Forwarded from یادداشت های پراکنده - وحید کریمی پور- دانشگاه صنعتی شریف (Vahid Karimipour)
دکتر جهانشاه صالح، بعد از سقوط دکتر مصدق در کابینه سپهبد زاهدی وزیر بهداری شد ولی در همان حال عهده دار ریاست دانشکده پزشکی بود و
به این عنوان در جلسات شورای دانشگاه که روزهای چهارشنبه در دفتر من تشکیل می یافت، حاضر می شد. روزی در باره موضوعی، برای دفاع از نظر خود در برابر نظر مخالف یکی از همکاران دیگر، صدا را از حد معمول بلندتر کرد و داشت اندکی تندی به خرج می داد که سخن اش را قطع کردم و گفتم: « شما می دانید که به عنوان وزیر نمی توانید در این شورا حضور داشته باشید تا چه رسد به این که اظهار نظر کنید. شما عضو شورا هستید و مانند سایر همکاران باید آداب معمول ما را رعایت کنید. بنابراین اگر مایل به ادامه صحبت هستید باید با ملایمت و آرامش حرف بزنید.»
گفت: « مثل این است که شما نمی خواهید من حرف بزنم، پس این جا نمی مانم، می روم» گفتم: «مانعی نخواهد داشت.» از جا برخاست، در تالار را باز کرد و بیرون رفت به این امید که یکی از همکاران با کسب اجازه از من به دنبال او رفته و بازش خواهد گردانید. هیچ کس چنین حرکتی نکرد و دنباله بحث هم چنان گرفته شد، مثل این که کوچکترین اتفاقی نیفتاده باشد. بعد از جلسه شورا، طبق گزارشی که سید آقا پیشخدمت داد، دکتر صالح پس از خروج از تالار شورا، در اتاق انتظار کمی پا به پا می کند مثل اینکه انتظاری دارد، سپس خارج می شود.
برگرفته از کتاب «خاطرات دکتر علی اکبر سیاسی» نشر ثالث، ۱۳۸۶.
حالا جایگاه نهاد دانشگاه به چنان درجه ای نزول کرده که یک بازیگر می تواند با بادیگاردهایش در سالن دانشگاه حضور پیدا کند و بادیگاردها هم بی اعتنا به حضور دانشجویان و استادان در طول سالن رژه می روند و با بی سیم هایی در دست ظاهرا همه چیز را چک می کنند.
دیگر نمی توان نسبت به این صحنه ها خشم گرفت. حتی نمی توان انتقادی هم کرد. کار در همه جنبه ها به چنان درجه ای از مسخرگی و لودگی رسیده که ناهنجاری این رفتارها دیده نمی شود.
وزارت علومی که برای صدور حکم رئیس یک دانشگاه که با رای خود دانشگاهیان انتخاب شده، باید از چندین نهاد دیگر مجوز دریافت کند،
در برابر این بی حرمتی چه خواهد کرد؟
به این عنوان در جلسات شورای دانشگاه که روزهای چهارشنبه در دفتر من تشکیل می یافت، حاضر می شد. روزی در باره موضوعی، برای دفاع از نظر خود در برابر نظر مخالف یکی از همکاران دیگر، صدا را از حد معمول بلندتر کرد و داشت اندکی تندی به خرج می داد که سخن اش را قطع کردم و گفتم: « شما می دانید که به عنوان وزیر نمی توانید در این شورا حضور داشته باشید تا چه رسد به این که اظهار نظر کنید. شما عضو شورا هستید و مانند سایر همکاران باید آداب معمول ما را رعایت کنید. بنابراین اگر مایل به ادامه صحبت هستید باید با ملایمت و آرامش حرف بزنید.»
