Forwarded from Deleted Account
سليمان روش زور و ترس را براي هدايت ملكه ي سبا بكار مي
برد
قرآن معمولا داستانهائي از اقوام گذشته مخصوصا از پيامبران قبلي
(را كه با دستورات قرآن سازگار باشند) را بعنوان تأييد گفته هايش مطرح
مي كند. مثلا در داستان سليمان و ملكه ي سبا، نحوه ي فراخواندن ملكه را
به ايمان به خداي واحد بيان مي كند. در اين داستان كه در آيات 44 -20
سوره ي نمل آمده دقت كنيد، آيا اثري از هدايت واقعي و استدلال در آن
مي بينيد؟
برد
قرآن معمولا داستانهائي از اقوام گذشته مخصوصا از پيامبران قبلي
(را كه با دستورات قرآن سازگار باشند) را بعنوان تأييد گفته هايش مطرح
مي كند. مثلا در داستان سليمان و ملكه ي سبا، نحوه ي فراخواندن ملكه را
به ايمان به خداي واحد بيان مي كند. در اين داستان كه در آيات 44 -20
سوره ي نمل آمده دقت كنيد، آيا اثري از هدايت واقعي و استدلال در آن
مي بينيد؟
Forwarded from Deleted Account
و (سليمان) جوياى [حال] پرندگان شد و گفت مرا چه شده است كه هدهد
را نمىبينم يا شايد از غايبان است (20) قطعا او را به عذابى سخت عذاب
مىكنم يا سرش را مىبرم مگر آنكه دليلى روشن براى من بياورد (21) پس
ديرى نپاييد كه [هدهد آمد و] گفت از چيزى آگاهى يافتم كه از آن آگاهى
نيافتهاى و براى تو از سبا گزارشى درست آوردهام (22) من [آنجا] زنى را
يافتم كه بر آنها سلطنت مىكرد و از هر چيزى به او داده شده بود و تختى
بزرگ داشت (23) او و قومش را چنين يافتم كه به جاى خدا به خورشيد
سجده مىكنند و شيطان اعمالشان را برايشان آراسته و آنان را از راه راست] باز داشته بود در نتيجه [به حق] راه نيافته بودند (24 ) تا براى
خدايى كه نهان را در آسمانها و زمين بيرون مىآورد و آنچه را پنهان
مىداريد و آنچه را آشكار مىنماييد مىداند سجده نكنند (25) خداى يكتا
كه هيچ خدايى جز او نيست پروردگار عرش بزرگ است (26) (44
را نمىبينم يا شايد از غايبان است (20) قطعا او را به عذابى سخت عذاب
مىكنم يا سرش را مىبرم مگر آنكه دليلى روشن براى من بياورد (21) پس
ديرى نپاييد كه [هدهد آمد و] گفت از چيزى آگاهى يافتم كه از آن آگاهى
نيافتهاى و براى تو از سبا گزارشى درست آوردهام (22) من [آنجا] زنى را
يافتم كه بر آنها سلطنت مىكرد و از هر چيزى به او داده شده بود و تختى
بزرگ داشت (23) او و قومش را چنين يافتم كه به جاى خدا به خورشيد
سجده مىكنند و شيطان اعمالشان را برايشان آراسته و آنان را از راه راست] باز داشته بود در نتيجه [به حق] راه نيافته بودند (24 ) تا براى
خدايى كه نهان را در آسمانها و زمين بيرون مىآورد و آنچه را پنهان
مىداريد و آنچه را آشكار مىنماييد مىداند سجده نكنند (25) خداى يكتا
كه هيچ خدايى جز او نيست پروردگار عرش بزرگ است (26) (44
Forwarded from Deleted Account
(سليمان)
گفت خواهيم ديد كه آيا راست گفتهاى يا از دروغگويان بودهاى (27) اين
نامه مرا ببر و به سوى آنها بيفكن آنگاه از ايشان روى برتاب پس ببين چه
پاسخ مىدهند (28)[ملكه سبا] گفت اى سران [كشور] نامهاى ارجمند براى
من آمده است (29 ) كه از طرف سليمان است و اين است به نام خداوند
