بزرگانی که دستشان به نوبل ادبیات نرسید
شاید یکی از جالبترین نکتهها درباره برگزیدگان آکادمی نوبل ادبیات، اعطا نشدن آن به نویسندگان صاحبنام و تأثیرگذاری است که هریک نقطه عطفی در تاریخ ادبیات جهان بهشمار میآیند. برخی از این نامهای بزرگ که شاید در ذهن هر خوانندهای سؤال ایجاد کنند، «لئو تولستوی»، «ولادیمیر ناباکوف»، «آنتوان چخوف»، «مارسل پروست»، «ازرا پاوند»، «توماس هاردی»، «هنریک ایبسن»، «مارک تواین»، «جیمز جویس»، «خورخه لوئیز بورخس»، «امیل زولا» و «کارلوس فوئنتس» هستند.
@aradmanpub
شاید یکی از جالبترین نکتهها درباره برگزیدگان آکادمی نوبل ادبیات، اعطا نشدن آن به نویسندگان صاحبنام و تأثیرگذاری است که هریک نقطه عطفی در تاریخ ادبیات جهان بهشمار میآیند. برخی از این نامهای بزرگ که شاید در ذهن هر خوانندهای سؤال ایجاد کنند، «لئو تولستوی»، «ولادیمیر ناباکوف»، «آنتوان چخوف»، «مارسل پروست»، «ازرا پاوند»، «توماس هاردی»، «هنریک ایبسن»، «مارک تواین»، «جیمز جویس»، «خورخه لوئیز بورخس»، «امیل زولا» و «کارلوس فوئنتس» هستند.
@aradmanpub
نویسنده برنده نوبل درگذشت
داریو فو، نویسنده مشهور ایتالیایی و برنده نوبل ادبیات در سن ۹۰ سالگی درگذشت.
این بازیگر، نمایشنامهنویس، طراح صحنه، کارگردان و نویسنده سرشناس ایتالیایی در سن ۹۰ سالگی بر اثر اختلالات ریوی فوت کرد. او که مدتها از بیماری ریوی رنج میبرد، طی ۱۲ روز گذشته در بیمارستان بستری بود.
«ماتئو رنتسی» نخستوزیر ایتالیا صبح امروز در پیامی درگذشت نویسنده نمایشنامه معروف «مرگ ناگهانی یک آنارشیست» را تسلیت گفت. در این پیام آمده است: با مرگ «داریو فو» ایتالیا یکی از بزرگترین قهرمانان عرصه تئاتر، فرهنگ و زندگی اجتماعی خود را از دست داد. طنز تلخ او، تحقیقات و کارهای او در طراحی صحنه و فعالیتهای هنری متنوعاش، میراث یکی از بزرگترین ایتالیاییهای جهان است.
چهره های برجستهای از دنیای سیاست، ادبیات و رسانه تاسف خود را از درگذشت «فو» ابراز کردهاند.
«داریو فو در سال ۱۹۹۷ میلادی موفق به دریافت جایزه نوبل ادبیات شد. از آثار مشهور این نویسنده بنام، به «اسرار کمدی»، «مرگ تصادفی یک آنارشیست»، «حساب پرداخت نمیشه!» و «نگهبان تقاطع جاده و راهآهن» میتوان اشاره کرد. این آثار به فارسی نیز ترجمه شدهاند.
منبع: ایسنا به نقل از گاردین
@aradmanpub
داریو فو، نویسنده مشهور ایتالیایی و برنده نوبل ادبیات در سن ۹۰ سالگی درگذشت.
این بازیگر، نمایشنامهنویس، طراح صحنه، کارگردان و نویسنده سرشناس ایتالیایی در سن ۹۰ سالگی بر اثر اختلالات ریوی فوت کرد. او که مدتها از بیماری ریوی رنج میبرد، طی ۱۲ روز گذشته در بیمارستان بستری بود.
«ماتئو رنتسی» نخستوزیر ایتالیا صبح امروز در پیامی درگذشت نویسنده نمایشنامه معروف «مرگ ناگهانی یک آنارشیست» را تسلیت گفت. در این پیام آمده است: با مرگ «داریو فو» ایتالیا یکی از بزرگترین قهرمانان عرصه تئاتر، فرهنگ و زندگی اجتماعی خود را از دست داد. طنز تلخ او، تحقیقات و کارهای او در طراحی صحنه و فعالیتهای هنری متنوعاش، میراث یکی از بزرگترین ایتالیاییهای جهان است.
