آموزش وزن عروضی
1.6K subscribers
6 photos
12 videos
15 links
آیدی جهت سفارش پکیج #شعرآموز
@hamzetabbahfar
Download Telegram
بخش هفتم آموزش وزن عروضی :

هزج مثمن مکفوف محذوف ( مفاعیلُ مفاعیلُ مفاعیلُ فعولن)


در فایل صوتی ارایه شده توضیحات کامل و جامعی در مورد این وزن بیان شده که پیشنهاد میکنم پیش از خوندن این متن فایل صوتی رو گوش کنید.


غزلی از مولوی که بر این وزن هست ارایه میدیم و چند مصرعش رو تقطیع میکنیم خدمتتون :

زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا
چه نغزست و چه خوبست و چه زیباست خدایا

چه گرمیم چه گرمیم از این عشق چو خورشید
چه پنهان و چه پنهان و چه پیداست خدایا

زهی ماه زهی ماه زهی باده همراه
که جان را و جهان را بیاراست خدایا

زهی شور زهی شور که انگیخته عالم
زهی کار زهی بار که آن جاست خدایا

فروریخت فروریخت شهنشاه سواران
زهی گرد زهی گرد که برخاست خدایا

فتادیم فتادیم بدان سان که نخیزیم
ندانیم ندانیم چه غوغاست خدایا

ز هر کوی ز هر کوی یکی دود دگرگون
دگربار دگربار چه سوداست خدایا

نه دامیست نه زنجیر همه بسته چراییم
چه بندست چه زنجیر که برپاست خدایا

چه نقشیست چه نقشیست در این تابه دل‌ها
غریبست غریبست ز بالاست خدایا

خموشید خموشید که تا فاش نگردید
که اغیار گرفتست چپ و راست خدایا



تقطیع بیت آخر :

خوشیدُ : مفاعیلُ
خموشیدُ : مفاعیلُ
که تا فاشُ : مفاعیلُ
نگردید : فعولن

که اغیارُ : مفاعیلُ
گرفتستُ : مفاعیلُ
چپ و راستُ : مفاعیلُ
خدایا : فعولن



از دوستان انتظار داریم دیگر ابیات این غزل رو به روشی که ارایه دادم(تقطیع به ارکان) تقطیع کندد. بعلاوه با این وزن ابیات بی معنی به شکل زیر بسرایند تا کاملا با این وزن آشنا بشن :

کجا رفته کسی را که شما را به شبم داد
عروض است که با وزن عروضی به تو گفتم


موفق باشید.

حمزه کریم تباح فر

لینک کانال آموزش وزن عروضی :
https://telegram.me/arooz
بخش هشتم آموزش وزن عروضی :

هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف ( مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلُ فعولن)

در فایل صوتی ارایه شده توضیحات کامل و جامعی در مورد این وزن بیان شده که پیشنهاد میکنم پیش از خوندن این متن فایل صوتی رو گوش کنید.


غزلی از حافظ که بر این وزن هست ارایه میدیم و چند مصرعش رو تقطیع میکنیم خدمتتون :

آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت
آیا چه خطا دید که از راه خطا رفت

تا رفت مرا از نظر آن چشم جهان بین
کس واقف ما نیست که از دیده چه?ها رفت

بر شمع نرفت از گذر آتش دل دوش
آن دود که از سوز جگر بر سر ما رفت

دور از رخ تو دم به دم از گوشه چشمم
سیلاب سرشک آمد و طوفان بلا رفت

از پای فتادیم چو آمد غم هجران
در درد بمردیم چو از دست دوا رفت

دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت
عمریست که عمرم همه در کار دعا رفت

احرام چه بندیم چو آن قبله نه این جاست
در سعی چه کوشیم چو از مروه صفا رفت

دی گفت طبیب از سر حسرت چو مرا دید
هیهات که رنج تو ز قانون شفا رفت

ای دوست به پرسیدن حافظ قدمی نه
زان پیش که گویند که از دار فنا رفت

تقطیع بیت اول :

آن ترکِ : مفعولُ
پری چهره : مفاعیلُ
که دو شَز بَ : مفاعیلَ
رِ ما رفت : فعولن


آیا چه : مفعولُ
خطا دیدُ : مفاعیلُ
که از راهِ : مفاعیلُ
خطا رفت : فعولن

دوستان میتونن به راحتی دیگر ابیات این غزل رو به همین شکل تقطیع به ارکان کنند.

نکاتی چند در مورد این وزن :

این وزن رو به شکل "مستفعلُ مستفعلُ مستفعلُ فع لن " هم بیان میکنند. که هیچ تفاوتی با " مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلُ فعولن " نداره ...


هر دو رو تقطیع میکنم که مشاهده بفرمایید هیچ تفاوتی ندارند :


مف/عو/لُ/ مَ/فا/عی/لُ/ مَ/فا/عی/لُ/فَ/عو/ لن
مس/تف/عِ/لُ/ مس/تف/عِ/لُ/ مس/تف/عِ/لُ/فع/ لن


اگر در تقطیع بالا هجا های هر دو وزن رو برابر هم قرار بدید متوجه میشید یکسان اند.

