سلام و عرض ادب
حمزه کریم تباح فر هستم
و قراره با آموزش ساده ی وزن و عروض در خدمتتون باشم.
آموزش به این شکل هست که در کنار آموزش نوشتاری آموزش گفتاری و صوتی رو هم قرار میدیم
و مسلما آموزش صوتی جامع و کامل تر هست، بنابراین حتما آموزش هایی که به شکل وویس فرستاده میشه رو گوش کنید در کنار این آموزش نوشتاری.
سپاسگزارم
حمزه کریم تباح فر هستم
و قراره با آموزش ساده ی وزن و عروض در خدمتتون باشم.
آموزش به این شکل هست که در کنار آموزش نوشتاری آموزش گفتاری و صوتی رو هم قرار میدیم
و مسلما آموزش صوتی جامع و کامل تر هست، بنابراین حتما آموزش هایی که به شکل وویس فرستاده میشه رو گوش کنید در کنار این آموزش نوشتاری.
سپاسگزارم
قسمت اول آموزش عروض :
تعریف ابتدایی وزن و عروض در فایل صوتی کامل و جامع بیان شده ، پس بنابراین میریم سراغ نکات و اصطلاحات :
صامت و مصوّت :
مصوت ها شش تا هستند :
سه تاش مصوت کوتاست : فتحه ضمه و کسره
سه تاش مصوت بلند : آ ، ای ،او
به هر حرفی در ادبیات غیر از این 6 تا ، صامت میگن
صامت : ب-پ-ج-چ-........
هجا : اگر کلمات رو به همون شکلی که در دوران ابتدایی انجام میدادیم بخش کنیم به هر بخش یک هجا میگن
مثال : کلمه ی " دبیرستان" رو هجی یا بخش میکنیم
دَ - بی - رِس - تان
چهار بخش یا هجاست...به هر کدوم از این بخش ها یک هجا میگن
هجا ها خودشون سه نوع هستن : هجای کوتاه ، هجای بلند ، هجای کشیده
هجای کوتاه : تشکیل شده از یه صامت + یه مصوت کوتاه
مثال : تُ - بِ - شَ
هجای بلند : دو نوع هست یا " صامت + مصوت کوتاه+ صامت " مثال : دَر - شُک ....یا "صامت + مصوت بلند " مثال : با - ری- کو
هجای کشیده : هجایی که از هجای بلند قدری بیشتره! یا بهتره بگیم به اندازه ی یک هجای کوتاه از هجای بلند بیشتره مثال : است- بود - گشت - رفت
دو نکته رو باید متذکر بشیم : یکی اینکه نون ساکن بعد از هجای کشیده رو در عروض در نظر نمیگیرم و موقع تقطیع حذف میکنیم مثل : نون در پایان کلمه های : آسان - مجنون - شیرین .... نون ساکن هست و قبلش هم مصوت بلند " آ یا ای یا او " وجود داره...
نکته ی دوم این هست که "آ" خودش به تنهایی هجای بلند حساب میشه
تقطیع : یعنی قطعه قطعه کردن شعر و بردن به ارکان عروضی
ارکان عروضی چه هستند :
اگر وزن شعری این باشه :
فاعلاتن مفاعلن فَعَلَن
فاعلاتن رکن اول هست
مفاعلن رکن دوم
فعلن رکن سوم
به هر کدوم از اینها یک رکن میگن
رکنها میتونن متفاوت باشن ویا یکسان
مثال : در وزن "فاعلاتن مفاعلن فَعَلن" هر سه رکن با هم متفاوتند
در وزن : "مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن" هر چهار رکن یکسان اند
پس وقتی حرف از تقطیع میزنیم یعنی مصرع رو به اندازه ی رکن ها قطعه قطعه کنیم :
مثال : مصرع : الا یا ایهالساقی ادر کاساً و ناول ها
که میدونیم وزنش " مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن" هست رو تقطع میکنیم تا حد ارکان و نه ریز تر !
الا یا اَی : مفاعیلن
یُ هس ساقی : مفاعیلن
اَدِر کاساً : مفاعیلن
و ناول ها : مفاعیلن
پس از این به بعد وقتی صحبت از تقطیع شد این شکل مد نظرمون هست
الان ممکنه یک سوال پیش بیاد که چطور بفهمیم وزن شعر چه هست ؟
جواب اینه که وقتی خوب با آموزش اوزان در گیر بشیم خود بخود این اوزان رو از بَر میشیم !
روشهایی علمی ای هم هست که بیان نمیکنیم
نکته ی پایانی این جلسه رو خدمتتون عرض میکنم و اون هم اینه که ما در تقطیع هر جا یک هجای کشیده دیدیم ابتدا یک مصوت کوتاه مثل ضمه به انتهای هجای کشیده می افزاییم و بعد کار تقطیع رو انجام میدیم :
مثال : که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها
اولین نکته اینه که ما نباید بین عشق و آسان مکث داشته باشیم و در خوانش و تقطیع باید عشق رو به آسان وصل کنیم و همچنین نمود رو به اول وصل کنیم و چنین بخونیم بیت رو " که عشقآسان نمودَووَل ولی افتاد مشکل ها " .... دومین نکته این که نون بعد از کلمه ی آسان چون نون ساکن دار هست و قبلش هم مصوت بلند "آ" هست در تقطیح حساب نمیکنیم .... نکته ی مهم پایانی هم اینکه نگاه میکنیم بیت رو ببینیم کدوم هجاش کشیده است و یک ضمه به انتهاش اضافه میکنیم و بعد میریم سراغ تقطیع :
بررسی میکنیم ببینیم کدوم هجا کشیده است :
ک-عش-قا-سان-نِ-مو-دَو-وَل- وَ-لی-اُف-تاد-مش - کل - ها
خوب که نگاه میکنیم میبینیم دو هجا ما رو به شک میندازن که کشیده اند یا نه یکی " سان" و یکی " تاد" ولی سان رو قبلا توضیح دادیم که نونش حذف میشه و هجای بلند حساب میشه نه کشیده ! بنابراین تنها هجای کشیده ی ما" تاد" هست. یک ضمه به انتهاش اضافه میکنیم و تقطیع رو شروع میکنیم :
ک-عش-قا-سان-نِ-مو-دَو-وَل- وَ-لی-اُف-تا-دُ-مش - کل - ها
که عشقاسا (ن) : مفاعیلن
نمود اول : مفاعیلن
ولی افتا: مفاعیلن
دُ مشکلها : مفاعیلن
بنابراین ما مقدمه ای رو برای ورود به آموزش اوزان آموختیم. انتظار داریم دوستان با خوندن این مقدمه غزل اول حافظ رو به شکلی که بنده تقطع کردم "تقطیع تا ارکان" ... تقطیع کنند که انشالله هیچ مشکلی نداشته باشند در بحث تقطیع و وارد مبحث اوزان بشیم.
سپاسگزارم
حمزه کریم تباح فر
تعریف ابتدایی وزن و عروض در فایل صوتی کامل و جامع بیان شده ، پس بنابراین میریم سراغ نکات و اصطلاحات :
صامت و مصوّت :
مصوت ها شش تا هستند :
سه تاش مصوت کوتاست : فتحه ضمه و کسره
سه تاش مصوت بلند : آ ، ای ،او
به هر حرفی در ادبیات غیر از این 6 تا ، صامت میگن
صامت : ب-پ-ج-چ-........
هجا : اگر کلمات رو به همون شکلی که در دوران ابتدایی انجام میدادیم بخش کنیم به هر بخش یک هجا میگن
مثال : کلمه ی " دبیرستان" رو هجی یا بخش میکنیم
دَ - بی - رِس - تان
چهار بخش یا هجاست...به هر کدوم از این بخش ها یک هجا میگن
هجا ها خودشون سه نوع هستن : هجای کوتاه ، هجای بلند ، هجای کشیده
هجای کوتاه : تشکیل شده از یه صامت + یه مصوت کوتاه
مثال : تُ - بِ - شَ
هجای بلند : دو نوع هست یا " صامت + مصوت کوتاه+ صامت " مثال : دَر - شُک ....یا "صامت + مصوت بلند " مثال : با - ری- کو
هجای کشیده : هجایی که از هجای بلند قدری بیشتره! یا بهتره بگیم به اندازه ی یک هجای کوتاه از هجای بلند بیشتره مثال : است- بود - گشت - رفت
دو نکته رو باید متذکر بشیم : یکی اینکه نون ساکن بعد از هجای کشیده رو در عروض در نظر نمیگیرم و موقع تقطیع حذف میکنیم مثل : نون در پایان کلمه های : آسان - مجنون - شیرین .... نون ساکن هست و قبلش هم مصوت بلند " آ یا ای یا او " وجود داره...
