Forwarded from Deleted Account
کلکسیونی بی نظیر از اطلاعات در باره ادیان مختلف بوده است.
نکته مهم این است که وقتی یک نفر دیندار، با یک دین جدید آشنا می شود، تازه می فهمد دین خودش مانند آن دین جدید، چقدر مسخره و مزخرف است. تصور کنید یک مسلمان با دین یهودیت آشنا شود، قوانین مسخره این دین ، او را به خنده می اندازد و اگر اندک هوشی داشته باشد، به این خواهد اندیشید که دین خود او نیز ، دینی ابلهانه است و قوانین مضحک مشابه و داستان های مسخره بسیار دارد.
ضرب المثل معروفی درباره یادگیری زبان های خارجی وجود دارد که می گوید: شما وقتی زبان مادریت را خوب خواهی شناخت که یک زبان دیگر را نیز آموخته باشی.
این گفته درباره ادیان نیز کاملا صدق می کند. لذا ، آشنایی سلمان با چندین دین مختلف، او را به صرافت ایجاد دینی جدید می اندازد و زمانی که خبر ادعای محمد برای پیغمبری را می شنود، فرصت را مناسب می بیند که تازشی بر این فرصت داشته باشد.
نکته مهم دیگر درباره سلمان این است که او به چندین شهر مختلف (شام ، دمشق و ...) در پی آشنایی با آیین مسیحیت مسافرت می کند و بی شک با زیر و بم این آیین ، به خوبی آشنا بوده است حقیقت ۷
سلمان ادعا می کند محمد بر اساس سه نشانه ، محمد را پیامبر دانسته است:
شاید یکی از مهمترین دلایل قوام اسلام در مدینه، مهر تایید باشد که یک خارجی(سلمان) بر نبوت محمد زد. او با اجرای نقشه ای هوشمندانه ، به اهالی مدینه قبولاند که محمد پیامبر خدا است.
طبق روایات متواتر شیعه و سنی ، سلمان فارسی در جمع مسلمانان ادعا می کند که از کشیشان مسیحی شنیده است که پیامبر اسلام، دارای سه صفت زیر است :
"هدیه را میپذیرد، از صدقه نمیخورد، میان دو کتفش مهر نبوت است"
سپس قبل از اینکه سلمان به اسلام ایمان آورد ، به همگان وانمود کرد که مشغول راستی آزمایی محمد است و در روایتی که از ابن عباس به جا مانده است (و همینطور دیگران) می خوانیم که سلمان گفته است:
"من مقداری آذوقه برای خود جمع کرده بودم، چون شام آن روز شد آن را برداشته به نزد رسول خدا(ص) که در قباء بود آمدم و خدمتش شرفیاب شده و بدو عرضه داشتم: من شنیدم شما مرد صالحی هستید و همراهانت مردمی غریب و نیازمند به کمک و همراهی هستند و اینکه مقداری صدقه پیش من بود که چون دیدم شما بدان سزاوارترید آن را به نزد شما آوردم. این را گفتم و آنچه را همراه داشتم پیش آن حضرت نهادم، دیدم آن حضرت به اصحاب خود رو کرده فرمود: بخورید ولی خودش دست دراز نکرد. پیش خود گفتم: این یک نشانه!
پس برگشتم و چند روزی گذشت و رسول خدا(ص) وارد مدینه شد و من نیز دوباره چیزی تهیه کرده، به نزد آن حضرت آمده بدو گفتم: من چون دیدم شما از صدقه چیزی نمیخوری اینک هدیه ای به نزدت آورده ام تا از آن میل فرمایی. دیدم رسول خدا(ص) خودش خورد و به اصحاب نیز دستور داد بخورند. من پیش خود گفتم: این دو نشانه!
سپس روزی به نزد آن حضرت که به قبرستان بقیع به تشییع جنازۀ یکی از اصحاب خود رفته بود آمدم، من دو لباس خشن و زمخت بر تن داشتم و آن حضرت در میان اصحاب نشسته بود، پس من پیش رفته سلام کردم و به پشت سرش پیچیدم تا شاید مهر نبوت را که میان دو شانه آن حضرت بود ببینم. رسول خدا(ص) که متوجه رفتار من شده بود، مقصود مرا دانست و ردای خویش را پس کرد و چشم من به مهر نبوت افتاد."
سپس سلمان مسلمان می شود و محمد از او می خواهد که برای اهالی مدینه ، شرح حال خویش را باز گوید ( تا همه ببیند محمد واقعا پیامبر خدا است و یک زرتشتی که رفته و مسیحی شده است، حال به او ایمان آورده است)
حقیقت ۸
سلمان چه نقشی در اسلام داشته است!؟
بی شک محمد خود در سفرهایی که با کاروان های تجاری داشته است ، یا بحث هایی که با ورقه بن نوفل (پسرخاله یهودی خدیجه ) داشته است، با دین یهود و مسیحیت آشنا بوده است، اما بی شک مشاور اصلی محمد برای ساخت دین اسلام، سلمان فارسی بوده است و از همین رو است که محمد درباره سلمان می گوید اگر ابوذر از چیزهایی را که سلمان می دانست ، اطلاع داشت ، کافر می شد!
احتمال دیدار محمد و سلمان در شام و برنامه ریزی شریرانه برای ساخت دین جدید
درست در زمانی که محمد در قالب کاروان های تجاری به سمت شام می رفته است، سلمان نیز در شام حضور داشته است. احتمالا سلمان در شام با محمد آشنا شده است و با هم بنای ساخت این دین جدید را گذاشته اند.
به نظر می رسد سلمان فارسی در همان جا فکر پیامبر شدن را به سر محمد وارد کرده است و بعد خودش به صورت یک فرد خارجی به این جمع پیوسته تا بتواند مهر تایید بر پیامبری محمد باشد.
حقیقت ۹
نکات تاریک و بسیار شک برانگیز درباره سلمان
نکته شک برانگیز اول : نامه به خط علی بن ابی طالب و به دستور محمد برای امان دادن به خاندان سلمان.
در این امان نامه که قبل زمان قدرت گیری مسلمانان در مدینه (نهم هجری) نوشته شده است، به خانواده سلمان امان می دهد و آنها را از پرداخت پول خراج و جزیه معاف می کند و
نکته مهم این است که وقتی یک نفر دیندار، با یک دین جدید آشنا می شود، تازه می فهمد دین خودش مانند آن دین جدید، چقدر مسخره و مزخرف است. تصور کنید یک مسلمان با دین یهودیت آشنا شود، قوانین مسخره این دین ، او را به خنده می اندازد و اگر اندک هوشی داشته باشد، به این خواهد اندیشید که دین خود او نیز ، دینی ابلهانه است و قوانین مضحک مشابه و داستان های مسخره بسیار دارد.
ضرب المثل معروفی درباره یادگیری زبان های خارجی وجود دارد که می گوید: شما وقتی زبان مادریت را خوب خواهی شناخت که یک زبان دیگر را نیز آموخته باشی.
