آرشیو
1.16K subscribers
942 photos
43 videos
197 files
462 links
Download Telegram
Forwarded from Deleted Account
🔴👈در پی بررسی های استاد فولادوند در ۱۵ سال گذشته و معرفی شخصیت گم شده بهمن جازویه برای نخستین بار، اسلام خواهان کوشیدند در مقابل اسنادی که همه آنها از سوی تاریخ نگاران عرب گرفته شده است و غیر قابل انکار هستند، تاریخ پژوهان اجیر شده خود را به صحنه بفرستد تا واقعیت اسلام ستیزی ایرانیان را کمرنگ کنند. علاوه بر اسناد انکارناشدنی باید به این تاریخ نگاران کربلایی گفت که اصولا در جهان عرب (حتی مصر و سوریه) از زمانی که نام خانوادگی رواج پیدا کرده است، خانواده ای به نام «ملجم» موجود نیست که بهمن جازویه «ابن» او باشد.💢


🔴👈اما آنـچـه که بـرای بـهمـن جـازویـه مهم بـود، ایـنکه مقاومت کـنـد تا سـر فـرصت انـتـقام خونهای ریـخته شـده ایــرانـیان بی گناه و بـریـدن سـر هـزاران جـوان پاک و وطن پـرست را از علی تـازی بـگـیرد که در تجاوز بـه دخـتران و قتل عام فـرزنـدان ایــران نـقش عمـده ای داشتـه و اینجاست که در روز مـوعود بـه عهـد خویش در بـرابر خونهای بـناحـق ریـخته شـده هموطنانش عمل می کنـد و علی تازی را با یـک ضـربـه شمشیر بـه زنـدگـی نـنـگین ایـن جـنایـتکار و آدمـکش بالـفـطره پـایـان می دهـد. و نـنـگ بـر ما که بـرای ۱۴۰۰ سال فـریـب شـیـادان و دکانـداران روضه خـوان را خورده و در ماههای رمـضان تازی گفته ایم «لعنت بـر ابـن ملجـم که علی تازی را کشت» نـنـگ بـر ما که بـرای ۱۴۰۰ سال نـخواستیم که بـدانـیم ایـن ابـن مـلجم چه کسی بـوده و چــرا علی تازی را کشت?
Forwarded from Deleted Account
بخشی از اسناد:👇👇👇

1⃣کتاب الطبقات الكبرى نوشته : ابن سعد
در جلد پنجم صفحه 2632 و 2633 به طراحت کشنده خلفای راشدین را توضیح داده و نام برده البته نام جاذویه را ( زاذویه) نوشته

2⃣کتاب المورد ( الکامل) جلد دوم صفحه 549

3⃣کتاب تاريخ الحضارة الإسلامية ( تاریخ و تمدن اسلامی) در صفحه 356 و 357 هم دقیقاً انگیزه واقعی کشته شدن این سه خلیفه و کسانی که این سه را کشتند موالی ها بودند ( موالی به ما ایرانیهای اسیر شده میگفتند) طبق صدها سند همین الان هم در تمامی زیارت نامه ها ما ایرانی ها شوربختانه میخوانیم که ( السلام علیک یا مولی الموالی)💢

4⃣و در کتاب عبدال رحمان شرقاوی که مجموع گردآوری شده الواقدی و البلازری و چند نویسنده سده اولیه اسلام است با سند صفحه و جلد آدرس همه این ها موجود است .💥

ب منابع دقت کنید..تمامن مورخین عرب و مسلمان..ک مصدر تمام تاریخ های موجود هستند👆👆👆
Forwarded from Deleted Account
🔶اما برخورد علی و مسلمانان با ابن ملجم پس از ضربت زدن به علی ک در یک درگیری تن به تن در مقابل مسجد اتفاق افتاد چگونه بود


👈به نقل از تاریخ نگاران مسلمان.
Forwarded from Deleted Account
👈محمد بن حنيفه گويد:به خدا آن شب که علی ضربت خورد در مسجد اعظم نماز ميکردم . با مردم بسيار از اهل شهر که نزديک در به نماز بودند ، از آغاز تا انجام شب و رکوع يا سجود بودند و خسته ميشدند ، تا وقتی که علی براي نماز صبحگاه برون شد و ميگفت : «ای مردم نماز نماز» نميدانم از در برون آمده بود و اين سخنان را ميگفت يا نه ، برقی ديدم و شنيدم يکی ميگفت :»ای علی حکميت خاص خداست نه تو و يارانت » شمشيری ديدم و شمشيری ديگر و شنيدم که علی ميگفت :»اين مرد را بگيريد » و کسان از هر سو هجوم بردند گويند :هنوز از جای نرفته بودم که ابن ملجم را گرفتند و پيش علی بردند.