نکته ی دوم این هست که "آ" خودش به تنهایی هجای بلند حساب میشه
تقطیع : یعنی قطعه قطعه کردن شعر و بردن به ارکان عروضی
ارکان عروضی چه هستند :
اگر وزن شعری این باشه :
فاعلاتن مفاعلن فَعَلَن
فاعلاتن رکن اول هست
مفاعلن رکن دوم
فعلن رکن سوم
به هر کدوم از اینها یک رکن میگن
رکنها میتونن متفاوت باشن ویا یکسان
مثال : در وزن "فاعلاتن مفاعلن فَعَلن" هر سه رکن با هم متفاوتند
در وزن : "مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن" هر چهار رکن یکسان اند
پس وقتی حرف از تقطیع میزنیم یعنی مصرع رو به اندازه ی رکن ها قطعه قطعه کنیم :
مثال : مصرع : الا یا ایهالساقی ادر کاساً و ناول ها
که میدونیم وزنش " مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن" هست رو تقطع میکنیم تا حد ارکان و نه ریز تر !
الا یا اَی : مفاعیلن
یُ هس ساقی : مفاعیلن
اَدِر کاساً : مفاعیلن
و ناول ها : مفاعیلن
پس از این به بعد وقتی صحبت از تقطیع شد این شکل مد نظرمون هست
الان ممکنه یک سوال پیش بیاد که چطور بفهمیم وزن شعر چه هست ؟
جواب اینه که وقتی خوب با آموزش اوزان در گیر بشیم خود بخود این اوزان رو از بَر میشیم !
روشهایی علمی ای هم هست که بیان نمیکنیم
نکته ی پایانی این جلسه رو خدمتتون عرض میکنم و اون هم اینه که ما در تقطیع هر جا یک هجای کشیده دیدیم ابتدا یک مصوت کوتاه مثل ضمه به انتهای هجای کشیده می افزاییم و بعد کار تقطیع رو انجام میدیم :
مثال : که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها
اولین نکته اینه که ما نباید بین عشق و آسان مکث داشته باشیم و در خوانش و تقطیع باید عشق رو به آسان وصل کنیم و همچنین نمود رو به اول وصل کنیم و چنین بخونیم بیت رو " که عشقآسان نمودَووَل ولی افتاد مشکل ها " .... دومین نکته این که نون بعد از کلمه ی آسان چون نون ساکن دار هست و قبلش هم مصوت بلند "آ" هست در تقطیح حساب نمیکنیم .... نکته ی مهم پایانی هم اینکه نگاه میکنیم بیت رو ببینیم کدوم هجاش کشیده است و یک ضمه به انتهاش اضافه میکنیم و بعد میریم سراغ تقطیع :
بررسی میکنیم ببینیم کدوم هجا کشیده است :
ک-عش-قا-سان-نِ-مو-دَو-وَل- وَ-لی-اُف-تاد-مش - کل - ها
خوب که نگاه میکنیم میبینیم دو هجا ما رو به شک میندازن که کشیده اند یا نه یکی " سان" و یکی " تاد" ولی سان رو قبلا توضیح دادیم که نونش حذف میشه و هجای بلند حساب میشه نه کشیده ! بنابراین تنها هجای کشیده ی ما" تاد" هست. یک ضمه به انتهاش اضافه میکنیم و تقطیع رو شروع میکنیم :
ک-عش-قا-سان-نِ-مو-دَو-وَل- وَ-لی-اُف-تا-دُ-مش - کل - ها
که عشقاسا (ن) : مفاعیلن
نمود اول : مفاعیلن
ولی افتا: مفاعیلن
دُ مشکلها : مفاعیلن
بنابراین ما مقدمه ای رو برای ورود به آموزش اوزان آموختیم. انتظار داریم دوستان با خوندن این مقدمه غزل اول حافظ رو به شکلی که بنده تقطع کردم "تقطیع تا ارکان" ... تقطیع کنند که انشالله هیچ مشکلی نداشته باشند در بحث تقطیع و وارد مبحث اوزان بشیم.
سپاسگزارم
حمزه کریم تباح فر
بخش دوم آموزش وزن
وزن شماره یک : هزج مثمن سالم (مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن)
در فایل صوتی ارایه شده توضیحات کامل و جامعی ارایه شده که پیشنهاد میکنم ابتدا فایل صوتی رو گوش کنید.
چند بیت از غزلی با این وزن ( غزل اول دیوان حافظ) رو برای نمونه تقطیع میکنیم و با قی ابیات رو از شما میخوایم که تقطیع بفرمایید.
قبل از تقطیع دو نکته که قبلا در فایل صوتی شماره ی 1 بیان کردیم مجددا عرض میکنیم :
نکته ی اول : نون ساکن بعد از مصوت بلند(آ-ای-او) رو در تقطیع حساب نمیکنیم و حذف میکنیم . مثال : آسان ، مجنون ، شیرین .... نونشون حذف میشه و هجای بلند حساب میشن نه کشیده !
نکته ی دوم : قبل از تقطیع به آخر هر هجای کشیده یه مصوت کوتاه مثل ضمه اضافه میکنیم و بعد کار تقطیع رو تنجام میدیدم
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
به بوی نافهای کاخر صبا زان طره بگشاید
ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دلها
مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم
جرس فریاد میدارد که بربندید محملها
به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید
که سالک بیخبر نبود ز راه و رسم منزلها
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها
همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید آخر
نهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفلها
حضوری گر همیخواهی از او غایب مشو حافظ
متی ما تلق من تهوی دع الدنیا و اهملها
بیت سوم رو به عنوان نمونه برای شما تقطیع میکنم :
ابتدا بیت رو بخش میکنیم و بعد میریم سراغ تقطیع به ارکان :
مَ-را-در-مَن-زِ-لِ-جا-نان-چه-ام-نِ-عیش-چون-هر-دم
خوب که نگاه میکنیم میبینیم سه هجا ما رو به شک میندازن که کشیده اند ! ولی فقط یکیش کشیده است و اون دوتای دیگه بلند هستن چرا که نون در انتهای "نان" و "چون" چون نون ساکن بعد از مصوت بلند هست حذف میشه و این دو هجا کشیده نیستن و بلندن ... پس تنها هجایی که کشیده است "عیش" هست که بر اساس قانونی که گفتیم یه ضمه بهش اضافه میکنیم و بعد تقطیع میکنیم
مرا در منزل جانا(ن) چه امن عیشُ چو(ن) هر دم
مرا در من = مفاعیلن
زلِ جانان = مفاعیلن
چه امن عِی = مفاعیلن
شُ چون هر دم = مفاعیلن
به این شکل تقطیع مصرع اول به پایان رسید.
تقطیع مصرع دومش :
جرس فریاد میدارد که بر بندید محمل ها
اگر بخش کنیم و خوب توجه کنیم دو هجای کشیده داریم یکی "یاد" در انتهای "فریاد" و یکی "دید" در انتهای "بندید" پس به این دوتا یک ضمه اضافه میکنیم و بعد میریم سراغ تقطیع.
جرس فریادُ میدارد که بر بندیدُ محمل ها
جرس فریا = مفاعیلن
دُ می دارد = مفاعیلن
که بر بندی= مفاعیلن
دُ محمل ها = مفاعیلن
پس با این حساب ما یک بیت از این غزل رو تقطیع کردیم و باقی ابیات هم به عهده ی شما.
در پایان برای اینکه خوب این وزن رو یاد بگیریم باید مصرع هایی بی معنی ای رو بنویسیم که فقط وزن رو یاد بگیریم. سعی کنید به اطرافتون نگاه کنید و با توجه به چیزهایی که میبینید مصرع هایی با این وزن بگید که شامل چهار مفاعیلن باشه و بعد هم تقطیعشون کنید .
مثال :
دوتا قوری سه تا کتری دو تا قاشق بیا اینجا
نشستم من برای اینکه تنهایی نمیدانم
کجا رفتی که من را با کنار بید میمانم
عروض و قافیه یعنی برای عشق جنگیدن
سحر ما را نمی بینی برای دیدن دریا
کجا باید رها گردم که آنجا را نمیبینم
و الی آخر .......
امیدوارم این موارد رو تمرین بفرمایید. سپاسگزارم
حمزه کریم تباح فر
ارتباط با ادمین :
@hamzehkarimtabbahfar
کانال آموزش وزن و عروض :
https://telegram.me/arooz
وزن شماره یک : هزج مثمن سالم (مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن)
در فایل صوتی ارایه شده توضیحات کامل و جامعی ارایه شده که پیشنهاد میکنم ابتدا فایل صوتی رو گوش کنید.
چند بیت از غزلی با این وزن ( غزل اول دیوان حافظ) رو برای نمونه تقطیع میکنیم و با قی ابیات رو از شما میخوایم که تقطیع بفرمایید.
قبل از تقطیع دو نکته که قبلا در فایل صوتی شماره ی 1 بیان کردیم مجددا عرض میکنیم :
نکته ی اول : نون ساکن بعد از مصوت بلند(آ-ای-او) رو در تقطیع حساب نمیکنیم و حذف میکنیم . مثال : آسان ، مجنون ، شیرین .... نونشون حذف میشه و هجای بلند حساب میشن نه کشیده !