چهره های برجستهای از دنیای سیاست، ادبیات و رسانه تاسف خود را از درگذشت «فو» ابراز کردهاند.
«داریو فو در سال ۱۹۹۷ میلادی موفق به دریافت جایزه نوبل ادبیات شد. از آثار مشهور این نویسنده بنام، به «اسرار کمدی»، «مرگ تصادفی یک آنارشیست»، «حساب پرداخت نمیشه!» و «نگهبان تقاطع جاده و راهآهن» میتوان اشاره کرد. این آثار به فارسی نیز ترجمه شدهاند.
منبع: ایسنا به نقل از گاردین
@aradmanpub
اقدام عجیب آکادمی نوبل
باب دیلن برنده نوبل ادبیات شد!
آکادمی نوبل جایزه نوبل ادبیات سال ۲۰۱۶ را به باب دیلن، خواننده، آهنگساز و ترانهسرای مشهور آمریکایی اعطا کرد.
دیلن 75 ساله برای بیان شاعرانه شایسته این عنوان شناخته شده است.
این در حالی است که بسیاری انتظار داشتند نویسندگانی چون موراکامی برنده این جایزه شوند.
البته آکادمی نوبل در کارنامه خود انتخاب وینستون چرچیل، نخستوزیر انگلستان را هم بهعنوان برگزیده نوبل ادبیات دارد.
@aradmanpub
باب دیلن برنده نوبل ادبیات شد!
آکادمی نوبل جایزه نوبل ادبیات سال ۲۰۱۶ را به باب دیلن، خواننده، آهنگساز و ترانهسرای مشهور آمریکایی اعطا کرد.
دیلن 75 ساله برای بیان شاعرانه شایسته این عنوان شناخته شده است.
این در حالی است که بسیاری انتظار داشتند نویسندگانی چون موراکامی برنده این جایزه شوند.
البته آکادمی نوبل در کارنامه خود انتخاب وینستون چرچیل، نخستوزیر انگلستان را هم بهعنوان برگزیده نوبل ادبیات دارد.
@aradmanpub
تشنگی زایندهرود موضوع جدیدی نیست؛ حسرت گذشتههای کودکی همیشگی است...
«بعد از چندین سال، من، وارد اصفهان شدم. اما چه فایده که همه کسان من نبودند و از خیال آنها، تنگدل شده بودم. با نهایت دلبستگی، از روی پل {خواجو} گذشتیم. رودخانه {زایندهرود} هم، قدری آب داشت. هیچ، مثل آن ایام نبود که در بچگی دیده بودم».
از سفرنامهی سکینه سلطان (وقارالدوله)، همسر صدراعظم شاه قاجار که سال 1284 (111 سال پیش) نوشته شده است).)
@aradmanpub
«بعد از چندین سال، من، وارد اصفهان شدم. اما چه فایده که همه کسان من نبودند و از خیال آنها، تنگدل شده بودم. با نهایت دلبستگی، از روی پل {خواجو} گذشتیم. رودخانه {زایندهرود} هم، قدری آب داشت. هیچ، مثل آن ایام نبود که در بچگی دیده بودم».
از سفرنامهی سکینه سلطان (وقارالدوله)، همسر صدراعظم شاه قاجار که سال 1284 (111 سال پیش) نوشته شده است).)
@aradmanpub
راهنمای کتاب/ «ملاقات با شانا»؛ نیما قلی زادگان؛ آرادمان
تصویر انسان آینده در یک رمان
«ملاقات با شانا»
نویسنده: نیما قلیزادگان
انتشارت: آرادمان، چاپ اول 1394
تعداد صفحه: 123 ، 8000 تومان
***
وقتی نویسندهها فیلمساز میشوند، در آثار تصویریشان، هم به جزئیات صحنه و اجزای دیگری در گفتار و رفتار شخصیتها توجه میکنند، هم دیالوگها را اصولیتر مینویسند. منطق فیلمنامه هم که جای خود دارد؛ برمبنای منطق داستاننویسی تنظیمش میکنند. وقتی هم که فیلمسازی نویسنده میشود، یکی از اتفاقهای مبارک در آثارش این است که به تصویرسازی و خیالپردازی، برمبنای اصل استوار مدیوم سینما، توجه ویژه وجود دارد.