دومین نکته اینه که این وزن خیلی شبیه وزن رباعی هست(بعدا کامل وزن رباعی رو شرح میدم).... تنها تفاوتشون اینه که اگر هجای بلند پایانی این وزن رو برداریم وزنی که به دست میاد میشه وزن رباعی !


این وزن : مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلُ فعولن

وزن رباعی : مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلُ فعول (که فعول آخر رو معمولا فَعَل مینویسیم)
مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلُ فَعَل

این وزن : مستفعلُ مستفعلُ مستفعلُ فع لن

وزن رباعی : مستفعلُ مستفعلُ مستفعلُ فع


پس تفاوتش با رباعی در اینه که این وزن یه هجای بلند آخرش اضافه داره !


نکته ی بعدی در مورد این وزن (بسیار کم کاربرده در این وزن و بیشتر برای رباعی که وزنش شبیه این وزن هست اتفاق میفته ) :
دو جای این وزن ممکنه دچار اختیار شاعری تسکین بشه(اختیار تسکین زمانی هست که دو هجای کوتاه پشت سر هم وجود داشته باشه و ما این دو هجا رو با هم ادغام کنیم و جاش یه هجای بلند بذاریم مثلا فَعَلن رو بکنیم فع لن چون دو هجای فَ و عَ در فَعَلَن کوتاه و پشت سر همن و جاش هجای بلند فع رو میذاریم ...این اختیارات رو توی بحث اختیارات وزن کاملا توضیح دادیم اینجه کاربردش رو داریم میگیم )

خب بررسی میکنیم ببینیم کجاهای این وزن دو هجای کوتاه پشت سر هم داریم :


مف/عو/لُ/ مَ/فا/عی/لُ/ مَ/فا/عی/لُ/فَ/عو/ لن
در سه قسمت این اتفاق میتونه بیفته

مفعو(لُ مَ)فاعی(لُ مَ)فاعی(لُ فَ)عولن


پس با اختیار تسکین ممکنه این حالات در این وزن اتفاق بیفته :

مفعولن فاعیلُ مفاعیلُ فعولن
مفعولُ مفاعیلن فاعیلُ فعولن
مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلن عو لن (که بهتره به جای عو از فع استفاده کنیم که هیچ فرقی هم نداره ... مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلن فع لن )
مفعولن فاعیلن فاعیلُ فعولن (در دو قسمت تسکین رخ داده )
مفعولن فاعیلُ مفاعیلن فع لن (در دو قسمت تسکین رخ داده )
مفعولن فاعیلن فاعیلن فع لن(در سه قسمت همزمان تسکین رخ داده)


متذکر بشم اختیار تسکین در این وزن بسیار کم اتفاق میفته و اصلا توصیه نمیشه استفاده ازش ! فقط برای اینه که اگر شعری با این وزن دیدیم و حس کردیم ایراد وزنی داره ابتدا چک کنیم ببینیم تسکین رخ داده یا نه ! و اینکه در رباعی بیشتر ازاین تسکین استفاده میشه !
از دوستان انتظار داریم دیگر ابیات غزل حافظ رو به روشی که ارایه دادم(تقطیع به ارکان) تقطیع کندد. بعلاوه با این وزن ابیات بی معنی به شکل زیر بسرایند تا کاملا با این وزن آشنا بشن :

در دست من آن کفتر چاهی نگذارید
رفتی برو از خاطر چشمان دلِ شب
از وزن و عروضِ تو چه حاصل شده ما را !



موفق باشید.

حمزه کریم تباح فر

لینک کانال آموزش وزن عروضی :
https://telegram.me/arooz
بخش نهم آموزش وزن عروضی :

هزج مثمن مقبوض محذوف ( مفاعلن فعولن مفاعلن فعولن)

در فایل صوتی ارایه شده توضیحات کامل و جامعی در مورد این وزن بیان شده که پیشنهاد میکنم پیش از خوندن این متن فایل صوتی رو گوش کنید.

غزلی از مولوی رو که با این وزن هست بررسی میکینم :

دل دل دل تو دل مرا مرنجان
چرا چرا چه معنی مرا کنی پریشان

بیا بیا و بازآ به صلح سوی خانه
مرو مرو ز پیشم کتف چنین مجنبان

تو صد شکرستانی ترش چه کردی ابرو
سبکتر از صبایی چرا شوی گران جان

منم کنون ز عشق رخ چو گلشن تو
فراز سرو و گلشن چو صد هزاردستان

بیا بیا دمم ده که دمدمه لطیفت
حیات دل فزاید مرا چو آب حیوان


تقطیع بیت اول :

مصرع اول :