این گفته درباره ادیان نیز کاملا صدق می کند. لذا ، آشنایی سلمان با چندین دین مختلف، او را به صرافت ایجاد دینی جدید می اندازد و زمانی که خبر ادعای محمد برای پیغمبری را می شنود، فرصت را مناسب می بیند که تازشی بر این فرصت داشته باشد.
نکته مهم دیگر درباره سلمان این است که او به چندین شهر مختلف (شام ، دمشق و ...) در پی آشنایی با آیین مسیحیت مسافرت می کند و بی شک با زیر و بم این آیین ، به خوبی آشنا بوده است حقیقت ۷
سلمان ادعا می کند محمد بر اساس سه نشانه ، محمد را پیامبر دانسته است:
شاید یکی از مهمترین دلایل قوام اسلام در مدینه، مهر تایید باشد که یک خارجی(سلمان) بر نبوت محمد زد. او با اجرای نقشه ای هوشمندانه ، به اهالی مدینه قبولاند که محمد پیامبر خدا است.
طبق روایات متواتر شیعه و سنی ، سلمان فارسی در جمع مسلمانان ادعا می کند که از کشیشان مسیحی شنیده است که پیامبر اسلام، دارای سه صفت زیر است :
"هدیه را میپذیرد، از صدقه نمیخورد، میان دو کتفش مهر نبوت است"
سپس قبل از اینکه سلمان به اسلام ایمان آورد ، به همگان وانمود کرد که مشغول راستی آزمایی محمد است و در روایتی که از ابن عباس به جا مانده است (و همینطور دیگران) می خوانیم که سلمان گفته است:
"من مقداری آذوقه برای خود جمع کرده بودم، چون شام آن روز شد آن را برداشته به نزد رسول خدا(ص) که در قباء بود آمدم و خدمتش شرفیاب شده و بدو عرضه داشتم: من شنیدم شما مرد صالحی هستید و همراهانت مردمی غریب و نیازمند به کمک و همراهی هستند و اینکه مقداری صدقه پیش من بود که چون دیدم شما بدان سزاوارترید آن را به نزد شما آوردم. این را گفتم و آنچه را همراه داشتم پیش آن حضرت نهادم، دیدم آن حضرت به اصحاب خود رو کرده فرمود: بخورید ولی خودش دست دراز نکرد. پیش خود گفتم: این یک نشانه!
پس برگشتم و چند روزی گذشت و رسول خدا(ص) وارد مدینه شد و من نیز دوباره چیزی تهیه کرده، به نزد آن حضرت آمده بدو گفتم: من چون دیدم شما از صدقه چیزی نمیخوری اینک هدیه ای به نزدت آورده ام تا از آن میل فرمایی. دیدم رسول خدا(ص) خودش خورد و به اصحاب نیز دستور داد بخورند. من پیش خود گفتم: این دو نشانه!
سپس روزی به نزد آن حضرت که به قبرستان بقیع به تشییع جنازۀ یکی از اصحاب خود رفته بود آمدم، من دو لباس خشن و زمخت بر تن داشتم و آن حضرت در میان اصحاب نشسته بود، پس من پیش رفته سلام کردم و به پشت سرش پیچیدم تا شاید مهر نبوت را که میان دو شانه آن حضرت بود ببینم. رسول خدا(ص) که متوجه رفتار من شده بود، مقصود مرا دانست و ردای خویش را پس کرد و چشم من به مهر نبوت افتاد."
سپس سلمان مسلمان می شود و محمد از او می خواهد که برای اهالی مدینه ، شرح حال خویش را باز گوید ( تا همه ببیند محمد واقعا پیامبر خدا است و یک زرتشتی که رفته و مسیحی شده است، حال به او ایمان آورده است)
حقیقت ۸
سلمان چه نقشی در اسلام داشته است!؟
بی شک محمد خود در سفرهایی که با کاروان های تجاری داشته است ، یا بحث هایی که با ورقه بن نوفل (پسرخاله یهودی خدیجه ) داشته است، با دین یهود و مسیحیت آشنا بوده است، اما بی شک مشاور اصلی محمد برای ساخت دین اسلام، سلمان فارسی بوده است و از همین رو است که محمد درباره سلمان می گوید اگر ابوذر از چیزهایی را که سلمان می دانست ، اطلاع داشت ، کافر می شد!
احتمال دیدار محمد و سلمان در شام و برنامه ریزی شریرانه برای ساخت دین جدید
درست در زمانی که محمد در قالب کاروان های تجاری به سمت شام می رفته است، سلمان نیز در شام حضور داشته است. احتمالا سلمان در شام با محمد آشنا شده است و با هم بنای ساخت این دین جدید را گذاشته اند.
به نظر می رسد سلمان فارسی در همان جا فکر پیامبر شدن را به سر محمد وارد کرده است و بعد خودش به صورت یک فرد خارجی به این جمع پیوسته تا بتواند مهر تایید بر پیامبری محمد باشد.
حقیقت ۹
نکات تاریک و بسیار شک برانگیز درباره سلمان
نکته شک برانگیز اول : نامه به خط علی بن ابی طالب و به دستور محمد برای امان دادن به خاندان سلمان.
در این امان نامه که قبل زمان قدرت گیری مسلمانان در مدینه (نهم هجری) نوشته شده است، به خانواده سلمان امان می دهد و آنها را از پرداخت پول خراج و جزیه معاف می کند و
Forwarded from Deleted Account
همینطور برای آنها شرایط ویژه ای را در جامعه در نظر می گیرد.
به نظر می رسد سلمان فارسی از همان زمان ، از حمله مسلمانان به ایران باخبر بوده است و می دانسته محمد مترصد فرصت است. براستی چه دلیلی وجود داشته که محمد به سلمان فارسی، چنین باج بدهد ؟ جز اینکه سلمان مشاور ارشد او بوده و به او نحوه ساخت دین اسلام را آموخته است؟
در ای سند می خوانیم :
بحارالأنوار ج : 18 ص : 135و 134- المناقب ج : 1 ص : 111:
وَ كَتَبَ (ص) عَهْداً لِحَيِّ سَلْمَانَ بِكَازِرُونَ هَذَا كِتَابٌ مِنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ رَسُولِ اللَّهِ سَأَلَهُ الْفَارِسِيُّ سَلْمَانُ وَصِيَّةً بِأَخِيهِ «مَهَادِ بْنِ فَرُّوخِ بْنِ مَهْيَارَ» وَ أَقَارِبِهِ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ عَقِبِهِ مِنْ بَعْدِهِ مَا تَنَاسَلُوا مَنْ أَسْلَمَ مِنْهُمْ وَ أَقَامَ عَلَى دِينِهِ. سَلَامُ اللَّهِ أَحْمَدُ اللَّهَ إِلَيْكُمْ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى أَمَرَنِي أَنْ أَقُولَ «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ» أَقُولُهَا وَ آمُرُ النَّاسَ بِهَا وَ الْأَمْرُ كُلُّهُ لِلَّهِ خَلَقَهُمْ وَ أَمَاتَهُمْ وَ هُوَ يَنْشُرُهُمْ وَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ ثُمَّ ذَكَرَ فِيهِ مِنِ احْتِرَامِ سَلْمَانَ إِلَى أَنْ قَالَ:«وَ قَدْ رَفَعْتُ عَنْهُمْ جَزَّ النَّاصِيَةِ وَ الْجِزْيَةَ وَ الْخُمُسَ وَ الْعُشْرَ وَ سَائِرَ الْمُؤَنِ وَ الْكُلَفِ فَإِنْ سَأَلُوكُمْ فَأَعْطُوهُمْ وَ إِنِ اسْتَغَاثُوا بِكُمْ فَأَغِيثُوهُمْ وَ إِنِ اسْتَجَارُوا بِكُمْ فَأَجِيرُوهُمْ وَ إِنْ أَسَاءُوا فَاغْفِرُوا لَهُمْ وَ إِنْ أُسِيءَ إِلَيْهِمْ فَامْنَعُوا عَنْهُمْ وَ لْيُعْطُوا مِنْ بَيْتِ مَالِ الْمُسْلِمِينَ فِي كُلِّ سَنَةٍ مِائَتَيْ حُلَّةٍ وَ مِنَ الْأَوَاقِي مِائَةً فَقَدِ اسْتَحَقَّ سَلْمَانُ ذَلِكَ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ.»ثُمَّ دَعَا لِمَنْ عَمِلَ بِهِ وَ دَعَا عَلَى مَنْ أَذَاهُمْ وَ كَتَبَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ.
