نیکنامی طلبی، نام بِنِه، سَر بگذار
چند روزی ز پیِ خدمتِ بدنامی چند
#تذکره_مدینةالادب
#خلیل_ساوجی | عرفات العاشقین
چند روزی ز پیِ خدمتِ بدنامی چند
#تذکره_مدینةالادب
#خلیل_ساوجی | عرفات العاشقین
توبه کردم که دگر دل به نکویان ندهم
آنچنانش بشکستم که نگفتی بستم!
#تذکره_مدینةالادب
#خلیل_ساوجی | عرفات العاشقین
آنچنانش بشکستم که نگفتی بستم!
#تذکره_مدینةالادب
#خلیل_ساوجی | عرفات العاشقین
🔸 خسروی کرمانشاهانی
در آخر تذکره اقبالنامه.. شرح حال خود را چنین مینگارد:
🔺 منِ بندهیِ گناهکار را نام محمدباقر و تخلص خسروی است.
🔺 تولدم در ۲۴ ربیعالثانی ۱۲۶۶ در کرمانشاهان...
🔺 ۳۰ سال... را در ظلّ تربیت و کنف عنایت پدرم غفرانمآب شاهزاده محمدرحیممیرزا بنمحمدعلیمیرزای دولتشاه بنخاقان فتحعلیشاه... زندگی و کامرانی کردم... سالیچند در زیر سایهیِ آن مرحوم به تحصیل علوم عربیه و ادبیه... و بعضی از ریاضیات و حکم و اصولین و غیره.. بهسر بردم.
🔺 پس از رحلت پدر نامورم... به دارالخلافه طهران رفتم... پس از سالی به وطن بازآمدم.
🔺 اثری که از این عبد قلیلالمآثر بمانده کتاب دیبای خسروی است که ترجمتِ احوالِ ۲۲۰ تن از شعرای نامدار عرب... دیگر رساله در شرح زِحافات و علل عَروضیه که مبتدیان را بسی مفید است. دیگر ترجمه داستان عذراء قریش است.
#تذکره_مدینةالادب #عبرت_نائینی
#خسروی_کرمانشاهانی | عرفات العاشقین
در آخر تذکره اقبالنامه.. شرح حال خود را چنین مینگارد:
🔺 منِ بندهیِ گناهکار را نام محمدباقر و تخلص خسروی است.
🔺 تولدم در ۲۴ ربیعالثانی ۱۲۶۶ در کرمانشاهان...
🔺 ۳۰ سال... را در ظلّ تربیت و کنف عنایت پدرم غفرانمآب شاهزاده محمدرحیممیرزا بنمحمدعلیمیرزای دولتشاه بنخاقان فتحعلیشاه... زندگی و کامرانی کردم... سالیچند در زیر سایهیِ آن مرحوم به تحصیل علوم عربیه و ادبیه... و بعضی از ریاضیات و حکم و اصولین و غیره.. بهسر بردم.
🔺 پس از رحلت پدر نامورم... به دارالخلافه طهران رفتم... پس از سالی به وطن بازآمدم.
🔺 اثری که از این عبد قلیلالمآثر بمانده کتاب دیبای خسروی است که ترجمتِ احوالِ ۲۲۰ تن از شعرای نامدار عرب... دیگر رساله در شرح زِحافات و علل عَروضیه که مبتدیان را بسی مفید است. دیگر ترجمه داستان عذراء قریش است.