دلِ* دلِ* : مفاعلن
دلِ* تو* : فعولن
دل* مرا : مفاعلن
مرنجان : فعولن

مصرع دوم :

چرا چرا : مفاعلن
چه معنی : فعولن
مرا کنی : مفاعلن
پریشان : فعولن

توجه کنید در بیتی که تقطیع کردم چندین جا اختیار لفظ( یا همون اشباع یا تشدید یا ابدال ) رخ داده...جاهایی که با علامت * نشون دادم ..... اختیار لفظ اختیاریه که به جای هجای بلند از هجای کوتاه استفاده میشه ! ( قبلا کامل شرح داده شده)

از دوستان انتظار داریم دیگر ابیات غزل مولوی رو به روشی که ارایه دادم(تقطیع به ارکان) تقطیع کندد. بعلاوه با این وزن ابیات بی معنی به شکل زیر بسرایند تا کاملا با این وزن آشنا بشن :

کجا نشسته ای تو کنار من نشستی
به وزن و با عروضت به داد ما رسیدی
همیشه میخریدم لباس تازه ای را




موفق باشید.

حمزه کریم تباح فر

لینک کانال آموزش وزن عروضی :
https://telegram.me/arooz
دوستان تا این قسمت از آموزشها بحر هزج (اساسش مفاعیلن بود) به پایان رسید .... و در جلسه ی بعد بحر رجز (اساسش مستفعلن هست) رو شروع خواهیم کرد ...... امیدواریم دوستان عزیز مطالب ارایه شده رو بخوبی تمرین کنند .... تا بتونیم مباحث رو ادامه بدیم


ارتباط با ادمین :
@hamzehkarimtabbahfar
بخش دهم آموزش وزن عروضی :

رجز مثمن سالم (مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن)

در فایل صوتی ارایه شده توضیحات کامل و جامعی در مورد این وزن بیان شده که پیشنهاد میکنم پیش از خوندن این متن فایل صوتی رو گوش کنید.

غزلی از هوشنگ ابتهاج رو که با این وزن هست بررسی میکینم :

ای عاشقان، ای عاشقان پیمانه ها پر خون کنید
وز خون دل چون لاله ها رخساره ها گلگون کنید
آمد یکی آتش سوار، بیرون جهید از این حصار
تا بردمد خورشید نو شب را ز خود بیرون کنید
آن یوسف چون ماه را از چاه غم بیرون کشید
در کلبه ی احزان چرا این ناله ی محزون کنید
از چشم ما آیینه ای در پیش آن مه رو نهید
آن فتنه ی فتانه را برخویشتن مفتون کنید
دیوانه چون طغیان کند زنجیر و زندان بشکند
او زلف لیلی حلقه ای در گردن مجنون کنید
دیدم به خواب نیمه شب خورشید و مه را لب به لب
تعبیر این خواب عجب، ای صبح خیزران، چون کنید؟
نوری برای دوستان، دودی به چشم دشمنان
من دل بر آتش می نهم، این هیمه را افزون کنید
زین تخت و تاج سرنگون تا کی رود سیلاب خون؟
این تخت را ویران کنید، این تاج را وارون کنید
چندین که از خم در سبو خون دل ما می رود
ای شاهدان بزم کین پیمانه ها پرخون کنید

تقطیع بیت اول :

مصرع اول :

ای عاشقان = مستفعلن
ای عاشقان= مستفعلن
پیمانه ها= مستفعلن
پر خون کنید = مستفعلن

مصرع دوم :

وز خون دل = مسنفعلن
چون لاله ها= مستفعلن
رخساره ها = مسنفعلن
گلگون کنید = مسنفعلن

از دوستان انتظار داریم دیگر ابیات این غزل رو رو به روشی که ارایه دادم(تقطیع به ارکان) تقطیع کنند. بعلاوه با این وزن ابیات بی معنی به شکل زیر بسرایند تا کاملا با این وزن آشنا بشن :

اینجا کنار من تویی آنجا شبیه من تویی
یک شب بخواب و تا سحر جز من به خود فکری نکن
دستم دلم با این همه از دست تو بی زاری ام
آموزش وزنِ عروضی کار سختی گشته است!




موفق باشید.

حمزه کریم تباح فر

لینک کانال آموزش وزن عروضی :
https://telegram.me/arooz
بخش یازدهم آموزش وزن عروضی :

وزن : مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع لن ( رجز مثمن مجبوب )


در فایل صوتی ارایه شده توضیحات کامل و جامعی در مورد این وزن بیان شده که پیشنهاد میکنم پیش از خوندن این متن فایل صوتی رو گوش کند.

این وزن از اوزان متاخر و جدید هست و در ادبیات کهن تا جایی که بنده اطلاع دارم استفاده نشده . این اواخر شدیدا این وزن مورد توجه قرار گرفته که در قالبهای مختلف مثل غزل،مثنوی و مخصوصا چهارپاره به کار گرفته شده.