نیما قلیزادگان از نسل سینماگران جدید امروز و نیز سینمادوستانی است که در نویسندگی و مشخصا داستاننویسی هم طبعآزمایی کرده است. رمان «ملاقات با شانا» تازه ترین تجربهی منتشرشده او در این عرصه، محسوب میشود.
قلیزادگان فیلمسازی است که مستندهایی در تحلیل یک عمر فیلمسازی برخی از چهره های سینمایی در کارنامه خود دارد و از طرفی چند کار پژوهشی نیز در حوزههای مورد علاقهاش تدوین کرده که نشانگر روح جستوجوگر و کنکاشگر اوست. همین روحیه شاید موجب شده وقتی که در یک اثر داستانی دست به قلم گرفته، برمبنای آیندهنگری یا اصل حکمی، عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی، اثری در حال و هوای پساآخرالزمانی نگاشته شود.
شاید مانند آنچه که وقتی ژول ورن تصویر میکرد، عجیب مینمود اما چند دهه بعد همان عجایب به واقعیتهای معمول و مرسوم تبدیل شدند، شهر و جامعهی آیندهای که قلیزادگان چیده و تصویر کرده، شاید الان عجیب و علمی- تخیلی محسوب شود اما شاید همین ماجرا چند دهه بعد نع علمی تخیلی و نه حتی محتمل که به امری بدیهی در زندگی بدل شود.
او در رمانی 123 صفحهای، آیندهای را تصویر کرده که انسان را شبیهسازی میکنند؛ آنهم نوعی شبیهسازی که اصلا قابل تمیز و تشخیص نیست. انسان شبیهسازیشده به درون جامعه فرستاده میشود و یک زندگی عادی را در پیش میگیرد اما در کمال تعجب، این نمونهی ساختگی از انسان هم درگیر همان عواطف انسانی معمول میشود، عاشق میشود، کنجکاوی میکند و درنهایت هم بر آنها که او را پدید آورده و حیات بخشیدهاند، عصیان میکند و عملا باعث میشود که پروژه با شکست در عمل به نفس و نیت طراحان و مجریانش مواجه شود.
با این فرض که تمام داستانها با کاراکترهایی که خلق میکنند، بهدنبال پاسخ دادن به سوالی هستند، قلیزادگان در رمان «ملاقات با شانا» در پی این بوده که با توجه به توسعهی ساخت اعضای بدن مصنوعی انسان، اگر علم تا جایی پیشرفت کند که قلب و مغز هم بتواند بسازد، سرنوشت انسان به چه سمتی سوق پیدا میکند؟ در این صورت، احساسات او چقدر طبیعی است و اصلا چه شکلی میشود؟ اگر این اتفاق برای مغز و قلب انسان بیفتد، چه پیش میآید؟ مثلا اگر کلیت یک انسان بهصورت مصنوعی تولید شود، چه اتفاقی برای انسان رخ میدهد؟ این قطعا ایدهی اثر بوده و نویسنده بعد از طرح ایده، بهدنبال قصهپردازی رفته است.
زبان، لحن و روایت در داستانی از جنس ملاقات با شانا نیز قطعا عاملی تاثیرگذار بوده است. معمولا ادبیات این نوع داستانها به خاطر فضا، شخصیت و پیچیدگیهایی که دارد، و همچنین نوع تصویرهایی که برای مخاطب غریب و ناآشنا هستند، باید ساده باشد؛ چون به دنیا و زمانی مربوط است که هنوز نرسیده است. بنابراین، گفتن از دنیایی چنین ناملموس، نباید پیچیده باشد. در غیر اینصورت، احتمال دارد بخشی از حرف و متن اصلی از دست برود. بنابراین نویسنده تا جایی که امکان داشته، سعی کرده در این رمان از جملهها و گفتوگوهای ساده استفاده کند.
