aradman
154 subscribers
2.87K photos
317 videos
197 files
846 links
ارتباط با ادمین
@arbisna
Download Telegram
پیشنهاد کتاب آرادمان /1

کتاب جدیدی پرویز دوائی و تجدیدی چاپ یک ترجمه‌ی قدیمی‌اش
انتشارات جهان کتاب

@aradmapub
پیشنهاد کتاب آرادمان /2
دو اثر آیینی عاشورایی
دیوان محبی (ایده‌آل فرقانی) – دفتر شعر
عمان سامانی به روایت زهیر توکلی – شعر و تحلیل
از انتشارات آرادمان
@aradmanpub
«موراکامی» را شانس اول نوبل ادبیات امسال می‌دانند

«هاروکی موراکامی» نویسنده مطرح ژاپنی به عنوان محتمل‌ترین گزینه برای دریافت جایزه نوبل ادبیات در سال 2016 شناخته شده است.
در فاصله کمی مانده به معرفی برنده جایزه نوبل ادبیات در سال 2016 میلادی، سایت معروف انگلیسی «لدبروکس» طبق سنت هرساله درباره برنده مهمترین جایزه دنیای ادبیات گمانه‌زنی می‌کند و امسال نام «هاروکی موراکامی» نویسنده ژاپنی را بالاتر از چهره‌هایی چون «آدونیس»، «فیلیپ راث» و «نگوگی وا تیونگو» در پیش‌بینی خود قرار داده است.
هیأت داورانی شامل 18 نفر از آکادمی نوبل مسئول انتخاب برنده نوبل ادبیات خواهند بود و به گفته «آلفرد نوبل» باید به نویسنده برجسته‌ترین اثر با گرایش آرمانخواهانه اعطاء شود.
در حالی که آکادمی نوبل هنوز به صورت رسمی تاریخ اعطای جایزه نوبل ادبیات در سال 2016 را اعلام نکرده است اما «پر واتسبرگ» از اعضای این آکادمی در گفتگو با رسانه‌های سوئدی تاریخ اعلام برنده را روز 13 اکتبر (پنجشنبه 22 مهر) اعلام و اظهار کرد که زمان اعطای جایزه به دلیل عدم توافق نظر داوران از 6 اکتبر یک هفته به تعویق افتاده است.
امسال «هاروکی موراکامی» که چند سالی است با نزدیک شدن به تاریخ اعطای جایزه نوبل گمانه‌زنی‌های فراوانی درباره او انجام می‌شود از سوی وب‌سایت «لدبروکس» با شانس 1 به 4 محتمل‌ترین گزینه برای دریافت این جایزه مهم معرفی شد و پس از آن «آدونیس» شاعر سوری با شانس 1 به 6 و «فیلیپ راث» نویسنده آمریکایی علی‌رغم این که اخیرا از دنیای نویسندگی رمان اعلام بازنشستگی کرده با شانس 1 به 7 قرار دارند.
منبع: گاردین – ترجمه: مهری محمدی مقدم
@aradmanpub
من تحت تأثير توام...

بر لحظه‌هاي ناگهان تأثير بگذار
با هر عبور از آينه، تكثير بگذار

لطفي كن و چشم از زمين بردار و برخيز
خاك كوير سخت را دلگير، بگذار

آرامشت را در بيابان‌ها رها كن
وقت ترنم شد، بخوان؛ تكبير بگزار

سمت ترك‌هاي نمك، گودال گودال،
زير گلوي تشنه‌ام شمشير بگذار

اين‌‌جا سرابي نيست،
خون؛
سر تا به سر خون
جاي تمام لخته‌ها تصوير بگذار

تصوير در تصوير، تا آن‌سوي آتش،
از پاره،
پاره،
پاره‌‌ات،
زنجير بگذار

اي كاش مي‌شد برايت از ارغوان مي‌نوشتم
از انتشار سپيده، از سايبان مي‌نوشتم

از بركه از عطر بيشه، از كوچه‌باغ هميشه،
از امتداد لطيف رنگين‌كمان مي‌نوشتم

از ياسمن، بوي باران، از آبشار دم صبح
از جنگل سمت ساحل تا بيكران مي‌نوشتم

من چارده قرن نوري از ظهر تو دور ماندم
یک عمر "شمس" و "فلق" را با خيزران مي‌نوشتم

رقص جنون داشت آتش بر شور امواج دريا
تا واژه‌ي "العطش" را بر بادبان مي‌نوشتم

انگار دلتنگي‌ام را بايد به چاهي بگويم
اي ‌كاش مي‌شد برايت از كوفيان، مي‌نوشتم!