نقل های مختلف اسلامی...از درگیری علی و بهمن جازویه👆👇👇
Forwarded from Deleted Account
شیعیان میگویند..👈ابن ملجم را قصاص کردند..یعنی می بایست..بک شمشیر بر سر وی میردند..حال دقت کنید..ب مانبع اسلامی


دو دست ابن ملجم را قطع كردند و دو پاى او را و دو گوش و بينى او را بريدند. وقتى كه مى‏خواستند زبان وى را قطع كنند، فرياد كشيد. به او گفته شد اعضاى بدن تو را قطع كردندولى سخنى نگفتى چطور وقتى مى‏خواستند زبانت را قطع كنند فرياد كشيدى؟
ابن ملجم گفت: من با زبانم خدا را به ياد مى‏آورم و براى اين قطع شدن آن آسان نمى‏نمود.پس از اين كه او را مثله كردند او را كشتند.💫
Forwarded from Deleted Account
به گزارش عبد الرحمن بن علی جوزی در المنتظم فی التاریخ خود علی دستور سوزاندن را داده بود :

أخبرنا الحصين قال‏:‏ أخبرنا ابن المذهب قال‏:‏ أخبرنا أحمد بن جعفر قال‏:‏ حدثنا عبد الله بن أحمد بن حنبل قال‏:‏ حدثني أبي قال‏:‏ حدثنا أبو أحمد الزبيري قال‏:‏ حدثنا شريك عن عمران بن ظبيان عن أبي يحيى قال‏:‏ لما ضرب ابن ملجم عليًا رضي الله عنه قال عليّ رضي الله عنه‏:‏ افعلوا له كما أراد رسول الله صلى الله عليه وسلم أن يفعل برجل أراد قتله فقال‏:‏ اقتلوه ثم حرقوه‏.‏

👈آن گونه رفتار کنيد که پيامبردر باره فردی که ميخواست او  را بکشد رفتار ميکرد: او را بکشيد سپس بسوزانيد

در ادامه می گوید :

وذكر محمد بن سعد‏:‏ إنه لما مات علي رضي الله عنه أخرج ابن ملجم من الحبس فقالوا‏:‏ نشفي نفوسنا منه فقطع عبد الله بن جعفر يديه ورجليه فلم بجزع ولم يتكلم فكحل عينيه بمسمار محمي فلم يجزع وأخرج لسانه ليقطع فجزع وقال‏:‏ أكره أن أكون في الدنيا فواقًا لا أذكر الله فقطعوا لسانه ثم أحرقوه‏.

