بینظمیها ~ آرمین یوسفی
Video
در ویدئویی شش دقیقهای، با عنوان «نشانهشناسی آشپزخانه»، مارتا رازلر برنامههای تلویزیونی آموزش آشپزی را به سخره میگیرد. برخلاف مجریان چنین برنامههایی که با لبخندی پهناور، عمل آشپزی را یک هنر و نشانهای از شادمانی و سلامت زندگی نشان میدهند، رازلر با چهرهای عبوس و سرد مقابل دوربین قرار میگیرد.
او بهجای بیان مواد لازم برای غذا، صرفاً ابزارهای کار را نام میبرد. در واقع، رازلر محصول را از فرایند تولید حذف میکند تا کار و ابزار تولید را برجسته سازد. ازاینطریق، ما فقط فردی را میبینیم که با ابزار تولید به انجام کار میپردازد، اما محصولی را نمیسازد؛ چراکه در جامعهی نامتقارن - طبقاتی، مردسالارانه و یا هردو - عملاً انسان از محصول خود بیگانه است و سهمی در تولید ندارد.
در نشانهشناسی آشپزخانه اعمال با خشونتی خاص انجام میشوند تا جبر جامعه به کار را از دلِ رضایت تصنعی برنامههای تلویزیونی بیرون بکشند. ازاینرو، رازلر میکوشد تا تقسیم تاریخی کار در خانواده و بیسهمی زنان از تولید را با چنین خشونتی آشکار کند؛ تقسیم کاری که نهتنها فعالیت زنان در خانه را امری طبیعی جلوه داده، بلکه با مدرنتر شدن جوامع، هالهای از تقدس و زیباییشناسی بر آن کشیده است.
او بهجای بیان مواد لازم برای غذا، صرفاً ابزارهای کار را نام میبرد. در واقع، رازلر محصول را از فرایند تولید حذف میکند تا کار و ابزار تولید را برجسته سازد. ازاینطریق، ما فقط فردی را میبینیم که با ابزار تولید به انجام کار میپردازد، اما محصولی را نمیسازد؛ چراکه در جامعهی نامتقارن - طبقاتی، مردسالارانه و یا هردو - عملاً انسان از محصول خود بیگانه است و سهمی در تولید ندارد.
در نشانهشناسی آشپزخانه اعمال با خشونتی خاص انجام میشوند تا جبر جامعه به کار را از دلِ رضایت تصنعی برنامههای تلویزیونی بیرون بکشند. ازاینرو، رازلر میکوشد تا تقسیم تاریخی کار در خانواده و بیسهمی زنان از تولید را با چنین خشونتی آشکار کند؛ تقسیم کاری که نهتنها فعالیت زنان در خانه را امری طبیعی جلوه داده، بلکه با مدرنتر شدن جوامع، هالهای از تقدس و زیباییشناسی بر آن کشیده است.
بینظمیها ~ آرمین یوسفی
Photo
«کاخ» (The Palace 2023) ساختهی جدید رومن پولانسکی فیلمی تماماً کمدی است که تا حدودی به کمدی اسلپاستیک نیز نزدیک میشود. کاخ به ماجرای جمعشدن مهمانانی ثروتمند و اشخاصی سرشناس در یک هتل اشرافی در شب سال نوی ۲۰۰۰ میلادی میپردازد. ازاینطریق، موقعیتهایی طنزگونه خلق میشوند که البته چندان هم خندهدار نیستند.
کاخ بهشدت با آنچه از پولانسکی سراغ داریم فاصله دارد. یک اصطلاح رایج بین منتقدان سینما هست که «یک کمدی فقط باید بخنداند.»
بااینحال، حتی فیلم پولانسکی در این امر هم چندان موفق نیست؛ چراکه موقعیتهای کاخ چندان انسان را به خنده وانمیدارند و بیشتر موقعیتهایی تکراری هستند. بههرحال، باید سنوسال پولانسکی را در نظر بگیریم و بپرسیم که آیا خنداندن نسل جدید توسط همسنوسالهای پولانسکی کار سادهای است؟
@armin_yusefi
کاخ بهشدت با آنچه از پولانسکی سراغ داریم فاصله دارد. یک اصطلاح رایج بین منتقدان سینما هست که «یک کمدی فقط باید بخنداند.»
بااینحال، حتی فیلم پولانسکی در این امر هم چندان موفق نیست؛ چراکه موقعیتهای کاخ چندان انسان را به خنده وانمیدارند و بیشتر موقعیتهایی تکراری هستند. بههرحال، باید سنوسال پولانسکی را در نظر بگیریم و بپرسیم که آیا خنداندن نسل جدید توسط همسنوسالهای پولانسکی کار سادهای است؟
@armin_yusefi
هر منظرهی مقدسی تابع منطقی معکوس هم هست: سرزمینی که بناست محل عبادت بتها باشد خود به بتی قبیح بدل میشود که بدن قربانی شده میخواهد.
