در دیگِ غضب اگر بجوشانندم
در شعلهیِ دوزخ ار گدازانندم
بهتر که ز رویِ لطف بخشند گناه
وز آتشِ انفعالْ سوزانندم
#محمد_قراری_گیلانی
در شعلهیِ دوزخ ار گدازانندم
بهتر که ز رویِ لطف بخشند گناه
وز آتشِ انفعالْ سوزانندم
#محمد_قراری_گیلانی
در این ره ناامیدی نیز خواهد بختِ موسایی
اگر داری، تو هم پیش آی و دیداری تمنّا کن
#قلیخانبیگ_مجرم_شاملو
اگر داری، تو هم پیش آی و دیداری تمنّا کن
#قلیخانبیگ_مجرم_شاملو
گر پرتوی فتد ز ضمیرش به اُمّهات
اسرارِ غیب کشف کند نطفه در شکم
بازآورند دانه به خرمن سپاهِ مور
چون عدلِ او لوایِ علامت کند عَلَم
تا عقل پی بَرَد به زمانِ کمالِ او
اندیشه اعتبار کند در زمان، قِدَم
بر آب اگر ز آتشِ مهرت وزد نسیم
مِنبعد شخصِ خاک نیابد ز آب نم
ای وای! نامهیِ سیهِ ما، اگر به حشر
عفوِ تو بر صحیفهیِ نسیان نهد رَقَم
حاشا که بارِ معصیتش پشت خم کند
هر قامتی که شد ز پیِ طاعتِ تو خَم
#قیدی_شیرازی
اسرارِ غیب کشف کند نطفه در شکم
بازآورند دانه به خرمن سپاهِ مور
چون عدلِ او لوایِ علامت کند عَلَم
تا عقل پی بَرَد به زمانِ کمالِ او
اندیشه اعتبار کند در زمان، قِدَم
بر آب اگر ز آتشِ مهرت وزد نسیم
مِنبعد شخصِ خاک نیابد ز آب نم
ای وای! نامهیِ سیهِ ما، اگر به حشر
عفوِ تو بر صحیفهیِ نسیان نهد رَقَم
حاشا که بارِ معصیتش پشت خم کند
هر قامتی که شد ز پیِ طاعتِ تو خَم
#قیدی_شیرازی
روی و مویِ تو نامهیِ خوبیست
چه بوَد نامه جز سپید و سیاه
به لب و چشم، راحتیّ و بلا
به رخ و زلف، توبهایّ و گناه
دستِ ظالم ز سیم کوته بِه
ای به رخ سیم! زلف کن کوتاه
#مجدالدین_ابواسحاق_کسایی
چه بوَد نامه جز سپید و سیاه
به لب و چشم، راحتیّ و بلا
به رخ و زلف، توبهایّ و گناه
دستِ ظالم ز سیم کوته بِه
ای به رخ سیم! زلف کن کوتاه
#مجدالدین_ابواسحاق_کسایی