#علیرضا_بهرامی
/ تا آخر دنیا برایت می‌نویسم / آرادمان
@aradmanpub
...و باید داستان قتل مظلومانه دکتر فاطمی که به شهادت امیرکبیر شباهتی می‌برد، نوشته آید مکرر در مکرر تا یاد آنان که بر وعده‌ خود وفا کردند و ایمان خود نفروختند، از یاد نرود.
(از کتاب «کشته‌شدگان» / مجموعه مقاله‌های مسعود بهنود)
@aradmanpub
جایزه‌ نوبل ادبیات امسال با کمی تاخیر، فردا اهدا می‌شود.
جالب است بدانید که برندگان جایزه نوبل در مراسم رسمی که در استکهلم برگزار می‌شود، هیچ مبلغی دریافت نمی‌کنند و حتی مدال و دیپلم افتخاری که به آن‌ها اعطا می‌شود در پایان مراسم پس گرفته می‌شود.
در این مراسم مدال طلای ۱۸ قیراتی حکاکی‌شده و دیپلم افتخاری به دست پادشاه سوئد به برندگان اعطا می‌شود، اما چون جشن بزرگی انتظار آن‌ها را می‌کشد، از آن‌ها پس گرفته می‌شود.
صبح روز بعد، از برندگان دعوت می‌شود به دفتر «لارس هیکینستن» مدیر عامل آکادمی نوبل بوند و یکی پس از دیگری مدال و لوح دیپلم خود را دریافت کنند. به برندگان نوبل فرصت نشستن روی صندلی «آلفرد نوبل» و امضای کتاب میهمانان داده می‌شود. آن‌ها می‌توانند نام و امضای مثلا «اینشتین» و دیگر چهره‌های شاخص رشته‌های خود را ببینند و این مسلما لحظه‌ تاثیرگذاری در عمر حرفه‌ای آن‌ها شمرده می‌شود.
«هیکینستن» در این‌باره می‌گوید: بعد از آن درباره این که آن‌ها ترجیح می‌دهند پول را چطور دریافت کنند، صحبت می‌کنیم. اکثر جوایز نقدی با یک انتقال ساده بانکی به حساب‌ برنده‌ها واریز می‌شود. اما بعضی از آن‌ها هم پرداخت قسطی را انتخاب می‌کنند تا طی دو سال مالیاتی آن را دریافت کنند.
مدالی که آکادمی سوئدی به برندگان بخش ادبیات اعطا می‌کند،‌ به تصویر مرد جوانی منقش شده که زیر یک درخت برگ‌بو نشسته و مدهوش گوش سپردن به صدای چنگ و ترانه‌ای است که الهه هنر می‌نوازد و می‌خواند. زیر این تصویر خطی به زبان لاتین نوشته شده که این‌گونه می‌توان آن را ترجمه کرد: «و آن‌ها که با تبحر نویافته خود زندگی روی زمین را بهبود می‌بخشند.»
این‌ها کلمه‌هایی است که در ششمین ترانه کتاب «انه‌اید» نقل شده است. بیت کامل آن این است: «شاعرانِ محبوب پروردگار را ببین، مردانی که کلماتی شایسته قلب فوبوس (آپولو،‌ خدای خورشید) را به زبان می‌رانند / و آن‌ها با تبحر نویافته خود زندگی روی زمین را بهبود می‌بخشند.«
نام چهره برنده نوبل هم زیر این تصویر و قطعه شعر حک می‌شود. طراحی این مدال توسط «اریک لیندبرگ» انجام شده است.
@aradmanpub
بزرگانی که دست‌شان به نوبل ادبیات نرسید
شاید یکی از جالب‌ترین نکته‌ها درباره برگزیدگان آکادمی نوبل ادبیات، اعطا نشدن آن به نویسندگان صاحب‌نام و تأثیرگذاری است که هریک نقطه عطفی در تاریخ ادبیات جهان به‌شمار می‌آیند. برخی از این ‌نام‌های بزرگ که شاید در ذهن هر خواننده‌ای سؤال ایجاد کنند، «لئو تولستوی»، «ولادیمیر ناباکوف»، «آنتوان چخوف»، «مارسل پروست»، «ازرا پاوند»، «توماس هاردی»، «هنریک ایبسن»، «مارک تواین»، «جیمز جویس»، «خورخه لوئیز بورخس»، «امیل زولا» و «کارلوس فوئنتس» هستند.
@aradmanpub
نویسنده برنده نوبل درگذشت
داریو فو، نویسنده مشهور ایتالیایی و برنده نوبل ادبیات در سن ۹۰ سالگی درگذشت.
این بازیگر، نمایشنامه‌نویس، طراح صحنه، کارگردان و نویسنده سرشناس ایتالیایی در سن ۹۰ سالگی بر اثر اختلالات ریوی فوت کرد. او که مدت‌ها از بیماری‌ ریوی رنج می‌برد، طی ۱۲ روز گذشته در بیمارستان بستری بود.
«ماتئو رنتسی» نخست‌وزیر ایتالیا صبح امروز در پیامی درگذشت نویسنده نمایشنامه‌ معروف «مرگ ناگهانی یک آنارشیست» را تسلیت گفت. در این پیام آمده است: با مرگ «داریو فو» ایتالیا یکی از بزرگ‌ترین قهرمانان عرصه تئاتر، فرهنگ و زندگی اجتماعی خود را از دست داد. طنز تلخ او، تحقیقات و کارهای او در طراحی صحنه و فعالیت‌های هنری متنوع‌اش، میراث یکی از بزرگترین‌ ایتالیایی‌های جهان است.
چهره های برجسته‌ای از دنیای سیاست، ادبیات و رسانه‌ تاسف خود را از درگذشت «فو» ابراز کرده‌اند.
«داریو فو در سال ۱۹۹۷ میلادی موفق به دریافت جایزه‌ نوبل ادبیات شد. از آثار مشهور این نویسنده‌ بنام، به «اسرار کمدی»، «مرگ تصادفی یک آنارشیست»، «حساب پرداخت نمی‌شه!» و «نگهبان تقاطع جاده و راه‌آهن» می‌توان اشاره کرد. این آثار به فارسی نیز ترجمه شده‌اند.
منبع: ایسنا به نقل از گاردین
@aradmanpub
اقدام عجیب آکادمی نوبل
باب دیلن برنده نوبل ادبیات شد!

