Forwarded from Deleted Account
مثل اين است كه من براي اثبات اينكه «زمين كروي
است» به بادمجان قسم بخورم. از اين بيهوده تر ميشود؟ خطاي ديگري كه در بسياري از موارد قسم در قرآن وجود دارد اينست كه محمد مي خواهد
از چيزهائي ناشناخته تر و مبهمتر، چيز شناخته شده تر و روشنتري را اثبات
كند كه اين بر خلاف روش استدلال است. چون در استدلال صحيح از
موارد قطعي تر و روشنتر به موارد غير قطعي و مبهم پي مي برند ولي
محمد در تمام قسمهاي قرآن مسير عكس ر ا رفته است. در اينجا به عده
اي از قسمهاي قرآن دقت كنيد:
است» به بادمجان قسم بخورم. از اين بيهوده تر ميشود؟ خطاي ديگري كه در بسياري از موارد قسم در قرآن وجود دارد اينست كه محمد مي خواهد
از چيزهائي ناشناخته تر و مبهمتر، چيز شناخته شده تر و روشنتري را اثبات
كند كه اين بر خلاف روش استدلال است. چون در استدلال صحيح از
موارد قطعي تر و روشنتر به موارد غير قطعي و مبهم پي مي برند ولي
محمد در تمام قسمهاي قرآن مسير عكس ر ا رفته است. در اينجا به عده
اي از قسمهاي قرآن دقت كنيد:
Forwarded from Deleted Account
والسماء و الطارق (اعلي 1) ترجمه: سوگند به آسمان و كوبنده
- والفجر وليال عشر (الفجر 1و2) ترجمه: قسم به فجر و شبهاي دهگانه.....
- والشمس و ضحيحا (شمس 1) ترجمه: سوگند به خورشيد و روشني
اش....
- والليل اذا يغشي (الليل 1) ترجمه: قسم به شب هنگاميكه تاريكي فرا
گيرد....
- والتين و الزيتون (تين 1) ترجمه: سوگند به انجير و زيتون......
- والفجر وليال عشر (الفجر 1و2) ترجمه: قسم به فجر و شبهاي دهگانه.....
- والشمس و ضحيحا (شمس 1) ترجمه: سوگند به خورشيد و روشني
اش....
- والليل اذا يغشي (الليل 1) ترجمه: قسم به شب هنگاميكه تاريكي فرا
گيرد....
- والتين و الزيتون (تين 1) ترجمه: سوگند به انجير و زيتون......
Forwarded from Deleted Account
والعاديات ضبحا (عاديات 1) والموريات قدحا (عاديات 2) فالمغيرات
صبحا (عاديات 3). ترجمه: سوگند به اسبان دونده، سوگند به جرقه هائي
كه از برخورد سمهايشان با سنگ برميخيزد، سوگند به غارتگران در
صبحگاه .
صبحا (عاديات 3). ترجمه: سوگند به اسبان دونده، سوگند به جرقه هائي
كه از برخورد سمهايشان با سنگ برميخيزد، سوگند به غارتگران در
صبحگاه .
Forwarded from Deleted Account
ببينيد قرآن به اسبها و مسلماناني كه براي قتل و غارت به
غيرمسلمانان در سپيده دم شبيخون مي زنند، قسم مي خورد!!! براي اثبات
چه؟ براي اثبات شش حقيقت ادعا شده در آيات بعد، يعني:
غيرمسلمانان در سپيده دم شبيخون مي زنند، قسم مي خورد!!! براي اثبات
چه؟ براي اثبات شش حقيقت ادعا شده در آيات بعد، يعني:
Forwarded from Deleted Account
عادیات ۶ تا ۱۱
ترجمه: كه انسان نسبت به پروردگارش سخت ناسپاس است. و او خود بر
اين [امر] نيك گواه است.و راستى او سخت شيفته مال است.مگر نميداند
كه چون آنچه در گورهاست بيرون ريخته گردد.و آنچه در سينه هاست
فاش شود.در چنان روزى پروردگارشان به ايشان نيك آگاه است. در
قسمهاي فوق مسير معكوس استدلال يعني رفتن از مبادي مبهم به نتايج
روشن نيز وجود دارد. چون منظور از عاديات و موريات روشن نيست.
