عتائق
657 subscribers
384 photos
9 videos
9 files
44 links
جواهری از متون کهن
حکیم‌الهی | @hevzkh
Download Telegram
رسول الله صلی الله علیه و آله أکرموا اولادکم فإن كرامة اولادكم عبادة
بیت
دام گستردم ولی از نارسائی‌های بخت
تا تو در دامم درآئی سبز گردد دانه‌ام
Forwarded from لوامع
سلام علیکم؛ در عبارت این نسخه، حرف «في» از قلم کاتب افتاد؛ العدلُ حِصنٌ وثيقٌ في رأسِ نیق ... .
شعر
کسی تا چند بهر روزی خود در بدر گردد
چه اوقاتست ما حسرت نصیبان را که در گردد
عتائق
شعر کسی تا چند بهر روزی خود در بدر گردد چه اوقاتست ما حسرت نصیبان را که در گردد
در تذکره "عرفات العاشقین و عرصات العارفین" ذیل "مولانا محمد اقدس مدعو به اقدسی" مذکور است:

چه بخت است این که می در جام ما خون جگر گردد
چه اوقاتست ما حسرت نصیبانرا که درگردد

دلم را آنچنان بی‌تاب دارد زخم مژگانت
که صد ره بهر آسایش به گرد نیشتر گردد

تو رو گردان جهانی دشمن جان من چنین بی‌کس
مبادا کز کسی بخت اینچنین یکباره برگردد
رباعی
ای در دل تو هزار مشکل ز همه
مشکل شود آسوده ترا دل ز همه
چون تفرقه دلست حاصل ز همه
دلرا بیکی سپار و بگسل ز همه
شعر
لعل و چه لعل چشمهء زمزم درو نهان
چشم و چه چشم خانهء مردم ازو سیاه
عارض بدان صفت که ز شوق نظاره‌اش
پیش از گشودن مژه بیرون جهد نگاه
بیت
شهر بیم است کزین فتنه پرآشوب شود
اینقدر نیز نباید که کسی خوب شود
Forwarded from ترنج (ابوالفضل حافظیان)
انجامه کاتب و یادداشتهای برافزوده
ترنج
انجامه کاتب و یادداشتهای برافزوده
قاضی میرحسین یزدی شافعی در هجو جامی گوید:

آن امام بحق ولی خدا
اسدالله غالب نامی

دو کس او را بجان بیازردند
یکی از ابلهی یک از خامی

هر دو را نام عبد رحمن است
این یکی ابن [ملجم] آن جامی
از آفرینش اگر حاصلی بود اینست
که دوستی بنشیند دمی برابر دوست
قال النبی صلی الله علیه و آله که ان الله یحب الشجاعة و لو على قتل حیة
اشار امیرالمؤمنین علی علیه الصلوة و السلام إليه :

العافية عشرة أجزاء تسعة منها في الصحبة و واحد في ترك مجالسة السفهاء
لیکن طبیب یکنوع حظ و التذاذی دارد که هرگز سایرین ندارند و آن اینست که اگر علی الصباح یکی آمده بگوید حکیم‌باشی دیشب از دولتی سر شما سدّهء مادرم تفتیح شد و دیگری بگوید گلاب بروی شما صبحی شاش بنده زاد هم بازگشته آنوقت طبیب مترنّم أَيْنَ أَبْناءُ الْمُلوك مِنْ هذِه الَّذَّت گردیده احتظاظاً لاثر المسهل و المدرّ دست بریش کشیده افتخاراً للحضار قلیانی خواسته با کمال تردماغی از کم و کیف براز مدفوعه و از لون و قوام قاروره تحقیق نموده از نتیجه حذاقت خود محظوظ و متلذذ خواهد شد

کشکولک قره‌باغی
#طبیات
(۱۸) نسبت حرکت و برکت بر غیرت مثل نسبت قلیان و چائی است بر تریاک یعنی همانطوریکه صاحب غیرت را حرکت و حرکت را برکت لازم افتاده است بهمان نسبت هم تریاکیرا چائی خوردن و چائی خوردن را قلیان کشیدن لازم است ولی نسبت فیمابین خود غد غیرت و افیون بصو[رت] معکوس است

کشکولک قره‌باغی
- قال النبی صلي الله عليه و آله و سلم : إياك و الموت الأحمر
- قيل : و ما الموت الأحمر
- قال : رفيق لا يرافقك و لا يفارقك
قال النبی صلی الله علیه و آله الخمول راحة و الشهرة آفة
پیشکش به رفقایِ اصفهانی:

زمین را صد شرف بر آسمان است
که آن جا خُلد و این جا اصفهان است

بهشتی بر فلک هر سو برافراشت
صفاهان را به لطف از خاک برداشت

ز بس یوسف که بینی در چپ و راست
تو گویی اصفهان کاخِ زلیخاست

#میرزا_نورالله_کفرانی
Forwarded from نُسخۀ خطی
🔸 [ از حواشیِ جالب و متفاوتِ نُسَخِ خطی! ]

#نسخه_خوانی

مکتوبی که «عبدالجبار بیک» به مطلوب خود «خیرالنسا خانم» نوشته و او در تحت هر کلمه جواب نوشته.
[ضمنا در ابتدای هر عبارت، حرف اولِ اسمِ گویندۀ آن قید شده است.]

[ع :] شب‌ها من و خیال تو[و] چشم خون‌فشان.
[خ :] خدا به فریادم رسد[!]

[ع :] فارغ تویی که هیچ یک[ـت] در خیال نیست.
[خ :] حقا که خوب یافته‌ای.

[ع :] ملاذا! (1) بر رای عالی مخفی نماناد.
[خ :] اولا به مطلوب خود ملاذا نوشتن خوب نیست.

[ع :] که تا این فقیر را نظر بر جمال مبارک آن ماه افتاده.
[خ :] بفرمایید .

[ع :] نه شب قرار دارم و نه روز آرام.
[خ :] ما چه کنیم [؟]

[ع :] به‌خدا و رسول قسم که شب و روز،
[خ :] قسم مخور که قایلم. (2)

[ع :] عیش و شادی بر فقیر حرام گشته.
[خ :] عیش و فراغت کن.

[ع :] شد به کام عالَم و یک‌دم به‌کام ما نشد.
[خ :] روزی بقدرِ قسمتِ هر کس مقَرّر است.

[ع :] ما به مینای فلک سنگ انداختیم[؟] (3)
[خ :] احتمال دارد.

[ع :] التماس آنکه رقعۀ فقیر را به یاران، ننمایید.
[خ :] شما که می‌ترسید، چرا اظهار عشق کردید؟

[ع :] و لسم [احتمالا طلسم] محلۀ خود را بر فقیر ظاهر سازند.
[خ :] محبت، حضر [حرز ] ره خواهد شد!

[ع :] والسلام.
[خ :] علیک السلام .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

🔸 #عبدالجبار_بیک و #خیرالنسا_خانم ( در این نسخه معرفی نشده‌اند)
📙 از یک جنگ خطی مجلس؛ تاریخ کتابت: قرن دهم و یازده ق
✍️ پاورقی:
(1)ملاذ: هم به معنی پناهگاه و پناه، و هم به معنی شهوات. [دهخدا]
ملاذا : ای پشت و پناه! / حرف «الف» پس از ملاذ، حرف نداست.
(2) در اینجا یعنی یعنی قبول دارم .
(3) شد به کام عالم و هرگز به کام ما نشد / ما به مینای فلک گویا که سنگ انداختیم | #خصمی_اصفهانی

@manuscript_ir

〰️🍃🌺