عشقمن
چقدرخوبهکههستی
چهخوبکههواموداری
چهخوبترکهدوستدارم
همیشهباش،خب؟!
مننیازدارمبهاینکه
کسیرومثلتودوستداشتهباشم
مننیازدارمبهاینکه
کسیمثلتومنودوستداشتهباشه
⌟اینجافقطتوییکهشبیهآرزوهایمنی♥️𓏲 ִֶָ
چقدرخوبهکههستی
چهخوبکههواموداری
چهخوبترکهدوستدارم
همیشهباش،خب؟!
مننیازدارمبهاینکه
کسیرومثلتودوستداشتهباشم
مننیازدارمبهاینکه
کسیمثلتومنودوستداشتهباشه
⌟اینجافقطتوییکهشبیهآرزوهایمنی♥️𓏲 ִֶָ
وقتی از او پرسیدند چگونه درمیان شلوغی اورا پیدا کردی گفت : کدام شلوغی من غیر از او کسی را ندیدم :)🤍
با اومدنت نه تنها زندگیم قشنگتر شد بلکه شدی تنها کسی که لبخنداش بهم آرامش میده ، کنارش راحتم و حس امنیت دارم و کسی که مثل یه نور تویِ تاریکی زندگیمه. اونقدر خوبی که واژهای واسه بیان این حجم از خوبیت پیدا نمیکنم نیمهی من ❤️
بهت قول میدم که تو هر شرایطی کنارت باشم حتی اگه همه رفتنو تنهات گذاشتن همیشه منو داری. بهت قول میدم که همیشه همرات باشم
بهت قول میدم همیشه عاشقت بمونم ؛ بهت قول میدم که کنار هم به هدفای قشنگمون میرسیم ؛ بهت قول میدم که مثل خودم دوستت داشته باشم حواسم بهت باشه و مراقبت باشم.
فقط میشه بهم یه قول بدی؟!
که برای همیشه تو زندگیم بمونی؛"
بهت قول میدم همیشه عاشقت بمونم ؛ بهت قول میدم که کنار هم به هدفای قشنگمون میرسیم ؛ بهت قول میدم که مثل خودم دوستت داشته باشم حواسم بهت باشه و مراقبت باشم.
فقط میشه بهم یه قول بدی؟!
که برای همیشه تو زندگیم بمونی؛"
سلام بچه ها من یه داستان عاشقانه نوشتم دوست دارین اون رو داخل گروه بزارم ؟
Anonymous Poll
100%
اره
0%
نه
عاشقانه های منو تو 🔗❤ pinned «سلام بچه ها من یه داستان عاشقانه نوشتم دوست دارین اون رو داخل گروه بزارم ؟»
«گناه زیبای من »
فصل اول
نمیدونم ،شاید خانواده شما هم با کسی یا چیزی مشکل داشته باشه ؛ولی خانواده ما فرق می کرد خانواده من....
مایکی از خانواده های بزرگ مافیا اسلحه هستیم .
ولی یه روز زندگی من خراب شد ، روزی که خانواده من با خانواده جان دعواش شد خانواده جان مادر بزرگ منو به گلوله کشوند از اون به بعد خانواده من و جان باهم مشکل پیدا کردن .
وقتی هفت سالم بود خانوادم من از ترکیه فرستادن به انگیلیس تا اونجا درس بخونم اون جا طراحی لباس خوندم و معروف شدم بعد ۱۶ سال برگشتم ترکیه
نویسنده : 𝓴𝓲𝓪𝓷𝓪
ادامه داستان : درتاریخ1403/6/۱ . گذاشته می شود 😊
فصل اول
نمیدونم ،شاید خانواده شما هم با کسی یا چیزی مشکل داشته باشه ؛ولی خانواده ما فرق می کرد خانواده من....
مایکی از خانواده های بزرگ مافیا اسلحه هستیم .
ولی یه روز زندگی من خراب شد ، روزی که خانواده من با خانواده جان دعواش شد خانواده جان مادر بزرگ منو به گلوله کشوند از اون به بعد خانواده من و جان باهم مشکل پیدا کردن .
وقتی هفت سالم بود خانوادم من از ترکیه فرستادن به انگیلیس تا اونجا درس بخونم اون جا طراحی لباس خوندم و معروف شدم بعد ۱۶ سال برگشتم ترکیه
نویسنده : 𝓴𝓲𝓪𝓷𝓪
ادامه داستان : درتاریخ1403/6/۱ . گذاشته می شود 😊
👍3
ممنون میشم ریکشن بزارین به داستانم 😊که بدونم دوست داشتین یا نه
👍1
تو تقدیر منی
میخواهم هر روز کنار تو چشم باز کنم
که شاهد خنده هایت باشم
میخواهم جهان را با تو ببینم
تو خودت همه چیزی برام!
بی نهایت عآشقتم🥹🫂
میخواهم هر روز کنار تو چشم باز کنم
که شاهد خنده هایت باشم
میخواهم جهان را با تو ببینم
تو خودت همه چیزی برام!
بی نهایت عآشقتم🥹🫂
👍1
خواهر داشتن خوبه ولی تاحالا رفیقی داشتی که از خواهر
بهت نزدیکتر باشه ؟
من دارم 🥰 🥰 🥰 kiana
بهت نزدیکتر باشه ؟
من دارم 🥰 🥰 🥰 kiana
👍1🥰1
𝐘𝐨𝐮 𝐠𝐚𝐢𝐧, 𝐛𝐞𝐭𝐭𝐞𝐫 𝐭𝐡𝐚𝐧 𝐰𝐡𝐚𝐭 𝐲𝐨𝐮 𝐥𝐨𝐬𝐭, 𝐚 𝐥𝐢𝐭𝐭𝐥𝐞 𝐩𝐚𝐭𝐢𝐞𝐧𝐜𝐞.!
به دست میاری، بهتر از چیزهایی که از دست دادی، اندکی صبر.!🤍🌱
به دست میاری، بهتر از چیزهایی که از دست دادی، اندکی صبر.!🤍🌱
👍1
Strive for what you want, not wish
برای چیزی که میخوای
تلاش کن نه آرزو .🕸🤍
برای چیزی که میخوای
تلاش کن نه آرزو .🕸🤍
👍1