ترجمه: كه انسان نسبت به پروردگارش سخت ناسپاس است. و او خود بر
اين [امر] نيك گواه است.و راستى او سخت شيفته مال است.مگر نميداند
كه چون آنچه در گورهاست بيرون ريخته گردد.و آنچه در سينه هاست
فاش شود.در چنان روزى پروردگارشان به ايشان نيك آگاه است. در
قسمهاي فوق مسير معكوس استدلال يعني رفتن از مبادي مبهم به نتايج
روشن نيز وجود دارد. چون منظور از عاديات و موريات روشن نيست.
Forwarded from Deleted Account
قسم يك مغالطه است، تازه محمد در مواردي در دل اين مغالطه،
مغالطه ي ديگري (مصادره بر مطلوب) را نيز بكار گرفته است. مغالطه ي
مصادره بر مطلوب بدين معني است كه نتيجه ي استدلال عينا در يكي از
مقدمات استدلال وجود داشته باشد. مثلا كسي ادعا مي كند كه مالك زميني
است، قاضي از او مي پرسد به چه دليلي؟ او مي گويد چون من مالك
زمينم. مثال ديگري كه به فرم منطقي باشد اين است:
مغالطه ي ديگري (مصادره بر مطلوب) را نيز بكار گرفته است. مغالطه ي
مصادره بر مطلوب بدين معني است كه نتيجه ي استدلال عينا در يكي از
مقدمات استدلال وجود داشته باشد. مثلا كسي ادعا مي كند كه مالك زميني
است، قاضي از او مي پرسد به چه دليلي؟ او مي گويد چون من مالك
زمينم. مثال ديگري كه به فرم منطقي باشد اين است:
Forwarded from Deleted Account
صغري: هر انساني بشر است.
كبري: هربشري خندان است.
نتيجه: پس هر انساني خندان است
كبري: هربشري خندان است.
نتيجه: پس هر انساني خندان است
Forwarded from Deleted Account
در اينجا نتيجه عين كبري است. در مصادره بر مطلوب چيزي اثبات نمي
شود منتهي ذهن افراد ساده لوح را فريب ميدهد. به آيات زير از سوره ي
يس دقت كنيد:
شود منتهي ذهن افراد ساده لوح را فريب ميدهد. به آيات زير از سوره ي
يس دقت كنيد:
Forwarded from Deleted Account
سوگند به قرآن حكيم(۲)
كه قطعا تو از جمله پيامبرانى(۳)
بر راهى راست هستي(۴)
و كتابت از جانب آن عزيز مهربان نازل شده است. (۵)
كه قطعا تو از جمله پيامبرانى(۳)
بر راهى راست هستي(۴)
و كتابت از جانب آن عزيز مهربان نازل شده است. (۵)
Forwarded from Deleted Account
در اين آيات مغالطه ي مصادره بر مطلوب بطور صريح آورده شده است.