کسی را تا کنون ندیدهام که با دلیل و برهان متقاعد شده باشد از پرستش بتها دست بکشد. باید به بتها ضربه زد ولی نه با چکش تا بشکنند، بلکه، آنطور که نیچه گفته، با چیزی مثل دیاپازون تا صدایشان دربیاید و پوکی درونشان طنین اندازد و تمام بدنهای قربانی که تاکنون بلعیدهاند را بالا بیاورند.
• ویلیام میچل
کسی را تا کنون ندیدهام که با دلیل و برهان متقاعد شده باشد از پرستش بتها دست بکشد. باید به بتها ضربه زد ولی نه با چکش تا بشکنند، بلکه، آنطور که نیچه گفته، با چیزی مثل دیاپازون تا صدایشان دربیاید و پوکی درونشان طنین اندازد و تمام بدنهای قربانی که تاکنون بلعیدهاند را بالا بیاورند.
• ویلیام میچل
بینظمیها ~ آرمین یوسفی
Photo
«داستان آمریکایی» (American Fiction 2023) ساختهی کورد جفرسون فیلمی در ژانر کمدی-درام است. داستان آمریکایی به اوایل دهه ۲۰۰۰ میلادی برمیگردد؛ زمانی که موج خوانش ادبیات سیاه یا بهاصطلاح آفریقایی-آمریکایی در ایالات متحده به راه میافتد. منتقدان میکوشند تا خوانشی دوباره بر این نویسندگان داشته باشند و هنر آنها را به مردم بشناسانند.
شخصیت اصلی داستان آمریکایی، نویسندهای رنگینپوست به نام مانک است. او که چندسالی از نگارش آخرین رمانش میگذرد، نمیتواند ناشری را برای اثر جدیدش بیابد. از طرفی، مشکلات خانوادگی نیز او را در تنگنای مالی قرار میدهند؛ ازاینرو، تصمیم میگیرد تا رویکردی متفاوت را در نویسندگی در پیش بگیرد.
اگرچه داستان آمریکایی یک فیلم کمدی است، اما فیلمنامهی آن عمق خوبی دارد و بُعد روانکاوانه شخصیتها را بهخوبی به نمایش میگذارد. جفرسون در این فیلم به توجهِ آزاردهندهی سفیدپوستان به سیاهپوستان میپردازد. چنین چیزی را ما در جامعهی خودمان نیز میبینیم؛ جایی که میکوشند به برابری زن و مرد بپردازند؛ درحالیکه بیان افراطی شعر زنان، فیلم زنان، ادبیات زنان و... بیانگر پابرجابودن کلیشهها و تفاوتها در ذهنهاست. وقتی ذهنی به تفاوت میان زن و مرد، سیاه و سفید، و... اعتقاد نداشته باشد، نیازی به این مرزبندیها پیدا نمیکند.
از سویی، داستان آمریکایی به چالش همیشگی انتخاب بین فاخر و فقیرماندن، و یا مبتذل و پرفروشبودن در هنر اشاره دارد. چالشی که تقریباً بسیاری از هنرمندان با آن مواجهاند؛ عدهی اندکی راه اول را در پیش میگیرند و اگر شانس بیاورند، درآمد بخورونمیری خواهند داشت و بسیارند کسانی که عوامپسند میشوند.
@armin_yusefi
شخصیت اصلی داستان آمریکایی، نویسندهای رنگینپوست به نام مانک است. او که چندسالی از نگارش آخرین رمانش میگذرد، نمیتواند ناشری را برای اثر جدیدش بیابد. از طرفی، مشکلات خانوادگی نیز او را در تنگنای مالی قرار میدهند؛ ازاینرو، تصمیم میگیرد تا رویکردی متفاوت را در نویسندگی در پیش بگیرد.
اگرچه داستان آمریکایی یک فیلم کمدی است، اما فیلمنامهی آن عمق خوبی دارد و بُعد روانکاوانه شخصیتها را بهخوبی به نمایش میگذارد. جفرسون در این فیلم به توجهِ آزاردهندهی سفیدپوستان به سیاهپوستان میپردازد. چنین چیزی را ما در جامعهی خودمان نیز میبینیم؛ جایی که میکوشند به برابری زن و مرد بپردازند؛ درحالیکه بیان افراطی شعر زنان، فیلم زنان، ادبیات زنان و... بیانگر پابرجابودن کلیشهها و تفاوتها در ذهنهاست. وقتی ذهنی به تفاوت میان زن و مرد، سیاه و سفید، و... اعتقاد نداشته باشد، نیازی به این مرزبندیها پیدا نمیکند.
از سویی، داستان آمریکایی به چالش همیشگی انتخاب بین فاخر و فقیرماندن، و یا مبتذل و پرفروشبودن در هنر اشاره دارد. چالشی که تقریباً بسیاری از هنرمندان با آن مواجهاند؛ عدهی اندکی راه اول را در پیش میگیرند و اگر شانس بیاورند، درآمد بخورونمیری خواهند داشت و بسیارند کسانی که عوامپسند میشوند.
@armin_yusefi