رحمتگر مهربان (30) بر من بزرگى مكنيد و مرا از در اطاعت درآييد
(توضيح : سليمان نيز مثل پادشاهان ديگر، از كشور همسايه تسليم و اطاعت
بي قيد و شرط مي طلبد، اثري از آزادي عقيده و استدلال و هدايت وجود
ندارد) (31) (سبا) گفت اى سران [كشور] در كارم به من نظر دهيد كه
بىحضور شما [تا به حال] كارى را فيصله نداده ام (32)
گفت خواهيم ديد كه آيا راست گفتهاى يا از دروغگويان بودهاى (27) اين
نامه مرا ببر و به سوى آنها بيفكن آنگاه از ايشان روى برتاب پس ببين چه
پاسخ مىدهند (28)[ملكه سبا] گفت اى سران [كشور] نامهاى ارجمند براى
من آمده است (29 ) كه از طرف سليمان است و اين است به نام خداوند
رحمتگر مهربان (30) بر من بزرگى مكنيد و مرا از در اطاعت درآييد
(توضيح : سليمان نيز مثل پادشاهان ديگر، از كشور همسايه تسليم و اطاعت
بي قيد و شرط مي طلبد، اثري از آزادي عقيده و استدلال و هدايت وجود
ندارد) (31) (سبا) گفت اى سران [كشور] در كارم به من نظر دهيد كه
بىحضور شما [تا به حال] كارى را فيصله نداده ام (32)
Forwarded from Deleted Account
گفتند ما سخت
نيرومند و دلاوريم و[لى] اختيار كار با توست بنگر چه دستور مىدهى (33
[ملكه] گفت پادشاهان چون به شهرى درآيند آن را تباه و عزيزانش را خوار
مىگردانند و اين گونه مىكنند (توضيح: يعني اگر سليمان بيايد كشورمان را
تباه مي كند) (34) و من ارمغانى به سويشان مىفرستم و مى نگرم كه
فرستادگان [من] با چه چيز بازمىگردند (35) و چون [فرستاده] نزد سليمان
آمد [سليمان] گفت آيا مرا به مالى كمك مىدهيد آنچه خدا به من عطا كرده
بهتر است از آنچه به شما دادهاست [نه] بلكه شما به ارمغان خود شادمانى مىنماييد (36 ) به سوى آنان بازگرد كه قطعا سپاهيانى بر [سر] ايشان
مىآوريم كه در برابر آنها تاب ايستادگى نداشته باشند و از آن [ديار] به
خوارى و زبونى بيرونشان مىكنيم (توضيح: سليمان لشكر و سپاه براي آنان
تدارك مي بيند و در پي ضايع كردن حقوق انساني آنان يعني خوار كردن و
اشغال سرزمين آنان است اين همان روش غالب قرآن است) (37)
نيرومند و دلاوريم و[لى] اختيار كار با توست بنگر چه دستور مىدهى (33
[ملكه] گفت پادشاهان چون به شهرى درآيند آن را تباه و عزيزانش را خوار
مىگردانند و اين گونه مىكنند (توضيح: يعني اگر سليمان بيايد كشورمان را
تباه مي كند) (34) و من ارمغانى به سويشان مىفرستم و مى نگرم كه
فرستادگان [من] با چه چيز بازمىگردند (35) و چون [فرستاده] نزد سليمان
آمد [سليمان] گفت آيا مرا به مالى كمك مىدهيد آنچه خدا به من عطا كرده
بهتر است از آنچه به شما دادهاست [نه] بلكه شما به ارمغان خود شادمانى مىنماييد (36 ) به سوى آنان بازگرد كه قطعا سپاهيانى بر [سر] ايشان
مىآوريم كه در برابر آنها تاب ايستادگى نداشته باشند و از آن [ديار] به
خوارى و زبونى بيرونشان مىكنيم (توضيح: سليمان لشكر و سپاه براي آنان
تدارك مي بيند و در پي ضايع كردن حقوق انساني آنان يعني خوار كردن و
اشغال سرزمين آنان است اين همان روش غالب قرآن است) (37)
Forwarded from Deleted Account
گفت اى
سران [كشور] كدام يك از شما تخت او را پيش از آنكه مطيعانه نزد من