#تذکره_مدینةالادب #عبرت_نائینی
#خسروی_کرمانشاهانی | عرفات العاشقین
یا به رخ باز مکن راهِ تماشایی را
یا ز کس باز مجو صبر و شکیبایی را
#تذکره_مدینةالادب
#خسروی_کرمانشاهانی | عرفات العاشقین
یا ز کس باز مجو صبر و شکیبایی را
#تذکره_مدینةالادب
#خسروی_کرمانشاهانی | عرفات العاشقین
چه اثرهاست در آن چهره که بر اهلِ نظر
میکند آفتِ دل، نعمتِ بینایی را
#تذکره_مدینةالادب
#خسروی_کرمانشاهانی | عرفات العاشقین
میکند آفتِ دل، نعمتِ بینایی را
#تذکره_مدینةالادب
#خسروی_کرمانشاهانی | عرفات العاشقین
چونکه غافل ننهد یک نفَسَم از غمِ تو
به دو عالَم ندهم گوشهیِ تنهایی را
#تذکره_مدینةالادب
#خسروی_کرمانشاهانی | عرفات العاشقین
به دو عالَم ندهم گوشهیِ تنهایی را
#تذکره_مدینةالادب
#خسروی_کرمانشاهانی | عرفات العاشقین
طاووس و مار و گندم و شیطان و باغِ خُلد
هر پنج گشته جمع، در آن چهرِ دلفریب
#تذکره_مدینةالادب
#خسروی_کرمانشاهانی | عرفات العاشقین
هر پنج گشته جمع، در آن چهرِ دلفریب
#تذکره_مدینةالادب
#خسروی_کرمانشاهانی | عرفات العاشقین
این زاهدانِ شهر ز نوعِ بهائماند
وین قولْ را ز بنده دلیلیست بس عجیب:
کآن میرود رکوع ز بهرِ گیاه و آب
وین میکند سجود به عشقِ انار و سیب
#تذکره_مدینةالادب
#خسروی_کرمانشاهانی | عرفات العاشقین
وین قولْ را ز بنده دلیلیست بس عجیب:
کآن میرود رکوع ز بهرِ گیاه و آب
وین میکند سجود به عشقِ انار و سیب
#تذکره_مدینةالادب
#خسروی_کرمانشاهانی | عرفات العاشقین
آتش در آبگیر فتاده ز عکسِ گل
چون در قدح ز پرتوِ رخسارهیِ حبیب
#تذکره_مدینةالادب
#خسروی_کرمانشاهانی | عرفات العاشقین
چون در قدح ز پرتوِ رخسارهیِ حبیب
#تذکره_مدینةالادب
#خسروی_کرمانشاهانی | عرفات العاشقین
هر آنچه در کَنَفِ ناخدایِ «إلّا» نیست
اگرچه کشتیِ نوح است، غرقِ قُلزُمِ «لا»ست
#تذکره_مدینةالادب
#خسروی_کرمانشاهانی | عرفات العاشقین
اگرچه کشتیِ نوح است، غرقِ قُلزُمِ «لا»ست
#تذکره_مدینةالادب
#خسروی_کرمانشاهانی | عرفات العاشقین
سیاهکارتر از من در این زمانه مجوی
که دل به زلفِ تو بربست و هیچ باز نکرد
#تذکره_مدینةالادب
#خسروی_کرمانشاهانی | عرفات العاشقین
که دل به زلفِ تو بربست و هیچ باز نکرد
#تذکره_مدینةالادب
#خسروی_کرمانشاهانی | عرفات العاشقین
هر که ره در دلِ صاحبنظری پیدا کرد
در دلِ خویش ز اسرار دری پیدا کرد
#تذکره_مدینةالادب
#خسروی_کرمانشاهانی | عرفات العاشقین
در دلِ خویش ز اسرار دری پیدا کرد
#تذکره_مدینةالادب
#خسروی_کرمانشاهانی | عرفات العاشقین
کمانِ ابرویِ جانان از آن عزیزتر است
که چشم از آن بتوان دوختن به سوزنِ تیر
#تذکره_مدینةالادب
#خسروی_کرمانشاهانی | عرفات العاشقین
که چشم از آن بتوان دوختن به سوزنِ تیر
#تذکره_مدینةالادب
#خسروی_کرمانشاهانی | عرفات العاشقین
گرَت به خانهیِ دشمن دهند آبِ حیات
مخواه زندگی و در وثاقِ دوست بمیر
#تذکره_مدینةالادب
#خسروی_کرمانشاهانی | عرفات العاشقین
مخواه زندگی و در وثاقِ دوست بمیر
#تذکره_مدینةالادب
#خسروی_کرمانشاهانی | عرفات العاشقین
🔸 دهقان سامانی
🔺 قریهیِ سامان در ابتدایِ خاکِ چهارمحالِ بختیاری و انتهایِ املاکِ لِنجانِ اصفهان واقع است.