ترجمه : .... من از خانواده ی سلمان ذلت در پرداخت جزیه، پرداخت جزیه، خمس، مالیات و سایر هزینه ها و تکالیف مالی را رفع نمودم.
پیامبر(ص) امر کرد که اگر خانواده ی سلمان چیزی از شما خواستند به آنها عطا کنید و اگر نزد شما دادخواهی کردند به داد آنها برسید و اگر به شما پناه آوردند به آنها پناه دهید و اگر خطایی مرتکب شدند از خطای آنها در گذرید و اگر بدی به آنها شد مانع شوید و هر سال از بیت المال مسلمین دویست جامه و صد اواقی به آنها عطا کنید. به تحقیق سلمان از جانب رسول خدا مستحق چنین عنایتی شد. سپس رسول خدا برای کسانی که به این عهد عمل کند دعا و کسی که آنها را بیازارد نفرین کرد. کتابت این نامه را امیر المومنین علی (ع) بر عهده داشت.
نکته شک برانگیز دوم:
چرا در سوره نحل آیه 103، عملا قرآن به این ادعای مخالفین پاسخ می دهد که قران توسط سلمان به محمد آموزش داده نشده است ، چرا که قران عربی است و سلمان عجمی ؟
وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّمَا يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِّسَانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَهَذَا لِسَانٌ عَرَبِيٌّ مُّبِينٌ.
ما مىدانيم كه آنها مىگويند: «اين آيات را انسانی به او تعليم مىدهد!» در حالی كه زبان كسی كه اينها را به او نسبت مىدهند عجمی است؛ ولی اين (قرآن)، زبان عربی آشكار است!
این آیه مهر تاییدی بر این است که اعراب معتقد بوده اند سلمان فارسی این دین جدید را به محمد می آموزد.
نکته شک برانگیز سوم :
چگونه سلمان فارسی ، به راحتی و تسلط به زبان عربی سخن می گفته است ؟!
نکته شک برانگیز چهارم:
تا زمانی که سلمان به محمد می پیوندد، تعداد مسلمین بسیار بسیار اندک است، اما با پیوستن سلمان به محمد، این تعداد بشدت افزایش می یابد. این نشان میدهد محمد با حضور استادش، بسیار بهتر عمل می کرده است!
حقیقت ۱۰
دستوراتی که از ایران باستان و توسط سلمان ، به اسلام وارد شده است:
- پل صراط ( در زرتشتی به همین شکل موجود است!)
- نماز (دقیقا به همین شکل پنج گانه در زرتشتی موجود است)
- معراج محمد ( به مانند عروج میترا در آیین مهر پرستی !)
- نگرش به وجود روح در اسلام ، به مانند آیین زرتشتی است.
- وجود محراب در مساجد که به مانند (مهرابه) آیین مهر پرستی است.
- وجود تسبیح که از آیین بودا گرفته شده (آشنایی سلمان با مانوی، آشنایی با بوداییسم را نیز در پی داشته است، چه آنکه آیین مانوی ، ارتباط تنگاتنگی با بودایسم دارد)
توجه به جمیع نکات مطرح شده در این نوشتار ، ما را بر جمع بندی می رساند که سلمان فارسی ، به شکل مشاور در سایه ، شاید نقشی بالاتر از محمد در شکل گیری اسلام بازی کرده است.
در این راستا، برای روشن شدن مسائل، مراجع و کتابهایی بصورت پی دی اف در اختیار شما قرار میگیرد که به شما کمک خواهد کرد به حقایق بیشتری پی ببرید. مشخصا در این مقاله سعی شد که بصورت مختصر و مفید مسائلی را
به نظر می رسد سلمان فارسی از همان زمان ، از حمله مسلمانان به ایران باخبر بوده است و می دانسته محمد مترصد فرصت است. براستی چه دلیلی وجود داشته که محمد به سلمان فارسی، چنین باج بدهد ؟ جز اینکه سلمان مشاور ارشد او بوده و به او نحوه ساخت دین اسلام را آموخته است؟
در ای سند می خوانیم :
بحارالأنوار ج : 18 ص : 135و 134- المناقب ج : 1 ص : 111:
وَ كَتَبَ (ص) عَهْداً لِحَيِّ سَلْمَانَ بِكَازِرُونَ هَذَا كِتَابٌ مِنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ رَسُولِ اللَّهِ سَأَلَهُ الْفَارِسِيُّ سَلْمَانُ وَصِيَّةً بِأَخِيهِ «مَهَادِ بْنِ فَرُّوخِ بْنِ مَهْيَارَ» وَ أَقَارِبِهِ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ عَقِبِهِ مِنْ بَعْدِهِ مَا تَنَاسَلُوا مَنْ أَسْلَمَ مِنْهُمْ وَ أَقَامَ عَلَى دِينِهِ. سَلَامُ اللَّهِ أَحْمَدُ اللَّهَ إِلَيْكُمْ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى أَمَرَنِي أَنْ أَقُولَ «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ» أَقُولُهَا وَ آمُرُ النَّاسَ بِهَا وَ الْأَمْرُ كُلُّهُ لِلَّهِ خَلَقَهُمْ وَ أَمَاتَهُمْ وَ هُوَ يَنْشُرُهُمْ وَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ ثُمَّ ذَكَرَ فِيهِ مِنِ احْتِرَامِ سَلْمَانَ إِلَى أَنْ قَالَ:«وَ قَدْ رَفَعْتُ عَنْهُمْ جَزَّ النَّاصِيَةِ وَ الْجِزْيَةَ وَ الْخُمُسَ وَ الْعُشْرَ وَ سَائِرَ الْمُؤَنِ وَ الْكُلَفِ فَإِنْ سَأَلُوكُمْ فَأَعْطُوهُمْ وَ إِنِ اسْتَغَاثُوا بِكُمْ فَأَغِيثُوهُمْ وَ إِنِ اسْتَجَارُوا بِكُمْ فَأَجِيرُوهُمْ وَ إِنْ أَسَاءُوا فَاغْفِرُوا لَهُمْ وَ إِنْ أُسِيءَ إِلَيْهِمْ فَامْنَعُوا عَنْهُمْ وَ لْيُعْطُوا مِنْ بَيْتِ مَالِ الْمُسْلِمِينَ فِي كُلِّ سَنَةٍ مِائَتَيْ حُلَّةٍ وَ مِنَ الْأَوَاقِي مِائَةً فَقَدِ اسْتَحَقَّ سَلْمَانُ ذَلِكَ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ.»ثُمَّ دَعَا لِمَنْ عَمِلَ بِهِ وَ دَعَا عَلَى مَنْ أَذَاهُمْ وَ كَتَبَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ.