آيند براى من مىآورد (38) عفريتى از جن گفت من آن را پيش از آنكه از
مجلس خود برخيزى براى تو مى آورم و بر اين [كار] سخت توانا و مورد
اعتمادم (39) كسى كه نزد او دانشى از كتاب بود گفت من آن را پيش از
آنكه چشم خود را بر هم زنى برايت مىآورم پس چون [سليمان] آن
[تخت] را نزد خود مستقر ديد گفت اين از فضل پروردگار من است تا مرا
بيازمايد كه آيا سپاسگزارم يا ناسپاسى مىكنم و هر كس سپاس گزارد تنها
براي خويش سپاس مىگزارد و هر كس ناسپاسى كند بىگمان پروردگارم
بىنياز و كريم است (40 ) گفت تخت [ملكه] را برايش ناشناس گردانيد تا
ببينيم آيا پى مىبرد يا از كسانى است كه پى نمى برند (41) پس وقتى
[ملكه] آمد [بدو] گفته شد آيا تخت تو همين گونه است گفت گويا اين
همان است و پيش از اين ما آگاه شده و از در اطاعت درآمده بوديم (42)
آنچه غير از خدا مى پرستيد مانع [ايمان] او شده بود و او از جمله گروه
كافران بود (43) به او گفته شد وارد ساحت كاخ [پادشاهى] شو و چون آن
را ديد بركهاى پنداشت و ساقهايش را نمايان كرد [سليمان] گفت اين كاخى مفروش از آبگينه است [ملكه] گفت پروردگارا من به خود ستم كردم و
[اينك] با سليمان در برابر خدا پروردگار جهانيان تسليم شدم۴۴
سران [كشور] كدام يك از شما تخت او را پيش از آنكه مطيعانه نزد من
آيند براى من مىآورد (38) عفريتى از جن گفت من آن را پيش از آنكه از
مجلس خود برخيزى براى تو مى آورم و بر اين [كار] سخت توانا و مورد
اعتمادم (39) كسى كه نزد او دانشى از كتاب بود گفت من آن را پيش از
آنكه چشم خود را بر هم زنى برايت مىآورم پس چون [سليمان] آن
[تخت] را نزد خود مستقر ديد گفت اين از فضل پروردگار من است تا مرا
بيازمايد كه آيا سپاسگزارم يا ناسپاسى مىكنم و هر كس سپاس گزارد تنها
براي خويش سپاس مىگزارد و هر كس ناسپاسى كند بىگمان پروردگارم
بىنياز و كريم است (40 ) گفت تخت [ملكه] را برايش ناشناس گردانيد تا
ببينيم آيا پى مىبرد يا از كسانى است كه پى نمى برند (41) پس وقتى
[ملكه] آمد [بدو] گفته شد آيا تخت تو همين گونه است گفت گويا اين
همان است و پيش از اين ما آگاه شده و از در اطاعت درآمده بوديم (42)
آنچه غير از خدا مى پرستيد مانع [ايمان] او شده بود و او از جمله گروه
كافران بود (43) به او گفته شد وارد ساحت كاخ [پادشاهى] شو و چون آن
را ديد بركهاى پنداشت و ساقهايش را نمايان كرد [سليمان] گفت اين كاخى مفروش از آبگينه است [ملكه] گفت پروردگارا من به خود ستم كردم و
[اينك] با سليمان در برابر خدا پروردگار جهانيان تسليم شدم۴۴
Forwarded from Deleted Account
توضيح: سليمان تهديد به لشگر و تجاوز را براي مؤمن كردن ملكه
بكار مي گيرد و ملكه با ديدن جاه و جلال و زيبائي قصر ايمان مي آورد!!
در كجاي اين رفتار سليمان، استدلالي براي اثبات و جود خداي يگانه و
براي رد پرستش خورشيد وجود دارد؟!! ممكن است كسي بگويد آوردن
تخت ملكه نوعي اعجاز براي هدايت است. ولي اينكار توسط سليمان انجام
نگرفت تا معجزه محسوب شود بلكه توسط عفريت انجام شد و سليمان هم
براي هدايت به اينكار استناد نكرده است.
بكار مي گيرد و ملكه با ديدن جاه و جلال و زيبائي قصر ايمان مي آورد!!