نکته ی دوم : قبل از تقطیع به آخر هر هجای کشیده یه مصوت کوتاه مثل ضمه اضافه میکنیم و بعد کار تقطیع رو تنجام میدیدم
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
به بوی نافهای کاخر صبا زان طره بگشاید
ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دلها
مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم
جرس فریاد میدارد که بربندید محملها
به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید
که سالک بیخبر نبود ز راه و رسم منزلها
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها
همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید آخر
نهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفلها
حضوری گر همیخواهی از او غایب مشو حافظ
متی ما تلق من تهوی دع الدنیا و اهملها
بیت سوم رو به عنوان نمونه برای شما تقطیع میکنم :
ابتدا بیت رو بخش میکنیم و بعد میریم سراغ تقطیع به ارکان :
مَ-را-در-مَن-زِ-لِ-جا-نان-چه-ام-نِ-عیش-چون-هر-دم
خوب که نگاه میکنیم میبینیم سه هجا ما رو به شک میندازن که کشیده اند ! ولی فقط یکیش کشیده است و اون دوتای دیگه بلند هستن چرا که نون در انتهای "نان" و "چون" چون نون ساکن بعد از مصوت بلند هست حذف میشه و این دو هجا کشیده نیستن و بلندن ... پس تنها هجایی که کشیده است "عیش" هست که بر اساس قانونی که گفتیم یه ضمه بهش اضافه میکنیم و بعد تقطیع میکنیم
مرا در منزل جانا(ن) چه امن عیشُ چو(ن) هر دم
مرا در من = مفاعیلن
زلِ جانان = مفاعیلن
چه امن عِی = مفاعیلن
شُ چون هر دم = مفاعیلن
به این شکل تقطیع مصرع اول به پایان رسید.
تقطیع مصرع دومش :
جرس فریاد میدارد که بر بندید محمل ها
اگر بخش کنیم و خوب توجه کنیم دو هجای کشیده داریم یکی "یاد" در انتهای "فریاد" و یکی "دید" در انتهای "بندید" پس به این دوتا یک ضمه اضافه میکنیم و بعد میریم سراغ تقطیع.
جرس فریادُ میدارد که بر بندیدُ محمل ها
جرس فریا = مفاعیلن
دُ می دارد = مفاعیلن
که بر بندی= مفاعیلن
دُ محمل ها = مفاعیلن
پس با این حساب ما یک بیت از این غزل رو تقطیع کردیم و باقی ابیات هم به عهده ی شما.
در پایان برای اینکه خوب این وزن رو یاد بگیریم باید مصرع هایی بی معنی ای رو بنویسیم که فقط وزن رو یاد بگیریم. سعی کنید به اطرافتون نگاه کنید و با توجه به چیزهایی که میبینید مصرع هایی با این وزن بگید که شامل چهار مفاعیلن باشه و بعد هم تقطیعشون کنید .
مثال :
دوتا قوری سه تا کتری دو تا قاشق بیا اینجا
نشستم من برای اینکه تنهایی نمیدانم
کجا رفتی که من را با کنار بید میمانم
عروض و قافیه یعنی برای عشق جنگیدن
سحر ما را نمی بینی برای دیدن دریا
کجا باید رها گردم که آنجا را نمیبینم
و الی آخر .......
امیدوارم این موارد رو تمرین بفرمایید. سپاسگزارم
حمزه کریم تباح فر
ارتباط با ادمین :
@hamzehkarimtabbahfar
کانال آموزش وزن و عروض :
https://telegram.me/arooz
بخش سوم آموزش عروض
وزن شماره 2 : هزج مسدس محذوف ( مفاعیلن مفاعیلن فعولن)
در فایل صوتی ارایه شده توضیحات کامل و جامعی ارایه شده که پیشنهاد میکنم ابتدا فایل صوتی رو گوش کنید.
چند بیت از غزلی با این وزن (دوبیتی ای از بابا طاهر و غزلی از دیوان شمس) رو برای نمونه تقطیع میکنیم و باقی ابیات رو از شما میخوایم که تقطیع بفرمایید.
قبل از تقطیع دو نکته که قبلا در فایل صوتی شماره ی 1 بیان کردیم مجددا عرض میکنیم :
نکته ی اول : نون ساکن بعد از مصوت بلند(آ-ای-او) رو در تقطیع حساب نمیکنیم و حذف میکنیم . مثال : آسان ، مجنون ، شیرین .... نونشون حذف میشه و هجای بلند حساب میشن نه کشیده !
نکته ی دوم : قبل از تقطیع به آخر هر هجای کشیده یه مصوت کوتاه مثل ضمه اضافه میکنیم و بعد کار تقطیع رو انجام میدیدم
دوبیتی ای از باباطاهر رو که بر اساس این وزن هست رو تقطیع میکنیم :
به صحرا بنگرم صحرا تو بینم
به دریا بنگرم دریا تو بینم
به هر جا بنگرم کوه و در و دشت
نشان از قامت رعنا تو بینم
تقطیع مصرع اول =
به دریا بِن : مفاعیلن
گرَم دریا : مفاعیلن
تو بینم : فعولن
تقطیع مصرع چهارم=
نشان از قا : مفاعیلن
متِ رعنا : مفاعیلن
تو بینم : فعولن
تقطیع بیتی از این غزل مولوی :
ز خاک من اگر گندم برآید
از آن گر نان پزی مستی فزاید
خمیر و نانبا دیوانه گردد
تنورش بیت مستانه سراید
اگر بر گور من آیی زیارت
تو را خرپشتهام رقصان نماید
میا بیدف به گور من برادر
که در بزم خدا غمگین نشاید
زنخ بربسته و در گور خفته
دهان افیون و نقل یار خاید
بدری زان کفن بر سینه بندی
خراباتی ز جانت درگشاید
ز هر سو بانگ جنگ و چنگ مستان
ز هر کاری به لابد کار زاید
مرا حق از می عشق آفریدهست
همان عشقم اگر مرگم بساید
منم مستی و اصل من می عشق
بگو از می به جز مستی چه آید
به برج روح شمس الدین تبریز
بپرد روح من یک دم نپاید
تقطیع بیت آخرش =
به برجِ رو : مفاعیلن
حِ شمسُددی : مفاعیلن
نِ تبریز : فعولن
بپَرّد رو : مفاعیلن
حِ من یک دم : مفاعیلن
نپاید : فعولن
انتظار داریم دوستان تمام ابیات غزل بالا و همچنین غزل ذیل از حافظ رو به شکلی که عرض کردم تقطیع بفرمایند :
سحرگه ره روی در سرزمینی
همیگفت این معما با قرینی
که ای صوفی شراب آن گه شود صاف
که در شیشه برآرد اربعینی
خدا زان خرقه بیزار است صد بار
که صد بت باشدش در آستینی
مروت گر چه نامی بینشان است
نیازی عرضه کن بر نازنینی
ثوابت باشد ای دارای خرمن
اگر رحمی کنی بر خوشه چینی
نمیبینم نشاط عیش در کس
نه درمان دلی نه درد دینی
درونها تیره شد باشد که از غیب
چراغی برکند خلوت نشینی
گر انگشت سلیمانی نباشد
چه خاصیت دهد نقش نگینی
اگر چه رسم خوبان تندخوییست
چه باشد گر بسازد با غمینی
ره میخانه بنما تا بپرسم
مآل خویش را از پیش بینی
نه حافظ را حضور درس خلوت
نه دانشمند را علم الیقینی
سپاسگزارم
حمزه کریم تباح فر
ارتباط با ادمین : @hamzehkarimtabbahfar
کانال آموزش وزن و عروض : https://telegram.me/arooz
گروه کارگاه آموزش عروض : https://telegram.me/joinchat/A1NBRgMH-pPvtkcyg3MtXA
وزن شماره 2 : هزج مسدس محذوف ( مفاعیلن مفاعیلن فعولن)
در فایل صوتی ارایه شده توضیحات کامل و جامعی ارایه شده که پیشنهاد میکنم ابتدا فایل صوتی رو گوش کنید.
چند بیت از غزلی با این وزن (دوبیتی ای از بابا طاهر و غزلی از دیوان شمس) رو برای نمونه تقطیع میکنیم و باقی ابیات رو از شما میخوایم که تقطیع بفرمایید.
قبل از تقطیع دو نکته که قبلا در فایل صوتی شماره ی 1 بیان کردیم مجددا عرض میکنیم :
نکته ی اول : نون ساکن بعد از مصوت بلند(آ-ای-او) رو در تقطیع حساب نمیکنیم و حذف میکنیم . مثال : آسان ، مجنون ، شیرین .... نونشون حذف میشه و هجای بلند حساب میشن نه کشیده !