اما مخاطب این رمان چه کسانی هستند؟ شاید حتا دربارهی گروه سنی مخاطب رمان «ملاقات با شانا» هم نتوان با قطعیت حکم داد. مخاطب رمان «ملاقات با شانا» خیلی از افراد میتوانند باشند اما کسانی که به دنبال ادبیات داستانی متنوعتری هستند و در حوزه ادبیات داستانی تنوع را دنبال میکنند، با این رمان بیشتر میتوانند ارتباط بگیرند و برایشان جذابتر است. رمان بهطور کلی برای سن خاصی طراحی نشده است، اما به خاطر اینکه شخصیت اصلی داستان خانم است، برای خانمها باید جذابتر باشد. همچنین با توجه به حال و هوا و حجم آن، برای آنها که در پایان دورهی نوجوانی و نیز در محدودهی جوانی عمر خود هستند شاید گیراتر و دلچسبتر باشد.
خود قلیزادگان دربارهی سبک داستان «ملاقات با شانا» گفته است، نمیشود گفت که سبک این کتاب علمی تخیلی است اما مطمئنا یکی از زیرشاخههای آن است. همچنین نمیتوان گفت رئالیزم جادویی است، چون رئالیزم جادویی تغزلی است. شاید سبک این کتاب در ژانری ترکیبی از علمی- تخیلی و رئالیزم جادویی قرار بگیرد. شاید هم سبکی ابداعی، یا شاید روایتی کمی پیشروتر از آنچه میبینیم، دربارهی زندگی و
تصویر انسان آینده در یک رمان
«ملاقات با شانا»
نویسنده: نیما قلیزادگان
انتشارت: آرادمان، چاپ اول 1394
تعداد صفحه: 123 ، 8000 تومان
***
وقتی نویسندهها فیلمساز میشوند، در آثار تصویریشان، هم به جزئیات صحنه و اجزای دیگری در گفتار و رفتار شخصیتها توجه میکنند، هم دیالوگها را اصولیتر مینویسند. منطق فیلمنامه هم که جای خود دارد؛ برمبنای منطق داستاننویسی تنظیمش میکنند. وقتی هم که فیلمسازی نویسنده میشود، یکی از اتفاقهای مبارک در آثارش این است که به تصویرسازی و خیالپردازی، برمبنای اصل استوار مدیوم سینما، توجه ویژه وجود دارد.
نیما قلیزادگان از نسل سینماگران جدید امروز و نیز سینمادوستانی است که در نویسندگی و مشخصا داستاننویسی هم طبعآزمایی کرده است. رمان «ملاقات با شانا» تازه ترین تجربهی منتشرشده او در این عرصه، محسوب میشود.
قلیزادگان فیلمسازی است که مستندهایی در تحلیل یک عمر فیلمسازی برخی از چهره های سینمایی در کارنامه خود دارد و از طرفی چند کار پژوهشی نیز در حوزههای مورد علاقهاش تدوین کرده که نشانگر روح جستوجوگر و کنکاشگر اوست. همین روحیه شاید موجب شده وقتی که در یک اثر داستانی دست به قلم گرفته، برمبنای آیندهنگری یا اصل حکمی، عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی، اثری در حال و هوای پساآخرالزمانی نگاشته شود.
شاید مانند آنچه که وقتی ژول ورن تصویر میکرد، عجیب مینمود اما چند دهه بعد همان عجایب به واقعیتهای معمول و مرسوم تبدیل شدند، شهر و جامعهی آیندهای که قلیزادگان چیده و تصویر کرده، شاید الان عجیب و علمی- تخیلی محسوب شود اما شاید همین ماجرا چند دهه بعد نع علمی تخیلی و نه حتی محتمل که به امری بدیهی در زندگی بدل شود.
او در رمانی 123 صفحهای، آیندهای را تصویر کرده که انسان را شبیهسازی میکنند؛ آنهم نوعی شبیهسازی که اصلا قابل تمیز و تشخیص نیست. انسان شبیهسازیشده به درون جامعه فرستاده میشود و یک زندگی عادی را در پیش میگیرد اما در کمال تعجب، این نمونهی ساختگی از انسان هم درگیر همان عواطف انسانی معمول میشود، عاشق میشود، کنجکاوی میکند و درنهایت هم بر آنها که او را پدید آورده و حیات بخشیدهاند، عصیان میکند و عملا باعث میشود که پروژه با شکست در عمل به نفس و نیت طراحان و مجریانش مواجه شود.