در كجاي اين رفتار سليمان، استدلالي براي اثبات و جود خداي يگانه و
براي رد پرستش خورشيد وجود دارد؟!! ممكن است كسي بگويد آوردن
تخت ملكه نوعي اعجاز براي هدايت است. ولي اينكار توسط سليمان انجام
نگرفت تا معجزه محسوب شود بلكه توسط عفريت انجام شد و سليمان هم
براي هدايت به اينكار استناد نكرده است.
Forwarded from Deleted Account
نكته: عده اي خواسته اند با استناد به اين آيه، اسلام را طرفدار
آزادي عقيده قلمداد كنند.
زمر۱۸
ترجمه: بشارت بده بندگاني را (17) كه به سخن گوش فرامىدهند و
بهترين آن را پيروى مى كنند اينان كساني هستند كه خدا آنها را هدايت كرده
و اينانند همان خردمندان (18)
آزادي عقيده قلمداد كنند.
زمر۱۸
ترجمه: بشارت بده بندگاني را (17) كه به سخن گوش فرامىدهند و
بهترين آن را پيروى مى كنند اينان كساني هستند كه خدا آنها را هدايت كرده
و اينانند همان خردمندان (18)
Forwarded from Deleted Account
اين يك اصل بديهي عقلاني است كه مورد پذيرش همگان در
گذشته و حال بوده است. اما آيا اسلام به اين اصل پايبند است؟ مثلا اگر
كسي در بررسي عقلاني، در قرآن به خطا برخورد و يا با بررسي عقلاني،
اسلام را نپذيرفت و يا خطائي در رفتار محمد يافت آيا بازهم او اهل هدايت و عاقل بحساب مي آيد؟ از نظر قرآن قطعا خير. او عاقل نيست زيرا
عقل و علم در قرآن فقط آن چيزي است كه به اسلام هدايت مي كند. و
هدايت يافته نيست چون از نظر قرآن تنها مسلمان هدايت يافته است. و
بدتر از اين آيا اين فرد آزاد است كه به اسلام يا محمد و يا قرآن نقدي وارد
كند؟ قطعا خير. اگر نقدش را بيان كرد كشته مي شود و در قيامت هم
معذب خواهد بود و اگر پنهانكاري كرد نيز در قيامت عذاب خواهد شد.
بنابر اين زورگوئي قرآن در پذيرش ايمان در جاي خود محفوظ است و از
اين آيه هم عطري از آزادي عقيده بر نمي خيزد.
گذشته و حال بوده است. اما آيا اسلام به اين اصل پايبند است؟ مثلا اگر
كسي در بررسي عقلاني، در قرآن به خطا برخورد و يا با بررسي عقلاني،
اسلام را نپذيرفت و يا خطائي در رفتار محمد يافت آيا بازهم او اهل هدايت و عاقل بحساب مي آيد؟ از نظر قرآن قطعا خير. او عاقل نيست زيرا
عقل و علم در قرآن فقط آن چيزي است كه به اسلام هدايت مي كند. و
هدايت يافته نيست چون از نظر قرآن تنها مسلمان هدايت يافته است. و
بدتر از اين آيا اين فرد آزاد است كه به اسلام يا محمد و يا قرآن نقدي وارد
كند؟ قطعا خير. اگر نقدش را بيان كرد كشته مي شود و در قيامت هم
معذب خواهد بود و اگر پنهانكاري كرد نيز در قيامت عذاب خواهد شد.
بنابر اين زورگوئي قرآن در پذيرش ايمان در جاي خود محفوظ است و از
اين آيه هم عطري از آزادي عقيده بر نمي خيزد.
Forwarded from Deleted Account
مهمتر اينكه اين آيه مكي است و ملايمتي كه در آن وجود دارد
ناشي از مكي بودن آنست. و با آيه ي سيف در سوره ي توبه نسخ شده
است. مگر اينكه آيه را بنحوي تفسير كنيم كه در تناقض با آيات سيف
نباشد؛ به اين صورت:
"بشارت بده بندگاني را كه گفتار را مي شنوند و از بهترين آن كه اسلام
است پيروي مي كنند".
ناشي از مكي بودن آنست. و با آيه ي سيف در سوره ي توبه نسخ شده
است. مگر اينكه آيه را بنحوي تفسير كنيم كه در تناقض با آيات سيف
نباشد؛ به اين صورت:
"بشارت بده بندگاني را كه گفتار را مي شنوند و از بهترين آن كه اسلام
است پيروي مي كنند".