نکته ی دوم : قبل از تقطیع به آخر هر هجای کشیده یه مصوت کوتاه مثل ضمه اضافه میکنیم و بعد کار تقطیع رو انجام میدیدم
دوبیتی ای از باباطاهر رو که بر اساس این وزن هست رو تقطیع میکنیم :
به صحرا بنگرم صحرا تو بینم
به دریا بنگرم دریا تو بینم
به هر جا بنگرم کوه و در و دشت
نشان از قامت رعنا تو بینم
تقطیع مصرع اول =
به دریا بِن : مفاعیلن
گرَم دریا : مفاعیلن
تو بینم : فعولن
تقطیع مصرع چهارم=
نشان از قا : مفاعیلن
متِ رعنا : مفاعیلن
تو بینم : فعولن
تقطیع بیتی از این غزل مولوی :
ز خاک من اگر گندم برآید
از آن گر نان پزی مستی فزاید
خمیر و نانبا دیوانه گردد
تنورش بیت مستانه سراید
اگر بر گور من آیی زیارت
تو را خرپشتهام رقصان نماید
میا بیدف به گور من برادر
که در بزم خدا غمگین نشاید
زنخ بربسته و در گور خفته
دهان افیون و نقل یار خاید
بدری زان کفن بر سینه بندی
خراباتی ز جانت درگشاید
ز هر سو بانگ جنگ و چنگ مستان
ز هر کاری به لابد کار زاید
مرا حق از می عشق آفریدهست
همان عشقم اگر مرگم بساید
منم مستی و اصل من می عشق
بگو از می به جز مستی چه آید
به برج روح شمس الدین تبریز
بپرد روح من یک دم نپاید
تقطیع بیت آخرش =
به برجِ رو : مفاعیلن
حِ شمسُددی : مفاعیلن
نِ تبریز : فعولن
بپَرّد رو : مفاعیلن
حِ من یک دم : مفاعیلن
نپاید : فعولن
انتظار داریم دوستان تمام ابیات غزل بالا و همچنین غزل ذیل از حافظ رو به شکلی که عرض کردم تقطیع بفرمایند :
سحرگه ره روی در سرزمینی
همیگفت این معما با قرینی
که ای صوفی شراب آن گه شود صاف
که در شیشه برآرد اربعینی
خدا زان خرقه بیزار است صد بار
که صد بت باشدش در آستینی
مروت گر چه نامی بینشان است
نیازی عرضه کن بر نازنینی
ثوابت باشد ای دارای خرمن
اگر رحمی کنی بر خوشه چینی
نمیبینم نشاط عیش در کس
نه درمان دلی نه درد دینی
درونها تیره شد باشد که از غیب
چراغی برکند خلوت نشینی
گر انگشت سلیمانی نباشد
چه خاصیت دهد نقش نگینی
اگر چه رسم خوبان تندخوییست
چه باشد گر بسازد با غمینی
ره میخانه بنما تا بپرسم
مآل خویش را از پیش بینی
نه حافظ را حضور درس خلوت
نه دانشمند را علم الیقینی
سپاسگزارم
حمزه کریم تباح فر
ارتباط با ادمین : @hamzehkarimtabbahfar
کانال آموزش وزن و عروض : https://telegram.me/arooz
گروه کارگاه آموزش عروض : https://telegram.me/joinchat/A1NBRgMH-pPvtkcyg3MtXA
بخش چهارم آموزش وزن عروضی
اختیارات شاعری :
اختیار اول = آخرین هجای هر مصرع میتواند کشیده یا کوتاه هم باشد ولی آنرا بلند حساب میکنیم
مثال :
مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز
ورنه در مجلس رندان خبری نیست که نیست
انتهای هر دو مصرع این بیت با هجای کشیده تموم شده که اختیار شاعری حساب میشه و با اینه کشیده است هجای بلند حساب میشه
مثال دیگر :
گریبان باز کن بیرون زند صبح از لباس تو
و شب پایان پذیرد با شروع انعکاس تو
انتهای هر دو مصرع این بیت با هجای کوتاه تموم شده که اختیار شاعری حساب میشه و با اینه کوتاه است هجای بلند حساب میشه
اختیار دوم = نون ساکن بعد از مصوت بلند (آ-ای-او) در تقطیع محاسبه نمیشود و حذف میشود
مثال :
به مجنون گفت روزی عیب جویی
که پیدا کن به از لیلی نکویی
نون در انتهای مجنون چون ساکن هست و قبلش هم مصوت بلند (او) وجود داره توی تقطیع حذف میشه
تقطیع :
به مجنو(ن) گف : مفاعیلن
تُ روزی عی: مفاعیلن
بُ جویی : فعولن
اختیار سوم = حذف همزه (ء) در خوانش
مثال :
شیوه ی چشمت فریب جنگ داشت
ما ندانستیم و صلح انگاشتیم
اگر توجه کنید توی خوانش میخونیم " ما ندانستیم و صلحِنگاشتیم" یعنی همزه رو از ابتدای انگاشتیم حذف میکنیم و "ح" رو در انتهای صلح مستقیما میچسبونیم به نون در انگاشتن " صلحنگاشتیم" و الف (همزه) حذف میشه
اختیار چهارم = آوردن فاعلاتن به جای فعلاتن (فعلاتنی که شروع مصرع هست نه هر فعلاتنی) در وزن هایی که با فعلاتن شروع میشن
مثال : وزن شعر زیر در اصل " فعلاتن فعلاتن فعلاتن فَعَلَن" هست ولی مشاهده میکنید در مصرع اول فعلاتن اول تبدیل شده به فاعلاتن
میروم وَز سر حسرت به قفا مینگرم
خبر از پای ندارم که زمین میسپرم
مصرع اول =
میروم وز : فاعلاتن
سر حسرت : فعلاتن
به قفا می: فعلاتن
نگرم : فعلن
مصرع دوم :
خبر از پا : فعلاتن
یُ ندارم : فعلاتن
که زمین می : فعلاتن
سپَرم : فعلن
اگر توجه کنید در مصرع اول به جای فعلاتن از فاعلاتن استفاده شده
اختیار پنجم : ابدال (اشباع یا تشدید) کوتاه تلفظ کردن هجای بلند
مثال :
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
کجا دانند حال ما سبک باران ساحل ها
ابتدا تقطیع میکنیم و بعد بررسی میکنیم
شَ بِ تا ری : مَ فا عی لن
کُ بی مِ مو: مَ فا عی لن
جُ گر دا بی : مَ فا عی لن
چُ نین ها یل : مَ فا عی لن
اگر خوب توجه کنیم میبینیم "بِ" در کلمه ی شب ، کوتاه هست در حالی که باید معادل "فا" در مفاعیلن و بلند باشه ! پس هجای بلند فا کوتاه تلفظ شده
همچنین این اتفاق در "م" در انتهای "بیم" هم افتاده که "م" کوتاه اومده در حالی که باید معادل "عی" و هجای بلند باشه
همچنین این اتفاق در "ل" در آخر کلمه ی "حال" در مصرع دوم هم افتاده
که هر سه رو اختیار شاعری لفظ یا ابدال یا اشباع یا تشدید بهش میگن
اختیار ششم = تسکین ! تبدیل دو هجای کوتاه پشت سر هم به یک هجای بلند
فرض کنید رکنی مثل فَعَلن داشته باشیم . اگر خوب توجه کنیم دو هجای اولش کوتاه و پشت سر هم هستن( فَ و عَ) . میشه بر اساس این اختیار هر دو هجای کوتاه رو برداشت و جاش یک هجای بلند مثل " فع" گذاشت بنابراین اختیار : فَعَلَن = فع لن
همچنین فرض کنیم رکنی مانند مفتعلن داشته باشیم . اگر توجه کنید دو هجای وسطش کوتاه هستن و پشت سر هم (تَ و عِ) . بنابراین میشه هر دوش رو برداشت و جاش یه هجای بلند مثل "عو" گذاشت . بنابراین اختیار : مفتعلن= مفعولن
مثال میزنیم :
مستحق است بپیرد دو سه بوس از لب تو
هر که در وصف لبت از همه خاقانی تر
وزن این بیت در اصل "فعلاتن فعلاتن فعلاتن فَعَلن" هست. مصرع اول رکن آخرش با "فَعَلَن " تموم شده . لَبِ تو = فَعَلَن . ولی مصرع دومش دچار اختیار تسکین شده و رکن آخرش از فَعَلَن تبدیل شده به " فع لن" . نی تر = فع لن
اختیار هفتم = جابجا کردن یک هجای کوتاه و بلند کنار هم با یکدیگیر که بارزترینش تبدیل "مفتعلن" به " مفاعلن " هست . که در آینده شرح میدیم.