با این فرض که تمام داستانها با کاراکترهایی که خلق میکنند، بهدنبال پاسخ دادن به سوالی هستند، قلیزادگان در رمان «ملاقات با شانا» در پی این بوده که با توجه به توسعهی ساخت اعضای بدن مصنوعی انسان، اگر علم تا جایی پیشرفت کند که قلب و مغز هم بتواند بسازد، سرنوشت انسان به چه سمتی سوق پیدا میکند؟ در این صورت، احساسات او چقدر طبیعی است و اصلا چه شکلی میشود؟ اگر این اتفاق برای مغز و قلب انسان بیفتد، چه پیش میآید؟ مثلا اگر کلیت یک انسان بهصورت مصنوعی تولید شود، چه اتفاقی برای انسان رخ میدهد؟ این قطعا ایدهی اثر بوده و نویسنده بعد از طرح ایده، بهدنبال قصهپردازی رفته است.
زبان، لحن و روایت در داستانی از جنس ملاقات با شانا نیز قطعا عاملی تاثیرگذار بوده است. معمولا ادبیات این نوع داستانها به خاطر فضا، شخصیت و پیچیدگیهایی که دارد، و همچنین نوع تصویرهایی که برای مخاطب غریب و ناآشنا هستند، باید ساده باشد؛ چون به دنیا و زمانی مربوط است که هنوز نرسیده است. بنابراین، گفتن از دنیایی چنین ناملموس، نباید پیچیده باشد. در غیر اینصورت، احتمال دارد بخشی از حرف و متن اصلی از دست برود. بنابراین نویسنده تا جایی که امکان داشته، سعی کرده در این رمان از جملهها و گفتوگوهای ساده استفاده کند.
اما مخاطب این رمان چه کسانی هستند؟ شاید حتا دربارهی گروه سنی مخاطب رمان «ملاقات با شانا» هم نتوان با قطعیت حکم داد. مخاطب رمان «ملاقات با شانا» خیلی از افراد میتوانند باشند اما کسانی که به دنبال ادبیات داستانی متنوعتری هستند و در حوزه ادبیات داستانی تنوع را دنبال میکنند، با این رمان بیشتر میتوانند ارتباط بگیرند و برایشان جذابتر است. رمان بهطور کلی برای سن خاصی طراحی نشده است، اما به خاطر اینکه شخصیت اصلی داستان خانم است، برای خانمها باید جذابتر باشد. همچنین با توجه به حال و هوا و حجم آن، برای آنها که در پایان دورهی نوجوانی و نیز در محدودهی جوانی عمر خود هستند شاید گیراتر و دلچسبتر باشد.
خود قلیزادگان دربارهی سبک داستان «ملاقات با شانا» گفته است، نمیشود گفت که سبک این کتاب علمی تخیلی است اما مطمئنا یکی از زیرشاخههای آن است. همچنین نمیتوان گفت رئالیزم جادویی است، چون رئالیزم جادویی تغزلی است. شاید سبک این کتاب در ژانری ترکیبی از علمی- تخیلی و رئالیزم جادویی قرار بگیرد. شاید هم سبکی ابداعی، یا شاید روایتی کمی پیشروتر از آنچه میبینیم، دربارهی زندگی و
دو رمان مهشید شریف در نقد و بررسی کتاب تهران؛
رمان روانشناسی-عشقی "حلقه های درهم"
رمان روانشناسی-خانوادگی "اسم من نیلی"
@aradmanpub
رمان روانشناسی-عشقی "حلقه های درهم"
رمان روانشناسی-خانوادگی "اسم من نیلی"
@aradmanpub
فرانکفورت، المپیک صنعت نشر کتاب
نمایشگاه بینالمللی کتاب فرانکفورت، معروفترین و بزرگترین نمایشگاه کتاب در جهان است. این نمایشگاه را درواقع ویترین بهروزترین دستاوردهای حوزهی چاپ و نشر میدانند که هر ساله در ماه اکتبر در شهر فرانکفورت، در جنوب کشور آلمان، در قلب اروپا برگزار میشود.