Forwarded from Deleted Account
در اينصورت نتيجه اين مي شود كه اگر كسي به اسلام نگرويد بهترين را
انتخاب نكرده بنابراين نه هدايت يافته است و نه عاقل .
انتخاب نكرده بنابراين نه هدايت يافته است و نه عاقل .
Forwarded from Deleted Account
روش شمشير براي وادار كردن مردم به ايمان، نيازي به نقد ندارد؛
چون گمان نمي كنم انسان خردمندي با اين روش موافق باشد، ولي
بهرصورت تمام نقدهاي روش قبلي (تهديد اخروي) بر اين روش هم وارد
است.
چون گمان نمي كنم انسان خردمندي با اين روش موافق باشد، ولي
بهرصورت تمام نقدهاي روش قبلي (تهديد اخروي) بر اين روش هم وارد
است.
Forwarded from Deleted Account
قرآن مي گويد كه در قيامت براي بندگان مؤمني كه دستورات
اسلام را انجام داده باشند و از گناهان بزرگ پرهيز كرده باشند بهشتي
جاودانه وجود دارد. در اينجا براي آشنائي با نعمتهاي بهشتي گزيده اي از
آيات آورده شده است.
اسلام را انجام داده باشند و از گناهان بزرگ پرهيز كرده باشند بهشتي
جاودانه وجود دارد. در اينجا براي آشنائي با نعمتهاي بهشتي گزيده اي از
آيات آورده شده است.
Forwarded from Deleted Account
محمد۱۵
ترجمه: مثل بهشتى كه به پرهيزگاران وعده داده شده [چون باغى است كه]
در آن نهرهايى است از آبى كه [رنگ و بو و طعمش] برنگشته و جويهايى
از شيرى كه مزهاش دگرگون نشود و رودهايى از شراب كه براى نوشندگان
لذتى است و جويبارهايى از عسل ناب و در آنجا از هر گونه ميوه براى
آنان [فراهم] است و [از همه بالاتر] آمرزش پروردگار آنهاست [آيا چنين
كسى در چنين باغى دلانگيز] مانند كسى است كه جاودانه در آتش است و آبى جوشان به خوردشان داده مى شود [تا] رودههايشان را از هم فرو پاشد
ترجمه: مثل بهشتى كه به پرهيزگاران وعده داده شده [چون باغى است كه]
در آن نهرهايى است از آبى كه [رنگ و بو و طعمش] برنگشته و جويهايى
از شيرى كه مزهاش دگرگون نشود و رودهايى از شراب كه براى نوشندگان
لذتى است و جويبارهايى از عسل ناب و در آنجا از هر گونه ميوه براى
آنان [فراهم] است و [از همه بالاتر] آمرزش پروردگار آنهاست [آيا چنين
كسى در چنين باغى دلانگيز] مانند كسى است كه جاودانه در آتش است و آبى جوشان به خوردشان داده مى شود [تا] رودههايشان را از هم فرو پاشد
Forwarded from Deleted Account
صافات ۴۰ تا ۴۹
ترجمه: مگر بندگان پاكدل خدا (40) آنان رزق معين خواهند داشت (41)
ميوهها و آنان مورد احترام خواهند بود (42) در باغهاى پر نعمت (43) بر
تختهائي در برابر همديگر (44) جامى از شراب ناب پيرامونشان به گردش
درمىآيند (45) [شرابي] سختسپيد كه نوشندگان را لذتى [خاص] مىدهد
(46) نه در آن فساد عقل است و نه ايشان از آن به مستى مى افتند (47) و
نزدشان [دختراني] فروهشتهنگاه و فراخ ديده باشند (48) [از شدت سپيدى]
گويى تخم [زير پر ]ند (49)
ترجمه: مگر بندگان پاكدل خدا (40) آنان رزق معين خواهند داشت (41)
ميوهها و آنان مورد احترام خواهند بود (42) در باغهاى پر نعمت (43) بر
تختهائي در برابر همديگر (44) جامى از شراب ناب پيرامونشان به گردش
درمىآيند (45) [شرابي] سختسپيد كه نوشندگان را لذتى [خاص] مىدهد
