمادَی الأولی ۱۳۵۹ میباشد، برای تشکّر و قدردانی به اندازهٔ مقدور، این چند کلمه را نوشتم. چون نظرم به این خطوط متوجّه شده و متذکّر آن دوران شدم.
🔸 از دست و زبانِ که برآید
کز عهدهٔ شکرش به در آید؟
🔹 اینک اشتغال دارم به تألیف دو کتاب؛ یکی کتاب خمس به عنوان شرح عروة الوثقیٰ، و دیگر کتاب شرح عهدنامهٔ مولیٰ امیرالمؤمنین - ع -. و پس از آن خیال دارم کتابی دینی بنگارم، آنطور که در نظر دارم.
🔸 چنانچه خداوند موفّق فرماید و از هر جهت مقدّماتاش را فراهم آورد.
🔹 خداوندا! از تو میطلبم که مرا موفّق فرمائی این سه کتاب را با کمال نشاط روح و انبساط قلب، و با قلبی پاک مملوّ از احساسات خدائی و دینی، و با سینهٔ باز و منشرح، به اتمام رسانم و مورد استفادهٔ مسلمین [واقع] شود.
🔸 خداوندا! از تو میطلبم که امورات دنیوی و اخرویِ مرا آنطور که شایستهٔ من است مهیّا فرمائی، چنانکه تابهحال مهیّا فرمودی.
🔹 خدایا! میدانی که قلبم مملوّ است از رضا و خشنودی از تو، و پر است از حسن ظنّ به تو. و جز وجود اقدس تو ملجأ و پناهی ندارم. گرچه در حقیقت، احدی جز وجود تو ملجأ و پناهی ندارد، و متصدّیان ظاهری در نظرِ ناظران جز عکسی منقّش نیستند.
🔸 آن بوسهای که پدر از پسر با کمال رأفت و مهربانی میکند و آثار احساسات درونی خود را بدون اختیار ظاهر میسازد، آیا از خودِ اوست یا وجود مبارک تو است؟ بیخرد است کسی که بگوید از خود اوست. این اظهارات، ثمرهٔ آن محبّتهای درونی است که خداوندا تو در قلب وی نهادهای و بالفطره مجبول شده است که نوکری این مخلوق غدّار [را] بکند.
🔹 خداوندا! مکرّر گفتهام و جز این در قلبام نیست که: پدر و مادر و سایر اشخاصی که محبّت به انسان میورزند، نوکران تواند که تو برای خدمت مخلوقات کوچک و ضعیف خود معیّن فرموده[ای].
🔸 خداوندا! قلبام پر است از تشکّرات تو، و پر است از محبّت به تو. و مطمئنّام جز رحمت تو در دنیا و آخرت به من نخواهد رسید.
🔹 موقعی که پدرم مرد، خیال کردم که تمام راحتیها و خوشیها از من سلب شد. پس از آن فهمیدم که چه خیال شرکآمیز [و] فاسدی بوده است این خیال! متعجّب شدم که تا چه اندازه جهل بر انسان تیره[چیره؟] میشود و قلب او را میگیرد که روشنتر از آفتاب را نمیبیند. بعد با خود گفتهام: آن خداوندی که برای من نوکر معیّن فرموده بود، اینک نوکر را گرفت و خودم را بالاستقلال مورد توجّه خود قرار داد.
🔸 اینک چهار سال است تقریباً [که] از فوت پدرم میگذرد. اگر بهتر نگذشته باشد بدتر نشده است. پس از این هم مطمئنّام که خداوند مرا مورد لطف قرار داده است و میدهد. چه در دنیا باشم چه نباشم. خدایا از تو میخواهم ...».
👓 خوانش: علی قنبری بیدگلی
#شیخ_مرتضی_حائری
@cheraghe_motaleeh
💌 متن دلنوشتهٔ حاج آقا مرتضی حائری در بیست و چهار سالگی (۱۳۱۹ ه ش)
🔹 «بسمه تعالی شأنه
🔸 این خطوط مدادی[= اشاره به دلنوشتهٔ اوّل] در سنهٔ ۱۳۵۷ [ه ق] نوشته شده است. در موقعی که در بستر جراحت سختی بودم، و خطر مشمولیّت نظاموظیفه که در آن سال متوجّهِ من شده بود، بیاندازه روحام را مشوّش نموده بود. و انصافاً جای تشویش هم بود. لیکن از آنجائی که:
🔹 و کَم للّهِ مِن لطفٍ خفيّ
یدقّ خفاه عن فهم الذّکيّ،
🔸 الطاف آشکارا و پنهانی خداوند، سرتاپای وجود انسان را گرفته، و این وجود مقدّس و پاک همواره متوجّه بندگان و مخلوقات خود است، خطر رفع شد و به ... [اسبابها / راهها] رفع گردید.