به گزارش ایسنا، این نمایشگاه پنجروزه، ضوابط و شرایط خاصی دارد. سه روز نخست آن به دستاندرکاران صنعت نشر و نمایندگان رسانههای گروهی اختصاص دارد و دو روز پایانی آن مختص بازدید عموم است. ضمن آنکه نمایشگاه، صرفا نمایشگاه کتاب است و در آن تکفروشی کتاب صورت نمیگیرد. با این حال، نمایشگاه کتاب فرانکفورت، بزرگترین بازار انعقاد قراردادهای نشر میان بنگاههای نشر با یکدیگر و نیز مؤلفان آثار است.
درواقع نمایندگان شرکتها و مؤسسههای چاپ و نشر کتاب و شرکتهای چندرسانهای از سراسر جهان برای مذاکره دربارهی حقوق چاپ و نشر بینالمللی به نمایشگاه کتاب فرانکفورت سفر میکنند. این نمایشگاه توسط یک شرکت متشکل از ناشران و کتابفروشان انجمن آلمانی سازمان یافته و پس از خاموش شدن شعلههای جنگ جهانی دوم و زمانی که کشور آلمان به ویرانهای تبدیل شده بود و میخواست برخیزد، از سال 1949 تاکنون در حال برگزاری است. در این نمایشگاه هرساله بیش از هفتهزار غرفهدار از بیش از صد کشور جهان حضور مییابند.
میگویند که پییشینهی نمایشگاه کتاب فرانکفورت به زمان گوتنبرگ برمیگردد که پس از اختراع تاریخسازش، دستگاه چاپ، یک نمایشگاه کتاب توسط کتابفروشان محلی برپا شد. پس از جنگ جهانی هم در آلمان جنگزدهی آن زمان، نخستین دورهی نمایشگاه دور جدید، در کلیسای سنت پل برگزار شد.
این نمایشگاه محبوب ناشران، کتابفروشان، کتابداران، دانشگاهیان، تصویرگران، ارایهدهندگان خدمات چاپ، تهیهکنندگان فیلم، مترجمان، مهندسان نرمافزار و تامینکننده چندرسانهای است. در این نمایشگاه حدود نیم میلیون کتاب عرضه میشود و حدود هشت هزار خبرنگار از سراسر جهان آن را پوشش میدهند.
فرانکفورت را گرمترین شهر آلمان میدانند. با این حال، نمایشگاه کتاب آن در آغاز پاییز، در روزهای کمی سرد و بارانی برگزار میشود. دیگر نمایشگاه معروف این شهر، نمایشگاه خودرو آن است. در ایام برگزاری این دو نمایشگاه، مسافرت بسیاری به این شهر انجام میشود. فرودگاه آن بسیار پر رفت و آمد است و از این نظر مشکلی وجود ندارد اما هتلهای فرانکفورت که تعدادشان به اندازهی شهرهای مشهور گردشگرپذیر اروپا نیست، افزایش قیمت فوقالعادهای را تجربه میکنند.
در طول برگزاری نمایشگاه کتاب فرانکفورت جایزه صلح کتابفروشان آلمان طی یک مراسم خاص در کلیسای پائول داده میشود. این جایزه از سال 1950 هرساله اعطا شده است.
جمهوری اسلامی ایران در نمایشگاه سال 2016 فرانکفورت که از 28 مهرماه برگزار میشود، در سالن بزرگسال غرفهای در حدود 200 متر و در سالن کودک غرفهای حدود 40 متر دارد.
طبق اعلام، حدود ۱600 عنوان کتاب منتخب تشکلهای نشر ایران در نمایشگاه فرانکفورت به نمایش درخواهد آمد. همچنین حدود ۱۰ نویسنده در این نمایشگاه حضور خواهند یافت که تعدادی از آنها با حمایت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی عازم میشوند. حضور حدود 200 نفر از فعالان نشر ایران نیز در این دوره از نمایشگاه کتاب فرانکفورت قطعی است.
ایسنا -علیرضا بهرامی
@aradmanpub
نمایشگاه بینالمللی کتاب فرانکفورت، معروفترین و بزرگترین نمایشگاه کتاب در جهان است. این نمایشگاه را درواقع ویترین بهروزترین دستاوردهای حوزهی چاپ و نشر میدانند که هر ساله در ماه اکتبر در شهر فرانکفورت، در جنوب کشور آلمان، در قلب اروپا برگزار میشود.