(46) نه در آن فساد عقل است و نه ايشان از آن به مستى مى افتند (47) و
نزدشان [دختراني] فروهشتهنگاه و فراخ ديده باشند (48) [از شدت سپيدى]
گويى تخم [زير پر ]ند (49)
Forwarded from Deleted Account
نبا۳۳ و۳۴
ترجمه: ( و براي بهشتيان ) دخترانى مناسب با پستانهاي برجسته (33 ) و
جامهاى (شراب) لبريز است (34)
انسان ۱۲ تا ۲۱
ترجمه: و به [پاس] آنكه صبر كردند بهشت و پرنيان پاداششان داد (12) در
آن [بهشت] بر تختها[ى خويش] تكيه زنند در آنجا نه آفتابى بينند و نه
سرمايى (13) و سايهها[ى درختان] به آنان نزديك است و ميوههايش [براى
چيدن] رام (14) و ظروف نقره اي و جامهاى بلورين (شراب) پيرامون آنان
گردانده مىشود (15) جامهايى از نقره كه درست به اندازه [و با كمال
ظرافت] آنها را از كار در آوردهاند (16) و در آنجا از جامى كه آميزه
زنجبيل دارد به آنان مى نوشانند (17) از چشمهاى در آنجا كه سلسبيل ناميده
مىشود (18) و بر گرد آنان پسرانى جاودانى مىگردند چون آنها را ببينى
گويى كه مرواريدهايى پراكنده اند (19) و چون بدانجا نگرى [سرزمينى از]
نعمت و پهناور مىبينى (20) [بهشتيان را] جامههاى ابريشمى سبز و ديباى
ستبر در بر است و آنازيور ن دستبندهاى نقره اي است و پروردگارشان
شرابي پاك به آنان مىنوشاند (21)
ترجمه: ( و براي بهشتيان ) دخترانى مناسب با پستانهاي برجسته (33 ) و
جامهاى (شراب) لبريز است (34)
انسان ۱۲ تا ۲۱
ترجمه: و به [پاس] آنكه صبر كردند بهشت و پرنيان پاداششان داد (12) در
آن [بهشت] بر تختها[ى خويش] تكيه زنند در آنجا نه آفتابى بينند و نه
سرمايى (13) و سايهها[ى درختان] به آنان نزديك است و ميوههايش [براى
چيدن] رام (14) و ظروف نقره اي و جامهاى بلورين (شراب) پيرامون آنان
گردانده مىشود (15) جامهايى از نقره كه درست به اندازه [و با كمال
ظرافت] آنها را از كار در آوردهاند (16) و در آنجا از جامى كه آميزه
زنجبيل دارد به آنان مى نوشانند (17) از چشمهاى در آنجا كه سلسبيل ناميده
مىشود (18) و بر گرد آنان پسرانى جاودانى مىگردند چون آنها را ببينى
گويى كه مرواريدهايى پراكنده اند (19) و چون بدانجا نگرى [سرزمينى از]
نعمت و پهناور مىبينى (20) [بهشتيان را] جامههاى ابريشمى سبز و ديباى
ستبر در بر است و آنازيور ن دستبندهاى نقره اي است و پروردگارشان
شرابي پاك به آنان مىنوشاند (21)
Forwarded from Deleted Account
از اين آيات به وضعيت بهشتيان پي برديد. خلاصه بزم لذت جور است. باغهاي پرميوه و سبز و پرسايه و جويهاي شير و شراب و عسل و
جامهاي لبريز از شراب ناب كه توسط ساقياني زيباروي گردانده مي شود و
دختران جوان زيبا با پستانهاي برجسته . خلاصه بهشتيان بمدت بينهايت به
خوردن و لذت جنسي مشغولند.
جامهاي لبريز از شراب ناب كه توسط ساقياني زيباروي گردانده مي شود و
دختران جوان زيبا با پستانهاي برجسته . خلاصه بهشتيان بمدت بينهايت به
خوردن و لذت جنسي مشغولند.
Forwarded from Deleted Account
البته بخشيدن نعمت به نيكان عيبي ندارد اما جاي اين سؤال
باقيست كه اين لذتهاي حقير چه كمالي است براي انسان؟ انسان عمري را
به عبادت و درستكاري بگذراند تا در قيامت شراب بخورد و دختران
زيباروي را در آغوش بكشد!
