عرفات العاشقین
829 subscribers
42 photos
1.99K links
یک قصه بیش نیست غمِ عشق وین عجب
کز هر زبان که می‌شنوم نامکرّر است

منتخباتی از تذکره‌های شعری:
۱. عرفات العاشقین (پایان یافته)
https://t.me/arafaata/2817
۲. مدینة‌الادب و نامه فرهنگیان (در جریان)
Download Telegram
هزار لطف اگر هر زمان کنی با من
نظر به هر که کنی، چشمِ من بر آن باشد

#قاسمی_اردستانی
مبیناد هرگز نهالی شکست
که مرغی به شاخش تواند نشست

#قاسمی_اردستانی
به لذّتی نگه از دیدنِ تو برمی‌گشت
که هر دو چشم، به قربانِ یکدگر می‌گشت

#قاسم_دکنی
سررشته‌یِ امید گره بر گره فتاد
از بس گسسته‌ای تو و ما باز بسته‌ایم

#قاسم_دکنی
چون آینه کآه برنتابد
حُسنِ تو نگاه برنتابد

#قاسم_دکنی
این شفق نبْوَد که جا بر دامنِ افلاک کرد
آسمان رویِ شهیدان را به دامن پاک کرد

#قاسم‌علی_حکاک
بی گریه نیست هر که بزاد از عروسِ دهر
بر نامبارکیِّ جهان این شگون بس است

#قپلان_شیربیگ
پژمردگی نبُرد بهار از گیاهِ ما
چون لاله جزوِ تن شده بختِ سیاهِ ما

#محمدجان_قدسی_مشهدی
فتد چو مُقریِ تسبیح در گلوش گره
مؤذّنی که نگوید: «علی ولیُّ الله»

#محمدجان_قدسی_مشهدی
بادِ صبا از کویِ تو، گر بگذرد سویِ چمن
گل غنچه گردد تا کند، بویِ تو پنهان در بغل

#محمدجان_قدسی_مشهدی
کامِ جانم با من و من در پیِ کامم هنوز
کعبه با خود دارم و در قیدِ اِحرامم هنوز

مستیِ حیرت مرا محروم کرد از ذوقِ وصل
یار در آغوش و من مشتاقِ پیغامم هنوز

کی رسد در عشقْ لافِ پختگی کس را، که من
همچو خاکستر ز آتش زادم و خامم هنوز

#محمدجان_قدسی_مشهدی
بس که بر خاکِ درت چشمِ شهیدان شده فرش
زآستانت مژه روید چو درِ خانه‌یِ چشم

#محمدجان_قدسی_مشهدی
بر هر سرِ راهی که تو یک‌بار گذشتی
چون نقشِ قدم تا به ابد چشم به راهم

#محمدجان_قدسی_مشهدی
عشقم چو تن همیشه میانِ دو دست داشت
هرگز به دستِ خویش نبود اختیارِ من

#محمدجان_قدسی_مشهدی
یک‌بار رو به قبله‌یِ حاجت نکرده‌ام
کز ناامیدی‌ام دلِ کافر نسوخته

#قدری_شیرازی
به غیرِ پیرهنِ چاک، وقتِ پرسشِ حال
گواهِ عصمتِ زندانیِ زلیخا نیست

#قدری_شیرازی
چون توانم از تو دل برداشتن ای غم که تو
ترکِ عالم از برایِ خاطرِ ما کرده‌ای

#قدری_شیرازی
شب شد دگر که تنگ غمت را به بر کشم
چون مرغِ پرشکسته سری زیرِ پر کشم

#قدری_شیرازی
چنان به عشقِ تو مشغول و فارغم از غیر
که نیست ره به دلم قاصدِ خیالِ تو را

#قدری_شیرازی
مدّتِ سوزِ محبّت که شناسد چند است؟
آتشی کز ازل افروخت، ابدپیوند است

#محمد_قراری_گیلانی
قربانِ دل شوم که ز رویِ وفا رمید
از قدسیان و با سگِ این آستانه ساخت

#محمد_قراری_گیلانی