مثالی که میزنیم چهارپاره ی زیبایی از خانم رویا ابراهیمی هست :

آغوش من دروازه های تخت جمشید است
می خواستم تــو پادشاه کشورم باشی
آتش کشیدی پایتــخت شــور و شعــــرم را
افسوس که می خواستی اسکندرم باشی

این روزها حتی شبیه سایه ات هم نیست
مردی کــه یک شب بهترین تعبیر خوابم بود
مردی که با آن جذبه ی چشمِ رضاخانیش
یک روز تنهـــا علت کشف حجابــم بود

در بازوانت قتلــگاه کوچکـــی داری
لبخند غارت می کند آن اخــم تاتاریت
بر باد دادی سرزمین اعتمــادم را
با ترکمنچـــای خیانت های قاجاریت

در شهـــرهای مرزی پیراهنم جنگ است
جغرافیای شانه هایت تکیه گاهم نیست
دارم تحصـن می کنم با شعــــر بر لبهـــات
هر چند شرطی بر لب مشروطه خواهم نیست

من قرنهــا معشوقه ی تاریخی ات بودم
دیگر برای یک شروع تازه فرصت نیست
من دوستت دارم ... بغل کــن گریه هایم را
لعنت به تاریخی که حتی درس عبرت نیست


بیت اول رو تقطیع میکنیم :

آغوش من : مستفعلن
دروازه ها : مستفعلن
یِ تخت جم : مستفعلن
شی دَست : فع لن

میخواسُتَم : مستفعلن
تو پادشا : مستفعلن
هِ کشورم : مستفعلن
با شی : فع لن


از دوستان انتظار داریم این شعر رو به همین شکل تقطیع به ارکان کنند تا کاملا آشنا بشن با این وزن .

ما قبلا تمامی اختیارات شاعری رو شرح دادیم ..انتطار داریم دوستان توی تقطیع به اختیارات استفاده شده توجه کنند و تامل کنند . برای نمونه چنتا از اختیاراتی که توی همین چهارپاره مورد استفاده قرار گرفته رو عرض میکنم .

1= در مصرع اول روی "ی" در انتهای "دروازه های" اختیار لفظ یا همون تشدید یا اشباع رخ داده ( اختیاری که هجای بلند باید باشه ولی کوتاه جاش میاد ) در مصرع بعدش این اتفاق دو جا اتفاق میفته . یکی روی "تو" یکی هم روی "ه" در انتهای "پادشاه" ... دیگر اختیارات لفظ رو در این چهار پاره خودتون مورد بررسی قرار بدید

2= اختیار اتصال همزه ! در همون مصرع اول اگر توجه کنید نمیخونیم "جمشید اَست" و و دال رو در انتهای جمشید به همزه در الفِ است وصل میکنیم و میخونیم " جمشیدست"

3= اختیار آوردن هجای کشیده در پایان مصرع ! همیشه هجای پایانی مصرع بلند فرض میشه ولی ما مجازیم پایان مصرع رو با هجای کشیده و کوتاه هم تموم کنیم ... در همین مصرع اول پایان مصرع با "است" که هجای کشیده است تموم شده

4= اختیار نون ساکن بعد از مصوت بلند ! نون ساکن بعد از مصوت بلند( آ-ای-او) در تقطیع لحاظ نمیشه و اگر ما ورش داریم هیچ اتفاقی برای وزن نمیفته ! در بند دوم این چهار پاره نون در انتهای "شیرین" و نون در انتهای "آن" بیانگر همین مطلب هست.
توجه کنید که این وزن هیچ گاه دچار اختیار تسکین (دو هجای کوتاه پشت سر هم تبدیل به یک هجای بلند بشن) نمیشه ! چون توی این وزن هیچ جاش مشاهده نمیشه که دو هجای کوتاه پشت سر هم قرار بگیرن...

میتونید با تمرین مثالهای بی معنی با این وزن بیشتر آشنا بشید :

رفتم کنار آتش سیگار یک آدم
بردی مرا تا وزن شعر روزگار او
مستفعلن های مرا مستفعلن تر کن
دستان او با من کمی سختی کشیدند



موفق باشید

حمزه کریم تباح فر

لینک کانال آموزش وزن عروضی :
https://telegram.me/arooz
Channel photo updated
بخش دوازدهم آموزش وزن عروضی :

وزن : مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع ( رجز مثمن مجحوف)

در فایل صوتی ارایه شده توضیحات کامل و جامعی در مورد این وزن بیان شده که پیشنهاد میکنم پیش از خوندن این متن فایل صوتی رو گوش کند.

این وزن هم مثل وزن قبل ( مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع لن _رجز مثمن مجبوب ) از اوزان متاخر و جدید هست و در ادبیات کهن تا جایی که بنده اطلاع دارم استفاده نشده . این اواخر شدیدا این وزن مورد توجه قرار گرفته که در قالبهای مختلف مثل غزل،مثنوی و مخصوصا چهارپاره به کار گرفته شده.