باقيست كه اين لذتهاي حقير چه كمالي است براي انسان؟ انسان عمري را
به عبادت و درستكاري بگذراند تا در قيامت شراب بخورد و دختران
زيباروي را در آغوش بكشد!
Forwarded from Deleted Account
معمولا در قرآن بدنبال ترساندن از جهنم نويد بهشت داده مي شود
تا افراد ايمان بياورند و به احكام اسلام عمل كنند. نويد بهشت در انگيزش
انسانهاي لذت جو بسوي اسلام و عمل به اسلام مؤثر است ولي قطعا
تأثيري بسيار ضعيفتر از آتش جهنم و تيزي شمشير
تا افراد ايمان بياورند و به احكام اسلام عمل كنند. نويد بهشت در انگيزش
انسانهاي لذت جو بسوي اسلام و عمل به اسلام مؤثر است ولي قطعا
تأثيري بسيار ضعيفتر از آتش جهنم و تيزي شمشير
Forwarded from Deleted Account
-6 تخطئه و اتهام بجاي استدلال
در سراسر قرآن بجاي استدلال و ارائه ي معجزه براي هدايت، از
اتهام به طرف مقابل استفاده مي شود و منكران و منتقدان قرآن را پست و
فاسق و ظالم و كافر ودروغگو و...مي خواند. براي مثال به نمونه اي از
اينگونه آيات توجه كنيد:
در سراسر قرآن بجاي استدلال و ارائه ي معجزه براي هدايت، از
اتهام به طرف مقابل استفاده مي شود و منكران و منتقدان قرآن را پست و
فاسق و ظالم و كافر ودروغگو و...مي خواند. براي مثال به نمونه اي از
اينگونه آيات توجه كنيد:
Forwarded from Deleted Account
عنکبوت ۴۷
ترجمه: فقط كافران آيات ما را انكار مي كنند
عنکبوت ۴۹
ترجمه: فقط ظالمان آيات ما را انكار مي كنند
لقمان ۳۲
ترجمه: فقط هر فرد پست دغلكار ناسپاس آيات ما را انكار مي كند.
بقره ۹۹
ترجمه: فقط افراد فاسق (زشتكار) به آيات ما كفر مي ورزند.
مطففین ۱۰ تا ۱۲
ترجمه: واي بر تكذيب كنندگان در روز قيامت (10) آنان كه روز جزا را
دروغ مىپندارند (11)
و جز هر تجاوزپيشه گناهكارى آن را به دروغ نمىگيرد (12)
بقره ۱۷۰
و جز هر تجاوزپيشه گناهكارى آن را به دروغ نمىگيرد (12)
(بقره 170)
ترجمه: و مثل كافران چون مثل كسى است كه حيوانى را كه جز صدا و
ندايى نمىشنود بانگ مى زند (كافران) كرند لالند كورند [و] تعقل نمي
كنند.
انفال۵۵
ترجمه: بىترديد بدترين حيوانات پيش خدا كسانىاند كه كفر ورزيدند و
ايمان نمىآورند.
ترجمه: فقط كافران آيات ما را انكار مي كنند
عنکبوت ۴۹
ترجمه: فقط ظالمان آيات ما را انكار مي كنند
لقمان ۳۲
ترجمه: فقط هر فرد پست دغلكار ناسپاس آيات ما را انكار مي كند.
بقره ۹۹
ترجمه: فقط افراد فاسق (زشتكار) به آيات ما كفر مي ورزند.
مطففین ۱۰ تا ۱۲
ترجمه: واي بر تكذيب كنندگان در روز قيامت (10) آنان كه روز جزا را
دروغ مىپندارند (11)
و جز هر تجاوزپيشه گناهكارى آن را به دروغ نمىگيرد (12)
بقره ۱۷۰
و جز هر تجاوزپيشه گناهكارى آن را به دروغ نمىگيرد (12)
(بقره 170)
ترجمه: و مثل كافران چون مثل كسى است كه حيوانى را كه جز صدا و
ندايى نمىشنود بانگ مى زند (كافران) كرند لالند كورند [و] تعقل نمي
كنند.
انفال۵۵
ترجمه: بىترديد بدترين حيوانات پيش خدا كسانىاند كه كفر ورزيدند و
ايمان نمىآورند.