گفت: « مثل این است که شما نمی خواهید من حرف بزنم، پس این جا نمی مانم، می روم» گفتم: «مانعی نخواهد داشت.» از جا برخاست، در تالار را باز کرد و بیرون رفت به این امید که یکی از همکاران با کسب اجازه از من به دنبال او رفته و بازش خواهد گردانید. هیچ کس چنین حرکتی نکرد و دنباله بحث هم چنان گرفته شد، مثل این که کوچکترین اتفاقی نیفتاده باشد. بعد از جلسه شورا، طبق گزارشی که سید آقا پیشخدمت داد، دکتر صالح پس از خروج از تالار شورا، در اتاق انتظار کمی پا به پا می کند مثل اینکه انتظاری دارد، سپس خارج می شود.
برگرفته از کتاب «خاطرات دکتر علی اکبر سیاسی» نشر ثالث، ۱۳۸۶.
حالا جایگاه نهاد دانشگاه به چنان درجه ای نزول کرده که یک بازیگر می تواند با بادیگاردهایش در سالن دانشگاه حضور پیدا کند و بادیگاردها هم بی اعتنا به حضور دانشجویان و استادان در طول سالن رژه می روند و با بی سیم هایی در دست ظاهرا همه چیز را چک می کنند.
دیگر نمی توان نسبت به این صحنه ها خشم گرفت. حتی نمی توان انتقادی هم کرد. کار در همه جنبه ها به چنان درجه ای از مسخرگی و لودگی رسیده که ناهنجاری این رفتارها دیده نمی شود.
وزارت علومی که برای صدور حکم رئیس یک دانشگاه که با رای خود دانشگاهیان انتخاب شده، باید از چندین نهاد دیگر مجوز دریافت کند،
در برابر این بی حرمتی چه خواهد کرد؟
Forwarded from یادداشت های پراکنده - وحید کریمی پور- دانشگاه صنعتی شریف (Vahid Karimipour)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👀1
شهوتِ پیروز شدن در آدمها مرا میترساند؛
میدانم که خود من نیز گاهی به همین تب آلوده میشوم و از قدرتش نهانش در روانم میترسم
این میل، نیرویی سهمگین است. آنقدر نیرومند که هر روایتی را که پیروزیات را تأیید کند ده بار میشنوی و در آغوش میگیری، اما در برابر هر نشانهای که بگوید سرابی بیش نیست، میایستی، گوشهایت کر میشود و با سماجت واقعیت را انکار میکنی.
میدانم که خود من نیز گاهی به همین تب آلوده میشوم و از قدرتش نهانش در روانم میترسم
این میل، نیرویی سهمگین است. آنقدر نیرومند که هر روایتی را که پیروزیات را تأیید کند ده بار میشنوی و در آغوش میگیری، اما در برابر هر نشانهای که بگوید سرابی بیش نیست، میایستی، گوشهایت کر میشود و با سماجت واقعیت را انکار میکنی.
🔥4❤3👍3
Forwarded from کلاغ سفید
دربارهی لاتِ سطح یک جهانی
در هشتادوچندمین مداخلهی نظامی آمریکا از آغاز قرن بیستم، که روز گذشته و با هدف قبضه کردن قدرت در ونزوئلا صورت گرفت، چند نکتهی درسآموز وجود دارد:
1⃣ بر خلاف همهی انشانویسیهای طرفداران بازار آزاد دربارهی لزوم بهرسمیتشناختن حق مالکیت، قیمتگذاری دموکراتیک و تسهیل تجارت بینالمللی برای رسیدن به دستاوردهای اقتصادی، توحش اخیر ترامپ نشان داد این قبیل توصیهها در عمل (in fact) در توسعهی اقتصادی چندان حائز اولویت نیستند.
زیرا چنانکه از شواهد برمیآید، منبع مرجّحِ خلق ثروت در «جهان آزاد» و دولتهای غربی همچنان «مداخلهی نظامی و استعماری» است؛ و نه تصورات رمانتیکی نظیر انتخابهای معقول افراد بر اساس منافعشان در نظم خودانگیختهی بازار.