يعني قسم به قرآن كه قرآن درست است. براي اثبات نتيجه (قرآن درست
است و طبعا محمد هم پيامبر است ) ( به مقدمه اي قرآن درست و پذيرفته
است) كه عين نتيجه است تمسك مي جويد. چون براي اينكه قسم واقع
شود فرد بايد قرآن را قبول داشته باشد و براي اينكه قرآن را قبول داشته
باشد بايد نبوت محمد را قبول داشته باشد. ممكن است دست به پاره دوزي
زده شود و گفته شود كه در اينجا بر حكمتهاي موجود در قرآن استدلال
شده نه بر قسم به قرآن. در جواب بايد گفت كه اولا در اينجا بصراحت به
قسم تكيه شده
يعني قسم به قرآن كه قرآن درست است. براي اثبات نتيجه (قرآن درست
است و طبعا محمد هم پيامبر است ) ( به مقدمه اي قرآن درست و پذيرفته
است) كه عين نتيجه است تمسك مي جويد. چون براي اينكه قسم واقع
شود فرد بايد قرآن را قبول داشته باشد و براي اينكه قرآن را قبول داشته
باشد بايد نبوت محمد را قبول داشته باشد. ممكن است دست به پاره دوزي
زده شود و گفته شود كه در اينجا بر حكمتهاي موجود در قرآن استدلال
شده نه بر قسم به قرآن. در جواب بايد گفت كه اولا در اينجا بصراحت به
قسم تكيه شده
Forwarded from Deleted Account
و ثانيا: اگربنا باشد به حكمتهاي قرآن استدلال شود بايد
استدلال به فرم زير باشد:
- در قرآن حكمتهايي وجود دارد كه اين حكمتها فراتر از عقل و توان بشر
است
- هر چيزي كه فراتر از از عقل و توان بشر باشد معجزه است
- پس قرآن معجزه است
- و هر معجزه اي كار خداست و پيامبر
- پس قرآن كار خدا و پيامبر است.
استدلال به فرم زير باشد:
- در قرآن حكمتهايي وجود دارد كه اين حكمتها فراتر از عقل و توان بشر
است
- هر چيزي كه فراتر از از عقل و توان بشر باشد معجزه است
- پس قرآن معجزه است
- و هر معجزه اي كار خداست و پيامبر
- پس قرآن كار خدا و پيامبر است.
Forwarded from Deleted Account
ميبينيد كه هيچكدام از اين مقدمات، در اين آيات ذكر نشده است و اگر
محمد منظورش حكمت بود مي توانست بصراحت بيان كند و نيازي به
اصلاح مفسران نداشت . بعلاوه بنده و دوستان در جلسات قبل اثبات کرده ایم كه معجزه اي
در قرآن وجود ندارد.
محمد منظورش حكمت بود مي توانست بصراحت بيان كند و نيازي به
اصلاح مفسران نداشت . بعلاوه بنده و دوستان در جلسات قبل اثبات کرده ایم كه معجزه اي
در قرآن وجود ندارد.
Forwarded from Deleted Account
به مثال ديگري از مغالطه ي مصادره بر مطلوب كه پنهانتر است
توجه كنيد. در سوره ي مرسلات ۱ تا ۷ آمده است:
توجه كنيد. در سوره ي مرسلات ۱ تا ۷ آمده است:
Forwarded from Deleted Account
ترجمه: سوگند به فرشتگاني كه پي درپى فرستاده مي شوند .كه سخت
توفنده اند. و سوگند به آنها كه (فرامين خدا را) مي گسترانند .كه [ميان حق
و باطل] جدامي كنند.و القاكننده وحي اند.خواه عذرى باشد يا هشدارى .كه
آنچه وعده يافته ايد (قيامت) قطعا رخ خواهد داد.
توفنده اند. و سوگند به آنها كه (فرامين خدا را) مي گسترانند .كه [ميان حق
و باطل] جدامي كنند.و القاكننده وحي اند.خواه عذرى باشد يا هشدارى .كه
آنچه وعده يافته ايد (قيامت) قطعا رخ خواهد داد.
Forwarded from Deleted Account
در اين آيات شش قسم به فرشتگان خورده تا جمله ي آخر يعني قيامت را،
اثبات كند. دقت كنيد، قبول فرشتگان فرع قبول قرآن است (كه شامل
فرشتگان و معاد هم مي شود). فرم ساده ي استدلال اين مي شود كه قيامت
درست است چون شما قبلا قبول كرده ايد كه قيامت درست است. يعني
مغالطه ي مصادره بر مطلوب. در قسمهاي فوق مسير معكوس استدلال
يعني رفتن از مبادي مبهم به نتايج روشن نيز وجود دارد. چون منظور از مرسلات وعاصفات و... روشن نيست.