دوستان ، خدمتتون عرض کنم این تنها پیش درآمدی بر اختیارات شاعری بود ...در لابلای شرح اوزان ، یک به یک این اختیارات رو به شکل کاربردی بیان خواهیم کرد. سپاسگزارم
حمزه کریم تباح فر
لینک کانال آموزش وزن و عروض :
https://telegram.me/arooz
لینک ارتباط با ادمین :
@hamzehkarimtabbahfar
اختیارات شاعری :
اختیار اول = آخرین هجای هر مصرع میتواند کشیده یا کوتاه هم باشد ولی آنرا بلند حساب میکنیم
مثال :
مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز
ورنه در مجلس رندان خبری نیست که نیست
انتهای هر دو مصرع این بیت با هجای کشیده تموم شده که اختیار شاعری حساب میشه و با اینه کشیده است هجای بلند حساب میشه
مثال دیگر :
گریبان باز کن بیرون زند صبح از لباس تو
و شب پایان پذیرد با شروع انعکاس تو
انتهای هر دو مصرع این بیت با هجای کوتاه تموم شده که اختیار شاعری حساب میشه و با اینه کوتاه است هجای بلند حساب میشه
اختیار دوم = نون ساکن بعد از مصوت بلند (آ-ای-او) در تقطیع محاسبه نمیشود و حذف میشود
مثال :
به مجنون گفت روزی عیب جویی
که پیدا کن به از لیلی نکویی
نون در انتهای مجنون چون ساکن هست و قبلش هم مصوت بلند (او) وجود داره توی تقطیع حذف میشه
تقطیع :
به مجنو(ن) گف : مفاعیلن
تُ روزی عی: مفاعیلن
بُ جویی : فعولن
اختیار سوم = حذف همزه (ء) در خوانش
مثال :
شیوه ی چشمت فریب جنگ داشت
ما ندانستیم و صلح انگاشتیم
اگر توجه کنید توی خوانش میخونیم " ما ندانستیم و صلحِنگاشتیم" یعنی همزه رو از ابتدای انگاشتیم حذف میکنیم و "ح" رو در انتهای صلح مستقیما میچسبونیم به نون در انگاشتن " صلحنگاشتیم" و الف (همزه) حذف میشه
اختیار چهارم = آوردن فاعلاتن به جای فعلاتن (فعلاتنی که شروع مصرع هست نه هر فعلاتنی) در وزن هایی که با فعلاتن شروع میشن
مثال : وزن شعر زیر در اصل " فعلاتن فعلاتن فعلاتن فَعَلَن" هست ولی مشاهده میکنید در مصرع اول فعلاتن اول تبدیل شده به فاعلاتن
میروم وَز سر حسرت به قفا مینگرم
خبر از پای ندارم که زمین میسپرم
مصرع اول =
میروم وز : فاعلاتن
سر حسرت : فعلاتن
به قفا می: فعلاتن
نگرم : فعلن
مصرع دوم :
خبر از پا : فعلاتن
یُ ندارم : فعلاتن
که زمین می : فعلاتن
سپَرم : فعلن
اگر توجه کنید در مصرع اول به جای فعلاتن از فاعلاتن استفاده شده
اختیار پنجم : ابدال (اشباع یا تشدید) کوتاه تلفظ کردن هجای بلند
مثال :
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
کجا دانند حال ما سبک باران ساحل ها
ابتدا تقطیع میکنیم و بعد بررسی میکنیم
شَ بِ تا ری : مَ فا عی لن
کُ بی مِ مو: مَ فا عی لن
جُ گر دا بی : مَ فا عی لن
چُ نین ها یل : مَ فا عی لن
اگر خوب توجه کنیم میبینیم "بِ" در کلمه ی شب ، کوتاه هست در حالی که باید معادل "فا" در مفاعیلن و بلند باشه ! پس هجای بلند فا کوتاه تلفظ شده
همچنین این اتفاق در "م" در انتهای "بیم" هم افتاده که "م" کوتاه اومده در حالی که باید معادل "عی" و هجای بلند باشه
همچنین این اتفاق در "ل" در آخر کلمه ی "حال" در مصرع دوم هم افتاده
که هر سه رو اختیار شاعری لفظ یا ابدال یا اشباع یا تشدید بهش میگن
اختیار ششم = تسکین ! تبدیل دو هجای کوتاه پشت سر هم به یک هجای بلند
فرض کنید رکنی مثل فَعَلن داشته باشیم . اگر خوب توجه کنیم دو هجای اولش کوتاه و پشت سر هم هستن( فَ و عَ) . میشه بر اساس این اختیار هر دو هجای کوتاه رو برداشت و جاش یک هجای بلند مثل " فع" گذاشت بنابراین اختیار : فَعَلَن = فع لن
همچنین فرض کنیم رکنی مانند مفتعلن داشته باشیم . اگر توجه کنید دو هجای وسطش کوتاه هستن و پشت سر هم (تَ و عِ) . بنابراین میشه هر دوش رو برداشت و جاش یه هجای بلند مثل "عو" گذاشت . بنابراین اختیار : مفتعلن= مفعولن
مثال میزنیم :
مستحق است بپیرد دو سه بوس از لب تو
هر که در وصف لبت از همه خاقانی تر
وزن این بیت در اصل "فعلاتن فعلاتن فعلاتن فَعَلن" هست. مصرع اول رکن آخرش با "فَعَلَن " تموم شده . لَبِ تو = فَعَلَن . ولی مصرع دومش دچار اختیار تسکین شده و رکن آخرش از فَعَلَن تبدیل شده به " فع لن" . نی تر = فع لن
اختیار هفتم = جابجا کردن یک هجای کوتاه و بلند کنار هم با یکدیگیر که بارزترینش تبدیل "مفتعلن" به " مفاعلن " هست . که در آینده شرح میدیم.
دوستان ، خدمتتون عرض کنم این تنها پیش درآمدی بر اختیارات شاعری بود ...در لابلای شرح اوزان ، یک به یک این اختیارات رو به شکل کاربردی بیان خواهیم کرد. سپاسگزارم
حمزه کریم تباح فر
لینک کانال آموزش وزن و عروض :
https://telegram.me/arooz
لینک ارتباط با ادمین :
@hamzehkarimtabbahfar
بخش پنجم آموزش وزن عروضی
وزن شماره سه : هزج مثمن اخرب (مفعولُ مفاعیلن مفعولُ مفاعیلن)
در فایل صوتی ارایه شده توضیحات کامل و جامعی در مورد این وزن بیان شده که پیشنهاد میکنم پیش از خوندن این متن فایل صوتی رو گوش کنید.
غزلی معروف از حافظ رو که بر این وزن هست ارایه میدیم و چند مصرعش رو تقطیع میکنیم خدمتتون :
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی
دایم گل این بستان شاداب نمی ماند
دریاب ضعیفان را در وقت توانایی
دیشب گله زلفش با باد همی کردم
گفتا غلطی بگذر زین فکرت سودایی
صد باد صبا این جا با سلسله می رقصند
این است حریف ای دل تا باد نپیمایی
مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد
کز دست بخواهد شد پایاب شکیبایی
یا رب به که شاید گفت این نکته که در عالم
رخساره به کس ننمود آن شاهد هرجایی
ساقی چمن گل را بی روی تو رنگی نیست
شمشاد خرامان کن تا باغ بیارایی
ای درد توام درمان در بستر ناکامی
و ای یاد توام مونس در گوشه تنهایی
در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم
لطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی
فکر خود و رای خود در عالم رندی نیست
کفر است در این مذهب خودبینی و خودرایی
زین دایره مینا خونین جگرم می ده
تا حل کنم این مشکل در ساغر مینایی
حافظ شب هجران شد بوی خوش وصل آمد
شادیت مبارک باد ای عاشق شیدایی
تقطیع بیت اول :
ای پادِ : مفعولُ
شَ هِ * خوبان : مفاعیلن ( توی هجای ستاره دار اختیار لفظ (و یا همون اشباع_تشدید) رخ داده و هجای بلند کوتاه شده )
دا دَز غَ : مفعولُ
مِ تنهایی : مفاعیلن
دل بی تو : مفعولُ
به جان آمد: مفاعیلن
وق تَس تُ : مفعولُ ( است چون هجای کشیده است به انتهاش مصوت کوتاه ضمه اضافه میکنیم و بعد تقطیع میکنیم...قبلا هم گفتیم این مطلب رو )
که باز آیی : مفاعیلن
انتظار داریم دوستان تمامی این غزل رو به شکلی که بنده تقطیع کردم تقطیع بفرمایند و اختیارات شاعری رو هم پیدا کنند در این غزل. موفق باشید
حمزه کریم تباح فر
لینک کانال آموزش وزن عروضی :
https://telegram.me/arooz
وزن شماره سه : هزج مثمن اخرب (مفعولُ مفاعیلن مفعولُ مفاعیلن)
در فایل صوتی ارایه شده توضیحات کامل و جامعی در مورد این وزن بیان شده که پیشنهاد میکنم پیش از خوندن این متن فایل صوتی رو گوش کنید.