2⃣ ظاهراً تنها مداخلهی مذموم که میتواند آزادی منفی انسانها را محدود سازد، مداخلهی دولتها در مدیریت منابع و سازوکار قیمتگذاری (بازار) است؛ بر این اساس «مداخلهی نظامی» برای تصاحب منابع و سلب مالکیت از دیگر کشورها مانعی ندارد و باعث نمیشود دولتِ مداخلهگر «تمامیتخواه» به شمار رود و از دایرهی «جهان آزاد» خارج شود.
3⃣ این تهاجم همچنین یادآوری کرد که تصاحب قهری اموال دیگر کشورها (و افراد؟) میتواند تحت شرایطی مجاز باشد (مشروط به این که در خدمت توسعهی «جهان آزاد» قرار گیرد).
4⃣ استقبال از شهوت تسلططلبی ترامپ، با تهدیدهایی که او مرتباً و بدون ادلهی روشن به کشورهایی نظیر کلمبیا، مکزیک، کوبا، ایران و... حواله میکند، نیز نشان داد گویا سلطه* همواره هم بد نیست، و گاهی اوقات میتواند مطبوع یا جذاب باشد.
*سلطه: منقاد تصمیمهای دلبخواهی دیگران بودن.
@white_caws
در هشتادوچندمین مداخلهی نظامی آمریکا از آغاز قرن بیستم، که روز گذشته و با هدف قبضه کردن قدرت در ونزوئلا صورت گرفت، چند نکتهی درسآموز وجود دارد:
1⃣ بر خلاف همهی انشانویسیهای طرفداران بازار آزاد دربارهی لزوم بهرسمیتشناختن حق مالکیت، قیمتگذاری دموکراتیک و تسهیل تجارت بینالمللی برای رسیدن به دستاوردهای اقتصادی، توحش اخیر ترامپ نشان داد این قبیل توصیهها در عمل (in fact) در توسعهی اقتصادی چندان حائز اولویت نیستند.
زیرا چنانکه از شواهد برمیآید، منبع مرجّحِ خلق ثروت در «جهان آزاد» و دولتهای غربی همچنان «مداخلهی نظامی و استعماری» است؛ و نه تصورات رمانتیکی نظیر انتخابهای معقول افراد بر اساس منافعشان در نظم خودانگیختهی بازار.
2⃣ ظاهراً تنها مداخلهی مذموم که میتواند آزادی منفی انسانها را محدود سازد، مداخلهی دولتها در مدیریت منابع و سازوکار قیمتگذاری (بازار) است؛ بر این اساس «مداخلهی نظامی» برای تصاحب منابع و سلب مالکیت از دیگر کشورها مانعی ندارد و باعث نمیشود دولتِ مداخلهگر «تمامیتخواه» به شمار رود و از دایرهی «جهان آزاد» خارج شود.
3⃣ این تهاجم همچنین یادآوری کرد که تصاحب قهری اموال دیگر کشورها (و افراد؟) میتواند تحت شرایطی مجاز باشد (مشروط به این که در خدمت توسعهی «جهان آزاد» قرار گیرد).
4⃣ استقبال از شهوت تسلططلبی ترامپ، با تهدیدهایی که او مرتباً و بدون ادلهی روشن به کشورهایی نظیر کلمبیا، مکزیک، کوبا، ایران و... حواله میکند، نیز نشان داد گویا سلطه* همواره هم بد نیست، و گاهی اوقات میتواند مطبوع یا جذاب باشد.
*سلطه: منقاد تصمیمهای دلبخواهی دیگران بودن.
@white_caws
👍6👎4
Forwarded from آن
«اکنون میدانم
که با تمام عزیزانم
باید خوب خداحافظی کنم
زیرا هیچیک از ما نمیدانیم
کدامین قرار
آخرین خواهد بود.»
- آتااُل بهرام اوغلو؛ فارسیِ سیامک تقیزاده.
@monadchannel
که با تمام عزیزانم
باید خوب خداحافظی کنم
زیرا هیچیک از ما نمیدانیم
کدامین قرار
آخرین خواهد بود.»
- آتااُل بهرام اوغلو؛ فارسیِ سیامک تقیزاده.
@monadchannel
❤3