👈محمد بن سعد ميگويد: وقتی ابن ملجم را از حبس خارج کردند گفتند: بگذاريد دلمان از او خنک شود . پس عبد الّله بن جعفر دست و پايش را قطع کرد و فريادی نزد . چشمانش را با ميخ گداخته کور کرد و باز هم فرياد نزد و زبانش را خارج کردند تا قطع کنند فرياد زد و گفت : اکراه دارم از اينکه زنده باشم و نتوانم ذکر خدا بگويم  پس زبانش را قطع کردند و سپس او را سوزاندند .📛
Forwarded from Deleted Account
🔴👈گويند، عبد الرحمن بن ملجم مرادى در زندان بود و چون على رحلت فرمود كه رحمت و رضوان و بركات خداوند بر او بادا، و او را دفن كردند، حسين بن على فرستاد او را از زندان آوردند تا او را بكشد. در اين هنگام مردم جمع شدند و نفت و بوريا آوردند تا جسدش را به آتش كشند، عبد الله بن جعفر و حسين بن على و محمد بن حنفيه گفتند رهايش كنيد و بگذاريد خود ما از او انتقام بگيريم، عبد الله بن جعفر هر دو دست و پاى او را قطع كرد و او بيتابى نكرد و هيچ سخنى نگفت، آن گاه بر چشمان او ميل گداخته كشيدند و او گفت بر چشم عمويت ميل سرخ شده در آتش مى‏كشى و شروع به خواندن سوره اقرأ كرد و تا آخر سوره را خواند در حالى كه چشمانش بيرون میريخت، سپس دستور داده شد زبانش را ببرند. چون شروع به اين كار كردند، بيتابى كرد. به او گفتند: اى دشمن خدا دست و پايت را بريدم و بر چشمت ميل كشيديم بيتابى نكردى و چون مى‏خواهيم زبانت را ببريم بيتابى مى‏كنى. گفت: براى اين است كه نمیخواهم لحظه ا‏يى در دنيا باشم و ذكر خدا نگويم و زبانش را بريدند. سپس او را در بوريايى نهادند و آتش زدند، عباس بن على در آن هنگام نوجوانى بود كه هنوز به بلوغ نرسيده بود، و عبد الرحمن بن ملجم مردى گندمگون و خوش چهره بود كه موهاى سرش تا لاله گوشش مى‏رسيد و در پيشانى او اثر سجده بود.👉
Forwarded from Deleted Account
🔴👈اين داستان كه محمد بن سعد بدين صورت نقل مى‏كند در منابع كهن ديگر به گونه ديگرى است كه قابل ذكر است، مسعودى در مروج الذهب، ج 4، ص 434، مى‏گويد: چون خواستند ابن ملجم را بكشند عبد الله بن جعفر چنين گفت كه بگذاريد انتقام بگيرم، ملاحظه مى‏كنيد در همين عبارت طبقات هم خطاب مفرد و به عبد الله بن جعفر است، شيخ طبرسى در اعلام الورى، ص 291 ترجمه آن با نام زندگانى چهارده معصوم دو روايت در مورد سوزاندن بدن ابن ملجم پس از اينكه گردنش را زدند آورده است و مى‏گويد: ام هيثم دختر اسود نخعى جسد او را سوزاند، مرحوم مجلسى در جلاء العيون، چاپ اسلاميه، 1348، ص 337، روايتى را كه امام حسن شخصا گردن ابن ملجم را زد اصح روايات دانسته است👉
Forwarded from Deleted Account
Forwarded from Deleted Account
Forwarded from Deleted Account
Forwarded from Deleted Account
🆕 🆓
🔶📜موضوع: راه های هدایت قرآن،قسمت پنجم

📢اجرا: sushiyant

💬 کنفرانس ۸۰
#۸۰ 👁‍🗨
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻
https://telegram.me/arkiv
🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺
⤵️لینک گروه
http://telegram.me/joinchat/BVWmm0BBN6miZ7LBg_qtNw
Forwarded from Deleted Account
-4 شمشير روش عملي قرآن براي دعوت به ايمان

روش دعوت محمد در مكه و مدينه كاملا متفاوت بود و روش
اصلي گسترش اسلام در زمان محمد در مدينه و پس از آن، استفاده از زور
و تهديد و شمشير بود. اين روش مورد تأييد قطعي قرآن است
Forwarded from Deleted Account
روش محمد در مكه
در دوره ي مكه، محمد فاقد قدرت نظامي بود و طبعا چاره اي
نداشت جز اينكه با صلح و مدارا به تبليغ دين خود بپردازد. هيچكدام از
آيات مكي استفاده از زور را مجاز نكرده اند. در اين دوره به صفح
(گذشتن)، بحث نيكو و اعراض از كفار و مشركين دستور داده شده است.
حتي در تعدادي از آياتي كه قبل از سوره ي توبه نازل شده اند، پذيرفته
شده است كه استفاده از اجبار و زور براي وادار كردن مردم به قبول اسلام
كاري نابخردانه و نادرست است. مثل :
- لا اكراه في الدين (بقره 256 )
ترجمه: اكراه و اجباري در (پذيرش) دين نيست.
Forwarded from Deleted Account
اعراف ۸۸
ترجمه: سران قومش كه تكبر مىورزيدند گفتند اى شعيب يا تو و كسانى را
كه با تو ايمان آوردهاند از شهر خودمان بيرون خواهيم كرد يا به كيش ما
برگرديد (شعيب) گفت آيا حتي اگركراهت داشته باشيم؟
Forwarded from Deleted Account
اينكه شعيب گفته است "حتي اگر كراهت داشه باشيم؟" و جواب سؤال را
نداده است بدين معني است كه جواب بديهي و روشن است كه مجبور
كردن من به بازگشت به دين شما كاري غلط است.