ترجمه : .... من از خانواده ی سلمان ذلت در پرداخت جزیه، پرداخت جزیه، خمس، مالیات و سایر هزینه ها و تکالیف مالی را رفع نمودم.
پیامبر(ص) امر کرد که اگر خانواده ی سلمان چیزی از شما خواستند به آنها عطا کنید و اگر نزد شما دادخواهی کردند به داد آنها برسید و اگر به شما پناه آوردند به آنها پناه دهید و اگر خطایی مرتکب شدند از خطای آنها در گذرید و اگر بدی به آنها شد مانع شوید و هر سال از بیت المال مسلمین دویست جامه و صد اواقی به آنها عطا کنید. به تحقیق سلمان از جانب رسول خدا مستحق چنین عنایتی شد. سپس رسول خدا برای کسانی که به این عهد عمل کند دعا و کسی که آنها را بیازارد نفرین کرد. کتابت این نامه را امیر المومنین علی (ع) بر عهده داشت.
نکته شک برانگیز دوم:
چرا در سوره نحل آیه 103، عملا قرآن به این ادعای مخالفین پاسخ می دهد که قران توسط سلمان به محمد آموزش داده نشده است ، چرا که قران عربی است و سلمان عجمی ؟
وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّمَا يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِّسَانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَهَذَا لِسَانٌ عَرَبِيٌّ مُّبِينٌ.
ما مىدانيم كه آنها مىگويند: «اين آيات را انسانی به او تعليم مىدهد!» در حالی كه زبان كسی كه اينها را به او نسبت مىدهند عجمی است؛ ولی اين (قرآن)، زبان عربی آشكار است!
این آیه مهر تاییدی بر این است که اعراب معتقد بوده اند سلمان فارسی این دین جدید را به محمد می آموزد.
نکته شک برانگیز سوم :
چگونه سلمان فارسی ، به راحتی و تسلط به زبان عربی سخن می گفته است ؟!
نکته شک برانگیز چهارم:
تا زمانی که سلمان به محمد می پیوندد، تعداد مسلمین بسیار بسیار اندک است، اما با پیوستن سلمان به محمد، این تعداد بشدت افزایش می یابد. این نشان میدهد محمد با حضور استادش، بسیار بهتر عمل می کرده است!
حقیقت ۱۰
دستوراتی که از ایران باستان و توسط سلمان ، به اسلام وارد شده است:
- پل صراط ( در زرتشتی به همین شکل موجود است!)
- نماز (دقیقا به همین شکل پنج گانه در زرتشتی موجود است)
- معراج محمد ( به مانند عروج میترا در آیین مهر پرستی !)
- نگرش به وجود روح در اسلام ، به مانند آیین زرتشتی است.
- وجود محراب در مساجد که به مانند (مهرابه) آیین مهر پرستی است.
- وجود تسبیح که از آیین بودا گرفته شده (آشنایی سلمان با مانوی، آشنایی با بوداییسم را نیز در پی داشته است، چه آنکه آیین مانوی ، ارتباط تنگاتنگی با بودایسم دارد)
توجه به جمیع نکات مطرح شده در این نوشتار ، ما را بر جمع بندی می رساند که سلمان فارسی ، به شکل مشاور در سایه ، شاید نقشی بالاتر از محمد در شکل گیری اسلام بازی کرده است.
در این راستا، برای روشن شدن مسائل، مراجع و کتابهایی بصورت پی دی اف در اختیار شما قرار میگیرد که به شما کمک خواهد کرد به حقایق بیشتری پی ببرید. مشخصا در این مقاله سعی شد که بصورت مختصر و مفید مسائلی را
Forwarded from Deleted Account
در اختیار شما قرار دهد، تا جرقه باشد برای شروع یک حرکت در راه اندیشه، خردمندی، اگاهی و تحقیق و بررسی.
حقیقت ۱۱
پس از درگذشت پیامبر اسلام , در زمان عمر بن خطاب او به یاری لشگر اعراب تدارک و استراتژی یک جنگ و حمله به ایران را طرح ریزی کرده و نقاط ضعف و حساس سپاه ایران را به اطلاع خلیفه عمررسانید و از آنجا که از صحابه ی نزدیک پیامبر بود جایگاه ویژه ای نزد عمر داشت.در جنگ تیسفون اعراب به راحتی بر دژ و خندقهای شهر تیسفون فائق آمدند. پس از جنگ و بازگشودن کتابخانه ها سلمان عمر را از محتوای تمام کتابها آگاه ساخت و این جمله از زبان عمر برخاست :
(هر آنچه در این کتابهاست یا در قرآن هست که دیگر نیازی به آن نیست. یا در قران نیست که کفر است. پس همه ی این کتابها را بسوزانید ! )
به نقل از تاریخ طبری.
سلمان در جنگهای قادسیه و نهاوند و فتح تیسفون و مدائن فرمانده ی سپاه اعرا ب بود و از تمام نقاط ضعف و قوت سپاه ایران اطلاع داشت اعراب که از دیدن فیل ها در سپاه ایران به وحشت آمده بودند به پیشنهاد سلمان که نقطه ضعف فیلها زیر شکم و خرطوم آنهاست ! با سنگ به جان فیلهای سپاه ایران افتادند و آنها را سرنگون کردند. پس از فتح مدائن او درفش کاویانی و فرش بهارستان (فرش معروف منسوب به خسرو پرویز که تار و پودی از ابریشم و طلا و نقره داشت و مزین به جواهرات گرانبها) و تاجهای پادشاهان را که پنهان شده بود تقدیم اعراب کرد. صدمات جبران ناپذیر حمله اعراب و همچنین به یغما رفتن میراث گرانبهای ایران ونابودی بسیاری از دودمان های ایرانی و به فروش رفتن دختران و زنان ایرانی بعنوان کنیز در بازار برده فروشان عربستان (حجاز) یعنی حقارتی که ایران درهیچ دورانی آنرا به خود ندیده بود همه و همه حاصل کینه توزی و خیانت سلمان به میهن خویش بود و بس ! وگرنه اعراب تازی هرگز خواب فتح ایران را هم نمیدیدند. یکی از اصلی ترین علل حمله ی اعراب اختلاف میان دربار و حکومتیان بود و ضعیف شدن قلب سپاه بدلیل جنگ ۲۷ ساله با دولت بیزانس (یونان ) که اینهم توسط سلمان به اطلاع عمر بن خطاب رسیده بود !