🔹 و اینک که روز دوشنبه، ۱۰ جُمادَی الأولی ۱۳۵۹ میباشد، برای تشکّر و قدردانی به اندازهٔ مقدور، این چند کلمه را نوشتم. چون نظرم به این خطوط متوجّه شده و متذکّر آن دوران شدم.
🔸 از دست و زبانِ که برآید
کز عهدهٔ شکرش به در آید؟
🔹 اینک اشتغال دارم به تألیف دو کتاب؛ یکی کتاب خمس به عنوان شرح عروة الوثقیٰ، و دیگر کتاب شرح عهدنامهٔ مولیٰ امیرالمؤمنین - ع -. و پس از آن خیال دارم کتابی دینی بنگارم، آنطور که در نظر دارم.
🔸 چنانچه خداوند موفّق فرماید و از هر جهت مقدّماتاش را فراهم آورد.
🔹 خداوندا! از تو میطلبم که مرا موفّق فرمائی این سه کتاب را با کمال نشاط روح و انبساط قلب، و با قلبی پاک مملوّ از احساسات خدائی و دینی، و با سینهٔ باز و منشرح، به اتمام رسانم و مورد استفادهٔ مسلمین [واقع] شود.
🔸 خداوندا! از تو میطلبم که امورات دنیوی و اخرویِ مرا آنطور که شایستهٔ من است مهیّا فرمائی، چنانکه تابهحال مهیّا فرمودی.
🔹 خدایا! میدانی که قلبم مملوّ است از رضا و خشنودی از تو، و پر است از حسن ظنّ به تو. و جز وجود اقدس تو ملجأ و پناهی ندارم. گرچه در حقیقت، احدی جز وجود تو ملجأ و پناهی ندارد، و متصدّیان ظاهری در نظرِ ناظران جز عکسی منقّش نیستند.
🔸 آن بوسهای که پدر از پسر با کمال رأفت و مهربانی میکند و آثار احساسات درونی خود را بدون اختیار ظاهر میسازد، آیا از خودِ اوست یا وجود مبارک تو است؟ بیخرد است کسی که بگوید از خود اوست. این اظهارات، ثمرهٔ آن محبّتهای درونی است که خداوندا تو در قلب وی نهادهای و بالفطره مجبول شده است که نوکری این مخلوق غدّار [را] بکند.
🔹 خداوندا! مکرّر گفتهام و جز این در قلبام نیست که: پدر و مادر و سایر اشخاصی که محبّت به انسان میورزند، نوکران تواند که تو برای خدمت مخلوقات کوچک و ضعیف خود معیّن فرموده[ای].
🔸 خداوندا! قلبام پر است از تشکّرات تو، و پر است از محبّت به تو. و مطمئنّام جز رحمت تو در دنیا و آخرت به من نخواهد رسید.
🔹 موقعی که پدرم مرد، خیال کردم که تمام راحتیها و خوشیها از من سلب شد. پس از آن فهمیدم که چه خیال شرکآمیز [و] فاسدی بوده است این خیال! متعجّب شدم که تا چه اندازه جهل بر انسان تیره[چیره؟] میشود و قلب او را میگیرد که روشنتر از آفتاب را نمیبیند. بعد با خود گفتهام: آن خداوندی که برای من نوکر معیّن فرموده بود، اینک نوکر را گرفت و خودم را بالاستقلال مورد توجّه خود قرار داد.
🔸 اینک چهار سال است تقریباً [که] از فوت پدرم میگذرد. اگر بهتر نگذشته باشد بدتر نشده است. پس از این هم مطمئنّام که خداوند مرا مورد لطف قرار داده است و میدهد. چه در دنیا باشم چه نباشم. خدایا از تو میخواهم ...».
👓 خوانش: علی قنبری بیدگلی
#شیخ_مرتضی_حائری
@cheraghe_motaleeh
❤4