غزلی معروف از حافظ رو که بر این وزن هست ارایه میدیم و چند مصرعش رو تقطیع میکنیم خدمتتون :
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی
دایم گل این بستان شاداب نمی ماند
دریاب ضعیفان را در وقت توانایی
دیشب گله زلفش با باد همی کردم
گفتا غلطی بگذر زین فکرت سودایی
صد باد صبا این جا با سلسله می رقصند
این است حریف ای دل تا باد نپیمایی
مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد
کز دست بخواهد شد پایاب شکیبایی
یا رب به که شاید گفت این نکته که در عالم
رخساره به کس ننمود آن شاهد هرجایی
ساقی چمن گل را بی روی تو رنگی نیست
شمشاد خرامان کن تا باغ بیارایی
ای درد توام درمان در بستر ناکامی
و ای یاد توام مونس در گوشه تنهایی
در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم
لطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی
فکر خود و رای خود در عالم رندی نیست
کفر است در این مذهب خودبینی و خودرایی
زین دایره مینا خونین جگرم می ده
تا حل کنم این مشکل در ساغر مینایی
حافظ شب هجران شد بوی خوش وصل آمد
شادیت مبارک باد ای عاشق شیدایی
تقطیع بیت اول :
ای پادِ : مفعولُ
شَ هِ * خوبان : مفاعیلن ( توی هجای ستاره دار اختیار لفظ (و یا همون اشباع_تشدید) رخ داده و هجای بلند کوتاه شده )
دا دَز غَ : مفعولُ
مِ تنهایی : مفاعیلن
دل بی تو : مفعولُ
به جان آمد: مفاعیلن
وق تَس تُ : مفعولُ ( است چون هجای کشیده است به انتهاش مصوت کوتاه ضمه اضافه میکنیم و بعد تقطیع میکنیم...قبلا هم گفتیم این مطلب رو )
که باز آیی : مفاعیلن
انتظار داریم دوستان تمامی این غزل رو به شکلی که بنده تقطیع کردم تقطیع بفرمایند و اختیارات شاعری رو هم پیدا کنند در این غزل. موفق باشید
حمزه کریم تباح فر
لینک کانال آموزش وزن عروضی :
https://telegram.me/arooz
بخش ششم آموزش وزن عروضی :
وزن شماره سه : هزج مسدس مقبوض محذوف (مفعولُ مفاعلن فعولن)
در فایل صوتی ارایه شده توضیحات کامل و جامعی در مورد این وزن بیان شده که پیشنهاد میکنم پیش از خوندن این متن فایل صوتی رو گوش کنید.
قسمتی از مثنوی لیلی و مجنون نظامی که بر این وزن هست ارایه میدیم و چند مصرعش رو تقطیع میکنیم خدمتتون :
در راه و روش چو خضر پویان
هنجار نمای و راهجویان
پرسیدش لعبت حصاری
کز کار فلک خبر چه داری
آن وحش نشین وحشتآمیز
بر یاد که میکند زبان تیز
پیر از سر مهر گفت کای ماه
آن یوسف بی تو مانده در چاه
آن قلزم نا نشسته از موج
وان ماه جدا فتاده از اوج
آواز گشاده چون منادی
میگردد در میان وادی
لیلی گویان به هر دو گامی
لیلی جویان به هر مقامی
از نیک و بد خودش خبر نیست
جز بر ره لیلیش گذر نیست
لیلی چو شد آگه از چنین حال
شد سرو بنش ز ناله چون نال
بیت اول :
تقطیع مصرع اول :
در راه و روش چو خضر پویان
هنجار نمای و راهجویان
در راه و : مفعولُ
روش چو خض : مفاعلن
رُ پویان : فعولن
هنجارُ : مفعولُ
نمایِ را : مفاعلن
هُ پویان : فعولن
برسی بیتی با این وزن که در آن از اختیار شاعری تسکین استفاده شده :
این وزن همون طور که گفتیم : مفعولُ مفاعِلن فعولن هست
ولی از اونجایی که توی این قسمتش مفعو"لُ مَ " فاعلن فعولن.... دو هجای کوتاه لُ و مَ کنار هم قرار گرفتن بر اساس اختیار شاعری تسکین که قبلا کامل توی بحث اختیارات شرحش دادیم ، میتونن با هم ترکیب بشن و به جاشون یه هجای بلند مثل "لن" گذاشت . پس این وزن با اختیار تسکین میشه :
مفعولن فاعلن فعولن
مثال : بیت دوم مثنوی لیلی مجنون رو که در بالا قرار دادیم بررسی میکنیم :
پرسیدش لعبت حصاری
کز کار فلک خبر چه داری
مصرع اولش از اختیار تسکین استفاده شده
تقطیع مصرع اول
پر سی دش : مفعولن
لع بَ تِ : فاعلن ( شاید سوال بشه که چرا "تِ" کوتاه و " لن" بلند معادل هم قرار داده شدن ...به دلیل اختیار لفظ و اشباع هست و در حقیقت انتهای لعبت باید با هجای بلند تموم میشد که با لن در فاعلن هم اندازه بشه ولی بر اساس اختیار لفظ کوتاه تلفظ شده)
حصاری : فعولن
کز کارِ : مفعولُ
فلک خبر : مفاعلن
چه داری : فعولن
بیت دوتا مونده به آخر رو هم بررسی میکنیم که هر دو مصرع از تسکین استفاده شده :
لیلی گویان به هر دو گامی
لیلی جویان به هر مقامی
لِی لی گو : مفعولن
یان به هر : فاعلن ( نون یان توی تقطیع حساب نمیشه ،قبلا گفتیم)
دو گامی : فعولن
از دوستان انتظار داریم چند بیتی از مثنوی لیلی و مجنون به این شکل تقطیع کنند مخصوصا ابیاتی که دارای اختیار تسکین هستن . در ضمن برای تمرین این وزن مصرع های بی معنی تمرین کنند مثل :
وزنی که نمانده در سرایم
تسکین نشدم عروض خود را
دردم را دردِ من ندارد ( تسکین )
هر جا که روی عروض با توست
آموزش ما به آخر آمد
پایان شب سیه چه خوب است!
موفق باشید.
حمزه کریم تباح فر
لینک کانال آموزش وزن عروضی :
https://telegram.me/arooz
وزن شماره سه : هزج مسدس مقبوض محذوف (مفعولُ مفاعلن فعولن)
در فایل صوتی ارایه شده توضیحات کامل و جامعی در مورد این وزن بیان شده که پیشنهاد میکنم پیش از خوندن این متن فایل صوتی رو گوش کنید.
قسمتی از مثنوی لیلی و مجنون نظامی که بر این وزن هست ارایه میدیم و چند مصرعش رو تقطیع میکنیم خدمتتون :
در راه و روش چو خضر پویان
هنجار نمای و راهجویان
پرسیدش لعبت حصاری
کز کار فلک خبر چه داری
آن وحش نشین وحشتآمیز
بر یاد که میکند زبان تیز
پیر از سر مهر گفت کای ماه
آن یوسف بی تو مانده در چاه
آن قلزم نا نشسته از موج
وان ماه جدا فتاده از اوج
آواز گشاده چون منادی
میگردد در میان وادی
لیلی گویان به هر دو گامی
لیلی جویان به هر مقامی
از نیک و بد خودش خبر نیست
جز بر ره لیلیش گذر نیست
لیلی چو شد آگه از چنین حال
شد سرو بنش ز ناله چون نال
بیت اول :
تقطیع مصرع اول :
در راه و روش چو خضر پویان
هنجار نمای و راهجویان
در راه و : مفعولُ
روش چو خض : مفاعلن
رُ پویان : فعولن
هنجارُ : مفعولُ
نمایِ را : مفاعلن
هُ پویان : فعولن
برسی بیتی با این وزن که در آن از اختیار شاعری تسکین استفاده شده :
این وزن همون طور که گفتیم : مفعولُ مفاعِلن فعولن هست
ولی از اونجایی که توی این قسمتش مفعو"لُ مَ " فاعلن فعولن.... دو هجای کوتاه لُ و مَ کنار هم قرار گرفتن بر اساس اختیار شاعری تسکین که قبلا کامل توی بحث اختیارات شرحش دادیم ، میتونن با هم ترکیب بشن و به جاشون یه هجای بلند مثل "لن" گذاشت . پس این وزن با اختیار تسکین میشه :
مفعولن فاعلن فعولن
مثال : بیت دوم مثنوی لیلی مجنون رو که در بالا قرار دادیم بررسی میکنیم :
پرسیدش لعبت حصاری
کز کار فلک خبر چه داری
مصرع اولش از اختیار تسکین استفاده شده
تقطیع مصرع اول
پر سی دش : مفعولن
لع بَ تِ : فاعلن ( شاید سوال بشه که چرا "تِ" کوتاه و " لن" بلند معادل هم قرار داده شدن ...به دلیل اختیار لفظ و اشباع هست و در حقیقت انتهای لعبت باید با هجای بلند تموم میشد که با لن در فاعلن هم اندازه بشه ولی بر اساس اختیار لفظ کوتاه تلفظ شده)
حصاری : فعولن
کز کارِ : مفعولُ
فلک خبر : مفاعلن
چه داری : فعولن
بیت دوتا مونده به آخر رو هم بررسی میکنیم که هر دو مصرع از تسکین استفاده شده :
لیلی گویان به هر دو گامی
لیلی جویان به هر مقامی
لِی لی گو : مفعولن
یان به هر : فاعلن ( نون یان توی تقطیع حساب نمیشه ،قبلا گفتیم)
دو گامی : فعولن
از دوستان انتظار داریم چند بیتی از مثنوی لیلی و مجنون به این شکل تقطیع کنند مخصوصا ابیاتی که دارای اختیار تسکین هستن . در ضمن برای تمرین این وزن مصرع های بی معنی تمرین کنند مثل :
وزنی که نمانده در سرایم
تسکین نشدم عروض خود را
دردم را دردِ من ندارد ( تسکین )
هر جا که روی عروض با توست
آموزش ما به آخر آمد
پایان شب سیه چه خوب است!
