به نظرم مود ترین قسمت باب اسفنجی اینجا بود که از اختاپوس پرسید:
-باب اسفنجی: تو چرا همیشه خنثی ای ؟!
+اختاپوس: چون تنهایی خوشحال شدم، تنهایی ناراحت شدم، تنهایی تحمل کردم، تنهایی بزرگ شدم و دیگه عادت کردم.
پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی
🆔channel:@aria_proxy
-باب اسفنجی: تو چرا همیشه خنثی ای ؟!
+اختاپوس: چون تنهایی خوشحال شدم، تنهایی ناراحت شدم، تنهایی تحمل کردم، تنهایی بزرگ شدم و دیگه عادت کردم.
پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی
🆔channel:@aria_proxy
یکی از قشنگترین شکرگزاری هایی که دیدم اینه:
"خدایا شكرت بابت چیزهایی که قدرشو نمیدونیم ولی نمیگیریشون ازمون.
پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی
🆔channel:@aria_proxy
"خدایا شكرت بابت چیزهایی که قدرشو نمیدونیم ولی نمیگیریشون ازمون.
پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی
🆔channel:@aria_proxy
اینجوریم که خیلی مهربونم خیلی اهمیت میدم خیلی صاف و ساده م با آدمایی ک دوسشون دارم
ولی اگه یذره متوجه بشم باهام صادق نیستن و با سیاست رفتار میکنن کلا از چشمم میفتن دیگه نمیتونم باهاشون ارتباط بگیرم.
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
🆔channel:@aria_proxy
ولی اگه یذره متوجه بشم باهام صادق نیستن و با سیاست رفتار میکنن کلا از چشمم میفتن دیگه نمیتونم باهاشون ارتباط بگیرم.
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
🆔channel:@aria_proxy
👍2
هركس در دنيا بايد كسى را داشته باشد كه حرف هايش را به او بزند. آزادانه، بدون رو دربايستى، بدون خجالت، وگرنه آدم از تنهايى دق مى كند!
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
مخصوص دانلود همراه اول
🆔channel:@aria_proxy
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
مخصوص دانلود همراه اول
🆔channel:@aria_proxy
تو فقط یه مسافر موقتی روی این زمینی؛ پس تا وقتی اینجایی، سعی کن دنیا رو برای آدمها، یه ذره زیباتر، مهربونتر و پر عشقتر کنی.
شاید سهم ما از این دنیا، فقط همین باشه که ردّی از مهربونیمون جا بذاریم.
یه جوری زندگی کنیم که بعد از رفتنمون، هنوز یه گوشهای از این دنیای تاریک به خاطر ما روشنتر مونده باشه.
پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی
🆔channel:@aria_proxy
شاید سهم ما از این دنیا، فقط همین باشه که ردّی از مهربونیمون جا بذاریم.
یه جوری زندگی کنیم که بعد از رفتنمون، هنوز یه گوشهای از این دنیای تاریک به خاطر ما روشنتر مونده باشه.
پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی
🆔channel:@aria_proxy
یه دوست خیلی با ادب دارم که اصلا فحش نمیده اگرم از دست کسی خیلی عصبانی بشه یا بهش توهین کنن میگه انشالا نیتت جلوت دربیاد !
حرف جالبیه اگر نیتت خیره خیر ببینی اگر شره …
خوشمان آمد
پروکسی جدید
پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی
🆔channel:@aria_proxy
حرف جالبیه اگر نیتت خیره خیر ببینی اگر شره …
خوشمان آمد
پروکسی جدید
پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی
🆔channel:@aria_proxy
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بهترین جواب برای گرون کردن بنزین
پروکسی جدید
پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی
🆔channel:@aria_proxy
پروکسی جدید
پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی
🆔channel:@aria_proxy
❤2
مردها به مردها احتیاج دارند...
چندی پیش یکی از اقوام با من تماس گرفت و گفت:
«بیا همدیگر را ببینیم.»
در یک رستوران قرار گذاشتیم.
او در ذهن من همیشه مردی مقتدر بود.
تکیهگاه خانواده.
خانه، ماشین، شغل، اعتبار...