آکادمی نوبل جایزه نوبل ادبیات سال ۲۰۱۶ را به باب دیلن، خواننده، آهنگساز و ترانه‌سرای مشهور آمریکایی اعطا کرد.
دیلن 75 ساله برای بیان شاعرانه شایسته این عنوان شناخته شده است.
این در حالی است که بسیاری انتظار داشتند نویسندگانی چون موراکامی برنده‌ این جایزه شوند.
البته آکادمی نوبل در کارنامه خود انتخاب وینستون چرچیل، نخست‌وزیر انگلستان را هم به‌عنوان برگزیده نوبل ادبیات دارد.
@aradmanpub
وداع با «داریو فو» در میلان
@aradmanpub
تشنگی زاینده‌رود موضوع جدیدی نیست؛ حسرت گذشته‌های کودکی همیشگی است...
«بعد از چندین سال، من، وارد اصفهان شدم. اما چه فایده که همه کسان من نبودند و از خیال آنها، تنگدل شده بودم. با نهایت دلبستگی، از روی پل {خواجو} گذشتیم. رودخانه {زاینده‌رود} هم، قدری آب داشت. هیچ، مثل آن ایام نبود که در بچگی دیده بودم».
از سفرنامه‌ی سکینه ‌سلطان (وقارالدوله)، همسر صدراعظم شاه قاجار که سال 1284 (111 سال پیش) نوشته شده است).)
@aradmanpub
راهنمای کتاب/ «ملاقات با شانا»؛ نیما قلی زادگان؛ آرادمان
تصویر انسان آینده در یک رمان

«ملاقات با شانا»
نویسنده: نیما قلی‌زادگان
انتشارت: آرادمان، چاپ اول 1394
تعداد صفحه: 123 ، 8000 تومان


***

وقتی نویسنده‌ها فیلم‌ساز می‌شوند، در آثار تصویری‌شان، هم به جزئیات صحنه و اجزای دیگری در گفتار و رفتار شخصیت‌ها توجه می‌کنند، هم دیالوگ‌ها را اصولی‌تر می‌نویسند. منطق فیلمنامه هم که جای خود دارد؛ برمبنای منطق داستان‌نویسی تنظیمش می‌کنند. وقتی ‌هم که فیلمسازی نویسنده می‌شود، یکی از اتفاق‌های مبارک در آثارش این است که به تصویرسازی و خیال‌پردازی، برمبنای اصل استوار مدیوم سینما، توجه ویژه وجود دارد.

نیما قلی‌زادگان از نسل سینماگران جدید امروز و نیز سینمادوستانی است که در نویسندگی و مشخصا داستان‌نویسی هم طبع‌آزمایی کرده است. رمان «ملاقات با شانا» تازه ترین تجربه‌ی منتشرشده‌ او در این عرصه، محسوب می‌شود.

قلی‌زادگان فیلمسازی است که مستندهایی در تحلیل یک عمر فیلمسازی برخی از چهره های سینمایی در کارنامه خود دارد و از طرفی چند کار پژوهشی نیز در حوزه‌های مورد علاقه‌اش تدوین کرده که نشانگر روح جست‌وجوگر و کنکاش‌گر اوست. همین روحیه شاید موجب شده وقتی ‌که در یک اثر داستانی دست به قلم گرفته، برمبنای آینده‌نگری یا اصل حکمی، عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی، اثری در حال و هوای پساآخرالزمانی نگاشته شود.