سرانجام سلمان: پس از فروکش کردن جنگ , سلمان فارسی (روزبه) حکومت تیسفون را در دست گرفت . وی با دیدن جنایات فجیع اعراب و پیامدهای خیانت وی در حق هموطنان بی گناهش که حاصل کینه توزی او با دربار بود اندوهناک گشت و در پی جبران برآمد ولی دیگردیر شده بود. وی تا پایان عمر را در این اندوه سپری کرد و وصیت کرد تا پس از مرگ جسدش رادر دروازه ی تیسفون که محل رفت و آمد بود دفن کنند تا با گذر کردن مردم ازروی قبرش به آرامش برسد و جبران خیانتش شده باشد. با شنیدن این داستان و همچنین داستان حمله ی اسکندر که آن نیز با خیانت یک ایرانی سبب پیروزی اسکندر گشت , این تاریخ است که به ما یادآور می شود که ایرانیان همیشه قربانی خیانت خود بوده اند !و این بود داستان تلخ مردی که ایرانیان به او افتخار می کنند و او را اسطوره ….!
حقیقت ۱۳
سری کتابهای تاریخ طبری برای مطالعه بیشتر بصورت پیوست قرار داده شده.
حقیقت ۱۱
پس از درگذشت پیامبر اسلام , در زمان عمر بن خطاب او به یاری لشگر اعراب تدارک و استراتژی یک جنگ و حمله به ایران را طرح ریزی کرده و نقاط ضعف و حساس سپاه ایران را به اطلاع خلیفه عمررسانید و از آنجا که از صحابه ی نزدیک پیامبر بود جایگاه ویژه ای نزد عمر داشت.در جنگ تیسفون اعراب به راحتی بر دژ و خندقهای شهر تیسفون فائق آمدند. پس از جنگ و بازگشودن کتابخانه ها سلمان عمر را از محتوای تمام کتابها آگاه ساخت و این جمله از زبان عمر برخاست :
(هر آنچه در این کتابهاست یا در قرآن هست که دیگر نیازی به آن نیست. یا در قران نیست که کفر است. پس همه ی این کتابها را بسوزانید ! )
به نقل از تاریخ طبری.
سلمان در جنگهای قادسیه و نهاوند و فتح تیسفون و مدائن فرمانده ی سپاه اعرا ب بود و از تمام نقاط ضعف و قوت سپاه ایران اطلاع داشت اعراب که از دیدن فیل ها در سپاه ایران به وحشت آمده بودند به پیشنهاد سلمان که نقطه ضعف فیلها زیر شکم و خرطوم آنهاست ! با سنگ به جان فیلهای سپاه ایران افتادند و آنها را سرنگون کردند. پس از فتح مدائن او درفش کاویانی و فرش بهارستان (فرش معروف منسوب به خسرو پرویز که تار و پودی از ابریشم و طلا و نقره داشت و مزین به جواهرات گرانبها) و تاجهای پادشاهان را که پنهان شده بود تقدیم اعراب کرد. صدمات جبران ناپذیر حمله اعراب و همچنین به یغما رفتن میراث گرانبهای ایران ونابودی بسیاری از دودمان های ایرانی و به فروش رفتن دختران و زنان ایرانی بعنوان کنیز در بازار برده فروشان عربستان (حجاز) یعنی حقارتی که ایران درهیچ دورانی آنرا به خود ندیده بود همه و همه حاصل کینه توزی و خیانت سلمان به میهن خویش بود و بس ! وگرنه اعراب تازی هرگز خواب فتح ایران را هم نمیدیدند. یکی از اصلی ترین علل حمله ی اعراب اختلاف میان دربار و حکومتیان بود و ضعیف شدن قلب سپاه بدلیل جنگ ۲۷ ساله با دولت بیزانس (یونان ) که اینهم توسط سلمان به اطلاع عمر بن خطاب رسیده بود !
سرانجام سلمان: پس از فروکش کردن جنگ , سلمان فارسی (روزبه) حکومت تیسفون را در دست گرفت . وی با دیدن جنایات فجیع اعراب و پیامدهای خیانت وی در حق هموطنان بی گناهش که حاصل کینه توزی او با دربار بود اندوهناک گشت و در پی جبران برآمد ولی دیگردیر شده بود. وی تا پایان عمر را در این اندوه سپری کرد و وصیت کرد تا پس از مرگ جسدش رادر دروازه ی تیسفون که محل رفت و آمد بود دفن کنند تا با گذر کردن مردم ازروی قبرش به آرامش برسد و جبران خیانتش شده باشد. با شنیدن این داستان و همچنین داستان حمله ی اسکندر که آن نیز با خیانت یک ایرانی سبب پیروزی اسکندر گشت , این تاریخ است که به ما یادآور می شود که ایرانیان همیشه قربانی خیانت خود بوده اند !و این بود داستان تلخ مردی که ایرانیان به او افتخار می کنند و او را اسطوره ….!
حقیقت ۱۳
سری کتابهای تاریخ طبری برای مطالعه بیشتر بصورت پیوست قرار داده شده.
Forwarded from Deleted Account
اگر از اسمان باران آزادی ببارد هستن کسانیکه چتر بر سر بگیرن و بردگی رو به آزادی ترجیح بدن
امیدوارم مطالب مورد استفاده ی اعضای محترم قرار بگیره .
در پایان مجددا تشکر میکنم از ادمین های محترم و اعضا ی گرامی که لحظاتی بنده رو تحمل کردین.
تشکر ویژه از خانوم دکتر شری عزیز استاد گرانقدرم که مطالب کنفراس برای ایشان بود و فقط بنده نسخه برداری کردم
امیدوارم مطالب مورد استفاده ی اعضای محترم قرار بگیره .
در پایان مجددا تشکر میکنم از ادمین های محترم و اعضا ی گرامی که لحظاتی بنده رو تحمل کردین.
تشکر ویژه از خانوم دکتر شری عزیز استاد گرانقدرم که مطالب کنفراس برای ایشان بود و فقط بنده نسخه برداری کردم
🆕⏬ ⏬🆓
🔶📜موضوع: مارکسیست چیست؟
📢اجرا: FM God
💬 کنفرانس ۹۶
#۹۶ 👁🗨
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻
https://telegram.me/arkiv
🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺
⤵️لینک گروه
http://telegram.me/joinchat/BVWmm0BBN6miZ7LBg_qtNw
🔶📜موضوع: مارکسیست چیست؟
📢اجرا: FM God
💬 کنفرانس ۹۶
#۹۶ 👁🗨
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻
https://telegram.me/arkiv
🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺
⤵️لینک گروه
http://telegram.me/joinchat/BVWmm0BBN6miZ7LBg_qtNw
Forwarded from Deleted Account
خب...به نام خرد...🌹
دوستان خسته نباشید..
کنفرانسی دارم در باره ی مکتب مارکسیست...
خوشحال میشم همراهیم کنید...
شروع میکنیم
دوستان خسته نباشید..
کنفرانسی دارم در باره ی مکتب مارکسیست...
خوشحال میشم همراهیم کنید...