تقریباً همه نشانههایی را داشت که ما معمولاً از یک مرد موفق در ذهنمان میسازیم.
هنوز چند دقیقه از دیدارمان نگذشته بود که شروع کرد از خودش گفتن.
از کتکهای گاهوبیگاه پدرش.
از اینکه هیچوقت نزد مادر جدی گرفته نشد.
از احساس حقارتی که سالها به خاطر پیشینه خانوادگی با خودش حمل کرده بود.
بعد آرامآرام رسید به زندگی مشترکش.
گفت هر کاری میکند، باز هم احساس میکند برای همسرش کافی نیست.
از توقع بچهها گفت.
از خستگی کار.
از اینکه دیگر صبحها با شوق از خواب بیدار نمیشود.
ساعتها فقط حرف زد.
من هم گوش میدادم.
اما در درونم اتفاق دیگری میافتاد.
هرچه بیشتر از خودش میگفت، تصویر آن مرد قدرتمند در ذهنم آرامآرام فرو میریخت.
با خودم میگفتم:
«چهقدر درمانده...»
بعد، بیآنکه از من چیزی خواسته باشد، شروع کردم از تجربهها و آموختههایم گفتن.
او فقط گوش میداد.
نه سؤال میپرسید،
نه مخالفت میکرد،
فقط گوش میداد.
نزدیک ساعت یک شب از هم جدا شدیم.
وقتی سوار ماشین شدم، ناگهان تمام گفتوگوی آن شب از جلوی چشمم گذشت.
از خودم پرسیدم:
او چرا همه اقتدارش را پیش من فرو ریخت؟
چه چیزی میخواست؟
همانجا بود که انگار آیینهای مقابلم قرار گرفت.
دیدم خود من هم سالهاست نقش آدم مقتدر را بازی میکنم.
بیوقفه کار میکنم،
استراحت را عقبماندن میدانم،
به دستاوردهایم افتخار نمیکنم و آنها را به شانس نسبت میدهم،
و خیلی وقتها جرئت نمیکنم ضعفهایم را به زبان بیاورم.
بعد فهمیدم...
او اصلاً دنبال راهحل نیامده بود.
او آمده بود کسی فقط دردش را ببیند.
ابراز ضعف یک مرد، در بسیاری از مواقع، درخواست کمک نیست.
اعلام امنیت است.
یعنی:
«آنقدر به تو اعتماد دارم که دیگر مجبور نیستم نقش مرد شکستناپذیر را بازی کنم.»
همان لحظه به او زنگ زدم.
گفتم:
«اگر فرصت داری، فردا دوباره همدیگر را ببینیم.»
روز بعد، قبل از هر حرفی، او را در آغوش گرفتم.
اشکم بیاختیار جاری شد.
این بار دیگر از او چیزی نپرسیدم.
از ترسهای خودم گفتم.
از ضعفهای خودم.
از اینکه دیشب چطور در ذهنم او را قضاوت کرده بودم.
وقتی از هم جدا شدیم، فقط یک جمله گفت:
«سبک شدم... باز هم همدیگر را ببینیم.»
آن روز فهمیدم مردها بیش از آنکه به راهحل احتیاج داشته باشند، به حضور احتیاج دارند.
به مرد دیگری که بتوانند بیترس از قضاوت، کنار او فروبریزند.
شاید یکی از بزرگترین فقرهای مردان امروز همین باشد؛
اینکه جایی ندارند تا بدون بازی کردن نقش «مردِ قوی»، فقط خودشان باشند.
شاید مردان، بیش از هر چیز، به مردانی نیاز دارند که در حضورشان مجبور نباشند مرد باشند.
👤یاسر رضایی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
🆔channel:@aria_proxy
چندی پیش یکی از اقوام با من تماس گرفت و گفت:
«بیا همدیگر را ببینیم.»
در یک رستوران قرار گذاشتیم.
او در ذهن من همیشه مردی مقتدر بود.
تکیهگاه خانواده.
خانه، ماشین، شغل، اعتبار...
تقریباً همه نشانههایی را داشت که ما معمولاً از یک مرد موفق در ذهنمان میسازیم.
هنوز چند دقیقه از دیدارمان نگذشته بود که شروع کرد از خودش گفتن.