🔺 دهقان، اسمش ابوالفتح؛ پدرش زارعی بوده باباخان نام.
🔺 ولادتِ دهقان در سال ۱۲۴۹ اتفاق افتاده... عموی او... املاکِ موروثیِ او را متصّرف شد... دهقان مأیوسانه به اصفهان آمد. آن هنگامِ آغازِ شاعریِ او بود... قصیدهای در مدحِ ظلّالسلطان...حاکم اصفهان...ساخته...به حکم او املاکِ خود را مالک شد.
وحید دستگردی اصفهانی...مینویسد:
🔺دهقان جز شعر خواندن و گفتن، کاری نداشت. مردی بود مجرّد و از اهل و عیال دور... معشوقِ وی جز شعر و سخن نبود... از شدّتِ اشتغال و کثرتِ توغّل در دریایِ بیکرانِ شعر از همه چیزِ دیگر بیخبر بود.
🔺 قیافه و شمایلِ دهقان چندان شبیه به مردم دانشمند نبود و از این سبب، مکرّر آخوند ملامحمد کاشی در محضرِ درس به وی میفرمود: «اگر تو دعویِ پیغمبری بنمایی من زود اقرار میکنم؛ زیرا اشعار تو را جز وحیِ جبرئیل نمیتوانم به چیزِ دیگر محمول داشت و محال میدانم که از طبع و سرشتِ چون تویی، چنین اشعارِ زیبایی تراوش کند.»
#تذکره_مدینةالادب #عبرت_نائینی
#دهقان_سامانی | عرفات العاشقین
🔺 قریهیِ سامان در ابتدایِ خاکِ چهارمحالِ بختیاری و انتهایِ املاکِ لِنجانِ اصفهان واقع است.
🔺 دهقان، اسمش ابوالفتح؛ پدرش زارعی بوده باباخان نام.
🔺 ولادتِ دهقان در سال ۱۲۴۹ اتفاق افتاده... عموی او... املاکِ موروثیِ او را متصّرف شد... دهقان مأیوسانه به اصفهان آمد. آن هنگامِ آغازِ شاعریِ او بود... قصیدهای در مدحِ ظلّالسلطان...حاکم اصفهان...ساخته...به حکم او املاکِ خود را مالک شد.
وحید دستگردی اصفهانی...مینویسد:
🔺دهقان جز شعر خواندن و گفتن، کاری نداشت. مردی بود مجرّد و از اهل و عیال دور... معشوقِ وی جز شعر و سخن نبود... از شدّتِ اشتغال و کثرتِ توغّل در دریایِ بیکرانِ شعر از همه چیزِ دیگر بیخبر بود.
🔺 قیافه و شمایلِ دهقان چندان شبیه به مردم دانشمند نبود و از این سبب، مکرّر آخوند ملامحمد کاشی در محضرِ درس به وی میفرمود: «اگر تو دعویِ پیغمبری بنمایی من زود اقرار میکنم؛ زیرا اشعار تو را جز وحیِ جبرئیل نمیتوانم به چیزِ دیگر محمول داشت و محال میدانم که از طبع و سرشتِ چون تویی، چنین اشعارِ زیبایی تراوش کند.»
#تذکره_مدینةالادب #عبرت_نائینی
#دهقان_سامانی | عرفات العاشقین
بر چهره پرده کرده دو زلفِ سیاه را
مشکل به زیرِ ابر توان دید ماه را
#تذکره_مدینةالادب
#دهقان_سامانی | عرفات العاشقین
مشکل به زیرِ ابر توان دید ماه را
#تذکره_مدینةالادب
#دهقان_سامانی | عرفات العاشقین
اندیشه از گناه مکن، میْ بخور که نیست
وزنی به پیشِ رحمتِ یزدان، گناه را
#تذکره_مدینةالادب
#دهقان_سامانی | عرفات العاشقین
وزنی به پیشِ رحمتِ یزدان، گناه را
#تذکره_مدینةالادب
#دهقان_سامانی | عرفات العاشقین