آرشیو
1.16K subscribers
942 photos
43 videos
197 files
462 links
Download Telegram
Forwarded from Deleted Account
طور۳۰
ترجمه: يا مىگويند شاعرى است كه انتظار مرگش را مىبريم (30 )
چنانچه در سيره ها آمده است بسياري از مسلمانان اوليه تحت تاثير
زيبائي كلام قرآن قرار مي گرفتند و ايمان مي آوردند. البته همه ي قرآن
كيفيت يكساني ندارد در حاليكه بسياري از سوره هاي كوچك مكي قرآن
نثر زيبا و شعرگونه اي دارند مثل سوره ي شمس، بسياري از آيات و سور
قرآن نثر نازيبائي دارند مثل سوره ي زخرف.
Forwarded from Deleted Account
مسلمانان معمولا در زيبائي كلام قرآن غلو مي كنند و آنرا معجزه
مي پندارند كه البته چنين نيست.
گرچه زيبائي دلپذير است ولي جاي دليل معتبر و معجزه را در نزد
عاقلان نمي گيرد كه قرآن فاقدست.
Forwarded from Deleted Account
-8 تلقين و تكرار
قرآن داراي مفاهيم بسيار محدودي است كه اين مفاهيم صدها بار تكرار
شده است. گرچه تكرار زياد، ملال آور است ولي براي تثبيت مطلب در
ذهن خواننده مخصوصا كودكان و افراد ساده لوح مفيد است
Forwarded from Deleted Account
پيامهاي اصلي قرآن صدها بار تكرار شده اند و در هر صفحه اي از
قرآن به همه يا بعضي از آنان برخورد مي كنيد. بيش از همه ترساندن از
قيامت و تأكيد بر وحدانيت خدا و مبارزه با شرك و بت پرستي در پي هم
تكرار شده اند. تقريبا غيرممكن است كه صفحه اي از قرآن را بيابيد كه در
آن به اين دو موضوع اشاره نشده باشد . در قرآن مفاهيم كمي هستند كه يكبار آمده باش دن . قرآن شايد تكراري ترين كتاب موجود باشد. اگر كسي
يك سوره ي بزرگ قرآن مثل بقره را بخواند، باخواندن بقيه ي قرآن چيز
زيادي به دانش وي از قرآن اضافه نمي شود
Forwarded from Deleted Account
مثالهايي از تكرار مطالب در قرآن:
اسم موسي 136 بار در قرآن تكرار شده است و داستان موسي بصورت
كوتاه و بلند در 34 سوره ي قرآن تكرار شده است.
- عبارت "جنات تجري من تحتها الانهار" (باغهاي بهشتي كه جويبارهائي
از زير آن عبور مي كنند) عينا حدود 40 بار تكرار شده است.
- عبارت "و من اظلم ممن افتري علي االله الكذب" (چه كسي ظالمتر از
كسي است كه به خدا دروغ مي بندد). عينا 9 بار و با تغيير اندكي در لفظ
13 بار ديگر تكرار شده است.
Forwarded from Deleted Account
- عبارت "االله الذي خلق السموات و الارض في سته ايام" (خلقت آسمانها
و زمين در ۶روز ۷ مرتبه در قرآن تكرار شده است.
به جرأت مي توان گفت كه كل محتواي قرآن را بدون تكرار مي
توان در 20% از حجم موجود قرآن جاي داد.
Forwarded from Deleted Account
9_ قسم
Forwarded from Deleted Account
قسم يك روش ابتدائي براي تأييد نظر خويش است. اين روش در
زمان گذشته ي عربستان جاري بوده است. استفاده از قسم در بين ما هم
وجود دارد. در قسم فرض بر اين است كه شيئ مورد قسم مورد قبول
طرف مقابل است و شأن آن از ادعا بالاتر باشد. مثلا فردي به جانش قسم
مي خورد تا جمله اي (ادعا) را تأييد كند. اما يك لحظه از خود بپرسيد كه
قسم چه ارزشي دارد؟ آيا قسم جزو مبادي علم است؟ استدلال است؟
Forwarded from Deleted Account
قسم مشاهده است، تجربه است، جزو بديهيات است، برهان است، استقراء
است؟ قسم هيچ نيست جز يك مغالطه، روشي براي اقناع بدون دليل افراد
نادان. متاسفانه در اسلام، قسم هم براي اثبات حقوق بكار برده شده است. در
دنياي پيشرفته ي امروز، بدرستي، قسم فاقد اعتبار است، هم در حقوق و
هم در كشف واقعيت. در قرآن، مخصوصا در سوره هاي مكي، به وفور از
قسم براي تأييد ادعاهاي محمد، مخصوصا پيامبر بودن خودش، استفاده
شده است. تازه قسم به چيزهائي است كه از نظر ارزش و اعتبار بسيار، بي
ارزشتر از ادعاي مورد نظر محمد است. مثلا به انجير قسم مي خورد براي
اثبات توحيد يا نبوت
Forwarded from Deleted Account
مثل اين است كه من براي اثبات اينكه «زمين كروي
است» به بادمجان قسم بخورم. از اين بيهوده تر ميشود؟ خطاي ديگري كه در بسياري از موارد قسم در قرآن وجود دارد اينست كه محمد مي خواهد
از چيزهائي ناشناخته تر و مبهمتر، چيز شناخته شده تر و روشنتري را اثبات
كند كه اين بر خلاف روش استدلال است. چون در استدلال صحيح از
موارد قطعي تر و روشنتر به موارد غير قطعي و مبهم پي مي برند ولي
محمد در تمام قسمهاي قرآن مسير عكس ر ا رفته است. در اينجا به عده
اي از قسمهاي قرآن دقت كنيد:
Forwarded from Deleted Account
والسماء و الطارق (اعلي 1) ترجمه: سوگند به آسمان و كوبنده
- والفجر وليال عشر (الفجر 1و2) ترجمه: قسم به فجر و شبهاي دهگانه.....