به گزارش ایسنا، این نمایشگاه پنجروزه، ضوابط و شرایط خاصی دارد. سه روز نخست آن به دستاندرکاران صنعت نشر و نمایندگان رسانههای گروهی اختصاص دارد و دو روز پایانی آن مختص بازدید عموم است. ضمن آنکه نمایشگاه، صرفا نمایشگاه کتاب است و در آن تکفروشی کتاب صورت نمیگیرد. با این حال، نمایشگاه کتاب فرانکفورت، بزرگترین بازار انعقاد قراردادهای نشر میان بنگاههای نشر با یکدیگر و نیز مؤلفان آثار است.
درواقع نمایندگان شرکتها و مؤسسههای چاپ و نشر کتاب و شرکتهای چندرسانهای از سراسر جهان برای مذاکره دربارهی حقوق چاپ و نشر بینالمللی به نمایشگاه کتاب فرانکفورت سفر میکنند. این نمایشگاه توسط یک شرکت متشکل از ناشران و کتابفروشان انجمن آلمانی سازمان یافته و پس از خاموش شدن شعلههای جنگ جهانی دوم و زمانی که کشور آلمان به ویرانهای تبدیل شده بود و میخواست برخیزد، از سال 1949 تاکنون در حال برگزاری است. در این نمایشگاه هرساله بیش از هفتهزار غرفهدار از بیش از صد کشور جهان حضور مییابند.
میگویند که پییشینهی نمایشگاه کتاب فرانکفورت به زمان گوتنبرگ برمیگردد که پس از اختراع تاریخسازش، دستگاه چاپ، یک نمایشگاه کتاب توسط کتابفروشان محلی برپا شد. پس از جنگ جهانی هم در آلمان جنگزدهی آن زمان، نخستین دورهی نمایشگاه دور جدید، در کلیسای سنت پل برگزار شد.
این نمایشگاه محبوب ناشران، کتابفروشان، کتابداران، دانشگاهیان، تصویرگران، ارایهدهندگان خدمات چاپ، تهیهکنندگان فیلم، مترجمان، مهندسان نرمافزار و تامینکننده چندرسانهای است. در این نمایشگاه حدود نیم میلیون کتاب عرضه میشود و حدود هشت هزار خبرنگار از سراسر جهان آن را پوشش میدهند.
فرانکفورت را گرمترین شهر آلمان میدانند. با این حال، نمایشگاه کتاب آن در آغاز پاییز، در روزهای کمی سرد و بارانی برگزار میشود. دیگر نمایشگاه معروف این شهر، نمایشگاه خودرو آن است. در ایام برگزاری این دو نمایشگاه، مسافرت بسیاری به این شهر انجام میشود. فرودگاه آن بسیار پر رفت و آمد است و از این نظر مشکلی وجود ندارد اما هتلهای فرانکفورت که تعدادشان به اندازهی شهرهای مشهور گردشگرپذیر اروپا نیست، افزایش قیمت فوقالعادهای را تجربه میکنند.
در طول برگزاری نمایشگاه کتاب فرانکفورت جایزه صلح کتابفروشان آلمان طی یک مراسم خاص در کلیسای پائول داده میشود. این جایزه از سال 1950 هرساله اعطا شده است.
جمهوری اسلامی ایران در نمایشگاه سال 2016 فرانکفورت که از 28 مهرماه برگزار میشود، در سالن بزرگسال غرفهای در حدود 200 متر و در سالن کودک غرفهای حدود 40 متر دارد.
طبق اعلام، حدود ۱600 عنوان کتاب منتخب تشکلهای نشر ایران در نمایشگاه فرانکفورت به نمایش درخواهد آمد. همچنین حدود ۱۰ نویسنده در این نمایشگاه حضور خواهند یافت که تعدادی از آنها با حمایت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی عازم میشوند. حضور حدود 200 نفر از فعالان نشر ایران نیز در این دوره از نمایشگاه کتاب فرانکفورت قطعی است.
ایسنا -علیرضا بهرامی
@aradmanpub