شعری از علی معلم بر اساس این وزن رو بررسی میکنیم :

این فصل را با من بخوان، باقی فسانه است
این فصل را بسیار خواندم، عاشقانه است
در آب و خاک و باد، در صلصال راندم
چل سال راندم در طلب، چل سال راندم
مانا که در طوفان حریف نوح بودم
زان پیشتر در آسمان با روح بودم
در کتم صحرای عدم مرکب دواندم
منزل به منزل تا هبوط اشهب دواندم
از پیر مکتب زحم تأدیب آزمودم
ظلمات زندان سراندیب آزمودم
عمری به سودای غمش بیگاه کردم
وین کاروانگه را نشستنگاه کردم

بیت اول رو تقطیع به ارکان میکنیم :

مصرع اول :

این فصلُ را : مستفعلن (قبلا گفتیم چون واژ گانی مثل "فصل" یک هجای کشیده اند در بررسی وزن یک مصوت کوتاه مثل ضمه به انتهاشون اضافه میکنیم)
با من بخوان : مستفعلن (نون ساکن بعد از مصوت بلند در "بخوان" در تقطیع حساب نمیشه ولی مینویسیمش)
باقی فسا : مستفعلن
نَست : فع ( درسته نَست هجای کشیده است و معادل هجای بلند فع نیست ولی چون آخرین هجای مصرع هست برابر هجای بلند حسابش میکنیم . از اختیاراته )

مصرع دوم :

این فصلُ را : مستفعلن
بسیارُ خوان : مستفعلن
دَم عاشقا : مستفعلن
نَست : فع

به همین صورت انتظار داریم تمامی ابیات رو دوستان تقطیع بفرمایند.
دوستان میتونن اختیارات شاعری اتفاق افتاده در این شعر رو هم مورد بررسی قرار بدن . دو اختیار مهم هست در بین اختیارات یکی تسکین که دو هجای کوتاه پشت سر هم رو با هم یکی میکنیم و بلند در نظرش میگیریم و دومی اختیار لفظ یا همون اشباع یا تشدید که آوردن هجای کوتاه به جای هجای بلنده.

خب با توجه به این وزن که مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع هست هیچ جا دو هجای کوتاه پشت سر هم نداریم پس بنابر این هیچ گاه در این وزن اختیار تسکین رخ نمیده .
ولی اختیار لفظ در تمامی اوزان قابل رخ دادنه .

در همین شعر اختیارات لفط رو بررسی میکنیم:

در این مصرع " مانا که در طوفان حریف نوح بودم" در انتهای کلمه ی حریف رو "ف" اختیار لفظ رخ داده

مانا که در : مستفعلن
طوفان حری : مستفعلن
فِ * نوحُ بو : مستفعلن
دَم : فع

جایی که علامت ستاره زده شده باید هجای بلند میومد ولی هجای کوتاه "فِ" اومده ...و اختیار لفظ رخ داده.
باز هم این اختیار در این شعر رخ داده که انتطار داریم خود دوستان بررسی کنند.

برای اینکه بیشتر با این وزن آشنا بشید مثل همیشه ابتدا با مصرع های بی معنی تمرین کنید :

وزن عروضی را کجا با من برانی
اینجا کسی در کوی ما امشب مرا دید
حرف مرا برف مرا دست تورا من
با این غزلها روی دیدار تو دارم

یک نکته ی رو به عنوان عرض آخر این وزن بیان کنم اونم اینکه خیلی ها این وزن رو (مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع) با وزن قبل که (مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع لن ) هست قاطی میکنن ...تفاوت این دو وزن تنها در یک هجای اضافه ی پایانی هست ...وزن قبل یک هجای بلند در آخرش اضافه بر این وزن داره و امیدوارم دوستان متوجه این موضوع باشند.

موفق باشید

حمزه کریم تباح فر

لینک کانال آموزش وزن عروضی :
https://telegram.me/arooz
آموزش وزن عروضی
Audio
بخش سیزدهم آموزش وزن عروضی :

وزن : مستفعلن فع مستفعلن فع ( رجز مربع مرفل) + شرح و توضیح اوزان دوری

در فایل صوتی ارایه شده توضیحات کامل و جامعی در مورد این وزن و همچنین کلیت اوزان دوری بیان شده که پیشنهاد میکنم پیش از خوندن این متن فایل صوتی رو گوش کند.

این وزن از اوزان ساده و زیبای ادبیات ما هست.