موفق باشید.
حمزه کریم تباح فر
لینک کانال آموزش وزن عروضی :
https://telegram.me/arooz
بخش هفتم آموزش وزن عروضی :
هزج مثمن مکفوف محذوف ( مفاعیلُ مفاعیلُ مفاعیلُ فعولن)
در فایل صوتی ارایه شده توضیحات کامل و جامعی در مورد این وزن بیان شده که پیشنهاد میکنم پیش از خوندن این متن فایل صوتی رو گوش کنید.
غزلی از مولوی که بر این وزن هست ارایه میدیم و چند مصرعش رو تقطیع میکنیم خدمتتون :
زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا
چه نغزست و چه خوبست و چه زیباست خدایا
چه گرمیم چه گرمیم از این عشق چو خورشید
چه پنهان و چه پنهان و چه پیداست خدایا
زهی ماه زهی ماه زهی باده همراه
که جان را و جهان را بیاراست خدایا
زهی شور زهی شور که انگیخته عالم
زهی کار زهی بار که آن جاست خدایا
فروریخت فروریخت شهنشاه سواران
زهی گرد زهی گرد که برخاست خدایا
فتادیم فتادیم بدان سان که نخیزیم
ندانیم ندانیم چه غوغاست خدایا
ز هر کوی ز هر کوی یکی دود دگرگون
دگربار دگربار چه سوداست خدایا
نه دامیست نه زنجیر همه بسته چراییم
چه بندست چه زنجیر که برپاست خدایا
چه نقشیست چه نقشیست در این تابه دلها
غریبست غریبست ز بالاست خدایا
خموشید خموشید که تا فاش نگردید
که اغیار گرفتست چپ و راست خدایا
تقطیع بیت آخر :
خوشیدُ : مفاعیلُ
خموشیدُ : مفاعیلُ
که تا فاشُ : مفاعیلُ
نگردید : فعولن
که اغیارُ : مفاعیلُ
گرفتستُ : مفاعیلُ
چپ و راستُ : مفاعیلُ
خدایا : فعولن
از دوستان انتظار داریم دیگر ابیات این غزل رو به روشی که ارایه دادم(تقطیع به ارکان) تقطیع کندد. بعلاوه با این وزن ابیات بی معنی به شکل زیر بسرایند تا کاملا با این وزن آشنا بشن :
کجا رفته کسی را که شما را به شبم داد
عروض است که با وزن عروضی به تو گفتم
موفق باشید.
حمزه کریم تباح فر
لینک کانال آموزش وزن عروضی :
https://telegram.me/arooz
هزج مثمن مکفوف محذوف ( مفاعیلُ مفاعیلُ مفاعیلُ فعولن)
در فایل صوتی ارایه شده توضیحات کامل و جامعی در مورد این وزن بیان شده که پیشنهاد میکنم پیش از خوندن این متن فایل صوتی رو گوش کنید.
غزلی از مولوی که بر این وزن هست ارایه میدیم و چند مصرعش رو تقطیع میکنیم خدمتتون :
زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا
چه نغزست و چه خوبست و چه زیباست خدایا
چه گرمیم چه گرمیم از این عشق چو خورشید
چه پنهان و چه پنهان و چه پیداست خدایا
زهی ماه زهی ماه زهی باده همراه
که جان را و جهان را بیاراست خدایا
زهی شور زهی شور که انگیخته عالم
زهی کار زهی بار که آن جاست خدایا
فروریخت فروریخت شهنشاه سواران
زهی گرد زهی گرد که برخاست خدایا
فتادیم فتادیم بدان سان که نخیزیم
ندانیم ندانیم چه غوغاست خدایا
ز هر کوی ز هر کوی یکی دود دگرگون
دگربار دگربار چه سوداست خدایا
نه دامیست نه زنجیر همه بسته چراییم
چه بندست چه زنجیر که برپاست خدایا
چه نقشیست چه نقشیست در این تابه دلها
غریبست غریبست ز بالاست خدایا
خموشید خموشید که تا فاش نگردید
که اغیار گرفتست چپ و راست خدایا
تقطیع بیت آخر :
خوشیدُ : مفاعیلُ
خموشیدُ : مفاعیلُ
که تا فاشُ : مفاعیلُ
نگردید : فعولن
که اغیارُ : مفاعیلُ
گرفتستُ : مفاعیلُ
چپ و راستُ : مفاعیلُ
خدایا : فعولن
از دوستان انتظار داریم دیگر ابیات این غزل رو به روشی که ارایه دادم(تقطیع به ارکان) تقطیع کندد. بعلاوه با این وزن ابیات بی معنی به شکل زیر بسرایند تا کاملا با این وزن آشنا بشن :
کجا رفته کسی را که شما را به شبم داد
عروض است که با وزن عروضی به تو گفتم
موفق باشید.
حمزه کریم تباح فر
لینک کانال آموزش وزن عروضی :
https://telegram.me/arooz
بخش هشتم آموزش وزن عروضی :
هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف ( مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلُ فعولن)
در فایل صوتی ارایه شده توضیحات کامل و جامعی در مورد این وزن بیان شده که پیشنهاد میکنم پیش از خوندن این متن فایل صوتی رو گوش کنید.
غزلی از حافظ که بر این وزن هست ارایه میدیم و چند مصرعش رو تقطیع میکنیم خدمتتون :
آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت
آیا چه خطا دید که از راه خطا رفت
تا رفت مرا از نظر آن چشم جهان بین
کس واقف ما نیست که از دیده چه?ها رفت
بر شمع نرفت از گذر آتش دل دوش
آن دود که از سوز جگر بر سر ما رفت
دور از رخ تو دم به دم از گوشه چشمم
سیلاب سرشک آمد و طوفان بلا رفت
از پای فتادیم چو آمد غم هجران
در درد بمردیم چو از دست دوا رفت
دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت
عمریست که عمرم همه در کار دعا رفت
احرام چه بندیم چو آن قبله نه این جاست
در سعی چه کوشیم چو از مروه صفا رفت
دی گفت طبیب از سر حسرت چو مرا دید
هیهات که رنج تو ز قانون شفا رفت
ای دوست به پرسیدن حافظ قدمی نه
زان پیش که گویند که از دار فنا رفت
تقطیع بیت اول :
آن ترکِ : مفعولُ
پری چهره : مفاعیلُ
که دو شَز بَ : مفاعیلَ
رِ ما رفت : فعولن
آیا چه : مفعولُ
خطا دیدُ : مفاعیلُ
که از راهِ : مفاعیلُ
خطا رفت : فعولن
دوستان میتونن به راحتی دیگر ابیات این غزل رو به همین شکل تقطیع به ارکان کنند.
نکاتی چند در مورد این وزن :
این وزن رو به شکل "مستفعلُ مستفعلُ مستفعلُ فع لن " هم بیان میکنند. که هیچ تفاوتی با " مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلُ فعولن " نداره ...
هر دو رو تقطیع میکنم که مشاهده بفرمایید هیچ تفاوتی ندارند :
مف/عو/لُ/ مَ/فا/عی/لُ/ مَ/فا/عی/لُ/فَ/عو/ لن
مس/تف/عِ/لُ/ مس/تف/عِ/لُ/ مس/تف/عِ/لُ/فع/ لن
اگر در تقطیع بالا هجا های هر دو وزن رو برابر هم قرار بدید متوجه میشید یکسان اند.
دومین نکته اینه که این وزن خیلی شبیه وزن رباعی هست(بعدا کامل وزن رباعی رو شرح میدم).... تنها تفاوتشون اینه که اگر هجای بلند پایانی این وزن رو برداریم وزنی که به دست میاد میشه وزن رباعی !
این وزن : مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلُ فعولن
وزن رباعی : مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلُ فعول (که فعول آخر رو معمولا فَعَل مینویسیم)
مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلُ فَعَل
این وزن : مستفعلُ مستفعلُ مستفعلُ فع لن
وزن رباعی : مستفعلُ مستفعلُ مستفعلُ فع
پس تفاوتش با رباعی در اینه که این وزن یه هجای بلند آخرش اضافه داره !
