آرشیو
1.16K subscribers
942 photos
43 videos
197 files
462 links
Download Telegram
Forwarded from Deleted Account
اينكه شعيب گفته است "حتي اگر كراهت داشه باشيم؟" و جواب سؤال را
نداده است بدين معني است كه جواب بديهي و روشن است كه مجبور
كردن من به بازگشت به دين شما كاري غلط است.
Forwarded from Deleted Account
یونس ۹۹
ترجمه: و اگر پروردگار تو مىخواست قطعا هر كه در زمين است همه آنها
يكسر ايمان مى آوردند پس آيا تو مردم را به اكراه وادار مىكنى كه ايمان
بياورند؟ (۹۹)
اينجا نيز سؤال بدون جواب مي رساند كه جواب سؤال بديهي است كه تو
نمي تواني مردم را به اكراه وادار به ايمان آوردن كني
Forwarded from Deleted Account
مثال ديگر در مورد نوح:
Forwarded from Deleted Account
هود۲۸
ترجمه: (نوح) گفت اى قوم من به من بگوييد اگر از طرف پروردگارم
حجتى روشن داشته باشم و مرا از نزد خود رحمتى بخشيده باشد كه بر شما پوشيده است آيا ما شما را در حالى كه بدان اكراه داريد به آن وادار
كنيم ؟
Forwarded from Deleted Account
همچنين در قرآن راه درست دعوت مردم به ايمان، استفاده از
حكمت (دليل معقول) و پند نيكو و بحث نيكو دانسته شده است:
نحل ۱۲۵
ترجمه: با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت دعوت كن و با آنان به
[شيوهاى] كه نيكوتر است بحث كن در حقيقت پروردگار تو به [حال]
كسى كه از راه او منحرف شده داناتر و او به [حال] راهيافتگان [نيز] داناتر
است (125 )
اينگونه آيات مربوط به مكه اند و اگر آيات مدني در بين آنان باشد
قطعا قبل از نزول سوره ي توبه نازل شده اند.
Forwarded from Deleted Account
روش محمد در مدينه
محمد، با بدست آوردن قدرت نظامي در مدينه، روشش را 180
درجه تغيير داد و به زور بعنوان اصلي ترين راه گسترش اسلام متمسك
شد.
انفال۳۹
ترجمه:و با آنان بجنگيد تا فتنهاى بر جاى نماند و دين يكسره از آن خدا
گردد پس اگر [از كفر] بازايستند قطعا خدا به آنچه انجام مى دهند بيناست
Forwarded from Deleted Account
توبه ۵
ترجمه: پس چون ماههاى حرام سپرى شد مشركان را هر كجا يافتيد بكشيد
و آنان را بگيريد و به محاصره درآوريد و در هر كمينگاهى به كمين آنان
بنشينيد پس اگر توبه كردند و نماز برپا داشتند و زكات دادند راه برايشان
گشاده گردانيد زيرا خدا آمرزنده مهربان است(۵)
در اين آيه حكم كشتار مشركين به هر نحوي صادر شده است. گفته شده
هركجا آنان را يافتيد بكشيد و در هر كمين گاهي به كمين آنان بنشينيد تا
آنان را بكشيد. اين دستور صريح ترور مشركين است.
Forwarded from Deleted Account
همچنين محمد در حديثي گفته:
- قال رسول االله أمرت أن أقاتل الناس حتى يقولوا لا إله إلا االله فمن قالها
فقد عصم مني ماله ونفسه (صحيح بخاري ج 2 حديث 1335 و صحيح
.(53 1/ مسلم
ترجمه: رسول االله گفت من مامور شده ام كه با مردم بجنگم تا بگويند لا اله
الا االله پس كسيكه آنرا گفت مال و جانش را از دست من نجات داده است.
Forwarded from Deleted Account
تمامي جنگهاي محمد در مدينه مستقيم يا غير مستقيم با هدف
واداركردن مردم به مسلمان شدن بود مسلمانان در اين جنگها مردم را مي
كشتند، اموالشان را غارت مي كردند و زنان و دخترانشان را به بردگي
جنسي مي گرفتند تا اينكه افراد باقيمانده مجبور به قبول اسلام مي شدند.
اين روش البته در ظاهر مؤثر افتاد و محمد قبل از فوتش كل شبه جزيره ي
عربستان را در زير حكومت خود درآورد. اما پس از مرگ محمد تقريبا كل
عربستان بجز مدينه از اسلام برگشتند و كافر شدند كه منجر به جنگهاي رده
در زمان ابوبكر شد. بدين نحو كه ابوبكر با كشتار بي رحمانه و بي وقفه ي
ارتداد كل عربستان پس از آنان، دوباره آنان را وادار به قبول اسلام كرد
فوت محمد مؤيد ناكارائي زور در ايجاد ايمان واقعي است.