مثال از حافظ :

چندان که گفتم غم با طبیبان
درمان نکردند* مسکین غریبان
آن گل که هر دم در دست بادی است
گو شرم بادش از عندلیبان
یارب امان ده تا باز بیند
چشم محبان روی حبیبان
ای منعم آخر بر خوان وصلت
تا چند باشیم* از بینصیبان
درج محبت بر مهر خود نیست
یارب مبادا کام رقیبان
ما درد پنهان با یار گفتیم
نتوان نهفتن درد از طبیبان
حافظ نگشتی شیدای گیتی
گر میشنیدی پند ادیبان


تقطیع بیت اول :

چندان که گف تم : مستفعلن فع
غم با طبی بان : مستفعلن فع
درمان نکر دند * : مستفعلن فع
مسکین غری بان : مستفعلن فع

جایی که با علامت * مشخص شده ، چون وزن دوری هست و پایان نیم مصرع هستیم (وسط مصرع اصلی) میتونیم هجای کشیده بیاریم و مجازیم


دوستان میتونن اختیارات شاعری اتفاق افتاده در این شعر رو هم مورد بررسی قرار بدن . دو اختیار مهم هست در بین اختیارات یکی تسکین که دو هجای کوتاه پشت سر هم رو با هم یکی میکنیم و بلند در نظرش میگیریم و دومی اختیار لفظ یا همون اشباع یا تشدید که آوردن هجای کوتاه به جای هجای بلنده.

خب با توجه به این وزن که مستفعلن فع مستفعلن فع هست هیچ جا دو هجای کوتاه پشت سر هم نداریم پس بنابر این هیچ گاه در این وزن اختیار تسکین رخ نمیده .
ولی اختیار لفظ در تمامی اوزان قابل رخ دادنه .

مثل همیشه چند مصرع بی معنی رو با این وزن تمرین میکنیم :

با من نیامد امشب دل من
فردا برایت یک قصه دارم
وزن عروضی کُشتست ما را !
فرقی ندارد اوزان دوری
دوری و دُوری سخت است ما را
آخر نکشتند مردان سنگی
اینجا ندارند یک لحظه آرام


خب حالا قدری در مورد اوزان دوری توضیح بدیم :

وزن دوری وزنی هست که بشه از وسط به دو نصف مساوی تبدیلش کرد ولی به این شرط که نصفی که جدا میشه مختلف الارکان باشه ! یعنی رکن هاش متفاوت باشن

مثال :

مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن

از وسط که به دو نصف مساوی تقسیم میشه و میشه دوتا " مفاعلن فعلاتن" و نکته ی دیگه اینه که مفاعلن و فعلاتن که دو رکن جدا شده اند با هم متفاوتن ، پس این وزن دوری هست ...


مثالهای بسیار زیادی هست مثل :

مفعولُ مفاعیلن مفعولُ مفاعیلن
مستفعلن فع مستفعلن فع
مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن
فاعلاتن مفاعلن فعلن فاعلاتن مفاعلن فعلن
مفتعلن فع مفتعلن فع


اوزان زیر نمیتونن دوری باشن ! درسته از وسط به دو قسمت مساوی تقسیم میشن ولی نصفه هایی که جدا میشه رکن هاش یکی هستن !

مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن
مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن

خب حالا چه اهمیتی داره که ما وزن دوری رو بدونیم ! اهمیتش تنها در یک نکته است اون هم اینه که نیم مصرع هایی که وجود دارن رو به حکم مصرع در نظر میگیریم و در پایان نیم مصرع (که میفته وسط مصرع اصلی) میتونیم هجای کشیده هم بیاریم ! همین فقط !

مفعولُ مفاعیلن * مفعولُ مفاعیلن
مستفعلن فع * مستفعلن فع
مفتعلن مفاعلن * مفتعلن مفاعلن
فاعلاتن مفاعلن فعلن * فاعلاتن مفاعلن فعلن
مفتعلن فع* مفتعلن فع

تمامی جاهایی رو که علامت ستاره زدم میشه هجای کشیده هم آورد و مجازیم ! این خاصیت فقط در اوزان دوری هست.






موفق باشید

حمزه کریم تباح فر

لینک کانال آموزش وزن عروضی :
https://telegram.me/arooz
آموزش وزن عروضی
Hamzeh karim tabbah far
آموزش وزن عروضی:


بخش چهاردهم آموزش وزن عروضی :


وزن : مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن ( رجز مثمن مطوی)



در فایل صوتی ارایه شده توضیحات کامل و جامعی در مورد این وزن بیان شده که پیشنهاد میکنم پیش از خوندن این متن فایل صوتی رو گوش کند.

این وزن از اوزان ساده و زیبای ادبیات ماست.