نکته ی بعدی در مورد این وزن (بسیار کم کاربرده در این وزن و بیشتر برای رباعی که وزنش شبیه این وزن هست اتفاق میفته ) :
دو جای این وزن ممکنه دچار اختیار شاعری تسکین بشه(اختیار تسکین زمانی هست که دو هجای کوتاه پشت سر هم وجود داشته باشه و ما این دو هجا رو با هم ادغام کنیم و جاش یه هجای بلند بذاریم مثلا فَعَلن رو بکنیم فع لن چون دو هجای فَ و عَ در فَعَلَن کوتاه و پشت سر همن و جاش هجای بلند فع رو میذاریم ...این اختیارات رو توی بحث اختیارات وزن کاملا توضیح دادیم اینجه کاربردش رو داریم میگیم )
خب بررسی میکنیم ببینیم کجاهای این وزن دو هجای کوتاه پشت سر هم داریم :
مف/عو/لُ/ مَ/فا/عی/لُ/ مَ/فا/عی/لُ/فَ/عو/ لن
در سه قسمت این اتفاق میتونه بیفته
مفعو(لُ مَ)فاعی(لُ مَ)فاعی(لُ فَ)عولن
پس با اختیار تسکین ممکنه این حالات در این وزن اتفاق بیفته :
مفعولن فاعیلُ مفاعیلُ فعولن
مفعولُ مفاعیلن فاعیلُ فعولن
مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلن عو لن (که بهتره به جای عو از فع استفاده کنیم که هیچ فرقی هم نداره ... مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلن فع لن )
مفعولن فاعیلن فاعیلُ فعولن (در دو قسمت تسکین رخ داده )
مفعولن فاعیلُ مفاعیلن فع لن (در دو قسمت تسکین رخ داده )
مفعولن فاعیلن فاعیلن فع لن(در سه قسمت همزمان تسکین رخ داده)
متذکر بشم اختیار تسکین در این وزن بسیار کم اتفاق میفته و اصلا توصیه نمیشه استفاده ازش ! فقط برای اینه که اگر شعری با این وزن دیدیم و حس کردیم ایراد وزنی داره ابتدا چک کنیم ببینیم تسکین رخ داده یا نه ! و اینکه در رباعی بیشتر ازاین تسکین استفاده میشه !
از دوستان انتظار داریم دیگر ابیات غزل حافظ رو به روشی که ارایه دادم(تقطیع به ارکان) تقطیع کندد. بعلاوه با این وزن ابیات بی معنی به شکل زیر بسرایند تا کاملا با این وزن آشنا بشن :
در دست من آن کفتر چاهی نگذارید
رفتی برو از خاطر چشمان دلِ شب
از وزن و عروضِ تو چه حاصل شده ما را !
موفق باشید.
حمزه کریم تباح فر
لینک کانال آموزش وزن عروضی :
https://telegram.me/arooz
هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف ( مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلُ فعولن)
در فایل صوتی ارایه شده توضیحات کامل و جامعی در مورد این وزن بیان شده که پیشنهاد میکنم پیش از خوندن این متن فایل صوتی رو گوش کنید.
غزلی از حافظ که بر این وزن هست ارایه میدیم و چند مصرعش رو تقطیع میکنیم خدمتتون :
آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت
آیا چه خطا دید که از راه خطا رفت
تا رفت مرا از نظر آن چشم جهان بین
کس واقف ما نیست که از دیده چه?ها رفت
بر شمع نرفت از گذر آتش دل دوش
آن دود که از سوز جگر بر سر ما رفت
دور از رخ تو دم به دم از گوشه چشمم
سیلاب سرشک آمد و طوفان بلا رفت
از پای فتادیم چو آمد غم هجران
در درد بمردیم چو از دست دوا رفت
دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت
عمریست که عمرم همه در کار دعا رفت
احرام چه بندیم چو آن قبله نه این جاست
در سعی چه کوشیم چو از مروه صفا رفت
دی گفت طبیب از سر حسرت چو مرا دید
هیهات که رنج تو ز قانون شفا رفت
ای دوست به پرسیدن حافظ قدمی نه
زان پیش که گویند که از دار فنا رفت
تقطیع بیت اول :
آن ترکِ : مفعولُ
پری چهره : مفاعیلُ
که دو شَز بَ : مفاعیلَ
رِ ما رفت : فعولن
آیا چه : مفعولُ
خطا دیدُ : مفاعیلُ
که از راهِ : مفاعیلُ
خطا رفت : فعولن
دوستان میتونن به راحتی دیگر ابیات این غزل رو به همین شکل تقطیع به ارکان کنند.
نکاتی چند در مورد این وزن :
این وزن رو به شکل "مستفعلُ مستفعلُ مستفعلُ فع لن " هم بیان میکنند. که هیچ تفاوتی با " مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلُ فعولن " نداره ...
هر دو رو تقطیع میکنم که مشاهده بفرمایید هیچ تفاوتی ندارند :
مف/عو/لُ/ مَ/فا/عی/لُ/ مَ/فا/عی/لُ/فَ/عو/ لن
مس/تف/عِ/لُ/ مس/تف/عِ/لُ/ مس/تف/عِ/لُ/فع/ لن
اگر در تقطیع بالا هجا های هر دو وزن رو برابر هم قرار بدید متوجه میشید یکسان اند.
دومین نکته اینه که این وزن خیلی شبیه وزن رباعی هست(بعدا کامل وزن رباعی رو شرح میدم).... تنها تفاوتشون اینه که اگر هجای بلند پایانی این وزن رو برداریم وزنی که به دست میاد میشه وزن رباعی !
این وزن : مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلُ فعولن
وزن رباعی : مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلُ فعول (که فعول آخر رو معمولا فَعَل مینویسیم)
مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلُ فَعَل
این وزن : مستفعلُ مستفعلُ مستفعلُ فع لن
وزن رباعی : مستفعلُ مستفعلُ مستفعلُ فع
پس تفاوتش با رباعی در اینه که این وزن یه هجای بلند آخرش اضافه داره !
نکته ی بعدی در مورد این وزن (بسیار کم کاربرده در این وزن و بیشتر برای رباعی که وزنش شبیه این وزن هست اتفاق میفته ) :
دو جای این وزن ممکنه دچار اختیار شاعری تسکین بشه(اختیار تسکین زمانی هست که دو هجای کوتاه پشت سر هم وجود داشته باشه و ما این دو هجا رو با هم ادغام کنیم و جاش یه هجای بلند بذاریم مثلا فَعَلن رو بکنیم فع لن چون دو هجای فَ و عَ در فَعَلَن کوتاه و پشت سر همن و جاش هجای بلند فع رو میذاریم ...این اختیارات رو توی بحث اختیارات وزن کاملا توضیح دادیم اینجه کاربردش رو داریم میگیم )
خب بررسی میکنیم ببینیم کجاهای این وزن دو هجای کوتاه پشت سر هم داریم :
مف/عو/لُ/ مَ/فا/عی/لُ/ مَ/فا/عی/لُ/فَ/عو/ لن
در سه قسمت این اتفاق میتونه بیفته
مفعو(لُ مَ)فاعی(لُ مَ)فاعی(لُ فَ)عولن
پس با اختیار تسکین ممکنه این حالات در این وزن اتفاق بیفته :
مفعولن فاعیلُ مفاعیلُ فعولن
مفعولُ مفاعیلن فاعیلُ فعولن
مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلن عو لن (که بهتره به جای عو از فع استفاده کنیم که هیچ فرقی هم نداره ... مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلن فع لن )
مفعولن فاعیلن فاعیلُ فعولن (در دو قسمت تسکین رخ داده )
مفعولن فاعیلُ مفاعیلن فع لن (در دو قسمت تسکین رخ داده )
مفعولن فاعیلن فاعیلن فع لن(در سه قسمت همزمان تسکین رخ داده)
متذکر بشم اختیار تسکین در این وزن بسیار کم اتفاق میفته و اصلا توصیه نمیشه استفاده ازش ! فقط برای اینه که اگر شعری با این وزن دیدیم و حس کردیم ایراد وزنی داره ابتدا چک کنیم ببینیم تسکین رخ داده یا نه ! و اینکه در رباعی بیشتر ازاین تسکین استفاده میشه !
از دوستان انتظار داریم دیگر ابیات غزل حافظ رو به روشی که ارایه دادم(تقطیع به ارکان) تقطیع کندد. بعلاوه با این وزن ابیات بی معنی به شکل زیر بسرایند تا کاملا با این وزن آشنا بشن :
در دست من آن کفتر چاهی نگذارید
رفتی برو از خاطر چشمان دلِ شب
از وزن و عروضِ تو چه حاصل شده ما را !
موفق باشید.
حمزه کریم تباح فر
لینک کانال آموزش وزن عروضی :
https://telegram.me/arooz