- والشمس و ضحيحا (شمس 1) ترجمه: سوگند به خورشيد و روشني
اش....
- والليل اذا يغشي (الليل 1) ترجمه: قسم به شب هنگاميكه تاريكي فرا
گيرد....
- والتين و الزيتون (تين 1) ترجمه: سوگند به انجير و زيتون......
Forwarded from Deleted Account
والعاديات ضبحا (عاديات 1) والموريات قدحا (عاديات 2) فالمغيرات
صبحا (عاديات 3). ترجمه: سوگند به اسبان دونده، سوگند به جرقه هائي
كه از برخورد سمهايشان با سنگ برميخيزد، سوگند به غارتگران در
صبحگاه .
Forwarded from Deleted Account
ببينيد قرآن به اسبها و مسلماناني كه براي قتل و غارت به
غيرمسلمانان در سپيده دم شبيخون مي زنند، قسم مي خورد!!! براي اثبات
چه؟ براي اثبات شش حقيقت ادعا شده در آيات بعد، يعني:
Forwarded from Deleted Account
عادیات ۶ تا ۱۱
ترجمه: كه انسان نسبت به پروردگارش سخت ناسپاس است. و او خود بر
اين [امر] نيك گواه است.و راستى او سخت شيفته مال است.مگر نميداند
كه چون آنچه در گورهاست بيرون ريخته گردد.و آنچه در سينه هاست
فاش شود.در چنان روزى پروردگارشان به ايشان نيك آگاه است. در
قسمهاي فوق مسير معكوس استدلال يعني رفتن از مبادي مبهم به نتايج
روشن نيز وجود دارد. چون منظور از عاديات و موريات روشن نيست.
Forwarded from Deleted Account
قسم يك مغالطه است، تازه محمد در مواردي در دل اين مغالطه،
مغالطه ي ديگري (مصادره بر مطلوب) را نيز بكار گرفته است. مغالطه ي
مصادره بر مطلوب بدين معني است كه نتيجه ي استدلال عينا در يكي از
مقدمات استدلال وجود داشته باشد. مثلا كسي ادعا مي كند كه مالك زميني
است، قاضي از او مي پرسد به چه دليلي؟ او مي گويد چون من مالك
زمينم. مثال ديگري كه به فرم منطقي باشد اين است:
Forwarded from Deleted Account
صغري: هر انساني بشر است.
كبري: هربشري خندان است.
نتيجه: پس هر انساني خندان است
Forwarded from Deleted Account
در اينجا نتيجه عين كبري است. در مصادره بر مطلوب چيزي اثبات نمي
شود منتهي ذهن افراد ساده لوح را فريب ميدهد. به آيات زير از سوره ي
يس دقت كنيد:
Forwarded from Deleted Account
سوگند به قرآن حكيم(۲)
كه قطعا تو از جمله پيامبرانى(۳)
بر راهى راست هستي(۴)
و كتابت از جانب آن عزيز مهربان نازل شده است. (۵)
Forwarded from Deleted Account
در اين آيات مغالطه ي مصادره بر مطلوب بطور صريح آورده شده است.
يعني قسم به قرآن كه قرآن درست است. براي اثبات نتيجه (قرآن درست
است و طبعا محمد هم پيامبر است ) ( به مقدمه اي قرآن درست و پذيرفته
است) كه عين نتيجه است تمسك مي جويد. چون براي اينكه قسم واقع
شود فرد بايد قرآن را قبول داشته باشد و براي اينكه قرآن را قبول داشته
باشد بايد نبوت محمد را قبول داشته باشد. ممكن است دست به پاره دوزي
زده شود و گفته شود كه در اينجا بر حكمتهاي موجود در قرآن استدلال
شده نه بر قسم به قرآن. در جواب بايد گفت كه اولا در اينجا بصراحت به
قسم تكيه شده
Forwarded from Deleted Account
و ثانيا: اگربنا باشد به حكمتهاي قرآن استدلال شود بايد
استدلال به فرم زير باشد:
- در قرآن حكمتهايي وجود دارد كه اين حكمتها فراتر از عقل و توان بشر
است
- هر چيزي كه فراتر از از عقل و توان بشر باشد معجزه است
- پس قرآن معجزه است
- و هر معجزه اي كار خداست و پيامبر
- پس قرآن كار خدا و پيامبر است.
Forwarded from Deleted Account
ميبينيد كه هيچكدام از اين مقدمات، در اين آيات ذكر نشده است و اگر
محمد منظورش حكمت بود مي توانست بصراحت بيان كند و نيازي به
اصلاح مفسران نداشت . بعلاوه بنده و دوستان در جلسات قبل اثبات کرده ایم كه معجزه اي
در قرآن وجود ندارد.