Forwarded from Deleted Account
سليمان روش زور و ترس را براي هدايت ملكه ي سبا بكار مي
برد
قرآن معمولا داستانهائي از اقوام گذشته مخصوصا از پيامبران قبلي
(را كه با دستورات قرآن سازگار باشند) را بعنوان تأييد گفته هايش مطرح
مي كند. مثلا در داستان سليمان و ملكه ي سبا، نحوه ي فراخواندن ملكه را
به ايمان به خداي واحد بيان مي كند. در اين داستان كه در آيات 44 -20
سوره ي نمل آمده دقت كنيد، آيا اثري از هدايت واقعي و استدلال در آن
مي بينيد؟
Forwarded from Deleted Account
و (سليمان) جوياى [حال] پرندگان شد و گفت مرا چه شده است كه هدهد
را نمىبينم يا شايد از غايبان است (20) قطعا او را به عذابى سخت عذاب
مىكنم يا سرش را مىبرم مگر آنكه دليلى روشن براى من بياورد (21) پس
ديرى نپاييد كه [هدهد آمد و] گفت از چيزى آگاهى يافتم كه از آن آگاهى
نيافتهاى و براى تو از سبا گزارشى درست آوردهام (22) من [آنجا] زنى را
يافتم كه بر آنها سلطنت مىكرد و از هر چيزى به او داده شده بود و تختى
بزرگ داشت (23) او و قومش را چنين يافتم كه به جاى خدا به خورشيد
سجده مىكنند و شيطان اعمالشان را برايشان آراسته و آنان را از راه راست] باز داشته بود در نتيجه [به حق] راه نيافته بودند (24 ) تا براى
خدايى كه نهان را در آسمانها و زمين بيرون مىآورد و آنچه را پنهان
مىداريد و آنچه را آشكار مىنماييد مىداند سجده نكنند (25) خداى يكتا
كه هيچ خدايى جز او نيست پروردگار عرش بزرگ است (26) (44
Forwarded from Deleted Account
(سليمان)
گفت خواهيم ديد كه آيا راست گفتهاى يا از دروغگويان بودهاى (27) اين
نامه مرا ببر و به سوى آنها بيفكن آنگاه از ايشان روى برتاب پس ببين چه
پاسخ مىدهند (28)[ملكه سبا] گفت اى سران [كشور] نامهاى ارجمند براى
من آمده است (29 ) كه از طرف سليمان است و اين است به نام خداوند
رحمتگر مهربان (30) بر من بزرگى مكنيد و مرا از در اطاعت درآييد
(توضيح : سليمان نيز مثل پادشاهان ديگر، از كشور همسايه تسليم و اطاعت
بي قيد و شرط مي طلبد، اثري از آزادي عقيده و استدلال و هدايت وجود
ندارد) (31) (سبا) گفت اى سران [كشور] در كارم به من نظر دهيد كه
بىحضور شما [تا به حال] كارى را فيصله نداده ام (32)
Forwarded from Deleted Account
گفتند ما سخت
نيرومند و دلاوريم و[لى] اختيار كار با توست بنگر چه دستور مىدهى (33
[ملكه] گفت پادشاهان چون به شهرى درآيند آن را تباه و عزيزانش را خوار
مىگردانند و اين گونه مىكنند (توضيح: يعني اگر سليمان بيايد كشورمان را
تباه مي كند) (34) و من ارمغانى به سويشان مىفرستم و مى نگرم كه
فرستادگان [من] با چه چيز بازمىگردند (35) و چون [فرستاده] نزد سليمان
آمد [سليمان] گفت آيا مرا به مالى كمك مىدهيد آنچه خدا به من عطا كرده
بهتر است از آنچه به شما دادهاست [نه] بلكه شما به ارمغان خود شادمانى مىنماييد (36 ) به سوى آنان بازگرد كه قطعا سپاهيانى بر [سر] ايشان
مىآوريم كه در برابر آنها تاب ايستادگى نداشته باشند و از آن [ديار] به
خوارى و زبونى بيرونشان مىكنيم (توضيح: سليمان لشكر و سپاه براي آنان
تدارك مي بيند و در پي ضايع كردن حقوق انساني آنان يعني خوار كردن و
اشغال سرزمين آنان است اين همان روش غالب قرآن است) (37)
Forwarded from Deleted Account
گفت اى
سران [كشور] كدام يك از شما تخت او را پيش از آنكه مطيعانه نزد من
آيند براى من مىآورد (38) عفريتى از جن گفت من آن را پيش از آنكه از
مجلس خود برخيزى براى تو مى آورم و بر اين [كار] سخت توانا و مورد
اعتمادم (39) كسى كه نزد او دانشى از كتاب بود گفت من آن را پيش از
آنكه چشم خود را بر هم زنى برايت مىآورم پس چون [سليمان] آن