اثبات كند. دقت كنيد، قبول فرشتگان فرع قبول قرآن است (كه شامل
فرشتگان و معاد هم مي شود). فرم ساده ي استدلال اين مي شود كه قيامت
درست است چون شما قبلا قبول كرده ايد كه قيامت درست است. يعني
مغالطه ي مصادره بر مطلوب. در قسمهاي فوق مسير معكوس استدلال
يعني رفتن از مبادي مبهم به نتايج روشن نيز وجود دارد. چون منظور از مرسلات وعاصفات و... روشن نيست.
Forwarded from Deleted Account
عين مغالطه ي فوق در سوره ي نازعات ۱ تا ۷ هم بكار رفته است: با
سوگند به فرشتگان در پي اثبات قيامت است. دقت كنيد:
سوگند به فرشتگان در پي اثبات قيامت است. دقت كنيد:
Forwarded from Deleted Account
ترجمه: سوگند به فرشتگانى كه [از كافران] به سختى جان ستانند. و به
فرشتگانى كه جان [مؤمنان] را به آرامى گيرند. و به فرشتگانى كه شناكنان
شناورند. پس در پيشى گرفتن [در فرمان خدا] سبقت گيرنده اند. و كار را
تدبير ميكنند. آن روز لرزنده بلرزد (قيامت) و از پى آن لرزهاى [دگر] افتد.
فرشتگانى كه جان [مؤمنان] را به آرامى گيرند. و به فرشتگانى كه شناكنان
شناورند. پس در پيشى گرفتن [در فرمان خدا] سبقت گيرنده اند. و كار را
تدبير ميكنند. آن روز لرزنده بلرزد (قيامت) و از پى آن لرزهاى [دگر] افتد.
Forwarded from Deleted Account
در قسمهاي فوق مسير معكوس استدلال يعني رفتن از مبادي مبهم به نتايج
روشن نيز وجود دارد .
روشن نيز وجود دارد .
Forwarded from Deleted Account
عين مغالطه ي فوق در سوره ي صافات هم بكار رفته است: با
سوگند به فرشتگان در پي اثبات وحدانيت خد است. دقت كنيد:
سوگند به صف بستگان (احتمالا ملائكه) كه صفى بسته اند(۱)
و به زجركنندگان كه به سختى زجر مىكنند(۲)
و به تلاوت كنندگان(۳)
قطعا خداي شما يكي است. (۴)
سوگند به فرشتگان در پي اثبات وحدانيت خد است. دقت كنيد:
سوگند به صف بستگان (احتمالا ملائكه) كه صفى بسته اند(۱)
و به زجركنندگان كه به سختى زجر مىكنند(۲)
و به تلاوت كنندگان(۳)
قطعا خداي شما يكي است. (۴)
Forwarded from Deleted Account
قسم خورده به ملائكه تا يكتائي خدا را اثبات كند. علاوه بر اينكه اينهم
مغالطه ي مصادره به مطلوب است، ارتباطي بين ملك و وحدت خدا نيست. يعني چه؟ وجود ملائكه چه ربطي به يكي بودن خدا دارد !؟ مگر
خدايان متعدد نمي توانند ملائكه داشته باشند. علاوه بر آن در قسمهاي فوق
مسير معكوس استدلال يعني رفتن از مبادي مبهم به نتايج روشن نيز وجود
دارد. چون منظور از صافات، زاجرات و تاليات روشن نيست.
مغالطه ي مصادره به مطلوب است، ارتباطي بين ملك و وحدت خدا نيست. يعني چه؟ وجود ملائكه چه ربطي به يكي بودن خدا دارد !؟ مگر
خدايان متعدد نمي توانند ملائكه داشته باشند. علاوه بر آن در قسمهاي فوق
مسير معكوس استدلال يعني رفتن از مبادي مبهم به نتايج روشن نيز وجود
دارد. چون منظور از صافات، زاجرات و تاليات روشن نيست.
Forwarded from Deleted Account
در مواردي هم در قرآن به امور غلط قسم ياد شده است. مثلا در
سوره ي بروج آمده است :
سوره ي بروج آمده است :