شروع میکنیم
Forwarded from Deleted Account
درود خردمندان و اعضای گرامی...
در بحث هایی که حضور داشتم چندی از اعضا رو مبحث مارکسیسیتی درگیر بودند اما تعاریفی ارائه می دادند که هیچ شباهتی با مارکس اصیل نداشت پس بر خود واجب یافتم این کنفرانس رو ارائه بدم
خب بریم سراغ کنفرانس...
پایه گذار مارکسیسم.همانطور که از اسمش پیداست مارکس هست...
بعضی دوستان ماکس وبر رو با کارل مارکس اشتباه میگیرند...
البته که کارل مارکس پایه گذارش بود..
خب کارل مارکس اصلا که بود...👇
در بحث هایی که حضور داشتم چندی از اعضا رو مبحث مارکسیسیتی درگیر بودند اما تعاریفی ارائه می دادند که هیچ شباهتی با مارکس اصیل نداشت پس بر خود واجب یافتم این کنفرانس رو ارائه بدم
خب بریم سراغ کنفرانس...
پایه گذار مارکسیسم.همانطور که از اسمش پیداست مارکس هست...
بعضی دوستان ماکس وبر رو با کارل مارکس اشتباه میگیرند...
البته که کارل مارکس پایه گذارش بود..
خب کارل مارکس اصلا که بود...👇
Forwarded from Deleted Account
به طور خلاصه در ویکی پدیا👇
ﮐﺎﺭﻝ ﻣﺎﺭﮐﺲ
ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﺩﺍﻥ،ﻓﯿﻠﺴﻮﻑ ﻭ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺖ ﺍﻧﻘﻼﺑﯽ ﺁﻟﻤانی
ﮐﺎﺭﻝ ﻫﺎﯾﻨﺮﯾﺶ ﻣﺎﺭﮐﺲ ( ﺑﻪ ﺁﻟﻤﺎﻧﯽ : Karl Heinrich Marx ) ( ﺯﺍﺩﻩٔ ۵ ﻣﻪ ۱۸۱۸ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﺗﺮﯼ ﯾﺮ ﭘﺮﻭﺱ - ﺩﺭﮔﺬﺷﺘﻪٔ ۱۴ ﻣﺎﺭﺱ
۱۸۸۳ ﺩﺭ ﻟﻨﺪﻥ ، ﺍﻧﮕﻠﺴﺘﺎﻥ ) ﻣﺘﻔﮑﺮ ﺍﻧﻘﻼﺑﯽ ، ﻓﯿﻠﺴﻮﻑ ،
ﺟﺎﻣﻌﻪﺷﻨﺎﺱ ، ﺗﺎﺭﯾﺨﺪﺍﻥ ، ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﺩﺍﻥ ﺁﻟﻤﺎﻧﯽ ﻭ ﺍﺯ ﺗﺄﺛﯿﺮﮔﺬﺍﺭﺗﺮﯾﻦ ﺍﻧﺪﯾﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻋﺼﺎﺭ ﺍﺳﺖ . [ ۱ ] [ ۲ ] [ ۳ ]
ﮐﺎﺭﻝ ﻣﺎﺭﮐﺲ
ﮐﺎﺭﻝ ﻣﺎﺭﮐﺲ
ﺷﻨﺎﺳﻨﺎﻣﻪ
ﻧﺎﻡ ﮐﺎﻣﻞ
ﮐﺎﺭﻝ ﻫﺎﯾﻨﺮﯾﺶ ﻣﺎﺭﮐﺲ
ﻣﮑﺘﺐ
ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﻢ
ﺯﺍﺩﺭﻭﺯ
۵ ﻣﻪ ۱۸۱۸
ﺯﺍﺩﮔﺎﻩ
ﺗﺮﯾﺮ ، ﭘﺮﻭﺱ ،
ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻣﺮﮒ
۱۴ ﻣﺎﺭﺱ ۱۸۸۳
ﻣﺤﻞ ﻣﺮﮒ
ﻟﻨﺪﻥ ، ﺑﺮﯾﺘﺎﻧﯿﺎ ،
ﻣﺘﺄﺛﺮ ﺍﺯ
ﻫﮕﻞ ، ﻟﻮﺩﻭﯾﮓ ﻓﻮﺋﺮﺑﺎﺥ ، ﺁﺩﺍﻡ ﺍﺳﻤﯿﺖ ،
ﺭﯾﮑﺎﺭﺩﻭ ، ﮊﺍﻥ ﮊﺍﮎ ﺭﻭﺳﻮ
ﺍﺛﺮﮔﺬﺍﺭ ﺑﺮ
ﻓﺮﯾﺪﺭﯾﺶ ﺍﻧﮕﻠﺲ ، ﻭﻻﺩﻣﯿﺮ ﺍﯾﻠﯿﭻ ﻟﻨﯿﻦ ،
ﺭﺯﺍ ﻟﻮﮐﺰﺍﻣﺒﻮﺭﮒ ، ﺁﻧﺘﻮﻧﯿﻮ ﮔﺮﺍﻣﺸﯽ ،
ﮐﺎﺭﻝ ﻣﺎﺭﮐﺲ
ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﺩﺍﻥ،ﻓﯿﻠﺴﻮﻑ ﻭ ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﺖ ﺍﻧﻘﻼﺑﯽ ﺁﻟﻤانی
ﮐﺎﺭﻝ ﻫﺎﯾﻨﺮﯾﺶ ﻣﺎﺭﮐﺲ ( ﺑﻪ ﺁﻟﻤﺎﻧﯽ : Karl Heinrich Marx ) ( ﺯﺍﺩﻩٔ ۵ ﻣﻪ ۱۸۱۸ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﺗﺮﯼ ﯾﺮ ﭘﺮﻭﺱ - ﺩﺭﮔﺬﺷﺘﻪٔ ۱۴ ﻣﺎﺭﺱ
۱۸۸۳ ﺩﺭ ﻟﻨﺪﻥ ، ﺍﻧﮕﻠﺴﺘﺎﻥ ) ﻣﺘﻔﮑﺮ ﺍﻧﻘﻼﺑﯽ ، ﻓﯿﻠﺴﻮﻑ ،
ﺟﺎﻣﻌﻪﺷﻨﺎﺱ ، ﺗﺎﺭﯾﺨﺪﺍﻥ ، ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﺩﺍﻥ ﺁﻟﻤﺎﻧﯽ ﻭ ﺍﺯ ﺗﺄﺛﯿﺮﮔﺬﺍﺭﺗﺮﯾﻦ ﺍﻧﺪﯾﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻋﺼﺎﺭ ﺍﺳﺖ . [ ۱ ] [ ۲ ] [ ۳ ]
ﮐﺎﺭﻝ ﻣﺎﺭﮐﺲ
ﮐﺎﺭﻝ ﻣﺎﺭﮐﺲ
ﺷﻨﺎﺳﻨﺎﻣﻪ
ﻧﺎﻡ ﮐﺎﻣﻞ
ﮐﺎﺭﻝ ﻫﺎﯾﻨﺮﯾﺶ ﻣﺎﺭﮐﺲ
ﻣﮑﺘﺐ
ﺳﻮﺳﯿﺎﻟﯿﺴﻢ
ﺯﺍﺩﺭﻭﺯ
۵ ﻣﻪ ۱۸۱۸
ﺯﺍﺩﮔﺎﻩ
ﺗﺮﯾﺮ ، ﭘﺮﻭﺱ ،
ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻣﺮﮒ
۱۴ ﻣﺎﺭﺱ ۱۸۸۳
ﻣﺤﻞ ﻣﺮﮒ
ﻟﻨﺪﻥ ، ﺑﺮﯾﺘﺎﻧﯿﺎ ،
ﻣﺘﺄﺛﺮ ﺍﺯ
ﻫﮕﻞ ، ﻟﻮﺩﻭﯾﮓ ﻓﻮﺋﺮﺑﺎﺥ ، ﺁﺩﺍﻡ ﺍﺳﻤﯿﺖ ،
ﺭﯾﮑﺎﺭﺩﻭ ، ﮊﺍﻥ ﮊﺍﮎ ﺭﻭﺳﻮ
ﺍﺛﺮﮔﺬﺍﺭ ﺑﺮ
ﻓﺮﯾﺪﺭﯾﺶ ﺍﻧﮕﻠﺲ ، ﻭﻻﺩﻣﯿﺮ ﺍﯾﻠﯿﭻ ﻟﻨﯿﻦ ،
ﺭﺯﺍ ﻟﻮﮐﺰﺍﻣﺒﻮﺭﮒ ، ﺁﻧﺘﻮﻧﯿﻮ ﮔﺮﺍﻣﺸﯽ ،
Forwarded from Deleted Account
خب فهمیدیم المانی بوده زاده 1818 و درگذشته 1883 در لندن...
