عرفات العاشقین
828 subscribers
42 photos
1.99K links
یک قصه بیش نیست غمِ عشق وین عجب
کز هر زبان که می‌شنوم نامکرّر است

منتخباتی از تذکره‌های شعری:
۱. عرفات العاشقین (پایان یافته)
https://t.me/arafaata/2817
۲. مدینة‌الادب و نامه فرهنگیان (در جریان)
Download Telegram
ور ابرْ شبی بگذرد اندر کویت
سیلابْ همه لیلی و مجنون آرد

#شیخ_علی‌نقی_کمره‌ای
می‌برم از ناله هر شب خواب را از چشمِ خلق
تا نبیند هیچ کس در خواب، دیدار تو را

#شیخ_علی‌نقی_کمره‌ای
کی به مرگ از دل رود عشقت، که این آن باده نیست
کز قدح ریزد برون گر بشکنی پیمانه را

#شیخ_علی‌نقی_کمره‌ای
شاخش همه شد سرکشی و برگ همه ناز
سروی که به یادِ تو در آغوش کشیدیم

#شیخ_علی‌نقی_کمره‌ای
ای که نکرده در دلت، سوزِ محبّتی اثر
هر نفَس آتشی مزن، در دلم از نصیحتی

از پیِ دل نرفته‌ای، دل به فسون نداده‌ای
سیلیِ غم نخورده‌ای، می‌شنوی حکایتی

#شیخ_علی‌نقی_کمره‌ای
ترکِ سَر می‌گویم و می‌خواهم از لعل تو بوسی
هر که دست از جان بشوید، هر چه می‌خواهد بگوید

#شیخ_علی‌نقی_کمره‌ای
مهرِ لیلی را ز دل نتوان به آبِ پند شُست
هرزه‌گو بیهوده مجنون را نصیحت می‌کند

#شیخ_علی‌نقی_کمره‌ای
بر هجرْ نهادیم به یادِ لبِ او دل
طفلی به فریبِ شکر از شیر بریدیم

#شیخ_علی‌نقی_کمره‌ای
عشق است و هزار دشنه‌یِ تیز
ماییم و دلی و چشمِ خونریز

#ملا_نکهتی
از ما بشوی دست که ما بی تو شسته‌ایم
هم رو به آبِ دیده و هم دست از آبروی

#نورالله_ساوجی
می‌کند پروانه ترکِ جان و می‌سوزد روان
تا نبیند شمعِ خود را مجلس‌آرایِ کسان

#امیر_نورالله_رازی
منّت خدای را که نهانخانه‌یِ ضمیر
هست از نقوشِ ذات و صفاتش مصوَّرم

#قاضی_نورالله_شوشتری
پیشکش به رفقایِ اصفهانی:

زمین را صد شرف بر آسمان است
که آن جا خُلد و این جا اصفهان است

بهشتی بر فلک هر سو برافراشت
صفاهان را به لطف از خاک برداشت

ز بس یوسف که بینی در چپ و راست
تو گویی اصفهان کاخِ زلیخاست

#میرزا_نورالله_کفرانی
هرجا که شکسته‌ای بوَد دستش گیر
بشنو که همین کاسه صدا خواهد داد

#شاه_نورالدین_جهانگیر
یک چند خوش به دادِ دلم زود می‌رسید
چون حاکمی که تازه رسد در ولایتی

#نورالدین_صفاهانی
رفتم بنالم از ستمش باز تن زدم
خنجر بر او کشیدم و بر خویشتن زدم

#نورالدین_صفاهانی
بیم است سراپای مرا ز آتش دوزخ
جز سینه که او داغ تمنّای تو دارد

#نورالدین_صفاهانی
ای عشق! اگر نسبتِ من با تو درست است
مگذار که عاجز شوم از بوالهوسی چند

#نورالدین_صفاهانی
مگر از گرمیِ آهم، گشودی چاکِ پیراهن؟
که عالم در میان یاسمین و ارغوان گم شد

#نورالدین_صفاهانی
بر خاکِ آستانت، حیرانِ بختِ خویشم
چون آن گدا که بینی بر تختِ پادشاهش

#نورالدین_صفاهانی
ای غم! همه وقت می‌توان کُشت مرا
از راه رسیده‌ای، بیاسای دمی

#نورالدین_صفاهانی