از کتکهای گاهوبیگاه پدرش.
از اینکه هیچوقت نزد مادر جدی گرفته نشد.
از احساس حقارتی که سالها به خاطر پیشینه خانوادگی با خودش حمل کرده بود.
بعد آرامآرام رسید به زندگی مشترکش.
گفت هر کاری میکند، باز هم احساس میکند برای همسرش کافی نیست.
از توقع بچهها گفت.
از خستگی کار.
از اینکه دیگر صبحها با شوق از خواب بیدار نمیشود.
ساعتها فقط حرف زد.
من هم گوش میدادم.
اما در درونم اتفاق دیگری میافتاد.
هرچه بیشتر از خودش میگفت، تصویر آن مرد قدرتمند در ذهنم آرامآرام فرو میریخت.
با خودم میگفتم:
«چهقدر درمانده...»
بعد، بیآنکه از من چیزی خواسته باشد، شروع کردم از تجربهها و آموختههایم گفتن.
او فقط گوش میداد.
نه سؤال میپرسید،
نه مخالفت میکرد،
فقط گوش میداد.
نزدیک ساعت یک شب از هم جدا شدیم.
وقتی سوار ماشین شدم، ناگهان تمام گفتوگوی آن شب از جلوی چشمم گذشت.
از خودم پرسیدم:
او چرا همه اقتدارش را پیش من فرو ریخت؟
چه چیزی میخواست؟
همانجا بود که انگار آیینهای مقابلم قرار گرفت.
دیدم خود من هم سالهاست نقش آدم مقتدر را بازی میکنم.
بیوقفه کار میکنم،
استراحت را عقبماندن میدانم،
به دستاوردهایم افتخار نمیکنم و آنها را به شانس نسبت میدهم،
و خیلی وقتها جرئت نمیکنم ضعفهایم را به زبان بیاورم.
بعد فهمیدم...
او اصلاً دنبال راهحل نیامده بود.
او آمده بود کسی فقط دردش را ببیند.
ابراز ضعف یک مرد، در بسیاری از مواقع، درخواست کمک نیست.
اعلام امنیت است.
یعنی:
«آنقدر به تو اعتماد دارم که دیگر مجبور نیستم نقش مرد شکستناپذیر را بازی کنم.»
همان لحظه به او زنگ زدم.
گفتم:
«اگر فرصت داری، فردا دوباره همدیگر را ببینیم.»
روز بعد، قبل از هر حرفی، او را در آغوش گرفتم.
اشکم بیاختیار جاری شد.
این بار دیگر از او چیزی نپرسیدم.
از ترسهای خودم گفتم.
از ضعفهای خودم.
از اینکه دیشب چطور در ذهنم او را قضاوت کرده بودم.
وقتی از هم جدا شدیم، فقط یک جمله گفت:
«سبک شدم... باز هم همدیگر را ببینیم.»
آن روز فهمیدم مردها بیش از آنکه به راهحل احتیاج داشته باشند، به حضور احتیاج دارند.
به مرد دیگری که بتوانند بیترس از قضاوت، کنار او فروبریزند.
شاید یکی از بزرگترین فقرهای مردان امروز همین باشد؛
اینکه جایی ندارند تا بدون بازی کردن نقش «مردِ قوی»، فقط خودشان باشند.
شاید مردان، بیش از هر چیز، به مردانی نیاز دارند که در حضورشان مجبور نباشند مرد باشند.
👤یاسر رضایی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
🆔channel:@aria_proxy
👍2
هیچ چیزی تصادفی اتفاق نمیافتد.
هیچ چیز!
میلیونها امکان وجود دارد
و همه چیز ممکن است.
اما فقط یک چیز برایت رخ خواهد داد:
آن چیزی که برایش، آماده و منتظری...
آگاه باش! تو منتظر چه چیز هستی؟
شبتون بخیر❤️
پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
🆔channel:@aria_proxy
هیچ چیز!
میلیونها امکان وجود دارد
و همه چیز ممکن است.
اما فقط یک چیز برایت رخ خواهد داد:
آن چیزی که برایش، آماده و منتظری...
آگاه باش! تو منتظر چه چیز هستی؟
شبتون بخیر❤️
پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
🆔channel:@aria_proxy