یکی از جملات تاریخی کارل عبارت است از👇
((ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻫﻤﻪٔ ﺟﻮﺍﻣﻊ ﺗﺎ ﮐﻨﻮﻥ، ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩٔ ﻃﺒﻘﺎﺗﯽ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ . ))
که در خط اول کتاب مانیفیست کمونیست خلاصه شده است..
براستی صحیح گفته است ایا غیر از اینه؟؟
یکی از جملات تاریخی کارل عبارت است از👇
((ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻫﻤﻪٔ ﺟﻮﺍﻣﻊ ﺗﺎ ﮐﻨﻮﻥ، ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩٔ ﻃﺒﻘﺎﺗﯽ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ . ))
که در خط اول کتاب مانیفیست کمونیست خلاصه شده است..
براستی صحیح گفته است ایا غیر از اینه؟؟
Forwarded from Deleted Account
یعنی در همه ی جوامعی که تا کنون بوده اند طبقات مختلف با هم در کش و قوس بوده اند
Forwarded from Deleted Account
مارکس یکی از مشهورترین چهره های تاثیر گذاره...
یه نکته ی جالب قبل اینکه برم سراغ نظریات اصلیشون اینه که..ایشون👇👇
یه نکته ی جالب قبل اینکه برم سراغ نظریات اصلیشون اینه که..ایشون👇👇
Forwarded from Deleted Account
ﺩﺭ ﯾﮏ ﻧﻈﺮﺧﻮﺍﻫﯽ ﺍﺯ ﺷﻨﻮﻧﺪﮔﺎﻥ « ﺭﺍﺩﯾﻮ ۴ » ( ﺍﯾﺴﺘﮕﺎﻩ ﺭﺍﺩﯾﻮﯾﯽ ﻣﺘﻌﻠّﻖ ﺑﻪ ﺭﺍﺩﯾﻮﯼ ﺑﯽﺑﯽﺳﯽ ﺍﻧﮕﻠﺴﺘﺎﻥ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ۲۰۰۵ ) ، ﮐﺎﺭﻝ ﻣﺎﺭﮐﺲ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﻣﺘﻔﮑﺮ ﻫﺰﺍﺭﻩٔ ﺩﻭﻡ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺷﺪ . ﭘﯿﺸﺘﺮ ﺩﺭ ﺁﻏﺎﺯ ﻫﺰﺍﺭﻩٔ ﺟﺪﯾﺪ ﮐﺎﺭﯼ ﻣﺸﺎﺑﻪ ﺗﻮﺳّﻂ ﻭﺏﮔﺎﻩ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺯﺑﺎﻥ ﺑﯽﺑﯽﺳﯽ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ۲ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯼ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻥ ﺍﺯ ﺳﺮﺗﺎﺳﺮ ﺟﻬﺎﻥ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻧﻈﺮﺧﻮﺍﻫﯽ ﺷﺮﮐﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺍﺯ ﻣﯿﺎﻥ ﺍﻧﺪﯾﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﻫﺰﺍﺭﻩ، ﮐﺎﺭﻝ ﻣﺎﺭﮐﺲ ﻣﻘﺎﻡ ﻧﺨﺴﺖ ﺭﺍ ﯾﺎﻓﺖ ﻭ ﺁﻟﺒﺮﺕ ﺍﻧﯿﺸﺘﯿﻦ ﻭ ﺁﯾﺰﺍﮎ ﻧﯿﻮﺗﻮﻥ ﺑﺎ ﻓﺎﺻﻠﻪﺍﯼ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺑﻪﻋﻨﻮﺍﻥ ﻧﻔﺮﺍﺕ ﺩﻭﻡ ﻭ ﺳﻮﻡ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺷﺪﻧﺪ . [ ۵ ] [ ۶
خب پس براستی چه داشته است که انقدر محبوب است
خب پس براستی چه داشته است که انقدر محبوب است
Forwarded from Deleted Account
خب...خب..
یکی از دوستان صمیمی او انگلس بود..که در کتاب های مهمی اورا همراهی کرد و نقش پررنگی در افکار مارکس داشت...
اساس مارکسیست در کتاب مانیفیست کمونیست شرح داده شده که نوشته ی انگلس و مارکسه..این کتاب اصول اصلی مارکسیسمی رو به این صورت شرح داده👇
یکی از دوستان صمیمی او انگلس بود..که در کتاب های مهمی اورا همراهی کرد و نقش پررنگی در افکار مارکس داشت...
اساس مارکسیست در کتاب مانیفیست کمونیست شرح داده شده که نوشته ی انگلس و مارکسه..این کتاب اصول اصلی مارکسیسمی رو به این صورت شرح داده👇
Forwarded from Deleted Account
ﮐﻪ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺟﻮﺍﻣﻊ ﺗﺎﮐﻨﻮﻥ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﻃﺒﻘﺎﺗﯽ ﺑﻮﺩﻩﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺣﺎﺿﺮ ﺩﻭ ﻃﺒﻘﻪ، ﺑﻮﺭﮊﻭﺍﺯﯼ ﻭ
ﭘﺮﻭﻟﺘﺎﺭﯾﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﮐﻪ ﮐﺸﺎﮐﺶ ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺭﺍ ﺭﻗﻢ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺯﺩ
ﭘﺮﻭﻟﺘﺎﺭﯾﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﮐﻪ ﮐﺸﺎﮐﺶ ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺭﺍ ﺭﻗﻢ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺯﺩ
Forwarded from Deleted Account
دوستان معذرت من رو پذیرا باشید که بی ادبی میکنم اما برای کسانی که تاحالا مطالعه نداشتند دو کلمه ی بورژوازی و پرولتاریارو باید توضیح بدم
Forwarded from Deleted Account
پرولتاریا همون طبقه ی کارگری جامعه است که معمولا تو جوامع بیشترین جمعیت رو هم تو خودش داره...