شاید مانند آن‌چه که وقتی ژول ورن تصویر می‌کرد، عجیب می‌نمود اما چند دهه بعد همان عجایب به واقعیت‌های معمول و مرسوم تبدیل شدند، شهر و جامعه‌ی آینده‌ای که قلی‌زادگان چیده و تصویر کرده، شاید الان عجیب و علمی- تخیلی محسوب شود اما شاید همین ماجرا چند دهه بعد نع علمی تخیلی و نه حتی محتمل که به امری بدیهی در زندگی بدل شود.

او در رمانی 123 صفحه‌ای، آینده‌ای را تصویر کرده که انسان را شبیه‌سازی می‌کنند؛ آن‌هم نوعی شبیه‌سازی که اصلا قابل تمیز و تشخیص نیست. انسان شبیه‌سازی‌شده به درون جامعه فرستاده می‌شود و یک زندگی عادی را در پیش می‌گیرد اما در کمال تعجب، این نمونه‌ی ساختگی از انسان هم درگیر همان عواطف انسانی معمول می‌شود، عاشق می‌شود، کنجکاوی می‌کند و درنهایت هم بر آن‌ها که او را پدید آورده و حیات بخشیده‌اند، عصیان می‌کند و عملا باعث می‌شود که پروژه با شکست در عمل به نفس و نیت طراحان و مجریانش مواجه شود.

با این فرض که تمام داستان‌ها با کاراکترهایی که خلق می‌کنند، به‌دنبال پاسخ دادن به سوالی هستند، قلی‌زادگان در رمان «ملاقات با شانا» در پی این بوده که با توجه به توسعه‌ی ساخت اعضای بدن مصنوعی انسان، اگر علم تا جایی پیشرفت کند که قلب و مغز هم بتواند بسازد، سرنوشت انسان به چه سمتی سوق پیدا می‌کند؟ در این صورت، احساسات او چقدر طبیعی است و اصلا چه شکلی می‌شود؟ اگر این اتفاق برای مغز و قلب انسان بیفتد، چه پیش می‌آید؟ مثلا اگر کلیت یک انسان به‌صورت مصنوعی تولید شود، چه اتفاقی برای انسان رخ می‌دهد؟ این قطعا ایده‌ی اثر بوده و نویسنده بعد از طرح ایده، به‌دنبال قصه‌پردازی رفته است.

زبان، لحن و روایت در داستانی از جنس ملاقات با شانا نیز قطعا عاملی تاثیرگذار بوده است. معمولا ادبیات این نوع داستان‌ها به خاطر فضا، شخصیت و پیچیدگی‌هایی که دارد، و همچنین نوع تصویرهایی که برای مخاطب غریب و ناآشنا هستند، باید ساده باشد؛ چون به دنیا و زمانی مربوط است که هنوز نرسیده است. بنابراین، گفتن از دنیایی چنین ناملموس، نباید پیچیده باشد. در غیر این‌صورت، احتمال دارد بخشی از حرف و متن اصلی از دست برود. بنابراین نویسنده تا جایی که امکان داشته، سعی کرده‌ در این رمان از جمله‌ها و گفت‌وگوهای ساده استفاده کند.


اما مخاطب این رمان چه کسانی هستند؟ شاید حتا درباره‌ی گروه سنی مخاطب رمان «ملاقات با شانا» هم نتوان با قطعیت حکم داد. مخاطب رمان «ملاقات با شانا» خیلی از افراد می‌توانند باشند اما کسانی که به دنبال ادبیات داستانی متنوع‌تری هستند و در حوزه ادبیات داستانی تنوع را دنبال می‌کنند، با این رمان بیشتر می‌توانند ارتباط بگیرند و برای‌شان جذاب‌تر است. رمان به‌طور کلی برای سن خاصی طراحی نشده است، اما به خاطر اینکه شخصیت اصلی داستان خانم است، برای خانم‌ها باید جذاب‌تر باشد. همچنین با توجه به حال و هوا و حجم آن، برای آن‌ها که در پایان دوره‌ی نوجوانی و نیز در محدوده‌ی جوانی عمر خود هستند شاید گیراتر و دلچسب‌تر باشد.

خود قلی‌زادگان درباره‌ی سبک داستان «ملاقات با شانا» گفته است، نمی‌شود گفت که سبک این کتاب علمی تخیلی است اما مطمئنا یکی از زیرشاخه‌های آن است. همچنین نمی‌توان گفت رئالیزم جادویی است، چون رئالیزم جادویی تغزلی است. شاید سبک این کتاب در ژانری ترکیبی از علمی- تخیلی و رئالیزم جادویی قرار بگیرد. شاید هم سبکی ابداعی، یا شاید روایتی کمی پیش‌روتر از آن‌چه می‌بینیم، درباره‌ی زندگی و