[تخت] را نزد خود مستقر ديد گفت اين از فضل پروردگار من است تا مرا
بيازمايد كه آيا سپاسگزارم يا ناسپاسى مىكنم و هر كس سپاس گزارد تنها
براي خويش سپاس مىگزارد و هر كس ناسپاسى كند بىگمان پروردگارم
بىنياز و كريم است (40 ) گفت تخت [ملكه] را برايش ناشناس گردانيد تا
ببينيم آيا پى مىبرد يا از كسانى است كه پى نمى برند (41) پس وقتى
[ملكه] آمد [بدو] گفته شد آيا تخت تو همين گونه است گفت گويا اين
همان است و پيش از اين ما آگاه شده و از در اطاعت درآمده بوديم (42)
آنچه غير از خدا مى پرستيد مانع [ايمان] او شده بود و او از جمله گروه
كافران بود (43) به او گفته شد وارد ساحت كاخ [پادشاهى] شو و چون آن
را ديد بركهاى پنداشت و ساقهايش را نمايان كرد [سليمان] گفت اين كاخى مفروش از آبگينه است [ملكه] گفت پروردگارا من به خود ستم كردم و
[اينك] با سليمان در برابر خدا پروردگار جهانيان تسليم شدم۴۴
Forwarded from Deleted Account
توضيح: سليمان تهديد به لشگر و تجاوز را براي مؤمن كردن ملكه
بكار مي گيرد و ملكه با ديدن جاه و جلال و زيبائي قصر ايمان مي آورد!!
در كجاي اين رفتار سليمان، استدلالي براي اثبات و جود خداي يگانه و
براي رد پرستش خورشيد وجود دارد؟!! ممكن است كسي بگويد آوردن
تخت ملكه نوعي اعجاز براي هدايت است. ولي اينكار توسط سليمان انجام
نگرفت تا معجزه محسوب شود بلكه توسط عفريت انجام شد و سليمان هم
براي هدايت به اينكار استناد نكرده است.
Forwarded from Deleted Account
نكته: عده اي خواسته اند با استناد به اين آيه، اسلام را طرفدار
آزادي عقيده قلمداد كنند.
زمر۱۸
ترجمه: بشارت بده بندگاني را (17) كه به سخن گوش فرامىدهند و
بهترين آن را پيروى مى كنند اينان كساني هستند كه خدا آنها را هدايت كرده
و اينانند همان خردمندان (18)
Forwarded from Deleted Account
اين يك اصل بديهي عقلاني است كه مورد پذيرش همگان در
گذشته و حال بوده است. اما آيا اسلام به اين اصل پايبند است؟ مثلا اگر
كسي در بررسي عقلاني، در قرآن به خطا برخورد و يا با بررسي عقلاني،
اسلام را نپذيرفت و يا خطائي در رفتار محمد يافت آيا بازهم او اهل هدايت و عاقل بحساب مي آيد؟ از نظر قرآن قطعا خير. او عاقل نيست زيرا
عقل و علم در قرآن فقط آن چيزي است كه به اسلام هدايت مي كند. و
هدايت يافته نيست چون از نظر قرآن تنها مسلمان هدايت يافته است. و
بدتر از اين آيا اين فرد آزاد است كه به اسلام يا محمد و يا قرآن نقدي وارد
كند؟ قطعا خير. اگر نقدش را بيان كرد كشته مي شود و در قيامت هم
معذب خواهد بود و اگر پنهانكاري كرد نيز در قيامت عذاب خواهد شد.
بنابر اين زورگوئي قرآن در پذيرش ايمان در جاي خود محفوظ است و از
اين آيه هم عطري از آزادي عقيده بر نمي خيزد.
Forwarded from Deleted Account
مهمتر اينكه اين آيه مكي است و ملايمتي كه در آن وجود دارد
ناشي از مكي بودن آنست. و با آيه ي سيف در سوره ي توبه نسخ شده
است. مگر اينكه آيه را بنحوي تفسير كنيم كه در تناقض با آيات سيف
نباشد؛ به اين صورت:
"بشارت بده بندگاني را كه گفتار را مي شنوند و از بهترين آن كه اسلام
است پيروي مي كنند".
Forwarded from Deleted Account
در اينصورت نتيجه اين مي شود كه اگر كسي به اسلام نگرويد بهترين را
انتخاب نكرده بنابراين نه هدايت يافته است و نه عاقل .
Forwarded from Deleted Account
روش شمشير براي وادار كردن مردم به ايمان، نيازي به نقد ندارد؛
چون گمان نمي كنم انسان خردمندي با اين روش موافق باشد، ولي
بهرصورت تمام نقدهاي روش قبلي (تهديد اخروي) بر اين روش هم وارد
است.
Forwarded from Deleted Account
۵_نوید بهشت