مثال : یکی از اشعار معروف با این وزن غزلیست از مولانا با مطلع :

یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا
یار تویی غار تویی خواجه نگهدار مرا

تقطیع مصرع اول :

یارُ مرا : مفتعلن
غارُ مرا : مفتعلن
عشق جگر : مفتعلن
خوارُ مرا : مفتعلن

تقطیع مصرع دوم :

یارُ تویی : مفتعلن
غارُ تویی : مفتعلن
خواجه نگه : مفتعلن
دارُ مرا : مفتعلن



مثالی دیگر : باز از خود مولانا :


ای تن و جان بنده او، بند شکرخنده او
عقل و خرد خیره او، دل شکرآکنده او
چیست مراد سر ما ساغر مردافکن او
چیست مراد دل ما دولت پاینده او
چرخ معلق چه بود کهنه ترین خیمه او
رستم و حمزه کی بود کشته و افکنده او
چون سوی مردار رود زنده شود مرد بدو
چون سوی درویش رود برق زند ژنده او
هیچ نرفت و نرود از دل من صورت او
هیچ نبود و نبود همسر و ماننده او
ملک جهان چیست که تا او به جهان فخر کند
فخر جهان راست که او هست خداونده او
ای خنک آن دل که تویی غصه و اندیشه او
ای خنک آن ره که تویی باج ستاننده او
عشق بود دلبر ما نقش نباشد بر ما
صورت و نقشی چه بود با دل زاینده او
گفت برانم پس از این من مگسان را ز شکر
خوش مگسی را که تویی مانع و راننده او
نقش فلک دزد بود کیسه نگهدار از او
دام بود دانه او مرده بود زنده او
بس کن گر چه که سخن سهل نماید همه را
در دو هزاران نبود یک کس داننده او



بررسی اختیار تسکین (تبدیل دو هجای کوتاه پشت سر هم به یک هجای بلند) در این وزن
از اونجایی که ارکان این وزن مفتَعِلُن هست و دو هجای میانی اون دو هجای کوتاه پشت سر هم هستن بر اساس اختیار تسکین میتونن با هم ادغام بشن و تبدیل یک هجای بلند بشن و مفتَعِلُن تبدیل بشه به " مف تع لن" بهتره برای سهولت بگیم مفتعلن میشه "مفعولن" و در حقیقت تبدیل به سه هجای بلند میشه. پس ما بر اساس اختیار تسکین همواره هر جا مفتعلن دیدیم میتونیم تبدیلش کنیم به مفعولن ! ولی آیا این کاربه زیبایی ریتم لطمه نمیزنه ؟! بررسی میکنیم. پس ما در وزن این جلسه که " مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن " هست چندتا از مفتعلن ها رو که تمایل داشتیم میتونیم تبدیل کنیم به مفعولن! و تمامی این حالت ها در این وزن امکان پذیر هست :


1_ مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن ( مثال : یار مرا غار مرا عشق جگر خوار مرا )
2_ مفعولن مفتعلن مفتعلن مفتعلن ( مثال : یارم شو ، غار مرا عشق جگر خوار مرا )
3_ مفتعلن مفعولن مفتعلن مفتعلن (مثال : یار مرا ، غارم شو ، عشق جگر خوار مرا )
4_ مفتعلن مفتعلن مفعولن مفتعلن ( مثال : یار مرا غار مرا ،عشقم شو ، خوار مرا )
5_ مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفعولن (مثال : یار مرا غار مرا عشق جگر، خوارم شو)
6_ مفعولن مفعولن مفتعلن مفتعلن ( مثال : یارم شو، غارم شو، عشق جگر خوار مرا )
7_مفعولن مفعولن مفعولن مفتعلن (مثال : یارم شو، غارم شو، عشقم شو، خوار مرا )
8_ مفعولن مفعولن مفعولن مفعولن ( مثال : یارم شو، غارم شو، عشقم شو، خوارم شو )
9_ مفتعلن مفعولن مفعولن مفتعلن ( مثال : یار مرا ،غارم شو ، عشقم شو ، خوار مرا )
10_ مفتعلن مفتعلن مفعولن مفعولن ( مثال : یار مرا غار مرا، عشقم شو ، خوارم شو )
11_...... و


در حقیقت ساده تر اگر بخوایم بگیم ما هر تعداد مفتعلن رو در هر جایی که دوس داشتیم از این وزن میتونیم تبدیل کنیم به مفعولن !
ولی آیا این تغییر و استفاده از اختیار زیبایی بخش هست یا زیبایی گیر !؟ این موضوع دیگه به طبع شاعر برمیگرده ! ولی معمولا استفاده از اختیارات نازیبایی ایجاد میکنه ! هر چند مجاز به استفاده هستیم ...پس بهترین حالت اینه که وزن "مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن" به همین شکل روان و ساده ی خودش و بدون اختیار تسکین استفاده بشه!


دربیت آخر غزل دومی که از مولانا مثال زدیم دوبار از این اختیار تسکین استفاده شده :

بس کن گر چه که سخن سهل نماید همه را
در دو هزاران نبود یک کس داننده او

تقطیع :
بس کن گر : مفعولن *
چه که سخن : مفتعلن
سهلُ نما : مفتعلن
ید همه را : مفتعلن

در دو هزا : مفتعلن
ران نبُود : مفتعلن
یک کس ما : مفعولن *
ننده ی او : مفتعلن

این وزن از اوزان ساده و روان و ریتمیک ادبیات ماست و شور خاصی داره....