خود مارکس تو مانیفیست اینجوری پرولتاریارو تعریف میکنه👇
ﻣﺎﺭﮐﺲ ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ « ﻣﺎﻧﯿﻔﺴﺖ ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ » ( ۱۸۴۸ ) ﺗﻌﺮﯾﻔﯽ ﺍﺯ ﭘﺮﻭﻟﺘﺎﺭﯾﺎ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻣﯽﺩﻫﺪ : « ﻣﻘﺼﻮﺩ ﺍﺯ ﭘﺮﻭﻟﺘﺎﺭﯾﺎ ﻃﺒﻘﻪٔ ﮐﺎﺭﮔﺮﺍﻥ ﻣﺰﺩﻭﺭ ﺟﺪﯾﺪﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺎﻟﮏ ﻫﯿﭻ ﻭﺳﯿﻠﻪٔ ﺗﻮﻟﯿﺪﯼ ﻧﯿﺴﺖ ﻭ ﻧﯿﺮﻭﯼ ﮐﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍﺑﺮﺍﯼ ﺗﺄﻣﯿﻦ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽﻓﺮﻭﺷﺪ . » [ ۱ ]
ﭘﺮﻭﻟﺘﺎﺭﯾﺎ ﻃﺒﻘﻪ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﮐﻪ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺯﻧﺪﮔﺎﻧﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﻨﺤﺼﺮﺍً ﺍﺯ ﻓﺮﻭﺵ ﻧﯿﺮﻭﯼ ﮐﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﺑﺪﺳﺖ ﻣﯽﺁﻭﺭﺩ ﻧﻪ ﺍﺯ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﯾﮏ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ، ﯾﻌﻨﯽ ﺁﻥ ﻃﺒﻘﻪ ﮐﻪ ﺧﻮﺷﯽ ﻭ ﺩﺭﺩ، ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻭ ﻣﺮﮒ ﻭ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺁﻥ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﮐﺎﺭ، ﭘﺮﻭﻟﺘﺎﺭﯾﺎ « ﻣﻮﻟﺪ ﺍﺭﺯﺵ » ﺑﻪ ﺷﻤﺎﺭ ﻣﯽﺭﻭﺩ ﺍﻣﺎ ﺳﻬﻤﯽ ﺍﺯ « ﺍﺭﺯﺵ » ﻭ « ﺳﻮﺩ » ﻧﻤﯽﺑﺮﺩ .
خود مارکس تو مانیفیست اینجوری پرولتاریارو تعریف میکنه👇
ﻣﺎﺭﮐﺲ ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ « ﻣﺎﻧﯿﻔﺴﺖ ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ » ( ۱۸۴۸ ) ﺗﻌﺮﯾﻔﯽ ﺍﺯ ﭘﺮﻭﻟﺘﺎﺭﯾﺎ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻣﯽﺩﻫﺪ : « ﻣﻘﺼﻮﺩ ﺍﺯ ﭘﺮﻭﻟﺘﺎﺭﯾﺎ ﻃﺒﻘﻪٔ ﮐﺎﺭﮔﺮﺍﻥ ﻣﺰﺩﻭﺭ ﺟﺪﯾﺪﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺎﻟﮏ ﻫﯿﭻ ﻭﺳﯿﻠﻪٔ ﺗﻮﻟﯿﺪﯼ ﻧﯿﺴﺖ ﻭ ﻧﯿﺮﻭﯼ ﮐﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍﺑﺮﺍﯼ ﺗﺄﻣﯿﻦ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽﻓﺮﻭﺷﺪ . » [ ۱ ]
ﭘﺮﻭﻟﺘﺎﺭﯾﺎ ﻃﺒﻘﻪ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﮐﻪ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺯﻧﺪﮔﺎﻧﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﻨﺤﺼﺮﺍً ﺍﺯ ﻓﺮﻭﺵ ﻧﯿﺮﻭﯼ ﮐﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﺑﺪﺳﺖ ﻣﯽﺁﻭﺭﺩ ﻧﻪ ﺍﺯ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﯾﮏ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ، ﯾﻌﻨﯽ ﺁﻥ ﻃﺒﻘﻪ ﮐﻪ ﺧﻮﺷﯽ ﻭ ﺩﺭﺩ، ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻭ ﻣﺮﮒ ﻭ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺁﻥ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﮐﺎﺭ، ﭘﺮﻭﻟﺘﺎﺭﯾﺎ « ﻣﻮﻟﺪ ﺍﺭﺯﺵ » ﺑﻪ ﺷﻤﺎﺭ ﻣﯽﺭﻭﺩ ﺍﻣﺎ ﺳﻬﻤﯽ ﺍﺯ « ﺍﺭﺯﺵ » ﻭ « ﺳﻮﺩ » ﻧﻤﯽﺑﺮﺩ .
Forwarded from Deleted Account
ﺳﺮﻣﺎﯾﻪﺩﺍﺭ ﺍﯾﻦ ﺍﻗﻼﻡ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﭘﻮﻝ ﻣﯽﻓﺮﻭﺷﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﭘﻮﻝ ﻣﺰﺩ ﮐﺎﺭﮔﺮﺍﻥ، ﻫﺰﯾﻨﻪﯼ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻭ ﺳﻮﺩ ( ﻣﺎﺯﺍﺩ ﺗﻮﻟﯿﺪ ) ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻣﯽﺁﻭﺭﺩ . ﺑﺪﯾﻦ ﺻﻮﺭﺕ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪﺩﺍﺭ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺪﻭﻥ ﮐﺎﺭ ﻭ ﯾﺎ ﺑﺎ ﮐﺎﺭ ﮐﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﻣﺎﺯﺍﺩ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﮐﺎﺭﮔﺮﺍﻥ ﺳﻮﺩ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩ . ﺩﺭ ﻧﻈﺮﯾﻪﻫﺎﯼ ﻣﺎﺭﮐﺴﯿﺴﺘﯽ، ﺛﺮﻭﺕ ﻓﻘﻂ ﺍﺯ ﻃﺮﯾﻖ ﮐﺎﺭ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﻣﯽﺁﯾﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺭﻭ، ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﺑﺪﻭﻥ ﮐﺎﺭ ﮐﺮﺩﻥ ﺛﺮﻭﺕ ﺑﺪﺳﺖ ﺑﯿﺎﻭﺭﺩ، ﺍﯾﻦ ﺛﺮﻭﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻗﯿﻤﺖ ﺳﻮﺀ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﮐﺮﺩﻩﺍﺳﺖ..
Forwarded from Deleted Account
بورژوارزها=مالک عوامل تولید هستند...و ارزش و سهم تولید را از کار کردن طبقه ی پرولتاریا میگیرد