موفق باشید

حمزه کریم تباح فر


لینک کانال آموزش وزن عروضی :
https://telegram.me/arooz
بخش پانزدهم آموزش وزن عروضی :

وزن : مفتعلن مفتعلن مفتعلن فع ( رجز مسدس مطوی مرفل)

در فایل صوتی ارایه شده توضیحات کامل و جامعی در مورد این وزن بیان شده که پیشنهاد میکنم پیش از خوندن این متن فایل صوتی رو گوش کند.

این وزن از اوزان ساده و زیبای ادبیات ما هست.



مثالی از مولوی :

عشق تو آورد قدح پر ز بلاها
گفتم می می‌نخورم پیش تو شاها
داد می معرفتش آن شکرستان
مست شدم برد مرا تا به کجاها
از طرفی روح امین آمد پنهان
پیش دویدم که ببین کار و کیاها
گفتم ای سر خدا روی نهان کن
شکر خدا کرد و ثنا گفت دعاها
گفتم خود آن نشود عاشق پنهان
چیست که آن پرده شود پیش صفاها
عشق چو خون خواره شود وای از او وای
کوه احد پاره شود خاصه چو ماها
شاد دمی کان شه من آید خندان
باز گشاید به کرم بند قباها
گوید افسرده شدی بی‌نظر ما
پیشتر آ تا بزند بر تو هواها
گوید کان لطف تو کو ای همه خوبی
بنده خود را بنما بندگشاها
گوید نی تازه شوی هیچ مخور غم
تازه‌تر از نرگس و گل وقت صباها
گویم ای داده دوا هر دو جهان را
نیست مرا جز لب تو جان دواها
میوه هر شاخ و شجر هست گوایش
روی چو زر و اشک مرا هست گواها


این وزن هم مانند وزن قبل چون ارکانش از مفتعلن تشکیل شدن ، بر اساس اختیار تسکین هر مفتعلن در هر جایی میتونه تبدیل به مفعولن بشه..

بررسی اختیار تسکین (تبدیل دو هجای کوتاه پشت سر هم به یک هجای بلند) در این وزن :

از اونجایی که این ارکان این وزن مفتَعِلُن هست و دو هجای میانی اون دو هجای کوتاه پشت سر هم هستن بر اساس اختیار تسکین میتونن با هم ادغام بشن و تبدیل یک هجای بلند بشن و مفتَعِلُن تبدیل بشه به " مف تع لن" م بهتره برای سهولت بگیم مفتعلن میشه "مفعولن" و در حقیقت تبدیل به سه هجای بلند میشه.

پس ما بر اساس اختیار تسکین همواره هر جا مفتعلن دیدیم میتونیم تبدیلش کنیم به مفعولن ! ولی آیا این کاربه زیبایی ریتم لطمع نمیزنه ؟! بررسی میکنیم. پس ما در وزن این جلسه که " مفتعلن مفتعلن مفتعلن فع " هست چندتا از مفتعلن ها رو که تمایل داشتیم میتونیم تبدیل کنیم به مفعولن !

در حقیقت ساده تر اگر بخوایم بگیم ما هر تعداد مفتعلن رو در هر جایی که دوس داشتیم از این وزن میتونیم تبدیل کنیم به مفعولن !
ولی آیا این تغییر و استفاده از اختیار زیبایی بخش هست یا زیبایی گیر !؟ این موضوع دیگه به طبع شاعر برمیگرده ! ولی معمولا استفاده از اختیارات نازیبایی ایجاد میکنه ! هر چند مجاز به استفاده هستیم ...پس بهترین حالت اینه که وزن "مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن" به همین شکل روان و ساده ی خودش و بدون اختیار تسکین استفاده بشه!

تقطیع بیت اول :

عشق تو آ : مفتعلن
وردُ قدح : مفتعلن
پر ز بلا : مفتعلن
ها : فع

گفتم می : مفعولن (مفتعلن تبدیل شده به مفعولن)
می نخورم : مفتعلن
پیش تو شا : مفتعلن
ها : فع


تقطیع سه بیت مونده به آخر :
شاد دمی : مفتعلن
کان شه من : مفتعلن
آید خن : مفعولن (مفتعلن تبدیل شده به مفعولن)
دان: فع

باز گشا : مفتعلن
ید به کرم : مفتعلن
بند قبا : مفتعلن
ها : فع


این وزن نیز از اوزان ساده ی ادبیات هست که با تمرین مصرع های بی معنی میشه به راحتی با اون ارتباط برقرار کرد و آموختش . مثال :



خسته شدم خسته شدی وزن عروضی
تلوزیون تلوزیون تلوزیون را
قاشق و چنگال مرا قایم کردی (مفتعلن سوم شده مفعولن )

موفق باشید

حمزه کریم تباح فر

لینک کانال آموزش وزن عروضی :
https://telegram.me/arooz
قسمت پانزدهم اضافه شد!

آموزش ساده ی وزن عروضی (صوتی و نوشتاری)

لینک کانال :
@arooz

حمزه کریم تباح فر